ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۱۱, دوشنبه

آقای روحانی این خرابه ای که شما رئیس جمهورش هستید ، نتیجه کار شماهاست ونه 8 سال که 34 سال است از پایبست ویران است

روحانی در اولین خطابه سال جدید :  "ساختمانی که در هشت سال گذشته خراب شده است، در چند ماه درست نمی شود.".ه

آقای روحانی چرا شما روحانیون اینهمه به مردم دروغ می گویید؟   آیا این خرابه واقعا 8 سال عمر دارد؟ و آیا این خرابه فقط محصول کار احمئینژاد است ؟ چرا به مردم حقیقت را نمی گویید ؟ چرا آنرا اخته کرده و در اختیار امت در صحنه قرار می دهید ، کل حقیقت را به مردم بگوید به مردم بگویید این خانه از پایبست ویران است و شما در نقش بند ایوانید ؟
 
روحانی مزورانه این خرابه را فقط حاصل کار احمدینژاد می داند 
 
او نمی گوید که چه کسی احمدینژاد را بر مردم تحمیل کرد ؟ آیا جز آن رهبر دجال و اعظمش کسی دیگر بود و چرا آن کسانی که به این آقا رای دادند و مردم را فریب دادند سکوت کردند چرا نمی گویند حقیقت را به مردم ؟ 

روحانی نمی گوید که کشور از روزی به قول او به خرابه ای تبدیل شد که امام جنایت کارش در ایران با فریب توده های بی سواد و همکاری روشنفکران فرصت طلب و خائن در سال 1357 کشور را به دست روحانیتی دجال ، خونریز ، دزد و غارتگر سپرد 

احمدینژاد هم می گفت کشور را به صورت خرابه ای از اصلاح طلبان به ارث برده است او اسامی صدها دزد و غارتگر اقتصادی را نیز در دست داشت و جرات بیرون دادن آن اسامی را نکرد و بر فلاکت اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی کشور به مانند همانهایی که قدرت را در قبل قبضه کرده بودند ، افزود و افزود ، و از این طریق نفرت و نفرین ملت ایران را با خود به گور خواهد برد

به این دیاگرام که خود حکومت بیرون داده توجه کنید تا خود به این دروغ که گویا قبل از احمدینؤائ در کشور گل و بل بل بوده پی 
ببرید 

این جدول فقط نمونه ای از یک شاخص اقتصادی و  نمونه ای از خروار است تا ثابت کند که خانه خراب آقای روحانی به 8 سال احمدینژاد بر نمی گردد

لازم به ذکر است که نرخ تورم در سال 1355 و قبل از اعتصابات 56/57 عددی یک رقمی  بود 1.3 (یعنی نان سنگک 6 ریالی در سال چند دهم ریال گران می شد و نه مثل امروز ، ناگهان 300 تا 400 برابر)  که در سال 56 به دلیل اغتشاشات آخوندی و درگیریها و اعتصابات به 3.4 %  رسید
حال مقایسه کنید این عدد را با سیر سعودی تمام این 34 سال و دوران روحانی (1392)که بنا به آمار خود حکومت  43% بود که معمولا باید به آن 10% نیز اضافه کرد تا عدد نزدیک به حقیقت گفته شود

ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۹, شنبه

تلفن یک ساعته پوتین به اوباما و "نرمش قهرمانانه" و سراسیمه او



بعد از سید علی رهبر اسلامیستهای جهان حالا پوتین رهبر "رفقای ایرانی" و روسی هم نرمش قهرمانانه و کرنش خاضعانه و خفت باری در مقابل عمو سام را آغاز کرد

گویا مستی از سر رفیق پوتین پرید و متوجه شد که دیپلماسی جهانی نه تشک کارته و جودو است و نه شکار پلنگهای سیبری که او با 200 محافظ مسلح به شکار آنها برود و برنده روی تشک و پیروز جنگلهای سیبری شود

او که خود یک ملیاردر قدرتمند روسیست و از سایه سر سازمان مخوف و انسان ستیز ک گ ب به همه جا رسیده است و به مانند آخوندهای دجال کشورمان از طریق فروش نفت در سالهای اخیر به پول و پله ای رسیده بود ، فکر می کرد جهان هم سید علی و نیروگاه هسته ای بوشهر است که ملیاردها دلار کاسب شود و بعد از دهها بار قول و قرارهای حتی کتبی هنوز یک کیلووات برق از این صنعت تولید نمی شود

تعدادی از فرصت طلبان و بقایای توده ایهای ضد امپریالیست در سرتاسر جهان به او که دارای هیچ قدرت استراتژیک و واقعی نیست پیشنهادهایی دادند که ای جهاندار پوتین ، چرا غربیها باید با روسیه به مانند یک کشور جهان سومی رفتار کنند و چرا حضرت ولادمیر پوتین این رهبر پرولتاریای جهانی" نباید به مانند رفیق کبیر" استالین از خود قدرت و جربزه ای نشان دهد تا امپریالیستها را سر جایشان بنشاند

علاوه بر غالب چپ های ایران ،روس و توده ای های جهانی ، تعدادی از دیکتاتورهای فلک زده و ورشکسته ، مثل سید علی و بشار اسد و ......هم به او همه نوع کمک و از خود گذشتگی را اعلان کردند (جالب اینجاست که نیروهای چپ اروپا یکصدا در مقابل تجاوز به خاک اوکرایین موضع گرفتند ولی بر عکس بسیاری از چپهای وابسته ایرانی منتظر نابودی سرمایه داری بودند )ملیاردها دلار باد آورده نفتی و گازی هم مزید بر تمام علت های بالا گردید و پوتین را چنان باد کرد که او واقعا فکر کرد ابر قدرتی شده است و خود خبر ندارد

ولی اجماع چند روز پیش 50 کشور قدرتمد جهان در هلند و در اعتراض به اشغال کشور مستقلی مثل اوکرایین به وسیله پوتین به کمک سایر عکس العملهای جهانی در مقابل این تجاوز آشکار ، باعث شد تا پوتین را از خواب غفلت ابرقدرتی کاذب ، بیدار کندو اورا به خود آورد و به او بگوید که آقای پوتین شما نه رهبر دموکرات یک ابر قدرت جهانی هستید و نه دارای آنچنان اقتصاد پویایی که بتوانید در مقابل اقتصاد جهان آزاد مقاومت کنید ، شما هم یک دیکتاتور کوتوله ای مانند سایر دیکتاتورهای جهان سومی هستید که با دوز و کلک و ارعاب مخالفانتان ، خود را به مدت 16 سال در قدرت نگاه داشته اید

البته این انتظار می رفت که مستی از سر پوتین بپرد ولی چنین سریع و اینگونه خفت بار را کمتر کسی انتظار داشت

او خیلی سریع متوجه شد که وقتی کشورهای متمدن و آزاد جهان متحدا بخواهند او را تحریم اقتصادی کنند و به او سایر همپالکیهای دزد و قاتلشان درس دیپلماسی مدرن و آدم شدن بدهند ، می توانند کاری کنند که ملیاردها روبل ذخیره شده در خزانه روسیه به تدریج آب شوذ و در اندک مدتی از آن همه ذخیره چیزی باقی نماند

دقیقا همان عاملی که باعث شد واحد پول جمهوری اسلامی سقوط کند و در مدت کوتاهی دهها برابر از ارزش آن کاسته شود ، پوتین و روبلش را نیز به زانو در آورد و می آورد

اعلان تحریم اقتصادی روسیه و حذف آن از دایره اقتصاد آزاد جهان کافی بود تا روسها درک کنند که چگونه به سرعت برق و باد روبل ارزشش را از دست می دهد و 400 ملیارد روبل در مدت یک ماه به 90 ملیارد رسید.و فرار سرمایه از روسیه ابعاد وحشتناکی به خود گرفت و این تازه اول کار بود تحریمهای جهانی در راه است و اگر پوتین هم به مانند سید علی به غلط کردن نیقتد و آنرا به جهانیان اعلان نکند و نرمشش را "قهرمانانه " شروع نکند ، به زودی روسیه و ثروت " رفیق کبیر پوتین " و رفقا در بانکهای جهانی بلوکه خواهد شد و در دراز مدت نابود خواهد شد

شاید از این طریق بشود دخالتهای بی شرمانه آنها (پوتین/خامنه ای) را در سوریه و ایران که تا کنون باعث شده اند ، دهها هزار انسان بی گناه و بی آزار کشته شوند و در سوریه ملیونها انسان را آواره بیابانهای خشک و بی آب کنند ، کم شود

اگر پشتیبانی خرس روسی از جنایت کاران کشور مان نمی بود شاید آخوندهای ترسو و بزدل سالها پیش گورشان را گم کرده بودند متاسفانه باید اذعان کرد که ملتهای بی گناه در این کشورها همیشه بیشترین صدمه را خواهند دید و این تحریمها به آنها نیز صدمات فراوانی می زند ولی برای مقابله با فرصت طلبی خرس روسی و آخوند حکومتی در ایران راه دیگری باقی نمانده است ، قدرت ملیاردی نفت باعث شده است تا آنها مزدوران اجاره ای خود را به جان مردم انداخته و هر گونه اعتراضی را در نطفه خفه کنند ، یکی از کم هزینه ترین ایزار مقابله با فتنه های اتمی و تروریستی آخوند/پوتین و شرکا ، نابودی منابع مادی و از این طریق گرفتن ایزار سرکوب آنهاست ،تحریم در مقابل جنگ و بمباران و نابودی تمام زیر ساختهای کشور کمترین هزینه را همراه دارد

از آنجاییکه پوتین می داند فرآیند این پروسه ، نابودی کامل اقتصاد روسیه و سرنوشت رقت بار لتحاد شوروی سابق را نیز به همراه خواهد داشت سریع به خود آمد . او و مثل آخوندهای تنهکار و خرفت ایران چشم اندازهای آینده این روند را به خوبی می بیند و دارای چنان اقتصاد دانانی نیست که بگویندآمریکا هیچ غلطی نمی کند و خمینی و خامنه ای را به "اقتصاد مال خر است " یا اقتصاد من در آوردی "مقاومتی" ترغیب کنند تا جایی که با بلاهت مطلق غرب را تهدید کنند که " ما هم آنها را تحریم می کنیم" ، متوجه وخامت اوضاعش شد و تلفن را برداشت و به اوباما گفت "من همان سرهنگ ک گ ب هستم و اشتباه کردم و بیایید تا با هم دوباره مذاکره کنیم

آیا بعد از اخراج روسیه از سازمان جهانی "گ 8 " و سایر سازمانهایی که غربیها روسیه را نیز در آنجا پذیرفته بودند دوباره آبها به جویی برخواهد گشت یاید منتظر شد ولی وضعیت روسیه دیگر به روزهای قبل از اشغال خاک اوکرایین بر نخواهد گشت ، این درس بزرگی بود برای غرب که از خواب غفلت بیدار شوند

طبق گزارش روزنامه آلمانی زبان فرانکفورته آلگماینه پوتین ریئس جمهور روسیه در عربستان به اوباما تلفن کرده و از او در مورد امکانات یک راه حل دیپلماتیک برای حل بحران اوکراین نظر خواسته است

خبری که توسط کاخ سفید روز جمعه در واشنگتن اعلام شد.
ولادیمیر پوتین، رهبر کرملین به اوباما در سفر به ریاض در عربستان سعودی تلفنی اطلاع داده است که حاضر به مذاکره می باشد
اوباما در تلفن یک ساعته به پوتین گوشزد کرده است که نیروهای روسی باید از خاک اوکراین عقب نشینی کنند.

جزئیات مشخصی که کاخ سفید ، آن را توسط وزیر امور خارجه آمریکا جان کری اخیرا با همتای روسی خود ، سرگئی لاوروف، در لاهه ارائه کرداست. روسیه باید به طور خاص پاسخ این پیشنهاد را به کاخ سفید بدهد

پوتین و اوباما با توجه به داده های آمریکا موافقت کردند که کری و لاوروف دوباره در رابطه با پیشنهاد به مذاکره بنشینند و به بحث در مورد گام های بعدی بپردازند
کرملین خواسته است که جامعه بین المللی باید به تثبیت وضعیت در جمهوری های شوروی سابق کمک کنند. همچنین از طرف روسیه ، جزئیات بیشتری ذکر شده است .

آمریکایی ها رفراندوم کریمه را همچنان غیر قانونی می دانند و با توجه به پیشنهاد کاخ سفید که در آن به آماده سازی دولت موقت کیف برای اصلاح قانون اساسی و برگزاری انتخابات دموکراتیک اشاره شده است ، تجاوز روسیه به خاک یک کشور مستقل را رد کرده و احترام گذاشتن به تمامیت ارضی اوکراین از طرف روسها را تنها شرط ممکن برای عادی سازی روابط دوباره با مسکو می دانند .
مسکو استدلال کرده بود که کریمه به لحاظ تاریخی متعلق به روسیه است و دلیل اقدامات اخیر روسیه این بوده است که زندگی هموطنان روسی او در کریمه به خطر افتاده بود .


ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۲۶, دوشنبه

بر ظلمت‌ این‌ شام‌ سیه‌ فام‌ ، سحر شو!


......../مسپار وطن‌ را به‌ قضا و قدر ای دوست‌!
......../خود بر سرِ این‌تن‌ به‌ قضا داده‌ قدر شو! 

......../ای آتش به‌ جان‌ تاخته‌ ، توفان‌ شرر* شو!
......../ای بغض‌ گل‌ انداخته‌ ، فریاد خطر شو!

......../ای روی برافروخته‌، خود پرچم‌ ره‌ باش‌!
......../ای مشت‌ برافراخته‌، افراخته‌تر شو!

......../ای حافظ‌ جان‌ وطن‌ ، از خانه‌ برون‌ آی!
......../از خانه‌ برون‌ چیست‌ ، كه‌ از خویش‌ به‌ در شو!

......../گر شعله‌ فرو ریزد، بشتاب‌ و میندیش‌
......../ور تیغ‌ فرو بارد، ای سینه‌ سپر شو!

......../خاک‌ پدران‌ است‌ كه‌ دست‌ دگران‌ است‌
......../هان‌ ای پسرم‌، خانه‌ نگهدار ، پدر شو!

......../دیوار مصیبت‌كده‌ی حوصله‌ ، بشكن‌
......../شرم‌ آیدم‌ از این‌ همه‌ صبر تو، ظفر شو!

......../فریاد به‌ فریاد بیفزای، كه‌ وقت‌ است‌
......../در یك‌ نفس‌ تازه‌ اثرهاست‌، اثر شو!

......../ایرانی آزاده‌! جهان‌ چشم‌ به‌ راه‌ است
......../‌ایران‌ كهن‌ در خطر افتاده‌، خبر شو! 

شعر از ؟؟؟
*شرر=انقلاب=رستاخیز



ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۲۳, جمعه

خجسته باد زادروز مردی که صد سال پیش سکولار بود وآنرا در ایران پیاده کرد


از خودم و تاریخ سرزمینم ، شرمنده ام ، که پیکر پادشاهان پهلوی در دوردستها آرمیده است و خمینی در تهران گنبد طلایی دارد ؛ ن.گ

از این خاندان چه تعریفی بالاتر از آن که آثار زحماتشان در جایی جای ایران وزندگی ایرانیان نقش بسته است از مبارزه با بی سوادی گرفته تا ریشه کن کردن دهها بیماری مسری مثل کچلی،وبا ، حصبه و یا آزادی زنان ایرانی .ولی اگر مهمترین دست آورد رضا شاه بزرگ ومحمد رضا شاه فقید را بخواهیم نام ببریم به اعتقاد من کوتاه کردن دست آخوند زالوسفت ار پیکره جامعه و کشور را می شود به عنوان بزرگترین کار آنها نام برد اینکه نتیجه این همه خدمت و سازندگی با انقلاب اسلامی متوقف شد بحث ما نیست به آن پرداخته شده ودر آینده باز هم پرداخته خواهد شد ولی به مناسبت زادروز رضا شاه بزرگ می شود این را بدون تردید یاد آور شد که رضا شاه این مرد وطنپرست به خوبی این طیف را شناخته بود و می دانست تا زمانی که خرافات حاصله از فعالیتهای این قشر از مغزها دور نشود مدرنیته در ایران نمی تواند پیشرفت کند از طرفی ولی بیسوادی مردم به ملاها امکان می داد تا همچنان زهر خرافات وعقب ماندگی خود را در اذهان تذریق کنند ودر مسیر آبادانی و ساختن ایران مشگل ایجاد کنند چرا که آخوند با سازندگی در تمام زمینه ها مخالف بود آنها هر مدرسه ای را که ساخته می شد مخالفت می کردند اولین مدرسه رشدیه را 7 بار به آتش کشیدند البته آن زمان هنوز قدرت رضا شاه در این کشور حاکم نبود چرا که اولین کار رضا شاه و پس از او محمذ رضا شاه فقید ساختن هزاران مدارس ودانشگاه بود این مدارس هم دارای دو دشمن بودند یکی از آنها همانطور که نوشته شد آخوند متحجر بود و دیگری همین تحجر نهفته در اذهان مردم بود که اجازه نمی داد فرزندان این مرز وبوم چه دختر وچه پسر بجای مکتب (یا در کنار آن) راهی مدرسه شوند همین خرافات باعث بسیاری بیچارگیها در ایران بود وهست تا جایی که فغان رضا شاه به هوا بلند شد و به خامه فرج الله گفت :
"
همه چيز را مي ‌شود اصلاح كرد. هر زميني را مي ‌شود اصلاح نمود. هركارخانه ‌اي را مي ‌توان ايجاد كرد. هر مؤسسه‌ اي را مي ‌توان بكار انداخت. اما چه بايد كرد با اين اخلاق و فسادي كه در اعماق قلب مردم ريشه دوانيده، و نسل بعد نسل براي آنها طبيعت ثانوي شده است؟ ساليان دراز و سنوات متمادي است كه روي نعش اين مملكت تاخت و تاز كرده ‌اند. تمام سلول ‌هاي حياتي آنرا غبار كرده، به ‌هوا پراكنده ‌اند و حالا، من گرفتار آن ذراتي هستم كه اگر بتوانم، بايد آنها را از هوا گرفته و به تركيب مجدد آنها بذل توجه نمايم. اينهاست آن افكاري كه تمام ايام تنهائي مرا به ‌خود مشغول، و يك ‌ساعت از ساعات خواب مرا هم اشغال كرده است..... هيچ چيز در اين مملكت درست نيست. همه چيز بايد درست شود. قرنها اين مملكت را چه از حيث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنويات و ماديات خراب كرده ‌اند. من مسئوليت يك اصلاح مهمي را، برروي يك تل خرابه و ويرانه برعهده گرفته ‌ام. اين كار شوخي نيست و سرمن در حين تنهائي، گاهي در اثر فشار فكر در حال تركيدن است " پایان نقل قول

آخوند در این فساد اخلاقی رل اصلی را داشت در این کشور حتا علم پزشکی را منفور و محکوم می کردند وسالها طول کشید تا رضا شاه ویعد از وی فرزندش محمد رضا شاه فقید کوشش کردند تا توانستند این امت را از دعا و ورد وجادو کمی آزاد کنند و به جای آن بیمارستان ودکتر ودارو را جایگزین کنند متاسفانه با پیروزی انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی سعی کرد کشور را دوباره به همان عصر قاجار برگرداند ،اگر چه دیگر دیر شده بود و امت تبدیل به ملت شده بود .آنها با تمام هرینه ای که برای این عقبگرد اجتماعی انجام دادند نتوانستند علم و پزشکی را از بین ببرند اگر چه هنوز هم دست بردار نیستند.

فرید

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱۹, دوشنبه

قباحت و شرم و شرف انسانی را به لقمه نانی فروخته اند و آبی هم روش




ستار بهشتی را زیر شکنجه سلاخی می کنند و از شما می خواهند سکوت کنید
زجه های مظلومانه مادرش را می شنوند و گوشها را می گیرند 
 طرح از مانا نیستانی
یک مسئول اروپایی را لچک بر سر می کنند و وارد ایرانش می نمایند و طبق قراردادهای بسته شده در ژنو به دیدار چند مادر جگرگوشه از دست داده می روند باز هم می بینیم که ، فریاد همان قاتلان به هوا بر می خیزد که آهای مسلمانان "غرب در امور داخلی ما دخالت می کند" و شاخ و شونه برای مردم می کشند که بله ما باید آن وزیر و این وزیر را به مجلس فرا بخوانیم تا توضیح دهند که چرا اشتون این زن صهیونیست به دیدار چند مادر شهید رفته است

سخنگوی وزارت خارجه خامنه ای گفت :
دیدار اشتون با مادر ستار بهشتی و نرگس محمدی را "متأثر از برخوردهای گزینشی سیاسی و دوگانه از مقوله حقوق بشر" دانست و گفت: «اینگونه اقدامات به افزایش سوءظن مردم کشورمان در قبال غرب منجر خواهد شد و به روابط ایران و اتحادیه اروپا کمکی نمی‌کند».پایان نقل قول

قباحت و شرم و شرف را به لقمه نانی فروخته اند و آبی هم روش
اینها همانهایی بودند که برای ما از خلخال(خار) در پای زن یهودی می گفتند و گریه های امام علی برای درد ناشی از فرو رفتن خلخال در پای زن یهودی را گوشزد می کردند و خود فریبکارانه بر بالای آن منبر کذایی "حق حق" گریه سر می دادند و زیر چشمی امت پای منبرنشین را می پاییدند تا متوجه شوند دروغهایشان چه حد توانسته بر پا منبریها تاثیر گذارد

تمام سیرتشان ، لبخندشان ، نصایحشان دروغ
گفته ها و گریه هاشان دروغ
تهدید و تنفر
دین و روایتشان دروغ
سیاستشان دروغ ، مروتشان دروغ
و هر آنچه می گویند و انجام می دهند دروغ

به اشتون یک دروغ می گویند و بعد در مجلس به قاتلان فرزندان ایران دروغی دیگر
در محضر قاتل معظم و رهبر مسلمانان جهان سماجت در تکرار بلاهت می طلبند و در ژنو و در دیدار دو نفره با کری خشوع و خضوع

تا به کی و تا به کجا دروغ ، جنایت

و این دروغ روزی خلافت فرعونی ولی فقیه و دروغگویان حرفه ای اطرافش را به باد خواهد داد

مادر ستار بهشتی زنی که چند کیلو پوست و استخوان بیش ندارد به تنهایی و با عشق بی کران یک مادر به تنها فرزند از دست داده اش توانست بیت خونین خامنه ای را به لرزه اندازد

زندگی او فقط در عکسی از فرزندش ستار خلاصه شده است
او نه روشنفکر است نه وکیل و مدرس
او فقط یک مادر است
مادری که نمی خواهد خون فرزندش زیر سم ستوران و در معامله خانه های اصلاح طلبان با اصولگرایان قربانی سازش بی شرفهایی شود که جزء به شکمبارگی خویش هیچ دغدغه ای ندارند

آری مادر ستار بهشتی وقتی با عکس ستار روبروی کاترین اشتون قرار گرفت هزاران کتاب نانوشته از ظلم و جنایت جمهوری اسلامی در ایران را به جهان بی روخ و بی احساس تقدیم کرد
عکس ستار به این زالوهایی که با کالایی به نام خون انسان دور میز معماملاتشان می نشینند تهیب نابودیشان را سر داد
ستار در آخرین پیامش چنین گفت :
" .....من سکوت نمی کنم حتی اگر قرار به رسيدن لحظه مرگ من باشد........"

او سکوت نکرد

ستار استوره شد

ستار ، خانم اشتون ، نماینده کل قاره اروپا را در ایران و در قتلگاهش به تحسین واداشت

ستار یهشتی اگر چه جسم نازنینش را فدای راه و آرمان انسانیش کرد ولی جاویدان شد

ستار همیشه در قلب آزادیخواهان جای دارد

یاد و خاطره اش مشعلی جاویدفروزان باد


زن ستیز ترین انقلاب جهان ؛ انقلاب اسلامی 1357 بود (به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن)

انقلاب اسلامی 57 ، انقلاب مردان (مرتجع و ایدئولوژیک) بر علیه زنان نیز بود 

از زن ایرانی حقوق و آزادیش را گرفتند و نامش را "انقلاب" گزاردند

دیروز با دوستی آلمانی از هر دری سخنی می گفتیم و ناگهان به روز 8 مارس رسیدیم ، ایشون از من پرسیدند چگونه است که در آلمان زنان ایرانی نه حجابی دارند و نه حتی روسری بر سر می گذارند ولی درصد بسیار بالایی از زنان عرب و ترکیه ای حتی نسلهایی که اینجا به دنیا آمده اند حجاب دارند؟ او در ادامه از من پرسید که آیا ایرانیان اسلامی نیستند ؟

در پاسخ می بایست دلیل این تفاوت آشکار را با برگشت به سالهای قبل از 57 شروع می کردم و از زحمات بانیان مدرنیته ایرانی(پادشاهان فقید پهلوی) توضیح می دادم 

به او گفتم که قبل از سال 57 زن ایرانی واقعا از همه گونه آزادی برخوردار بود و هر توع پوششی را خود انتخاب می کرد (البته آزادی سیاسی در حد غرب نبود )

و ادامه دادم که ؛ 
در اختیار گرفتن همسر ؛ اگر خانواده ها مشکلی به وجود می آوردند دولت سعی می کرد تا جانب زنان را بگیرد که امروز کاملا بر عکس است 

زنان هم به مانند مردان حق طلاق داشتند و به مانند امروز برای مسافرت احتیاج به کسب اجازه همسر نداشتند

زنان با صغر سن ، اجازه ازدواج نداشتند

تک همسری قاونی بود و اجازه چند همسر به مردان داده نمی شد

آموزش برای زنان نیز اجباری بود و رایگان

ما در ایران زنانی را در وزارت داشتیم که در تمام جهان نمونه بودند (سرکار خانم دکتر افخم) در آن تاریخ در تمام جهان دو وزیر زن داشتیم که دومی در ایران بود

زنان در بالاترین مناسب حکومتی،آموزشی و قضایی پا به پای مردان از حقوق یکسان برخوردار بودند

زنان امروز حتی در آلمان برای کار مساوی با مردان حقوق کمتری می گیرند

در ایران پادشاهی ، آزادی پوشش چه با روسری، چادر و چه بدون آن برای همه آزاد بود

زنان ایران در آن سالها در فرهنگ سازی ، ورزش ، سینما و خوانندگی در منطقه بی نظیر بودند 
و.......

این دوست صحبتم را قطع کرد و پرسید ، که آیا زنان هم به صورت گسترده در انقلاب شرکت داشتند یا غالبا مردان بودند ؟ که پاسخ دادم غالبا مرد بودند طوری که حتی در سال 58 و بعد از اجباری شدن حجاب در جمهوری اسلامی ، روز 8 مارس ، تظاهرات چند ده هزار نفری زنان انجام گرفت که مردان واقعا از آنها پشتیبانی نکردند ، حتی گروههای سیاسی مذهبی و غیر مذهبی نیز هیچ همکاری با این زنان نداشتند ، حتی این زنان آزادیخواه و آگاه را که برای روز 8 مارس و به دفاع از حقوق زنان سرتاسر جهان به خیابانها آمده بودن ، را روسپی نامیدند 

او که متعجب شده بود و گویا این اطلاعات برایش کاملا تاره گی داشت ، با لحنی نا آرام گفت ؛ که پس این انقلاب مردان بر علیه زنان بوده ، و من در فکر فرو رفتم و با خود و زیر لب گفتم که این کوچکترین جنایت آن سال آقایان مرتجع و ایدولوژیک در حق زنان و ایران بود 

آری ؛ ابتدا با انقلاب اسلامی حقوق برابر زن با مرد را از بین بردند و حالا 34 سال است که همه با هم فریاد می زنیم پوشش اختیاری حق زن ایرانی 

آزادی پوشش زنان ، دهه 50

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱۸, یکشنبه

ترجمه مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با آقای گری ، گوینده رادیو پالتالک روم

 شاهزادهبا درود بر همه مبارزان راستین ، عصر بخیر اقای گری ، میخواستم به هموطنانم و شنوندگان عزیز درود بفرستم و تشکر کنم از شما مجریان ، که این برنامه را فراهم کردید ، بالاخص اقای الن که کمک کرد تا این مصاحبه صورت گیرد

مجری (آقای گری) : ما نیز خوشحالیم که شما را در کنار خود داریم. قبل از اینکه در مورد مسائل مربوط به داخل ایران سوال کنم ؛ میخواستم در مورد شورای ملی ایران پرسشی داشته باشم که این شورا(حامی)رژیم نیست آیا درست است؟

شاهزاده : بله کاملا درسته
مجری (اقای گری) : لطفا در موردش بیشتر صحبت کنید
شاهزاده: اقای گری، همانطورکه مستحضرید ، تشکیل یک مکانیزیمی که در سطح ملی باشد و موضوع  آینده و رژیم جمهوری اسلامی  از همان ابتدای اغاز بکار رژیم ، میان طیفهای گوناگون مخالفین جمهوری اسلامی مورد بحث بوده است.اتفاق ویژه ای که با تخلف انتخابات در سال 88 رخ داد و باعث به وجود آمدن جنبش سبز در ایران شد، آنزمان من تشخیص دادم ؛ که اين جريان را لازم داریم ، چون این جنبشی که مردم در خیابانها بخاطرش به تظاهرات پرداخته اند، مطالباتشان فراتر از اعتراض به نتیجه یک انتخابات حکومتیست و مطالبات انان بسیار عمیقتر و اساسیتر از آنچه که تصور می رود است .
مردم برای حقوق اساسی ،آزادیهای فردی وموارد دیگر به خیابانها امدند.
 برای مردم غیر قابل تحمل بود که به خیابانها بیایند و توسط تک تیراندازهای رژیم مورد اصابت گلوله قرار بگیرند. شوربختانه این مقاومتها و پایداریهای مردم پس از دستگیریهای متعدد ، کشتار مردم ، زندانی کردن ، اعدامها و تجاوز در زندان (کهریزک)، فرو نشست. بنابراین بسیار مهم بود که به جهانیان بگوییم ، این جنایتها سازمان یافته است و جهانیان باید این سرکوبها را محکوم کنند و از آنجاییکه در داخل ایران هیچ نهاد و تشکل آزادی نمیتوانست اعلام موجودیت کند و بتواند مطالبات خود را به جهان اعلان کند، میبایست یک مکانیزم بوجود می آمد که این مطالبات را از طرف مردم کشورمان بیان کند و صدای این مردم دردرون باشد.
 این آرمان مردم ماست که بتوانند سرنوشت خود را بدست خود رقم بزنند .
و این تشکل میبایست از طریق یک نهاد بر پا میشد ، نهادی که شورای ملی ایران نام گرفت .
این شورا برطبق اهداف و آرمانهایی تشکیل شده است؛ تا بتواند این جریانات را به سوی انتخابات عادلانه و آزاد در ایران سوق دهد، وظایف این شورا تا آن روز (انتخابات آزاد) اینست که با نافرمانیهای مدنی و اعتصابات عمومی و کارگری شرایط را برای این منظور فراهم کند تا به مقصد نهاییش ، دست یابد . باید با مقاومتها و اعتراضات سرتاسری ، مردم بتوانند این رژیم را به عقب نشینی وادارند ،در این فرآیند، البته جامعه جهانی نیز باید ، قانونی بودن خواسته های مردم را برای آزادی و احقاق حقوق خود برسمیت بشناسد.
پس از این رخداد(جنبش 88) ما شاهد بهار عرب بودیم ، ما امروز همچنین شاهد تغیرات اساسی در کشور اکراین هستیم و این بیشتر به ما این برهان را میدهد که خواسته های بر حق ما درست بوده، باید یاد آور شوم که خواسته های بر حق مردم ایران ، تنها زمانی محقق خواهد گردید که بتوان انتخابات آزاد و عادلانه در ایران برگزار کرد واز آنجایی که اکنون این فضای باز وجود ندارد وبا توجه به رد گزینه بد یا بدتردر انتخاباتهای رژیم ، مردم نمیدانند که در صندوقهای بسته چه میگذرد ؛ما توانستیم متمرکز عمل کنیم واز اکثر طیفهای گوناگون فکری چپ ، راست ، پادشاهی پارلمانی، و جمهوری خواهان ، که دارای ارزشها و آرمانهای مشترک می باشند را زیر یک سقف قرار دادیم .
ارزشهایی از قبیل حقوق بشر ، برابری حقوق زن و مرد و خاتمه دادن به جامعه تک قطبی البته بااولویت دادن به منشور جهانی حقوق بشر برای ما از اهمیت به سزای برخوردار بودند و هستند و بر اساس همین ارزشهای مشترک ، منشور شورای ملی نوشته و پایه ریزی شد . ما برای اولین بار توانستیم این خواسته ها را در شورا اداره و تجربه کنیم ، ما بجای اینکه برای انتخاب از بالا به پایین عمل کنیم ، توانستیم انتخاباتی را برای اعضای امضا کننده شورا ، از طریق اینترنت انجام دهیم که از پایین به بالا هدایت شد. در همان ابتدای کار بیش از 27000 نفر عضو شورا شدند ، اساسنامه شورا را در تاریخ 28 اپریل سال پیش و با حضور اعضای موسس تدوین کردیم ، اکنون این شورا که کمتر از یکسال است به کار خود ادامه میدهد و دارای کمسیونهای متعددی می باشد . کمسیونهایی از قبیل حقوق بشر، ارتباطات بین الملل، کمسیون درون مرزی، و بقیه کمسیونها را دارا هستیم ، هر کمسیون مشغول انجام وظایف خود است، ما توانستیم با بسیاری از دولتها و بویژه با پارلمانها و ارگانهای مدنی متعدد ، با اتحادیه های کارگری و غیره در بسیاری کشورها گفتگو کنیم و ارتباطات درون ایران را با جامعه جهانی برقرار کنیم. هدف از این کار در وحله اول این بود که بتوانیم تمرکز فعالین سیاسی و مبارز داخل و خارج از ایران را مستحکمتر کنیم ، البته با این هدف که درنهایت ، قدرت مردم را به خود آنان برگردانیم و این امر که مردم ایران باید این حق را داشته باشند که خود برای تعیین سرنوشتشان مشارکت داشته باشند و آنرا خود به دست گیرند

امیدواریم جامعه جهانی نیز سرمایه و وقتش را مستقیما برای مردم ایران صرف کند ، برای بدیلی دموکراتیک ، سکولار و نه حاکمیت . با این سناریو که امریکا بداند چنانچه مذاکرات به نتیجه ای نرسید بجای گزینه نظامی به مردم ایران بها دهد ، تا بدون جنگ ، مردم بتوانند با قدرت خود این رژیم را به عقب برانند. همانطور که شاهد هستیم در طول این 35 سال تمام گفتگوهای جامعه غرب با ایران تنها با نمایندگان جمهوری اسلامی خلاصه شده است و نه با خود مردم ایران ، جامعه غرب باید به جای گفتگو با رژیم باید بتواند با نماینده قانونی مردم داخل و خارج از کشور گفتگو کنند.تا زمانیکه نگذاریم ، این نهاد دمکراتیک در فردا و سرنوشت کشورش سهیم باشد و مانع ارائه راهکارهای عملی و راه حل هایش بر روی میز شویم ، نمیتوانیم به فردای ایران جامه عمل بپوشانیم وبا حذف نهادی که اساسیترین راه کارها را در اختیار دارد،نمی توان گفتگوها را امکان پذیر کرد
.
  همانطور که مشخص است ،در این دهه غرب بجای توجه به راهکار های دیگر، تمام تصمیمات را بر اساس دخالت نظامی مستقیم در خاورمیانه ( از افغانستان تا عراق و مشخصا هم اکنون در سوریه و لیبی ) گرفت. ما معتقدیم ایران به هیچ وجه ، احتیاج به چنین دخالتهای نظامی ندارد . مردم ایران از همان اغاز این رژیم ، خود بهترین گزینه برای تعیین سرنوشت خویش را داشته و دارند ، از این طریق و با عدم دخالت مستقیم نظامی غرب ، بسیاری از معماها و نگرانیها نیز با حمایت از این مردم حل خواهد شد، فرآیند موفق این پروسه ، مربوط میشود به دخالت دادن مستقیم مردم و سرمایه گذاری بر روی خود آنان برای از بین بردن رژیم دیکتاتوری است ، که حمایت غرب میتواند به آن جامه عمل بپوشاند. علاوه بر این ؛ غرب بداند که تنها مسئله امروز ما، رفع برنامه مشکوک اتمی نیست ، بلکه مهمتر از ان نبود آزادی، عدم اجرای مفاد جهانی حقوق بشر و ازادی طیفهای سیاسی در ایران هست ونه سناریویی تکراری که تا کنون ادامه داده اند و می گویند؛ ابتدا موضوع هسته ای را رفع میکنیم و سپس باز نظاره گر خواهیم بود تا ببینیم نتیجه داده است یا نه . برای پایان تکرار این سناریو، باید ابتدا به موضوعات حقوق بشری و آزادیهای سیاسی پرداخته شود .

مصاحبه کننده (آقای گری) : من این را بسیار مشکل می بینم ؛ آنچه را که شما مد نظر دارید ؛ شما میگویید که جهان بجای نگرانیها از برنامه اتمی ،ابتدا به نقض حقوق بشر بپردازد، البته این یک خواسته منطقی هست ولی غرب بیشترروی برنامه اتمی تمرکز کرده ، درظمن شما بیان میکنید که غرب با نماینده قانونی مردم که صدای انان هست توجه کند. ما شاهد بودیم که در ابتدای امسال شمار اعدامها در ایران بیسابقه بوده ، ایا فکر میکنید این نوع مذاکرات اتمی ایران با غرب بیشتر برای فریب افکار عمومی در خارج است ، تا بتواند مخالفان خود را در داخل از بین ببرد؟

اقای رضا پهلوی: در حقیقت نگاه غرب به مسائل مربوط به ایران کمی متفاوت تر ازگذشته شده است و انان دریافته اند که تمام دغدغه های مردم کشورمان ایران ، نقض اشکار حقوق بشرونبود آزادی اندیشه های گوناگون سیاسی بجای برنامه اتمی نیزهست ، در حال حاضر اشکارا میبینیم که غرب به این مسائل توجه میکند. حتی اقای خامنه ای هم میداند که اگر برنامه اتمیش را نیز کاملا واگذار کند بازهم میبایست مسئله حقوق بشر را رعایت کند و چند بار هم به این موضوع اشاره کرده است.
 بگذارید برای شما مثالی بیاوریم. در ابتدای دولت روحانی ، غرب با این دید که لحن صحبتهای ایشان چه در غالب سخنرانی و چه درگفتگوهای تلفنی نوید تغییراتی را میدهد ولی دیدیم که توهمی بیش نبود ،چرا که تعداد اعدامهای شش ماهه نخست سر کار امدنش بسیار بیشتر از ده سال گذشته ای بود ،که خودش در شورای امنیت کشورمسئول بود. رژیم مدعی اینست که میخواهد راه ها را باز کند ولی در عین حال برای ورود گزارشگرویژه حقوق بشر سازمان ملل اقای احمد شهید ، ویزا صادر نمیکنند. یا نسرین ستوده که از زندان ازاد میشود و بلافاصله برای دریافت جایزه ساخاروف به او اجازه خروج از کشور را نمیدهند. اینها صرفا نوشتاری بر روی دیوار است. به نحوی دیگر چند بار دیگر باید این خدعه ها را قبول کرد و فریب خورد که برای انجام دادن خواسته های بین المللی حرف با عمل یکی نیست و سرانجام این نوع رفتارها خرید وقت برای خود رژیم هست. بنابراین هنگامیکه شما از نگرانیهای هسته ای سخن میگویید بایستی بسیار مواظب درجه اعتماد به این رژیم بود. در واقع چنانچه اشتباه نکرده باشم، اقای اوباما در اخرین سخنرانیش در اتحادیه دولتی اشاره کردند و بسیار اختصاصی با جمله های حساب شده سخن گفتند. فکر میکنم ایشان اشاره کردند به اینکه این توافقات بر اساس اعتماد به رژیم ایران نیست بلکه بر اساس عناصر توافقاتی هست. عنصر اعتماد حذف شد و فکر میکنم هیچ کس به اندازه مردم ایران نگران نیست. شما دنبال کنید زمانیکه ایرانیان در تمام دنیا مورد احترام بودند. از ایرانیان درهمه جای دنیا با داشتن گذرنامه ایرانی به گرمی استقبال میشد. بر اساس رفتارهای غیر منطقی و تنش زدایی این رژیم ، ما جایگاه خود را در برابر جوامع بین المللی ازدست داده ایم واز ارزش افتاده ایم و دیگر بهایی به ما ایرانیان نمیدهند، کشور ما دیگر قابل اعتماد نیست و مطلبی را که در کل میخواهم به شما یادآور شوم اینست که ؛ این موارد ، به هیچ عنوان از تقصیرات و کوتاهی مردم ایران نیست ، مردم ما عوض نشده اند بلکه این رژیم هست که عوض شده است ، اگر اجازه داشته باشم دوست دارم موضوعی بسیار وخیم تر را به شما گوشزد کنم ؛ همانطور که مستحضرید ،این موضوع به دوران آغازین رژیم بر میگردد ،دوران جنگ سرد ، که اساسا دو بلوک وجود داشت ، بلوک غرب ؛ عمدتا امریکا و همپیمانانشان که بیانگر جهانی ازاد و اقتصادی پویا بودند و بلوک شرق ؛ که یک سیستم بسیار بسته ، توتالیتر ،مارکسیست و کمونیست با سرکردگی شوروی را در برداشت ، که بسیار غیر قابل تحمل بود اما این دو بلوک میتوانستند به صورت موازی در کنار هم باشند . این رژیم ایدئولوژیک و دیکتاتوری حتی نمیخواهد موجودیت جهان را به رسمیت شناسد ، رژیم با سرکوب کامل مردم وبا نپذیرفتن حقوق اولیه انسانی، با هر ارزشی که در دنیا وجود دارد کاملامخالفت می کند.من از همه می پرسم که واقعا چه چیزی برای همکاری با این رژیم باقی میماند. رژیمی که اهداف و اعمالش صدور افکار دینی به دیگر کشورهای دنیاست ، از منطقه خاورمیانه بگیرید تا باقی کشورها. افکارشان بر مبنای سفید یا سیاه، پیروزی مطلق یا شکست مطلق و مرگ که به ان اعتقاد راسخ دارند،تنظیم شده و می شود ، با این اوصاف به این نتیجه کلی میرسیم که چرا به بمب اتم احتیاج دارند ، و اگر از ضرورتشان که همانا حمله به اسرائیل است ،بگذرند ، با این مهم میتوانند به تمام خواسته های خود در عرصه داخلی و بین الملل برسند ، اینجاست که متوجه میشویم ، چرا هیچ گاه نسبت به تعهدات خود در مورد موضوع هسته ای شفاف نبوده اند. فراموش نکنیم که رژیم خود را به خاطر عدم شفاف بودن به درجه تنش نظامی با دنیا رسانده است و همان کشورهایی که امروز به ایران میخواهند حمله کنند در زمان قبل از شورش 57 به ایران تکنولوژی هسته ای می فروختند. بنابر این تمام این موارد باید در نظر گرفته شود. ووقتی فرضیه قبلی به اشتباه رفت دومین فرضیه نیز اشتباه خواهد بود. وقتی میخواهید با هدف تغییرات در رفتارش تحریمهای اقتصادی را انجام دهید و به رژیم فشار آورید و اورا به عقب برانید نه اینکه بخواهید خود رژیم عملا تغییر کند ، خوب این تغییر رفتار به اشتباه خواهد رفت زیرا ماهیت رژیم غیر قابل تغییر است، این مانند این هست که شما از کوسه دریا بخواهید طلا ماهی شود یا گرگ تبدیل به یک گوسفند شود. براحتی این راه حل کاربردی ندارد و چیزی نیست غیر از اتلاف وقت. حال بر میگردیم به نگرانی اصلی ما که همانا مردم ایرانند.
 مردم ایران چه میخواهند؟ مهمتر از هر چیز مردم امنیت میخواهند. انها موفقیت، شان و مقام میخواهند. تمام اینها قابل اجرا خواهد بود، اگر که یک سیستم و مکانیزم در اختیار باشد ودرست اجرا شود. من همانند ایرانیان دمکرات و سکولار تنها راه حل ایران را در داشتن سیستمی با پارلمان دمکراتیک می دانم که این تزهمان جدایی کامل دین از سیاست هست و کاملا نقطه مقابل حکومت دیکتاتوری مذهبی کنونی است. این نگرانی اساسی چگونه حل میشود؟
 ایران دمکراتیک میتواند تمام این نگرانیها را پاسخ دهد. نگرانی از تروریسم، نگرانیهای صلح اسراییل و فلسطین، نگرانی تحدیدهای اتمی و نگرانیهای دیگری که قابل رویت هست ، مانند تنشهایی که هم اکنون در خاورمیانه ،مابین سنی ها و شیعه ها در جریان است ، نگرانیهای تمامیت ارضی کشورمان که در حال وقوع است و ناشی از عدم تحمل قومیتهای کشورمان ایران به وسیله رژیمی که آنها را مورد ظلم قرار می دهد . به عنوان مثال میتوان به کار ناشیانه رژیم در همین چند هفته قبل اشاره کرد که در صدا و سیمایش به یک قوم اصیل ایرانی بختیاری اهانت کردند و باعث اعتراض گسترده این قوم اصیل شد.
 فکر میکنم مردم ایران به اندازه کافی به تنگ امده اند و مسئله هم همینجاست، انچه که مردم نیاز دارند این است که به انان میدان داده شود تا بتوانند به حق و حقوق خودبرسند، بتوانند صحبت کنند و نقد کنند ، بدون اینکه از قبل طراحی شود در انتخابات آزاد رای درست دهند ، و صدای خود را بدون خفقان و سرکوب به همه برسانند.این موضوعیست که دنیا باید به ان توجه کند. وقت کافی برای اصلاحالات به این رژیم داده شده و ما نمیتوانیم ایندور باطل را تکرار کنیم و یکسره در آن به دورخود بچرخیم. باید تغییری رخ دهد و عنصر های دیگری که اکنون وجود ندارند را پایه گذاری کرد ، همان عناصری که باعث کمک به مردم ایران خواهد شد تا با تمام امکانات لازم ، البته بدون دخالت و بدون احتیاج به نیروهای خارجی بتواند رژیم را سرنگون کنند

مصاحبه کننده آقای گری: ما هم اکنون جناب اقای رضا پهلوی را در کنار خود داریم ، اوکه امروز در تبعید می باشند فرزند پادشاهیست که با کنار رفتنش ، حکومت اسلامی در ایران جایگزین شد ، اقای پهلوی همانطور که اشاره کردید مردم ایران نیاز به امنیت و کامیابی در زندگی را دارند در طول سه سال اخیر اقتصاد ایران رو به سقوط بوده است و رشد اقتصادی منفی را بدنبال داشته شاید این رویداد بخاطر عملکردهای خود این رژیم دربکارگیری فعالیتهای اقتصادی افراد خاص طی این سالها بوده وطبق امارهای ثبت شده سرانه سالانه هر شخص 13000 دلار میباشد و رشد بیکاری به 12 درصد و تورم 30 درصد بوده در صورتیکه هیچ کجای دنیا به اینصورت نیست و اینچنین رویدادهایی اگر اتفاق بیفتد که باعث فقر اقتصادی شود مردم ان کشور اعتراضات خود را همان لحظه دنبال خواهند کرد بمانند رویدادهای اخیر در کاراکاس ونزولا، اما ما جمعیت معترض زیادی را در خیابانهای تهران نمیبینیم که به عملکرد ضعیف اقتصادی حکومت اعتراض کنند. چرا این اتفاق صورت نگرفته است؟

آقای رضا پهلوی: ما بشکلهای نسبتا پراکنده ای این نوع اعتراضات را داریم . البته اضافه کنم که شما به هیچ عنوان نمیتوانید سندیکا یا اتحادیه ای را در ایران تشکیل دهید، اما اگر میتوانستیم مثل اعتراضات اتحادیه کارگری با یک برنامه ریزی دقیق پایه ریزی کنیم اکنون انان پاسخگو بودند و یک عکس العمل تاثیر پذیر از رژیم میدیدیم. ولی هر گاه که گروهی تلاش کردند اعتراض کنند، سرکوب شدند. ببینید مردم دیگر نه فقط هیچ انتظاری از رژیم ندارند، که برای انان کاری انجام دهد، بلکه اکنون کار به سطح اولیه معیشتی مردم رسیده است. من فکر میکنم تنها انتظارات مردم وقتی تقویت خواهد شد که بر اساس سه فاکتور ضرور که مبایست برای زندگی کردن مردم مناسب باشد صورت گیرد و این نه تنها مختص مردم ایران بلکه همه مردم دنیاست.
 اولین و اساسی ترین ان بر عکس انچه در سال 1357 اتفاق افتاد نوع و شیوه نظام بدیل است که بایستی بسیار روشن و اشکار باشد، فراموش نکنیم که قبل از انقلاب 57 در ایران بیشتر نیروهایی که بر علیه دولت انزمان میجنگیدند میگفتند که شاه باید از قدرت کنار رود و بعد منتظر خواهیم ماند که چه اتفاقی خواهد افتاد و دیدیم که چه اتفاقاتی افتاد اما اینبار ما میگوییم که چه سیستم و نظامی میخواهیم و نقش اساسی مردم چه و چگونه است. دومین نکته ساختار این ارگان و رهبریت این ساختار هست و بیشتر مردم بایست دسترسی درست به ارتباطات مستمر، تبادل اطلاعات، سازماندهی و پول و اطلاعات از خارج به درون این ارگان و بر عکس باشد. انگاه به جامعه کمک خواهد شد تا والاتر مجهز به این نوع ساختار و اماده برای تشکیل دولت بهتر بشوند. اگر رهبریت این ساختار درست نباشد مانند بدنیست که بدون سر حرکت میکند.
 در مقطعی که نظاره گر جنبش سبز بودیم هنگام دستگیری اقایان موسوی و کروبی و حبسشان در خانه ، جنبش دیگر نمیدانست از چه کسی پیروی کند. یک حرکت و جنبش تنها به چند حرکت فردی نیست بلکه تقسیم وظایف و شناخت مسئولیتهای هر شخص در قبال اقشار گوناگون مردم وجامعه است. و نکته سوم همانطور که در ابتدای صحبتهامون در موردش صحبت کردم چه نقش موثری جامعه جهانی میتواند در این راستا داشته باشد. من فکر میکنم چنانچه از بیشتر ایرانیان بپرسیم در تاریخ ایران و در عصر مدرن ، جامعه جهانی چه با غرض و چه بدون غرض چه نقش بسزایی در سرنوشت ایران داشته است؟ خواهند گفت که بدون فکر در ورای فردای این رژیم، تحولات را بر اساس این رژیم گذارده و این دلیلی است که مردم هیچ امیدی به جامعه جهانی ندارند. چرا که مهم نیست هر چه را که مردم بر علیه رژیم انجام دهند ، چون براحتی سرکوب خواهند شد و جامعه جهانی نیز بی تفاوت عمل خواهد کرد. در سال 1388 وقتیکه موقعیت ایده عالی برای حمایت جوامع بین المللی از مردم بوجود امد بعلت عدم حمایت غرب از مردم، از بین رفت.
 ما دیدیم که رژیم اسلامی چطور میلیاردها دلاربرای حمایت از اسد خرج کرده که مردم کشورش را سرکوب کند و جامعه غرب برای کشته نشدن مردم سوریه یک برخورد جامع با این مسئله نکرد . قبل از ان ، هنگامیکه صدام کویت را اشغال کرد و سپس رانده شد چه تعداد تعهداتی را در قبال کردهای عراق دادند که به حقوق خود برسند و سپس دیدیم با عدم حمایت غرب در منطقه شمالی پناهندگان رانده شدند. و تصمیمات اینچنینی بارها و بارها توسط غرب اعمال شده و دیکتاتورها به کار خود ادامه داده اند. مگر در مورد قذافی که ان هم موضوعش خاص بود. و باید چند بار دیگر این نوع اتفاقات بیفتد.
 نکته ای که میخواهم بدان اشاره کنم اینست که این چنین نیست که مردم ایران هیچگاه انزجار خود را نشان نداده اند یا بپا نخواسته و یا فریاد نزده اند و اعتراض نکرده اند محض رضای خدا انان جانشان را در اینراه دادند. چند صد تن دیگر از این مردم باید اعدام، کشته، و مورد خشونت و تجاوز قرار بگیرند تا اینکه جامعه جهانی متوجه اعتراضات مردم بشود.
شما توجه کنید که چقدر سخت است برای ایرانیان قشر متوسط که امروز گوشت قرمز تهیه کنند و تناول کنند و دیگر معیشت انان نیز برای پر کردن شکم خانواده خود به دشواری سپری میشود وما انتطار داریم که انقلابی بدون کمک به این مردم صورت گیرد. یک امری در این راستا و نمونه باید تغییر یابد. اگر مردم در موضع قدرت قرار گیرند و به انان نور امید داده شود، یا انان را حمایت واقعی کرد و بدانند که انتهای این تونل تاریک یک روشنایی است و جهان این مهم را در مورد مردم ایران درک کرده است به این امید مردم دست پیدا خواهند کرد و با این کار تمام نگرانیهای منطقه با نابودی این رژیم از بین خواهد رفت. همانطور که در منطقه سیبری با گروه ضد اتحاد شوروی این اتفاق رخ داد و میان مردم همیشه بحث بود که چرا ما نمیتوانیم نجات پیدا کنیم و شخصیتهایی مانند ساخاروف و الکساندر سولژنیتسیم گفتند که هنگامی که مردم این نور امید را در خود دیدند و با سخنرانی ریگان بر علیه اتحادیه جماهیر شوروی با این عنوان که این یک اتحادیه شیطانیست و باید از بین برود مردم به خیابانها ریختند و خود را نجات دادند. تا زمانیکه مردم ما ،اطمینان حاصل نکنند که دنیا نیز پشتیبانان مردم کشورمان هست بپا نخواهند خواست.
 این شخص من نیستم که روزانه مورد هجوم این رژیم ستمگر و متهجر قرار میگیرد یا میگویم که این رژیم باید برود بلکه این مردم داخل ایران هستند که خواسته شان رفتن این رژیم هست و اونها هستند که باید حمایت شوند و با این کار تمام الگوها را تغییر خواهد داد. خیلی از چیزهایی که از ان در ایران میتوان انتطار داشت بستگی دارد به اینکه جامعه جهانی عنوان کند که ما شما را به حال خود رها نخواهیم کرد، ما شما را نسبت به خواسته های حقیقی و راسخ خود حمایت خواهیم کرد، و ما جامعه جهانی صحبتهای خود را فقط با رژیم محدود نخواهیم کرد تا وقت برای پیشبرد سیاست های خود بخرد یا اینکه توسط واسطه بتواند به توافق هسته ای برسد البته این هنوز صورت نگرفته اما ممکن هست رخ دهد.

مصابحه کننده آقای گری: نکات بسیار مهمی را شما اشاره کردید و من امیدوارم که مردم این نکات را نزدیکتر دنبال کنند. میخواستم در مورد نگرانیهای برنامه اتمی ، از شما بپرسم قبل از این نکاتی که شما بدان اشاره کردید، و طبق صحبتهای چندی پیش شما فرمودید که ایالات متحده چگونه رفتار خواهد کرد وقتی که واشنگتن در هیچ جای دنیا نسبت به تعهدات خود عمل نمیکند و نسبت به ان اتفاقاتی که در درون ایران اتفاق می افتد بی اهمیت جلوه میدهد، بر میگردم به فیلم رابین هود زمانی که یکی از سیاستمداران در فیلم گفت ما حرفمان با عمل یکی نیست( با دهان حرف میزنیم ولی از پشت صحبت کرده ایم ) چطور میتوان از ایالات متحده خواست که از مردم ایران که میخواهند سیستم کشور را تغییر دهند حمایت کند؟

اقای رضا پهلوی: البته دوباره بگویم که یکی از نقصهای موجود بخاطر عدم گفتگوی جامع با نیروهای سکولار دمکرات است که برای دولتها روشن کنند این نوع تحولات در ایران چگونه و به چه صورت میتواند جایگزین شود و ازهمه مهمتر میتواند برای کشور و ملت ایران منفعت داشته باشد و همینطور درنهایت برای جامعه جهانی نیز مفید واقع شود. مخصوصا برای جهان ازاد.
 ببینید فکر نمیکنم که امروز نسل جوان در ایران تئورسینهای خائن وایدئولوژیک زمان گذشته باشند. در دنیای واقعی و به لطف اینترنت و فضای باز مجازی و ارتباطات گسترده ، گاهی تداخل در تمایلات جهان بوجود می اید اما خصوصا در مورد ایران فکر میکنم چه راهکاری برای تغییر بهتر وجود دارد، نه نتها برای خود مردم ایران بلکه برای تمام جهان پیشنهاد بسیار سازنده و متقارن برای هر دو طرف وجود دارد که مورد بهره برداری قرار گیرد. تا بحال یا پیشنهادات برنده - بازنده داشته و یا دو طرف بازنده بوده اند.ولی رژیم ایران برای بقای خود برنده بوده است. بیایید این مسئله را تغییر دهیم و بگزارید پیشنهاد برد - برد را ارائه دهیم. بردی که هم به نفع ملت ایران و همینطور جامعه جهانی باشد. من منظورم فقط جامعه غرب نیست بلکه منظورم به همسایگان شمال مانند روسیه و سایر کشورها نیز هست. همانطور که پس از انتهای جنگ سرد ، ایران هیچ راهکاری نداشت و اگر میتوانست به جامعه غرب و ازاد نگاهی داشته باشد و بتواند از ضربه کمونیست در امان بماند این مشکلات دیگر در ایران بوجود نمی امد و 360 درجه منظره تمام مسائل بوجود امده برای گفتگو، تغییر پیدا میکرد. در این راستا باید اطمینان حاصل کنیم که مسکو و واشنگتن وشاید حتی پکن دریابند که هیچ بلوکی در منطقه و جهان نمیتواند کاملا در انحصار یک قدرت باشد. میبایست این توازن قدرت برقرار شود و بایست راه حل برای همه وجود داشته باشد. من گمان میکنم این شرایط میتواند وجود داشته باشد مخصوصا در منطقه حساس خاورمیانه که درحال رخ دادن گلچینی از ساختارهای دمکراسی به معنای واقعی کلمه هست. در حقیقت ایران بخاطرنوع سیاست و پیچیدگیهای خاص خود و جنبشهای مختص خود از ابتدای قرن 20 تا کنون باعث خیلی از تغییرات حتی در جهان اسلام شده است. تغییراتی که باعث اثار اسلام مدرن در منطقه شد و در این عصر تفتیش بروش اسلامی که اخرین بار در ملیبو و در انزمان اجرا شد دریافت ما را بسیار روشنگر تر نسبت مسائل اینچنینی کرد.
 کجا دیگر این نوع روشهای دیکتاتوری میتواند در یک جامعه گنجانده شود. پیش زمینه ان سکولاریزم و دمکراسی هست که این باید بخشی از تعادلات تلقی شود.امروز دنیا دیگر نمیتواند با طرح اندیشه های امپریالیستی تفکر خود را به یک جامعه ای دیکته کند و ان را در راستای منافع اقتصادی خود تلقی کند. مخصوصا حال که منافع کلی یک جامعه جهانی بسیار مهمتر از منافع یک گروه یا لابی خاص است که با فشار اوردن بر دولت برای منفعت خود گام بر دارد. حال دیگر ما نمیتوانیم بگویم که فقط صنعت اسلحه و مهمات یا صنعتهای دیگر باید حکمفرما باشد ، این دیگر معنایی نخواهد داشت. بدلیل اینکه با اوردن تروریسم هزینه ای را که دنیا هم اکنون میپردازد بسیار بیشتر از منفعتیست که یک گروه خاص به جیب زده اند. برای من فرق نمیکند که این گروه خاص در امریکا، چین و یا روسیه است. در نهایت این به نفع دنیایی نیست که بر اساس پاسخگویی و مسئولیت پذیری بنیان شده باشد و این باید تغییر پیدا کند.
مصاحبه کننده اقای گری: شاهزاده رضا پهلوی بگذارید بر گردیم به مسئله بمب اتم که فرمودید نمیتوان یک گرگ را به مانند یک گوسفند دراورد. حسن روحانی خود را به بعنوان یک انسان مهربان و لطیف جلوه داده و مذاکرات نیز در حال انجام هست، این امید در برخی از سیاسیون ایالات متحده و بقیه کشورها بوجود اورده ، که ممکن است یک توافق منطقی و توافقی صورت بگیرد اما عدم اعتماد در عربستان و اسرائیل همچنان باقیست آیا فکر میکنید که امیدی هست که این مذاکرات به سرانجام برسد و از طریق گفتگو مشکل بمب اتم حل شود؟

آقای رضا پهلوی: چه کسی هست که دلش نخواهد این مشکلات با گفتگو به پایان برسد اما مشکل به این جا برمیگردد که شرایط طوریست که تناقض اساسی در ساختار جمهوری اسلامی وجود دارد. شما از یک طرف رییس جمهوری را بر حسب گمان انتخاب شده میبینید که میبایست حساب شده برای منافع دولت عمل کند و در طرف دیگر میبینید که شخصی بدون انتخاب بر سر قدرت سالهاست و تصمیمات کل نظام که رخ میدهد توسط این شخص انجام میپذیرد و همواره اینطور اعمال شده و همیشه قدرت مطلق او بوده. پس هر گونه تصمیم یا توافقی صورت گیرد، هیچ فرقی نمیکند که اقایان رفسنجانی باشد یا خاتمی یا احمدی نژاد یا روحانی و یا هرکس بعد از او، این شخص تصمیم گیرنده است. در حال حاضر این خود مهمترین مشکل است. چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد؟ اگر آقای خامنه ای است که من فکر نمیکنم به هیچ عنوان خودش خود را زخمی یا خود زنی کند. و بر این منوال است که میگویم قابل تامل است.
اما بگذارید احتمالات دیگری در نظر بگیریم که چه مشکلاتی روبروی این رژیم قرار گرفته و در حال تجربه کردن است. حال بیاییم خوشبینانه احتمالات را نیز بررسی کنیم. من فکر میکنم رژیم تاسف بار دارد شرایط را تجربه میکند. به این خاطر من احتمال دو رخ داد را میدهم ؛ یا ما سناریو گورباچف(رهبر پیشین شوروی) را در ایران مشاهده خواهیم کرد ؛این رویداد باعث خواهد شد تا مردم کار این رژیم را یکسره کنند و رژیم سقوط کند.یا یکبار دیگر تمام مراحل عملکرد رژیم در یکجا به تنگنا برسد، چرا که تمامی صنعت پایه ایران توسط مافیایی وابسته به رهبر جمهوری اسلامی تهدید خواهد شد، چون منافع شخصی او در میان هست.
 فکر میکنید چنانچه تحریمها برداشته شود چه کسانی اعتراض خواهند کرد؟خوب البته تمام باندهای مافیایی سپاه پاسداران که مربوط به رهبر رژیم است و کنترل تمامی بخشهای اقتصاد ایران را در دست دارند به تغییر روند اعمال دولت اعتراض خواهند کرد. به گمان من ما شاهد بسیاری مسائل خواهیم بود. من به سناریو گورباچف بیشتر اهمیت میدهم و اگر اون شخص روحانی باشد. باید صبر کرد و دید ، اما نفس را در سینه مردم حبس نکنیم. من فکر میکنم پس از 35 سال دیگر میتوان متوجه شد که رژیم چه کسی را روی میز برای سوپ ظهر، یا غذای شب قرار میدهد چرا که رژیم فقط یک طعم دارد و اون هم محض نجات و بقای خودش میکوشد. اگر بنا بر خواسته مردم بود خیلی وقت پیش این مشکلات حل میشد. من فکر نمیکنم این جهان صرفا در یک راستا یا استراتژی سرمایه گزاری کند و با این تصور تکراری که یکبار دیگر یک دور گفتگویی با رژیم و یک دور دیگر به رژیم فرصت دهیم و پس از شش ماه دوباره عنوان کنیم که مذاکرات به شکست خورد و حالا ما به خط قرمزمان نزدیکتر شده ایم. حالا چه اقای روحانی گورباچف دیگر بشود و چه اقای خامنه ای مانع این مسئله شود، این نمیتواند تنها عنصر بازی سیاسی غرب باشد.من از جامعه جهانی تقاضا دارم در این مقطع زمانی حساس به بدیل این رژیم که همان مردم هستند توجه جدی شود. همزمان به رژیم فرصت اصلاح کردن خود را بدهید اما اگر نفس را در سینه حبس کرده و تنها امیدتان به رژیم باشد مسلما به شکست می انجامد و رژیم هم میداند که میتواند همانند گذشته بازی خود را با شما ادامه دهد. حال وقت ان است که به رژیم بگویید ما دیگر تمام تخم مرغهای خود را در یک سبد نخواهیم گذاشت و اینبار به مردم ایران کمک خواهیم کرد، چنانچه میخواهید به معیارها بین المللی بر گردید و طبق توافق ان.پی. تی عمل کنید و در عین حال نیز با مردم ایران همگام شوید. من بر میگردم به صحبتهای چندی پیش اقای اوباما که گفتند این رایزنیها بر اساس اعتماد نیست پس اگر اعتماد نیست ، امیدی هم در انتهای این تونل وجود ندارد. این امید کجا میتواند وجود داشته باشد، اعتماد براستی کجا وجود دارد تنها مطلبی را که اقای گری میتونم عرض کنم این است که؛ شما به رژیم اعتمای ندارید پس چرا به ملت ایران اعتماد نمی کنید. به چه دلیل این فرصت را به مردم ایران نمیدهید. چرا کمک به ملت ایران برای تعیین سرنوشتش نمی کنید. بخاطر اینکه در معادلات شما ،هیچ گاه ملت ایران با کمال تاسف و غمگینم که این را عنوان کنم گنجانده نشده اند.انانی که بزرگترین قربانی این جریانات بوده اند و هیچ پیشنهادی در مورد انان داده نشد.
 این نمونه تفکر باید تغییر پیدا کند. من به شما تضمین می دهم که بخش عظیمی از نیروهای سرکوبگر که بین دو راهی گیر کرده اند یا بروشی قطع امید کرده اند از رژیم به مردم خواهند پیوست اما نمیدانند که کی و کجا به مردم ملحق شوند. چنانچه بدانند حمایت جامع از مردم میشود، وقتی بدانند دنیا در حمایت از مردم در انتها به منفعت دراز انان و مردم می انجامد، در کنار ملت خواهند ایستاد. چند بار این رخدادها با موفقیت انجام شده و ما به واقع دیده ایم. وقتی که بوریس یلسین در برابر دوما بپا خواست و تانکهای روسی در حمایت به او ملحق شدند. همین چند روز پیش در اوکراین هم مشاهده کردیم. ما نمیتوانیم این گزینه ها را نا دیده بگیریم ، این مردم هستند که برای سرنوشت خود تصمیم میگیرند و مردم ایران تا بحال بدون حمایت هیچ کس تنها در مقابل این ستمها ایستاده اند. بیایید به این معادلات کمک کنیم که هزینه تغییر را کاهش خواهد داد وبه ما مسیر دیگری را نشان خواهد داد که بدون مداخله نظامی چنانچه گفتگوها به نتیجه نرسید از این راه تحقق یابد

اقای گری از پالتالک: یک راهکار سکولارارزنده از شما بزرگوار را شنیدیم.
بگذارید هم اکنون با شنونده ها ارتباط بر قرار کنیم.
بانویی ایرانی پرسیدند: با درود بر شاهزاده و درودی خاص به شهبانوی ایران فرح پهلوی، در تمام صحبتهایی که شما در این مصاحبه کردید شما به فرم جدید دولت جدید اشاره کردید من در این بنیاد نیستم. شما فکر نمیکنید بعد ازتجربه انقلاب 57 فرم حکومت بر مبنای قانون اساسی و روشن باشد برای ایرانیانی که میخواهند این پدیده را حمایت کنند اما در عین حال نمیخواهند یکبار دیگر ماهی را در درون دریا خرید کنند ؟ بسیار سپاسگزارم

آقای رضا پهلوی: بطور اساسی فرایند این شورا خیلی ساده هست. وقتی که توانستیم انتخابات ازاد در ایران برگزار کنیم، اولین کاری که باید صورت بگیرد هنگامیکه دیگر رژیم جمهوری اسلامی وجود ندارد زمان انتقالات هست. در انزمان انتقال دولت موقت باید تشکیل شود که دو وظیفه دارد. یک : اداره کشور در این فاصله زمانی که حدودا دو سال طول خواهد کشید. که باید قانون اساسی در این مدت تدوین شود و مشخص شود چه نظامی را مردم میخواهند انتخاب کنند؟ که بر مبنای پارلمان دمکراتیک خواهد بود و میتواند در قالب جمهوری خواه باشد یا پادشاهی پارلمانی و این را مردم با رفراندومی که گداشته میشود تصمیم خواهند گرفت. در مرحله بعد اولین انتخابات پارلمانی و همچنین نوع ساختاری حکومت برگذار خواهد شد. دراین مبحث یک مطلبی رو که میخواهم با هموطنان در میان بگذارم این است : چرا که من شاهد این مباحثات پارلمانی دراینجا بوده ام ، طیفهای فکری مختلف ایرانی بر این تصور هستند که ساختار نظام رای داده شده؛ چنانچه جمهوری خواهان پیروز شدند، انان خوشحال و چنانچه طرفداران پادشاهی پیروز شدند انها خوشحال شدند. اما این سوال را نمیکنیم که از فردای پیروزی چه باید کرد. ایا بهتر نیست که ساختار زبده سیاسی را چنان پایه ریزی کنیم که این خلاء انحراف پر شود و دیگر شاهد انچیزی که در مصر اتفاق افتاد نباشیم. من میدانم که بسیاری از ایرانیان دمکرات اجتماعی هستند. یکی ممکن است جمهوری خواه و دیگری طرفدار طیف پادشاهی باشد اما به این توافق رسیده اند که بر اساس یک چهارچوب سیاسی همگام باشند. یا ممکن است دمکرات ازادیخواه باشند ولی نکته جالب اینجاست که ایرانیان لیبرال دمکرات یا نیروهای دمکرات اجتماعی با هم متحد شده اند.حال چه از طیف جمهوری خواه و یا طیف پادشاهی باشند. درنهایت دمکراسی به این معناست که سیاستمداران جامعه با رقابت سالم بتوانند طرح جامعی را برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور بریزند. اگر شما این نوع درایت ها را در بازی سیاست نداشته باشید حتی اگر بهترین نظام رو هم داشته باشید و حتی اگر بهترین توازن و رسیدگی را هم داشته باشید، دستیابی آن نوع نیروهای سیاسی و اجتماعی به قدرت ، باز هم بر خواهد گشت به همان نظامهای گذشته و سابق که شاهدش بودیم. مطلبی را که من بدان میخواهم اشاره کنم این است که ما باید از تمام ابزار برای رساندن به این اهداف استفاده کنیم. بله در حال حاضر در داخل این کار را انجام دادن بسیار سخت و نا ممکن هست. اما میتوانیم در موردش فکر کنیم وآنرا شبکه ای و گسترده تر کنیم و برای این منظور از یکدیگر حمایت کنیم . من مطمئن هستم این ازادی با سکولاریسم و دمکراسی دست یافتنیست و دیگر فرم نظام برای من اهمیتی ندارد اجازه دهیم این فرم نظام را ملت انتخاب کنند. مهم دمکراسی و سکولاریزم هست که همان محتوی اصلی وبنیادین است که برای من مهم است.مکانیزم ان که در درون اجتماع وجود خواهد داشت ،بطور مثال تنها بررسی بازرسان شنیده نشود بلکه دیده و مشهود باشد که عدالت میتواند وجود داشته باشد و ما سازمان عدلیه مستقل را دارا هستیم. ما بر این اساس باید به تاریخ گذشته بر گردیم و ببینیم کجا خطا بوده . مشکلات از کجا اغاز شد و چطور میباید این مشکلات را حل کرد. در طول این 35 سال تغییری نکرد. اما من معتقدم که نسل جوان امروز در ایران به این اگاهی رسیده است و من با اطمینان میگویم که شدنی است
.
آقای گری:شاهزاده ، شما هر بار به من فلسفه و منطق خوش بینی نشان میدهید اعلیحضرتی که ستودنیست
.
سوال کننده بعدی ایوین خوش امدید به خبر پالتالک سوال خود را بیان کنید

خانم سوال کننده: با درود به شاهزاده و تمامی شنونده های حاضر و همچنین اقای گری و همکارانشان برای برپایی این مهم
شاهزاده گرامی همانطور که میدانید و همه ما در این 35 سال از بدو حظور رژیم تا کنون در ایران شاهدش بودیم ، آیا بهتر نیست که شورا و جامعه جهانی بجای بحث در مورد سانتریفیوژها به انتخابات ازاد و به مردم ایران بپردازند تا اینکه با کمک به مردم و ازادی ایران ، مسئله هسته ای هم بخودی خود حل شود؟ پاینده ایران

شاهزاده : من تنها میتوانم برگردان همان نکته شما در این مسئله باشم همانطور که این شورا بر همین اساس که انتخابات ازاد هست بنیانگذاری شده ؛ که این تنها راه اندازه گیری خواسته های واقعی مردم هست. و در این جو و شرایط خفقان ایران نمیتوان فهمید خواسته اصلی مردم که باید در اولویت باشد در واقع چیست.؟ ما و دنیا میتوانیم مطمئن باشیم که به نمایندگی خیلی از هموطنانم که با من از درون ایران مکرر متذکر میشوند و در ارتباطند میگویم ؛ برای ما از همه چیز مهمتر دست یافتن به ازادی هست و درآن تردیدی نیست که اگر این دولت مسئولیت پذیر بود و بر اساس خواسته های مردمی حرکت می کرد، تمامی مشکلات ایجاد شده چه در داخل و چه در خارج که حتی دغدغه کشورهای همسایه وجهان نیز هست پدیدار نمیشد. بله با شما موافق هستم و ما بر همین اساس شورا را تشکیل داده ایم و سپاسگزارم از سوال شما

اقای گری: میخواهم از شما شاهزاده رضا پهلوی تشکر کنم ؛ از اینکه امروز همراه ما بودید ومن قبل از اینکه این مصاحبه برقرار شود با شما صحبت میکردم ، متوجه علاقه و اشتیاق وافر شما برای تماس مستقیم با ما ملت ایران در داخل و خارج شدم ، ما بسیار خرسندیم که با فراهم اوردن مکانیزم و تکنولوژی پالتاک وسیله ای باشیم. بلند گوی پالتاک همیشه ازادانه در اختیار شما خواهد بود و همچنین من این حق را برای اقای روحانی هم قائل میشوم که اگر بخواهد در اینجا مستقیما با مردم سخن بگوید من نفسم را در سینه حبس نخواهم کرد. شاهزاده رضا پهلوی باز هم سپاسگزارم از اینکه در گفتگوی خبری پالتاک با ما بودید

شاهزاده رضا پهلوی: از شما سپاسگزارم که مرا دعوت کردید و دوباره میخواهم تشکر کنم از کسانیکه شنونده این صحبتها بودند . من امیدوارم فرصتی دیگر فراهم شود تا دوباره با یکدیگر سخن بگوییم. من فکر میکنم باید ازچگونگی فرصتی که اخیرا در اوکراین ایجاد شده ،آگاه شویم ، تا بتوانیم از آن استفاده کنیم که چگونه این رخداد میتواند به مردم دنیا در راستای ازادی کمک کند، مخصوصا کمک به آزادی ملت ایران را شاهد باشیم ، رژیم دغدغه خاطر های متعددی را بر آنها تحمیل کرده است.این یک رویداد مهم تاریخی است . ما میتوانیم از این واقعه به عنوان یک تجربه تازه استفاده کنیم وبا نگاهی به گذشته ؛ زمان اپارتایدها در افریقای جنوبی و سقوطش، زمان یاروژرسکی در لهستان و دیگران سخن بگوییم. این بهترین نمونه است .
اگر پارامترها بهترین مثال برا ی تغییر یک ساختار غلط هستند ، پس باید آنها را در جاهاییبه اجرا گذاشت. وقتهای کافی داده شده است. کل مطالباتی که من از دنیا تقاضا دارم ؛ حمایت از هموطنانم در ایران هست تا سیاست دخالت مستقیم مردم را اکنون فعال کنند. من هیچگاه نگفتم که گفتگو را با رژیم قطع کنید. من تنها خواسته ام اینست که با مردم کشورم صحبت کنید تا انان پیغام و ارزوی خود را بیان کنند. با شهروندان درون صحبت کنید. با زندانیان سیاسی کشورم گفتگو کنید. با مردمی که در خیابان هستند حرف بزنید. صدای انان را بشنوید و انگاه متوجه میشوید که انان بدون هیچ مداخله یا فیلتردیگران ، دقیقا خواسته هایشان را بیان کنند.
من اقای گری ؛ از شما سپاسگزارم که بلندگوی شما بر روی ما باز هست. امیدوارم که جهان و تصمیم گیرندگانش نیز بیشتر به مردم ایران توجه داشته باشند و مستقیما حرفهایشان را بشنوند. من مطمئن هستم ،که هر زمان با اکثریت مردم مستقیما صحبت کنند ؛ متوجه خواهند شد ، که این حمایتها چقدر ارزشمند است، تا آنها بتوانند دنیای خویش را برای بهتر زیستن تغییر دهند.
باز هم از شما سپاسگزارم بخاطر دعوت به حضور من در اینجا .
 همچنین از حمایتها و همراهی هموطنانم که به من این انرژی را میدهند تا من همچنان به راهی که در این سی سال با تلاش اغاز کردیم ادامه دهم  سپاس از شما.

 ویراستار ترجمه : فرید
 09.03.2014

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱۶, جمعه

زنی که بسیاری مردان غیرت و شرف روزنامه نگاری را باید از او بیاموزند

انی مارتین بانوی آزادیخواه روس ، زنی که هم شرف و غرور دارد ، هم فدرت و غیرت

این بانوی جوان که در تلویریون دولتی روسیه عهده دار برنامه ای به زبان انگلیسیت و ملیونها بیننده و طرفدار دارد ، با قدرت هر چه تمامتر دیروز بعد از پایان برنامه تلویزینیش اعلان کرد که من اشغال کشور اوکراین به وسیله سربازان کشورم را قاطعانه محکوم می کنم و این عمل روسیه را با تمام موازین حقوق بین المللی مغایر می دانم

وقتی این زن را با مردان اصلاجطلب یا غیر اصلاحطلب جمع شده در دهها روزنامه و سایتهای خبری کشورمان مقایسه می کنیم می بینیم که مردان اصلاحطلب این رسانه ها باید کمی شرف،جرات و قدرت را از این زن بیاموزند

آنها بایدبیاموزند که وقتی همکارشان را از نان خوردن می اندازند ، روانه سیاهچالش می کنند روزنامه اش را می بندند و اجازه نمی دهند حقایق را با مردم در میان گذارد ، اعتراض کنند ، لازم نیست اعتصاب همگانی راه بندازند ، چرا که این کارها در ماهیت شماها یی که در قید و یند ولایت ظالمانه فقیه خونریز اسیرید و برای حفظ چنین حکومت جباری قلم می زنید ، نیست

، سوال اینجاست که چرا وقتی یکی از همین شما فلم به دستان حکومتی را از نان خوردن می اندازند و برای کوچکترین نقدی روزنامه اش را می بندند و سردبیر را یا به غلط کردن می اندازند و یا روانه سیاهچالهای خامنه ای می کنند ، هیچ صدای اعتراضی از شما بلند نمی شود

چرا وقتی یکی از همین شماها روزی در مکانی سخنی می گوید که به مزاق گزمکان حکومتی خوش نمی آید و او را سریع دستگیر می کنند ، شماها سکوت می کنید ؟

همین دیروز فردی به نام رضوی فقیه در همدان برای عده ای اصلاحطلب سخنرانی کرد و از انصاف نباید گذشت ، مطالب بسیار پایه ای را هم مطرح نمود ، او مشخصا مدیریت کنونی حاکم را که به شخص خامنه ای بر می گردد ، را باعث تمام معظلات کنونی کشور دانس
رضوی فقیه از زاویه دلسوزی برای ماندن نظام اسلامی انتقاداتی به حق را بازگو کرد وبه فساد هزاران هزار ملیاردی ی که در سرتاسر کشور ریشه دوانده است ،اشاره کرد و بابک زنجانیها را ، مالکان اشتر امروز کشور نامید
او تنها یک انگیزه داشت ، آنهم نگرانیش از سقوط حتمی حکومتی ،که در ایجاد آن نقش داشته و حالا می بیند که در سراشیب سقوط قرار گرفته است .

رضوی فقیه نه طاغوتی بود و نه ضد انقلاب ولی همانطور که در کشور 34 سال است مرسوم شده ، گاهگاهی، آزادی گفتنی ممکن می گردد و آزادی بعد از گفتن نه همانطور که دیروز رضوی فقیه را هم به بند کشیدند

بی جهت نیست که حتی اوباما متوجه شد ، وقتی که می گوید در ایران یک سیستم نفرت انگیز حکومت می کند




برای اولین بار همبستگی بی نظیر ملی برای بزرگداشت 8 مارس ، روز جهانی زن ، شورای ملی ایران،جزب دموکرات کردستان ایران، جزب پان ایرانیت حزب کومله و...

همبستگی بی نظیر گروه های #ملی, #سکولار, #دمکرات از جمله #جمهوری خواه, #پادشاهی #پارلمانی, طرفداران #فدرالیسم, نهاد های #مدنی و #حقوق #بشری, #سازمان های #دانشجویی و... بر سر حیاتی ترین خواسته های #زنان و دختران ایرانی در همایش و راهپیمایی گرامیداشت ٨ مارس, روز #زن, در شهر کلن آلمان (رودولف پلاتز ساعت ١٥) و جای جای این گیتی پهناور...

 هشت  مارس روز شناخته شده ایست که به عنوان روز جهانی زن و روز تلاش برای حمايت و تحقق حقوق زنان، تعیین شده است. سابقه روز زن با بیش از صد سال ، یعنی به آغاز مبارزه زنان برای برابری حقوقی با مردان بازمیگردد. با برپائی رژیم اسلامی درایران، نفی برابری حقوق زن ومرد و استثمار جنسیتی بانوان بطور قانونی به اجراء گذاشته شد وزنان را مانند بردگان درهرسنی جزئی از مایملک ومتعلقه مرد قرارداده اند. جمهوری اسلامی برای زنان ایرانی جهنمی است که بسیاری برای رهایی از آن به خود سوزی میپردازند.

ما باور داریم؛ زن همتراز مرد می باشد و هر دو بر اساس اصول حقوق بشر در جامعه در ميزان حق و حقوق يکسانند وسرنوشت زن ایرانی در سرنوشت کل جامعه ما تنیده شده است، جامعه ای که مبارزانش دردفاع از حقوق برابر در زندانهای جمهوری اسلامی هستند، افرادیکه از حداقل 
معیشت زندگی انسانی برخوردار نیستند و مردمی که بخاطر اعمال قوانین قرون وسطایی مذهبی حکومت اسلامی به جوخه های مرگ سپرده می شوند.

ما امضا کنندگان اين بيانيه برای اعتراض به جمهوری اسلامی که ظلم، ستم وشنیع ترین جنایتها را درلابلای قوانین اسلامی به زنان روا میدارد ، روز شنبه 8 مارس2014، مطابق با 17 اسفند ماه 1392 را گرامی داشته و در همايش های اين روز درهمه جای دنيا شرکت می کنيم .

از همه هم ميهنان در خارج از کشور می خواهيم که با بزرگذاشت اين روز تنفر و انزجار خود را از قوانين ضد بشری جمهوری اسلامی اعلام دارند . برپايی تظاهرات و يا شرکت فعال در همايش های رسمی شهر و کشور محل سکونت وظيفه ای ميهنی است ، که ما همگان را ياد آور می شويم .

شورای ملی ایران
حزب دمکرات کردستان ایران
جوانان و دانشجویان موج سبز کلن
جمیت دفاع از زندانیان سیاسی - کلن
جبهه دموکراتیک ایران
حزب کومله کردستان ایران
حزب پان ایرانیست - برون مرز
سازمان ایرانیان سکولار دمکرات
انجمن رهائی جوانان ایران
حزب مشروطه ايران (لیبرال دموکرات) - آلمان
کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی
(که‌مپه‌ینی به‌رگری له‌ به‌ندکراوانی سیاسی و مه‌ده‌نی)
سازمان نگهبانان ایران جاوید
سازمان مشروطه خواهان ایران پادشاهی پارلمانی
سازمان ایرانیان سکولار دمکرات
انجمن ملی ما هستیم
جبهه متحد دانشجويى
كميته دانشجويى دفاع از زندانيان سياسي
سازمان مهیستان ایران
گروه سه شنبه های اعتراضی
جنبش رهائی از اسلام
اتحادیه ملی برای دمکراسی در ایران
آزادگان نروژ
جبهه متحد دانشجويى
جبهه آزادیخواهان ایران
گروه کوششگران حقوق بشر ایران
اتحادیه شهروندان

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱۲, دوشنبه

یک قرن دروغ چر ؟ گفتگویی روشنگرانه با دکتر صدرالدین الهی و دکتر عباس میلانی در مصاحبه با آقای مهدی فلاحتی (صفحه آخر) VOA


هیچ می دانستید که ملک الشعرای بهار ،میرزاده عشقی ، روحانیت و مـــــلیون در دوران مشروطه طرفدار سلطنت بودند و رضا شاه طرفدار جمهوری و در این مسیر بسیاری مبارزات بر علیه یکدیگر داشتند ، طوری که میرزاده عشقی در شعرگونه ای کاملا به افراط رفته و به توهین در می غلتد وبه همین دلیل میرزاده عشقی به زندان افتادو ....

در صورتی که یک قرن دروغ گفتند و اینها را طرفدار جمهوری و آزادی معرفی کردند ، بشنوید پژوهشها و حقایق ناگفته ای را از دو پژوهشگر کاملا بی طرف .

حتما شنیدن فایل را تا آخر تحمل کرده و بشنوید
http://ir.voanews.com/media/all/last_page/latest.html?z=1868

حتی در همین فایل هم می بینیم که آقای سیگارچی دروغی ناشیانه را در زرورقی می پیچاند که گویا احمد شاه قاجار هیچ اطلاعی از قرداد خفت بار وثوق الدوله(1919) با انگلستان که طبق مفاد آن ، ایران را در ازای مقداری پول به سلطان قاجار و وثوق الدوله ، دربست در اختیار انگلستان قرار می داد ؛ نداشته است ، که آقای دکتر میلانی این دروغ را برملا کرده و طبق اسناد سفارت بریتانیا متذکر می شود که محمد علی شاه نه تنها برای پول آن قرارداد را امضا کرده که او اساسا حقوق بگیر سفارت انگلستان بوده است

هیچ می دانستید که شناسنامه رضا شاه ، بعد از اصلاحات اساسی او وبا ایجاد ساختار مدرن کشور ، برای اولین بار در 37 سالگی رضا شاه بزرگ در اداره سجل احوال ایران صادر شد

هیچ می دانستید که سید ضیا با فریب انگلستان توانست در سوم اسفند کودتا کند و رضا خان سردار سپه فقط به دلیل نجات ایران و پرداخت پول سربازان هنگی که او سرهنگش بود با او همراه شد و هیچ ارتباطی نه با سفارت داشت و نه با انگلیسیها
سید ضیا که کودتا را برنامه ریزی کرده بود و دولت تشکیل داد بعدها حتی به انگلستان فرار کرد

هیچ می دانستید که رضا شاه یزرگ تمام خواسته های استعمار گرایانه انگلستان و چرچیل را رد کرد

فقط چند نمونه از این مخالفتها :

1: عدم قبول واگذاری یک سال درآمد نفت ایران به چرچیل در حال جنگ جهانی دوم
2-مخالفت با ویزیت سفیر انگلستان از شیخ خزئل زندانی
3-انگلیستان مخالف ساختن راه آهن ایران بود ولی راه آهن ساخته شد
4-انگلستان وقتی از ساختن راه آهن نا امید شد ؛ حداکثر تلاشش را بکار برد تا راه آهن را از عراق به هندوستان تحت مستعمره خود بکشاند ، که رضا شاه با آن نیز مخالفت کرد و راه آهن را از جنوب به شمال ایران ساخت

و آنها برای تمام این موارد از رضا شاه انتقام سختی گرفتند

شناسنامه رضا شاه در 37 سالگی و بعد از تشکیل اداره سجل احوال