ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱۸, یکشنبه

ترجمه مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با آقای گری ، گوینده رادیو پالتالک روم

 شاهزادهبا درود بر همه مبارزان راستین ، عصر بخیر اقای گری ، میخواستم به هموطنانم و شنوندگان عزیز درود بفرستم و تشکر کنم از شما مجریان ، که این برنامه را فراهم کردید ، بالاخص اقای الن که کمک کرد تا این مصاحبه صورت گیرد

مجری (آقای گری) : ما نیز خوشحالیم که شما را در کنار خود داریم. قبل از اینکه در مورد مسائل مربوط به داخل ایران سوال کنم ؛ میخواستم در مورد شورای ملی ایران پرسشی داشته باشم که این شورا(حامی)رژیم نیست آیا درست است؟

شاهزاده : بله کاملا درسته
مجری (اقای گری) : لطفا در موردش بیشتر صحبت کنید
شاهزاده: اقای گری، همانطورکه مستحضرید ، تشکیل یک مکانیزیمی که در سطح ملی باشد و موضوع  آینده و رژیم جمهوری اسلامی  از همان ابتدای اغاز بکار رژیم ، میان طیفهای گوناگون مخالفین جمهوری اسلامی مورد بحث بوده است.اتفاق ویژه ای که با تخلف انتخابات در سال 88 رخ داد و باعث به وجود آمدن جنبش سبز در ایران شد، آنزمان من تشخیص دادم ؛ که اين جريان را لازم داریم ، چون این جنبشی که مردم در خیابانها بخاطرش به تظاهرات پرداخته اند، مطالباتشان فراتر از اعتراض به نتیجه یک انتخابات حکومتیست و مطالبات انان بسیار عمیقتر و اساسیتر از آنچه که تصور می رود است .
مردم برای حقوق اساسی ،آزادیهای فردی وموارد دیگر به خیابانها امدند.
 برای مردم غیر قابل تحمل بود که به خیابانها بیایند و توسط تک تیراندازهای رژیم مورد اصابت گلوله قرار بگیرند. شوربختانه این مقاومتها و پایداریهای مردم پس از دستگیریهای متعدد ، کشتار مردم ، زندانی کردن ، اعدامها و تجاوز در زندان (کهریزک)، فرو نشست. بنابراین بسیار مهم بود که به جهانیان بگوییم ، این جنایتها سازمان یافته است و جهانیان باید این سرکوبها را محکوم کنند و از آنجاییکه در داخل ایران هیچ نهاد و تشکل آزادی نمیتوانست اعلام موجودیت کند و بتواند مطالبات خود را به جهان اعلان کند، میبایست یک مکانیزم بوجود می آمد که این مطالبات را از طرف مردم کشورمان بیان کند و صدای این مردم دردرون باشد.
 این آرمان مردم ماست که بتوانند سرنوشت خود را بدست خود رقم بزنند .
و این تشکل میبایست از طریق یک نهاد بر پا میشد ، نهادی که شورای ملی ایران نام گرفت .
این شورا برطبق اهداف و آرمانهایی تشکیل شده است؛ تا بتواند این جریانات را به سوی انتخابات عادلانه و آزاد در ایران سوق دهد، وظایف این شورا تا آن روز (انتخابات آزاد) اینست که با نافرمانیهای مدنی و اعتصابات عمومی و کارگری شرایط را برای این منظور فراهم کند تا به مقصد نهاییش ، دست یابد . باید با مقاومتها و اعتراضات سرتاسری ، مردم بتوانند این رژیم را به عقب نشینی وادارند ،در این فرآیند، البته جامعه جهانی نیز باید ، قانونی بودن خواسته های مردم را برای آزادی و احقاق حقوق خود برسمیت بشناسد.
پس از این رخداد(جنبش 88) ما شاهد بهار عرب بودیم ، ما امروز همچنین شاهد تغیرات اساسی در کشور اکراین هستیم و این بیشتر به ما این برهان را میدهد که خواسته های بر حق ما درست بوده، باید یاد آور شوم که خواسته های بر حق مردم ایران ، تنها زمانی محقق خواهد گردید که بتوان انتخابات آزاد و عادلانه در ایران برگزار کرد واز آنجایی که اکنون این فضای باز وجود ندارد وبا توجه به رد گزینه بد یا بدتردر انتخاباتهای رژیم ، مردم نمیدانند که در صندوقهای بسته چه میگذرد ؛ما توانستیم متمرکز عمل کنیم واز اکثر طیفهای گوناگون فکری چپ ، راست ، پادشاهی پارلمانی، و جمهوری خواهان ، که دارای ارزشها و آرمانهای مشترک می باشند را زیر یک سقف قرار دادیم .
ارزشهایی از قبیل حقوق بشر ، برابری حقوق زن و مرد و خاتمه دادن به جامعه تک قطبی البته بااولویت دادن به منشور جهانی حقوق بشر برای ما از اهمیت به سزای برخوردار بودند و هستند و بر اساس همین ارزشهای مشترک ، منشور شورای ملی نوشته و پایه ریزی شد . ما برای اولین بار توانستیم این خواسته ها را در شورا اداره و تجربه کنیم ، ما بجای اینکه برای انتخاب از بالا به پایین عمل کنیم ، توانستیم انتخاباتی را برای اعضای امضا کننده شورا ، از طریق اینترنت انجام دهیم که از پایین به بالا هدایت شد. در همان ابتدای کار بیش از 27000 نفر عضو شورا شدند ، اساسنامه شورا را در تاریخ 28 اپریل سال پیش و با حضور اعضای موسس تدوین کردیم ، اکنون این شورا که کمتر از یکسال است به کار خود ادامه میدهد و دارای کمسیونهای متعددی می باشد . کمسیونهایی از قبیل حقوق بشر، ارتباطات بین الملل، کمسیون درون مرزی، و بقیه کمسیونها را دارا هستیم ، هر کمسیون مشغول انجام وظایف خود است، ما توانستیم با بسیاری از دولتها و بویژه با پارلمانها و ارگانهای مدنی متعدد ، با اتحادیه های کارگری و غیره در بسیاری کشورها گفتگو کنیم و ارتباطات درون ایران را با جامعه جهانی برقرار کنیم. هدف از این کار در وحله اول این بود که بتوانیم تمرکز فعالین سیاسی و مبارز داخل و خارج از ایران را مستحکمتر کنیم ، البته با این هدف که درنهایت ، قدرت مردم را به خود آنان برگردانیم و این امر که مردم ایران باید این حق را داشته باشند که خود برای تعیین سرنوشتشان مشارکت داشته باشند و آنرا خود به دست گیرند

امیدواریم جامعه جهانی نیز سرمایه و وقتش را مستقیما برای مردم ایران صرف کند ، برای بدیلی دموکراتیک ، سکولار و نه حاکمیت . با این سناریو که امریکا بداند چنانچه مذاکرات به نتیجه ای نرسید بجای گزینه نظامی به مردم ایران بها دهد ، تا بدون جنگ ، مردم بتوانند با قدرت خود این رژیم را به عقب برانند. همانطور که شاهد هستیم در طول این 35 سال تمام گفتگوهای جامعه غرب با ایران تنها با نمایندگان جمهوری اسلامی خلاصه شده است و نه با خود مردم ایران ، جامعه غرب باید به جای گفتگو با رژیم باید بتواند با نماینده قانونی مردم داخل و خارج از کشور گفتگو کنند.تا زمانیکه نگذاریم ، این نهاد دمکراتیک در فردا و سرنوشت کشورش سهیم باشد و مانع ارائه راهکارهای عملی و راه حل هایش بر روی میز شویم ، نمیتوانیم به فردای ایران جامه عمل بپوشانیم وبا حذف نهادی که اساسیترین راه کارها را در اختیار دارد،نمی توان گفتگوها را امکان پذیر کرد
.
  همانطور که مشخص است ،در این دهه غرب بجای توجه به راهکار های دیگر، تمام تصمیمات را بر اساس دخالت نظامی مستقیم در خاورمیانه ( از افغانستان تا عراق و مشخصا هم اکنون در سوریه و لیبی ) گرفت. ما معتقدیم ایران به هیچ وجه ، احتیاج به چنین دخالتهای نظامی ندارد . مردم ایران از همان اغاز این رژیم ، خود بهترین گزینه برای تعیین سرنوشت خویش را داشته و دارند ، از این طریق و با عدم دخالت مستقیم نظامی غرب ، بسیاری از معماها و نگرانیها نیز با حمایت از این مردم حل خواهد شد، فرآیند موفق این پروسه ، مربوط میشود به دخالت دادن مستقیم مردم و سرمایه گذاری بر روی خود آنان برای از بین بردن رژیم دیکتاتوری است ، که حمایت غرب میتواند به آن جامه عمل بپوشاند. علاوه بر این ؛ غرب بداند که تنها مسئله امروز ما، رفع برنامه مشکوک اتمی نیست ، بلکه مهمتر از ان نبود آزادی، عدم اجرای مفاد جهانی حقوق بشر و ازادی طیفهای سیاسی در ایران هست ونه سناریویی تکراری که تا کنون ادامه داده اند و می گویند؛ ابتدا موضوع هسته ای را رفع میکنیم و سپس باز نظاره گر خواهیم بود تا ببینیم نتیجه داده است یا نه . برای پایان تکرار این سناریو، باید ابتدا به موضوعات حقوق بشری و آزادیهای سیاسی پرداخته شود .

مصاحبه کننده (آقای گری) : من این را بسیار مشکل می بینم ؛ آنچه را که شما مد نظر دارید ؛ شما میگویید که جهان بجای نگرانیها از برنامه اتمی ،ابتدا به نقض حقوق بشر بپردازد، البته این یک خواسته منطقی هست ولی غرب بیشترروی برنامه اتمی تمرکز کرده ، درظمن شما بیان میکنید که غرب با نماینده قانونی مردم که صدای انان هست توجه کند. ما شاهد بودیم که در ابتدای امسال شمار اعدامها در ایران بیسابقه بوده ، ایا فکر میکنید این نوع مذاکرات اتمی ایران با غرب بیشتر برای فریب افکار عمومی در خارج است ، تا بتواند مخالفان خود را در داخل از بین ببرد؟

اقای رضا پهلوی: در حقیقت نگاه غرب به مسائل مربوط به ایران کمی متفاوت تر ازگذشته شده است و انان دریافته اند که تمام دغدغه های مردم کشورمان ایران ، نقض اشکار حقوق بشرونبود آزادی اندیشه های گوناگون سیاسی بجای برنامه اتمی نیزهست ، در حال حاضر اشکارا میبینیم که غرب به این مسائل توجه میکند. حتی اقای خامنه ای هم میداند که اگر برنامه اتمیش را نیز کاملا واگذار کند بازهم میبایست مسئله حقوق بشر را رعایت کند و چند بار هم به این موضوع اشاره کرده است.
 بگذارید برای شما مثالی بیاوریم. در ابتدای دولت روحانی ، غرب با این دید که لحن صحبتهای ایشان چه در غالب سخنرانی و چه درگفتگوهای تلفنی نوید تغییراتی را میدهد ولی دیدیم که توهمی بیش نبود ،چرا که تعداد اعدامهای شش ماهه نخست سر کار امدنش بسیار بیشتر از ده سال گذشته ای بود ،که خودش در شورای امنیت کشورمسئول بود. رژیم مدعی اینست که میخواهد راه ها را باز کند ولی در عین حال برای ورود گزارشگرویژه حقوق بشر سازمان ملل اقای احمد شهید ، ویزا صادر نمیکنند. یا نسرین ستوده که از زندان ازاد میشود و بلافاصله برای دریافت جایزه ساخاروف به او اجازه خروج از کشور را نمیدهند. اینها صرفا نوشتاری بر روی دیوار است. به نحوی دیگر چند بار دیگر باید این خدعه ها را قبول کرد و فریب خورد که برای انجام دادن خواسته های بین المللی حرف با عمل یکی نیست و سرانجام این نوع رفتارها خرید وقت برای خود رژیم هست. بنابراین هنگامیکه شما از نگرانیهای هسته ای سخن میگویید بایستی بسیار مواظب درجه اعتماد به این رژیم بود. در واقع چنانچه اشتباه نکرده باشم، اقای اوباما در اخرین سخنرانیش در اتحادیه دولتی اشاره کردند و بسیار اختصاصی با جمله های حساب شده سخن گفتند. فکر میکنم ایشان اشاره کردند به اینکه این توافقات بر اساس اعتماد به رژیم ایران نیست بلکه بر اساس عناصر توافقاتی هست. عنصر اعتماد حذف شد و فکر میکنم هیچ کس به اندازه مردم ایران نگران نیست. شما دنبال کنید زمانیکه ایرانیان در تمام دنیا مورد احترام بودند. از ایرانیان درهمه جای دنیا با داشتن گذرنامه ایرانی به گرمی استقبال میشد. بر اساس رفتارهای غیر منطقی و تنش زدایی این رژیم ، ما جایگاه خود را در برابر جوامع بین المللی ازدست داده ایم واز ارزش افتاده ایم و دیگر بهایی به ما ایرانیان نمیدهند، کشور ما دیگر قابل اعتماد نیست و مطلبی را که در کل میخواهم به شما یادآور شوم اینست که ؛ این موارد ، به هیچ عنوان از تقصیرات و کوتاهی مردم ایران نیست ، مردم ما عوض نشده اند بلکه این رژیم هست که عوض شده است ، اگر اجازه داشته باشم دوست دارم موضوعی بسیار وخیم تر را به شما گوشزد کنم ؛ همانطور که مستحضرید ،این موضوع به دوران آغازین رژیم بر میگردد ،دوران جنگ سرد ، که اساسا دو بلوک وجود داشت ، بلوک غرب ؛ عمدتا امریکا و همپیمانانشان که بیانگر جهانی ازاد و اقتصادی پویا بودند و بلوک شرق ؛ که یک سیستم بسیار بسته ، توتالیتر ،مارکسیست و کمونیست با سرکردگی شوروی را در برداشت ، که بسیار غیر قابل تحمل بود اما این دو بلوک میتوانستند به صورت موازی در کنار هم باشند . این رژیم ایدئولوژیک و دیکتاتوری حتی نمیخواهد موجودیت جهان را به رسمیت شناسد ، رژیم با سرکوب کامل مردم وبا نپذیرفتن حقوق اولیه انسانی، با هر ارزشی که در دنیا وجود دارد کاملامخالفت می کند.من از همه می پرسم که واقعا چه چیزی برای همکاری با این رژیم باقی میماند. رژیمی که اهداف و اعمالش صدور افکار دینی به دیگر کشورهای دنیاست ، از منطقه خاورمیانه بگیرید تا باقی کشورها. افکارشان بر مبنای سفید یا سیاه، پیروزی مطلق یا شکست مطلق و مرگ که به ان اعتقاد راسخ دارند،تنظیم شده و می شود ، با این اوصاف به این نتیجه کلی میرسیم که چرا به بمب اتم احتیاج دارند ، و اگر از ضرورتشان که همانا حمله به اسرائیل است ،بگذرند ، با این مهم میتوانند به تمام خواسته های خود در عرصه داخلی و بین الملل برسند ، اینجاست که متوجه میشویم ، چرا هیچ گاه نسبت به تعهدات خود در مورد موضوع هسته ای شفاف نبوده اند. فراموش نکنیم که رژیم خود را به خاطر عدم شفاف بودن به درجه تنش نظامی با دنیا رسانده است و همان کشورهایی که امروز به ایران میخواهند حمله کنند در زمان قبل از شورش 57 به ایران تکنولوژی هسته ای می فروختند. بنابر این تمام این موارد باید در نظر گرفته شود. ووقتی فرضیه قبلی به اشتباه رفت دومین فرضیه نیز اشتباه خواهد بود. وقتی میخواهید با هدف تغییرات در رفتارش تحریمهای اقتصادی را انجام دهید و به رژیم فشار آورید و اورا به عقب برانید نه اینکه بخواهید خود رژیم عملا تغییر کند ، خوب این تغییر رفتار به اشتباه خواهد رفت زیرا ماهیت رژیم غیر قابل تغییر است، این مانند این هست که شما از کوسه دریا بخواهید طلا ماهی شود یا گرگ تبدیل به یک گوسفند شود. براحتی این راه حل کاربردی ندارد و چیزی نیست غیر از اتلاف وقت. حال بر میگردیم به نگرانی اصلی ما که همانا مردم ایرانند.
 مردم ایران چه میخواهند؟ مهمتر از هر چیز مردم امنیت میخواهند. انها موفقیت، شان و مقام میخواهند. تمام اینها قابل اجرا خواهد بود، اگر که یک سیستم و مکانیزم در اختیار باشد ودرست اجرا شود. من همانند ایرانیان دمکرات و سکولار تنها راه حل ایران را در داشتن سیستمی با پارلمان دمکراتیک می دانم که این تزهمان جدایی کامل دین از سیاست هست و کاملا نقطه مقابل حکومت دیکتاتوری مذهبی کنونی است. این نگرانی اساسی چگونه حل میشود؟
 ایران دمکراتیک میتواند تمام این نگرانیها را پاسخ دهد. نگرانی از تروریسم، نگرانیهای صلح اسراییل و فلسطین، نگرانی تحدیدهای اتمی و نگرانیهای دیگری که قابل رویت هست ، مانند تنشهایی که هم اکنون در خاورمیانه ،مابین سنی ها و شیعه ها در جریان است ، نگرانیهای تمامیت ارضی کشورمان که در حال وقوع است و ناشی از عدم تحمل قومیتهای کشورمان ایران به وسیله رژیمی که آنها را مورد ظلم قرار می دهد . به عنوان مثال میتوان به کار ناشیانه رژیم در همین چند هفته قبل اشاره کرد که در صدا و سیمایش به یک قوم اصیل ایرانی بختیاری اهانت کردند و باعث اعتراض گسترده این قوم اصیل شد.
 فکر میکنم مردم ایران به اندازه کافی به تنگ امده اند و مسئله هم همینجاست، انچه که مردم نیاز دارند این است که به انان میدان داده شود تا بتوانند به حق و حقوق خودبرسند، بتوانند صحبت کنند و نقد کنند ، بدون اینکه از قبل طراحی شود در انتخابات آزاد رای درست دهند ، و صدای خود را بدون خفقان و سرکوب به همه برسانند.این موضوعیست که دنیا باید به ان توجه کند. وقت کافی برای اصلاحالات به این رژیم داده شده و ما نمیتوانیم ایندور باطل را تکرار کنیم و یکسره در آن به دورخود بچرخیم. باید تغییری رخ دهد و عنصر های دیگری که اکنون وجود ندارند را پایه گذاری کرد ، همان عناصری که باعث کمک به مردم ایران خواهد شد تا با تمام امکانات لازم ، البته بدون دخالت و بدون احتیاج به نیروهای خارجی بتواند رژیم را سرنگون کنند

مصاحبه کننده آقای گری: ما هم اکنون جناب اقای رضا پهلوی را در کنار خود داریم ، اوکه امروز در تبعید می باشند فرزند پادشاهیست که با کنار رفتنش ، حکومت اسلامی در ایران جایگزین شد ، اقای پهلوی همانطور که اشاره کردید مردم ایران نیاز به امنیت و کامیابی در زندگی را دارند در طول سه سال اخیر اقتصاد ایران رو به سقوط بوده است و رشد اقتصادی منفی را بدنبال داشته شاید این رویداد بخاطر عملکردهای خود این رژیم دربکارگیری فعالیتهای اقتصادی افراد خاص طی این سالها بوده وطبق امارهای ثبت شده سرانه سالانه هر شخص 13000 دلار میباشد و رشد بیکاری به 12 درصد و تورم 30 درصد بوده در صورتیکه هیچ کجای دنیا به اینصورت نیست و اینچنین رویدادهایی اگر اتفاق بیفتد که باعث فقر اقتصادی شود مردم ان کشور اعتراضات خود را همان لحظه دنبال خواهند کرد بمانند رویدادهای اخیر در کاراکاس ونزولا، اما ما جمعیت معترض زیادی را در خیابانهای تهران نمیبینیم که به عملکرد ضعیف اقتصادی حکومت اعتراض کنند. چرا این اتفاق صورت نگرفته است؟

آقای رضا پهلوی: ما بشکلهای نسبتا پراکنده ای این نوع اعتراضات را داریم . البته اضافه کنم که شما به هیچ عنوان نمیتوانید سندیکا یا اتحادیه ای را در ایران تشکیل دهید، اما اگر میتوانستیم مثل اعتراضات اتحادیه کارگری با یک برنامه ریزی دقیق پایه ریزی کنیم اکنون انان پاسخگو بودند و یک عکس العمل تاثیر پذیر از رژیم میدیدیم. ولی هر گاه که گروهی تلاش کردند اعتراض کنند، سرکوب شدند. ببینید مردم دیگر نه فقط هیچ انتظاری از رژیم ندارند، که برای انان کاری انجام دهد، بلکه اکنون کار به سطح اولیه معیشتی مردم رسیده است. من فکر میکنم تنها انتظارات مردم وقتی تقویت خواهد شد که بر اساس سه فاکتور ضرور که مبایست برای زندگی کردن مردم مناسب باشد صورت گیرد و این نه تنها مختص مردم ایران بلکه همه مردم دنیاست.
 اولین و اساسی ترین ان بر عکس انچه در سال 1357 اتفاق افتاد نوع و شیوه نظام بدیل است که بایستی بسیار روشن و اشکار باشد، فراموش نکنیم که قبل از انقلاب 57 در ایران بیشتر نیروهایی که بر علیه دولت انزمان میجنگیدند میگفتند که شاه باید از قدرت کنار رود و بعد منتظر خواهیم ماند که چه اتفاقی خواهد افتاد و دیدیم که چه اتفاقاتی افتاد اما اینبار ما میگوییم که چه سیستم و نظامی میخواهیم و نقش اساسی مردم چه و چگونه است. دومین نکته ساختار این ارگان و رهبریت این ساختار هست و بیشتر مردم بایست دسترسی درست به ارتباطات مستمر، تبادل اطلاعات، سازماندهی و پول و اطلاعات از خارج به درون این ارگان و بر عکس باشد. انگاه به جامعه کمک خواهد شد تا والاتر مجهز به این نوع ساختار و اماده برای تشکیل دولت بهتر بشوند. اگر رهبریت این ساختار درست نباشد مانند بدنیست که بدون سر حرکت میکند.
 در مقطعی که نظاره گر جنبش سبز بودیم هنگام دستگیری اقایان موسوی و کروبی و حبسشان در خانه ، جنبش دیگر نمیدانست از چه کسی پیروی کند. یک حرکت و جنبش تنها به چند حرکت فردی نیست بلکه تقسیم وظایف و شناخت مسئولیتهای هر شخص در قبال اقشار گوناگون مردم وجامعه است. و نکته سوم همانطور که در ابتدای صحبتهامون در موردش صحبت کردم چه نقش موثری جامعه جهانی میتواند در این راستا داشته باشد. من فکر میکنم چنانچه از بیشتر ایرانیان بپرسیم در تاریخ ایران و در عصر مدرن ، جامعه جهانی چه با غرض و چه بدون غرض چه نقش بسزایی در سرنوشت ایران داشته است؟ خواهند گفت که بدون فکر در ورای فردای این رژیم، تحولات را بر اساس این رژیم گذارده و این دلیلی است که مردم هیچ امیدی به جامعه جهانی ندارند. چرا که مهم نیست هر چه را که مردم بر علیه رژیم انجام دهند ، چون براحتی سرکوب خواهند شد و جامعه جهانی نیز بی تفاوت عمل خواهد کرد. در سال 1388 وقتیکه موقعیت ایده عالی برای حمایت جوامع بین المللی از مردم بوجود امد بعلت عدم حمایت غرب از مردم، از بین رفت.
 ما دیدیم که رژیم اسلامی چطور میلیاردها دلاربرای حمایت از اسد خرج کرده که مردم کشورش را سرکوب کند و جامعه غرب برای کشته نشدن مردم سوریه یک برخورد جامع با این مسئله نکرد . قبل از ان ، هنگامیکه صدام کویت را اشغال کرد و سپس رانده شد چه تعداد تعهداتی را در قبال کردهای عراق دادند که به حقوق خود برسند و سپس دیدیم با عدم حمایت غرب در منطقه شمالی پناهندگان رانده شدند. و تصمیمات اینچنینی بارها و بارها توسط غرب اعمال شده و دیکتاتورها به کار خود ادامه داده اند. مگر در مورد قذافی که ان هم موضوعش خاص بود. و باید چند بار دیگر این نوع اتفاقات بیفتد.
 نکته ای که میخواهم بدان اشاره کنم اینست که این چنین نیست که مردم ایران هیچگاه انزجار خود را نشان نداده اند یا بپا نخواسته و یا فریاد نزده اند و اعتراض نکرده اند محض رضای خدا انان جانشان را در اینراه دادند. چند صد تن دیگر از این مردم باید اعدام، کشته، و مورد خشونت و تجاوز قرار بگیرند تا اینکه جامعه جهانی متوجه اعتراضات مردم بشود.
شما توجه کنید که چقدر سخت است برای ایرانیان قشر متوسط که امروز گوشت قرمز تهیه کنند و تناول کنند و دیگر معیشت انان نیز برای پر کردن شکم خانواده خود به دشواری سپری میشود وما انتطار داریم که انقلابی بدون کمک به این مردم صورت گیرد. یک امری در این راستا و نمونه باید تغییر یابد. اگر مردم در موضع قدرت قرار گیرند و به انان نور امید داده شود، یا انان را حمایت واقعی کرد و بدانند که انتهای این تونل تاریک یک روشنایی است و جهان این مهم را در مورد مردم ایران درک کرده است به این امید مردم دست پیدا خواهند کرد و با این کار تمام نگرانیهای منطقه با نابودی این رژیم از بین خواهد رفت. همانطور که در منطقه سیبری با گروه ضد اتحاد شوروی این اتفاق رخ داد و میان مردم همیشه بحث بود که چرا ما نمیتوانیم نجات پیدا کنیم و شخصیتهایی مانند ساخاروف و الکساندر سولژنیتسیم گفتند که هنگامی که مردم این نور امید را در خود دیدند و با سخنرانی ریگان بر علیه اتحادیه جماهیر شوروی با این عنوان که این یک اتحادیه شیطانیست و باید از بین برود مردم به خیابانها ریختند و خود را نجات دادند. تا زمانیکه مردم ما ،اطمینان حاصل نکنند که دنیا نیز پشتیبانان مردم کشورمان هست بپا نخواهند خواست.
 این شخص من نیستم که روزانه مورد هجوم این رژیم ستمگر و متهجر قرار میگیرد یا میگویم که این رژیم باید برود بلکه این مردم داخل ایران هستند که خواسته شان رفتن این رژیم هست و اونها هستند که باید حمایت شوند و با این کار تمام الگوها را تغییر خواهد داد. خیلی از چیزهایی که از ان در ایران میتوان انتطار داشت بستگی دارد به اینکه جامعه جهانی عنوان کند که ما شما را به حال خود رها نخواهیم کرد، ما شما را نسبت به خواسته های حقیقی و راسخ خود حمایت خواهیم کرد، و ما جامعه جهانی صحبتهای خود را فقط با رژیم محدود نخواهیم کرد تا وقت برای پیشبرد سیاست های خود بخرد یا اینکه توسط واسطه بتواند به توافق هسته ای برسد البته این هنوز صورت نگرفته اما ممکن هست رخ دهد.

مصابحه کننده آقای گری: نکات بسیار مهمی را شما اشاره کردید و من امیدوارم که مردم این نکات را نزدیکتر دنبال کنند. میخواستم در مورد نگرانیهای برنامه اتمی ، از شما بپرسم قبل از این نکاتی که شما بدان اشاره کردید، و طبق صحبتهای چندی پیش شما فرمودید که ایالات متحده چگونه رفتار خواهد کرد وقتی که واشنگتن در هیچ جای دنیا نسبت به تعهدات خود عمل نمیکند و نسبت به ان اتفاقاتی که در درون ایران اتفاق می افتد بی اهمیت جلوه میدهد، بر میگردم به فیلم رابین هود زمانی که یکی از سیاستمداران در فیلم گفت ما حرفمان با عمل یکی نیست( با دهان حرف میزنیم ولی از پشت صحبت کرده ایم ) چطور میتوان از ایالات متحده خواست که از مردم ایران که میخواهند سیستم کشور را تغییر دهند حمایت کند؟

اقای رضا پهلوی: البته دوباره بگویم که یکی از نقصهای موجود بخاطر عدم گفتگوی جامع با نیروهای سکولار دمکرات است که برای دولتها روشن کنند این نوع تحولات در ایران چگونه و به چه صورت میتواند جایگزین شود و ازهمه مهمتر میتواند برای کشور و ملت ایران منفعت داشته باشد و همینطور درنهایت برای جامعه جهانی نیز مفید واقع شود. مخصوصا برای جهان ازاد.
 ببینید فکر نمیکنم که امروز نسل جوان در ایران تئورسینهای خائن وایدئولوژیک زمان گذشته باشند. در دنیای واقعی و به لطف اینترنت و فضای باز مجازی و ارتباطات گسترده ، گاهی تداخل در تمایلات جهان بوجود می اید اما خصوصا در مورد ایران فکر میکنم چه راهکاری برای تغییر بهتر وجود دارد، نه نتها برای خود مردم ایران بلکه برای تمام جهان پیشنهاد بسیار سازنده و متقارن برای هر دو طرف وجود دارد که مورد بهره برداری قرار گیرد. تا بحال یا پیشنهادات برنده - بازنده داشته و یا دو طرف بازنده بوده اند.ولی رژیم ایران برای بقای خود برنده بوده است. بیایید این مسئله را تغییر دهیم و بگزارید پیشنهاد برد - برد را ارائه دهیم. بردی که هم به نفع ملت ایران و همینطور جامعه جهانی باشد. من منظورم فقط جامعه غرب نیست بلکه منظورم به همسایگان شمال مانند روسیه و سایر کشورها نیز هست. همانطور که پس از انتهای جنگ سرد ، ایران هیچ راهکاری نداشت و اگر میتوانست به جامعه غرب و ازاد نگاهی داشته باشد و بتواند از ضربه کمونیست در امان بماند این مشکلات دیگر در ایران بوجود نمی امد و 360 درجه منظره تمام مسائل بوجود امده برای گفتگو، تغییر پیدا میکرد. در این راستا باید اطمینان حاصل کنیم که مسکو و واشنگتن وشاید حتی پکن دریابند که هیچ بلوکی در منطقه و جهان نمیتواند کاملا در انحصار یک قدرت باشد. میبایست این توازن قدرت برقرار شود و بایست راه حل برای همه وجود داشته باشد. من گمان میکنم این شرایط میتواند وجود داشته باشد مخصوصا در منطقه حساس خاورمیانه که درحال رخ دادن گلچینی از ساختارهای دمکراسی به معنای واقعی کلمه هست. در حقیقت ایران بخاطرنوع سیاست و پیچیدگیهای خاص خود و جنبشهای مختص خود از ابتدای قرن 20 تا کنون باعث خیلی از تغییرات حتی در جهان اسلام شده است. تغییراتی که باعث اثار اسلام مدرن در منطقه شد و در این عصر تفتیش بروش اسلامی که اخرین بار در ملیبو و در انزمان اجرا شد دریافت ما را بسیار روشنگر تر نسبت مسائل اینچنینی کرد.
 کجا دیگر این نوع روشهای دیکتاتوری میتواند در یک جامعه گنجانده شود. پیش زمینه ان سکولاریزم و دمکراسی هست که این باید بخشی از تعادلات تلقی شود.امروز دنیا دیگر نمیتواند با طرح اندیشه های امپریالیستی تفکر خود را به یک جامعه ای دیکته کند و ان را در راستای منافع اقتصادی خود تلقی کند. مخصوصا حال که منافع کلی یک جامعه جهانی بسیار مهمتر از منافع یک گروه یا لابی خاص است که با فشار اوردن بر دولت برای منفعت خود گام بر دارد. حال دیگر ما نمیتوانیم بگویم که فقط صنعت اسلحه و مهمات یا صنعتهای دیگر باید حکمفرما باشد ، این دیگر معنایی نخواهد داشت. بدلیل اینکه با اوردن تروریسم هزینه ای را که دنیا هم اکنون میپردازد بسیار بیشتر از منفعتیست که یک گروه خاص به جیب زده اند. برای من فرق نمیکند که این گروه خاص در امریکا، چین و یا روسیه است. در نهایت این به نفع دنیایی نیست که بر اساس پاسخگویی و مسئولیت پذیری بنیان شده باشد و این باید تغییر پیدا کند.
مصاحبه کننده اقای گری: شاهزاده رضا پهلوی بگذارید بر گردیم به مسئله بمب اتم که فرمودید نمیتوان یک گرگ را به مانند یک گوسفند دراورد. حسن روحانی خود را به بعنوان یک انسان مهربان و لطیف جلوه داده و مذاکرات نیز در حال انجام هست، این امید در برخی از سیاسیون ایالات متحده و بقیه کشورها بوجود اورده ، که ممکن است یک توافق منطقی و توافقی صورت بگیرد اما عدم اعتماد در عربستان و اسرائیل همچنان باقیست آیا فکر میکنید که امیدی هست که این مذاکرات به سرانجام برسد و از طریق گفتگو مشکل بمب اتم حل شود؟

آقای رضا پهلوی: چه کسی هست که دلش نخواهد این مشکلات با گفتگو به پایان برسد اما مشکل به این جا برمیگردد که شرایط طوریست که تناقض اساسی در ساختار جمهوری اسلامی وجود دارد. شما از یک طرف رییس جمهوری را بر حسب گمان انتخاب شده میبینید که میبایست حساب شده برای منافع دولت عمل کند و در طرف دیگر میبینید که شخصی بدون انتخاب بر سر قدرت سالهاست و تصمیمات کل نظام که رخ میدهد توسط این شخص انجام میپذیرد و همواره اینطور اعمال شده و همیشه قدرت مطلق او بوده. پس هر گونه تصمیم یا توافقی صورت گیرد، هیچ فرقی نمیکند که اقایان رفسنجانی باشد یا خاتمی یا احمدی نژاد یا روحانی و یا هرکس بعد از او، این شخص تصمیم گیرنده است. در حال حاضر این خود مهمترین مشکل است. چه کسی تصمیم نهایی را میگیرد؟ اگر آقای خامنه ای است که من فکر نمیکنم به هیچ عنوان خودش خود را زخمی یا خود زنی کند. و بر این منوال است که میگویم قابل تامل است.
اما بگذارید احتمالات دیگری در نظر بگیریم که چه مشکلاتی روبروی این رژیم قرار گرفته و در حال تجربه کردن است. حال بیاییم خوشبینانه احتمالات را نیز بررسی کنیم. من فکر میکنم رژیم تاسف بار دارد شرایط را تجربه میکند. به این خاطر من احتمال دو رخ داد را میدهم ؛ یا ما سناریو گورباچف(رهبر پیشین شوروی) را در ایران مشاهده خواهیم کرد ؛این رویداد باعث خواهد شد تا مردم کار این رژیم را یکسره کنند و رژیم سقوط کند.یا یکبار دیگر تمام مراحل عملکرد رژیم در یکجا به تنگنا برسد، چرا که تمامی صنعت پایه ایران توسط مافیایی وابسته به رهبر جمهوری اسلامی تهدید خواهد شد، چون منافع شخصی او در میان هست.
 فکر میکنید چنانچه تحریمها برداشته شود چه کسانی اعتراض خواهند کرد؟خوب البته تمام باندهای مافیایی سپاه پاسداران که مربوط به رهبر رژیم است و کنترل تمامی بخشهای اقتصاد ایران را در دست دارند به تغییر روند اعمال دولت اعتراض خواهند کرد. به گمان من ما شاهد بسیاری مسائل خواهیم بود. من به سناریو گورباچف بیشتر اهمیت میدهم و اگر اون شخص روحانی باشد. باید صبر کرد و دید ، اما نفس را در سینه مردم حبس نکنیم. من فکر میکنم پس از 35 سال دیگر میتوان متوجه شد که رژیم چه کسی را روی میز برای سوپ ظهر، یا غذای شب قرار میدهد چرا که رژیم فقط یک طعم دارد و اون هم محض نجات و بقای خودش میکوشد. اگر بنا بر خواسته مردم بود خیلی وقت پیش این مشکلات حل میشد. من فکر نمیکنم این جهان صرفا در یک راستا یا استراتژی سرمایه گزاری کند و با این تصور تکراری که یکبار دیگر یک دور گفتگویی با رژیم و یک دور دیگر به رژیم فرصت دهیم و پس از شش ماه دوباره عنوان کنیم که مذاکرات به شکست خورد و حالا ما به خط قرمزمان نزدیکتر شده ایم. حالا چه اقای روحانی گورباچف دیگر بشود و چه اقای خامنه ای مانع این مسئله شود، این نمیتواند تنها عنصر بازی سیاسی غرب باشد.من از جامعه جهانی تقاضا دارم در این مقطع زمانی حساس به بدیل این رژیم که همان مردم هستند توجه جدی شود. همزمان به رژیم فرصت اصلاح کردن خود را بدهید اما اگر نفس را در سینه حبس کرده و تنها امیدتان به رژیم باشد مسلما به شکست می انجامد و رژیم هم میداند که میتواند همانند گذشته بازی خود را با شما ادامه دهد. حال وقت ان است که به رژیم بگویید ما دیگر تمام تخم مرغهای خود را در یک سبد نخواهیم گذاشت و اینبار به مردم ایران کمک خواهیم کرد، چنانچه میخواهید به معیارها بین المللی بر گردید و طبق توافق ان.پی. تی عمل کنید و در عین حال نیز با مردم ایران همگام شوید. من بر میگردم به صحبتهای چندی پیش اقای اوباما که گفتند این رایزنیها بر اساس اعتماد نیست پس اگر اعتماد نیست ، امیدی هم در انتهای این تونل وجود ندارد. این امید کجا میتواند وجود داشته باشد، اعتماد براستی کجا وجود دارد تنها مطلبی را که اقای گری میتونم عرض کنم این است که؛ شما به رژیم اعتمای ندارید پس چرا به ملت ایران اعتماد نمی کنید. به چه دلیل این فرصت را به مردم ایران نمیدهید. چرا کمک به ملت ایران برای تعیین سرنوشتش نمی کنید. بخاطر اینکه در معادلات شما ،هیچ گاه ملت ایران با کمال تاسف و غمگینم که این را عنوان کنم گنجانده نشده اند.انانی که بزرگترین قربانی این جریانات بوده اند و هیچ پیشنهادی در مورد انان داده نشد.
 این نمونه تفکر باید تغییر پیدا کند. من به شما تضمین می دهم که بخش عظیمی از نیروهای سرکوبگر که بین دو راهی گیر کرده اند یا بروشی قطع امید کرده اند از رژیم به مردم خواهند پیوست اما نمیدانند که کی و کجا به مردم ملحق شوند. چنانچه بدانند حمایت جامع از مردم میشود، وقتی بدانند دنیا در حمایت از مردم در انتها به منفعت دراز انان و مردم می انجامد، در کنار ملت خواهند ایستاد. چند بار این رخدادها با موفقیت انجام شده و ما به واقع دیده ایم. وقتی که بوریس یلسین در برابر دوما بپا خواست و تانکهای روسی در حمایت به او ملحق شدند. همین چند روز پیش در اوکراین هم مشاهده کردیم. ما نمیتوانیم این گزینه ها را نا دیده بگیریم ، این مردم هستند که برای سرنوشت خود تصمیم میگیرند و مردم ایران تا بحال بدون حمایت هیچ کس تنها در مقابل این ستمها ایستاده اند. بیایید به این معادلات کمک کنیم که هزینه تغییر را کاهش خواهد داد وبه ما مسیر دیگری را نشان خواهد داد که بدون مداخله نظامی چنانچه گفتگوها به نتیجه نرسید از این راه تحقق یابد

اقای گری از پالتالک: یک راهکار سکولارارزنده از شما بزرگوار را شنیدیم.
بگذارید هم اکنون با شنونده ها ارتباط بر قرار کنیم.
بانویی ایرانی پرسیدند: با درود بر شاهزاده و درودی خاص به شهبانوی ایران فرح پهلوی، در تمام صحبتهایی که شما در این مصاحبه کردید شما به فرم جدید دولت جدید اشاره کردید من در این بنیاد نیستم. شما فکر نمیکنید بعد ازتجربه انقلاب 57 فرم حکومت بر مبنای قانون اساسی و روشن باشد برای ایرانیانی که میخواهند این پدیده را حمایت کنند اما در عین حال نمیخواهند یکبار دیگر ماهی را در درون دریا خرید کنند ؟ بسیار سپاسگزارم

آقای رضا پهلوی: بطور اساسی فرایند این شورا خیلی ساده هست. وقتی که توانستیم انتخابات ازاد در ایران برگزار کنیم، اولین کاری که باید صورت بگیرد هنگامیکه دیگر رژیم جمهوری اسلامی وجود ندارد زمان انتقالات هست. در انزمان انتقال دولت موقت باید تشکیل شود که دو وظیفه دارد. یک : اداره کشور در این فاصله زمانی که حدودا دو سال طول خواهد کشید. که باید قانون اساسی در این مدت تدوین شود و مشخص شود چه نظامی را مردم میخواهند انتخاب کنند؟ که بر مبنای پارلمان دمکراتیک خواهد بود و میتواند در قالب جمهوری خواه باشد یا پادشاهی پارلمانی و این را مردم با رفراندومی که گداشته میشود تصمیم خواهند گرفت. در مرحله بعد اولین انتخابات پارلمانی و همچنین نوع ساختاری حکومت برگذار خواهد شد. دراین مبحث یک مطلبی رو که میخواهم با هموطنان در میان بگذارم این است : چرا که من شاهد این مباحثات پارلمانی دراینجا بوده ام ، طیفهای فکری مختلف ایرانی بر این تصور هستند که ساختار نظام رای داده شده؛ چنانچه جمهوری خواهان پیروز شدند، انان خوشحال و چنانچه طرفداران پادشاهی پیروز شدند انها خوشحال شدند. اما این سوال را نمیکنیم که از فردای پیروزی چه باید کرد. ایا بهتر نیست که ساختار زبده سیاسی را چنان پایه ریزی کنیم که این خلاء انحراف پر شود و دیگر شاهد انچیزی که در مصر اتفاق افتاد نباشیم. من میدانم که بسیاری از ایرانیان دمکرات اجتماعی هستند. یکی ممکن است جمهوری خواه و دیگری طرفدار طیف پادشاهی باشد اما به این توافق رسیده اند که بر اساس یک چهارچوب سیاسی همگام باشند. یا ممکن است دمکرات ازادیخواه باشند ولی نکته جالب اینجاست که ایرانیان لیبرال دمکرات یا نیروهای دمکرات اجتماعی با هم متحد شده اند.حال چه از طیف جمهوری خواه و یا طیف پادشاهی باشند. درنهایت دمکراسی به این معناست که سیاستمداران جامعه با رقابت سالم بتوانند طرح جامعی را برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور بریزند. اگر شما این نوع درایت ها را در بازی سیاست نداشته باشید حتی اگر بهترین نظام رو هم داشته باشید و حتی اگر بهترین توازن و رسیدگی را هم داشته باشید، دستیابی آن نوع نیروهای سیاسی و اجتماعی به قدرت ، باز هم بر خواهد گشت به همان نظامهای گذشته و سابق که شاهدش بودیم. مطلبی را که من بدان میخواهم اشاره کنم این است که ما باید از تمام ابزار برای رساندن به این اهداف استفاده کنیم. بله در حال حاضر در داخل این کار را انجام دادن بسیار سخت و نا ممکن هست. اما میتوانیم در موردش فکر کنیم وآنرا شبکه ای و گسترده تر کنیم و برای این منظور از یکدیگر حمایت کنیم . من مطمئن هستم این ازادی با سکولاریسم و دمکراسی دست یافتنیست و دیگر فرم نظام برای من اهمیتی ندارد اجازه دهیم این فرم نظام را ملت انتخاب کنند. مهم دمکراسی و سکولاریزم هست که همان محتوی اصلی وبنیادین است که برای من مهم است.مکانیزم ان که در درون اجتماع وجود خواهد داشت ،بطور مثال تنها بررسی بازرسان شنیده نشود بلکه دیده و مشهود باشد که عدالت میتواند وجود داشته باشد و ما سازمان عدلیه مستقل را دارا هستیم. ما بر این اساس باید به تاریخ گذشته بر گردیم و ببینیم کجا خطا بوده . مشکلات از کجا اغاز شد و چطور میباید این مشکلات را حل کرد. در طول این 35 سال تغییری نکرد. اما من معتقدم که نسل جوان امروز در ایران به این اگاهی رسیده است و من با اطمینان میگویم که شدنی است
.
آقای گری:شاهزاده ، شما هر بار به من فلسفه و منطق خوش بینی نشان میدهید اعلیحضرتی که ستودنیست
.
سوال کننده بعدی ایوین خوش امدید به خبر پالتالک سوال خود را بیان کنید

خانم سوال کننده: با درود به شاهزاده و تمامی شنونده های حاضر و همچنین اقای گری و همکارانشان برای برپایی این مهم
شاهزاده گرامی همانطور که میدانید و همه ما در این 35 سال از بدو حظور رژیم تا کنون در ایران شاهدش بودیم ، آیا بهتر نیست که شورا و جامعه جهانی بجای بحث در مورد سانتریفیوژها به انتخابات ازاد و به مردم ایران بپردازند تا اینکه با کمک به مردم و ازادی ایران ، مسئله هسته ای هم بخودی خود حل شود؟ پاینده ایران

شاهزاده : من تنها میتوانم برگردان همان نکته شما در این مسئله باشم همانطور که این شورا بر همین اساس که انتخابات ازاد هست بنیانگذاری شده ؛ که این تنها راه اندازه گیری خواسته های واقعی مردم هست. و در این جو و شرایط خفقان ایران نمیتوان فهمید خواسته اصلی مردم که باید در اولویت باشد در واقع چیست.؟ ما و دنیا میتوانیم مطمئن باشیم که به نمایندگی خیلی از هموطنانم که با من از درون ایران مکرر متذکر میشوند و در ارتباطند میگویم ؛ برای ما از همه چیز مهمتر دست یافتن به ازادی هست و درآن تردیدی نیست که اگر این دولت مسئولیت پذیر بود و بر اساس خواسته های مردمی حرکت می کرد، تمامی مشکلات ایجاد شده چه در داخل و چه در خارج که حتی دغدغه کشورهای همسایه وجهان نیز هست پدیدار نمیشد. بله با شما موافق هستم و ما بر همین اساس شورا را تشکیل داده ایم و سپاسگزارم از سوال شما

اقای گری: میخواهم از شما شاهزاده رضا پهلوی تشکر کنم ؛ از اینکه امروز همراه ما بودید ومن قبل از اینکه این مصاحبه برقرار شود با شما صحبت میکردم ، متوجه علاقه و اشتیاق وافر شما برای تماس مستقیم با ما ملت ایران در داخل و خارج شدم ، ما بسیار خرسندیم که با فراهم اوردن مکانیزم و تکنولوژی پالتاک وسیله ای باشیم. بلند گوی پالتاک همیشه ازادانه در اختیار شما خواهد بود و همچنین من این حق را برای اقای روحانی هم قائل میشوم که اگر بخواهد در اینجا مستقیما با مردم سخن بگوید من نفسم را در سینه حبس نخواهم کرد. شاهزاده رضا پهلوی باز هم سپاسگزارم از اینکه در گفتگوی خبری پالتاک با ما بودید

شاهزاده رضا پهلوی: از شما سپاسگزارم که مرا دعوت کردید و دوباره میخواهم تشکر کنم از کسانیکه شنونده این صحبتها بودند . من امیدوارم فرصتی دیگر فراهم شود تا دوباره با یکدیگر سخن بگوییم. من فکر میکنم باید ازچگونگی فرصتی که اخیرا در اوکراین ایجاد شده ،آگاه شویم ، تا بتوانیم از آن استفاده کنیم که چگونه این رخداد میتواند به مردم دنیا در راستای ازادی کمک کند، مخصوصا کمک به آزادی ملت ایران را شاهد باشیم ، رژیم دغدغه خاطر های متعددی را بر آنها تحمیل کرده است.این یک رویداد مهم تاریخی است . ما میتوانیم از این واقعه به عنوان یک تجربه تازه استفاده کنیم وبا نگاهی به گذشته ؛ زمان اپارتایدها در افریقای جنوبی و سقوطش، زمان یاروژرسکی در لهستان و دیگران سخن بگوییم. این بهترین نمونه است .
اگر پارامترها بهترین مثال برا ی تغییر یک ساختار غلط هستند ، پس باید آنها را در جاهاییبه اجرا گذاشت. وقتهای کافی داده شده است. کل مطالباتی که من از دنیا تقاضا دارم ؛ حمایت از هموطنانم در ایران هست تا سیاست دخالت مستقیم مردم را اکنون فعال کنند. من هیچگاه نگفتم که گفتگو را با رژیم قطع کنید. من تنها خواسته ام اینست که با مردم کشورم صحبت کنید تا انان پیغام و ارزوی خود را بیان کنند. با شهروندان درون صحبت کنید. با زندانیان سیاسی کشورم گفتگو کنید. با مردمی که در خیابان هستند حرف بزنید. صدای انان را بشنوید و انگاه متوجه میشوید که انان بدون هیچ مداخله یا فیلتردیگران ، دقیقا خواسته هایشان را بیان کنند.
من اقای گری ؛ از شما سپاسگزارم که بلندگوی شما بر روی ما باز هست. امیدوارم که جهان و تصمیم گیرندگانش نیز بیشتر به مردم ایران توجه داشته باشند و مستقیما حرفهایشان را بشنوند. من مطمئن هستم ،که هر زمان با اکثریت مردم مستقیما صحبت کنند ؛ متوجه خواهند شد ، که این حمایتها چقدر ارزشمند است، تا آنها بتوانند دنیای خویش را برای بهتر زیستن تغییر دهند.
باز هم از شما سپاسگزارم بخاطر دعوت به حضور من در اینجا .
 همچنین از حمایتها و همراهی هموطنانم که به من این انرژی را میدهند تا من همچنان به راهی که در این سی سال با تلاش اغاز کردیم ادامه دهم  سپاس از شما.

 ویراستار ترجمه : فرید
 09.03.2014