ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

ف.ر.م.الف. سخن : چون خمینی و رجوی دموکراسیشان دروغین بود ، پس شورای ملی ایران هم همین است

آقای ف.م.دال ذ .سخن ، روزی می خواست از طریق تز راه رشد غیر سرمایه داری(ابداعی وزارت امور خارجه روسیه کمونیستی)  از "امام خمینی" ، یک رفیق خمینی بسازد  و به خیال خام خود سوسیالیسم را در ایران نهادینه کند ، آنها هدفشان این بود که ابندا از به اصطلاح ، خمینی عقب مانده،   یک "دموکرات انقلابی "  از نوع الیانفسکی بتراشند و سپس آنرا  در حد یک کمونیست ارتقا دهند. او و سایر رفقایش سالها در جهت پیاده کردن این تز غلط وزارت امور خارجه شوری آن زمان  که هدفی  جزء تسلط بر جهان در سر نداشتند و از ابزارهایی مثل احزاب کمونیست  توده استفاده می کردند ، فعالیت کردند
در همین راستا  "حزب طراز نوین طبقه کارگر" توده ،  خط امام را آفرید تا هم از طریق دفاع از خمینی و آن انقلاب ارتجاعی ، در سیستم سیاسی کشور نفوذ کنند و هم با کمک اکثریت در جهت عملی کردن آن تز سیاستورزی نمایند
او وسایر دوستانش در سازمان اکثریت سعی فراوان کردند تا دردامان  حزب توده  روش پیروی از خط امام را بیاموزد

 از آنجایی که  خمینی یکی از سیاهترین  مستبدین  قرن بیستم  ، نه تنها  "دمو.کرات انقلابی" نبود که او هم مانند صدام، قذافی و حافظ اسد  چموش از کار درآمد  و مطیع اوامر حزب طراز نوین طبقه کارگر توده ای و سازمان اکثریت نشد ، و عاقبت هم دیدیم  که  متاسفانه  ، خمینی این دو چریان وابسته به روسیه را هم وحشیانه سرکوب کرد (من با هر گونه شکنجه ، اعدام و زندانی سیاسی مخالفم ، حتا برای دشمنان). طوری که  آنها راهی  ، کشورهای  " دوست و برادرشان " در شرق شند ، موطن همیشگی حزب توده

خیانت به رفقا 
 آقای ، الف . دال ذال. سخن ، بعد از سفرهای رفیقانه به کشور "دوست و برادرش" روسیه و استفاده از "مواهب" دیکتاتوری پرولتاریای رفیق لنین در کشور" شوراها" ، روزی طاقتش سر رسید و دیگر نتواتنست  "مواهب پرولتری " کشور شوراها را تحمل کند و دست رفیق عیال را گرفت و گفت ، من دیگر نمی توانم در این فاشیسم که بر آن نام سوسیالیسم نهاده اند زندگی کنم ، یا به همان جهنم خودمان بر می گردم و یا باید به اهداف سوسیالیستیمون خیانت کنیم و راهی کشورهای بورژوازی شویم ، من در کشور شوراها  از این همه فقر و استبداد و بیچارگی دقمرگ می شم او ادامه داد ،  که باید 30 سال برای یک قارقارک بدبو به نام لادا ،  تو صف بایستید ، تا بتوانید آنرا بخرید ، بلی ف .دال.ذال.سخن ما ، تصمیمش را گرفته بود و خیانت به رفقای ، صدر کمیته هیئت ریئسه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در وجودش رخته کرده بود او فقط یک مشکل سر راه می دید و آن این بود که چگونه رفیق فرخ که با "ک گ ب " سر و سری داشت را راضی، قانع   یا  فریب دهد . به هر روی پس از کلی  قایم موشک بازیهای چریکی  برای فرخ  ، وارد فاز عملیات ایذایی شد و توانست جهنم سوسیالیسم واقعن موجود را ترک کند و آزادی و دموکراسی را زیر لب مز مزمه کرد   آری اینچنین شد برادر ،  ف.غ.خ. سخن ما ، توانست ف  روزی بر بال ،  ال آل  نفس راحتی بکشد و بر گور پدر سوسیالیسم واقعن موجود لعنتی فرستد و ، شتابان و سراسیمه خود را ، به آغوش پر مهر "امپریالیسم جهانخوار " اندازد و عطای ردگاه کار" و لادایسم  را   به لقائش ببخشد و خود به مانند سایر رفقا توده ای اکثریتیش سالهای مدیدی در، آغوش" همین  جهانخواران " دموکرات و انسان دوست ،  جا خوش کنند و از دیار فرنگ با خیال راحت  به خامنه ای نامه فدایت شوم بنویسند  و یا برایش  در غرب به درجه نادر،  کیف کشی اصلاحطلبان ارتقاء مقام ،  پیدا کنند  و همچنان از مواهب این "امپریالیسم جهانخوار" سودها برند  

حال حکایت این رفقا به اینجا رسیده است که ناجی دموکراسی در جهان شده اند و نگران آزادی در ایران

پیشگویی   امامانه
، این چریکهای دیروز که برای 10 هزار تومان موجودی بانک سپه ، چند کارمند بیچاره  را کشته و زخمی می کردند و به قول خود عملیات مصادره انقلابی راه می انداخند ، در ایران به کمک آخوند دجال و بی بصیرتی کشورهای غربی به اضافه اشتباهات سیستم سیاسی وقت ، یک انقلاب ارتجاعی و عقب مانده راه انداختند ، حکومتی مدرن و سکولار را با یک تئوکراسی دینی و ارتجاعی عوض کردند و در داخل ، تا روز آخر در حفظ این جانور عجیب الخلقه ، که بر خود نام  جمهوری اسلامی گزارده است ، کمر همت بستند و تا جایی پیش رفتند که حتا از لو دادن رفقای دیروز خود نیز سر باز نزدند ، فرخ نگهدار این عمل وقیح را با این عنوان که ما طرفدار جمهوری اسلامی بودیم و می خواستیم ضد انتقلاب را نابود کنیم ، بی شرمانه  توجیه می کند 
.
آنها از همین جایگاه و دقیقن به همین خاطراز لو دادن مخالفین رژیم هم عبایی نداشتند .  و حالا آقای ف.جیم گ.سخن  می نویسد که چون خمینی و رجوی به دموکراسی اغتقادی نداشتند و ندارند ،  بتابراین شورای ملی ایران هم اگر انتخاباتی برگزار کند اولن حتمن کلکی در کار هست و دومن اگر در حال حاضر دروغ نگفته باشند حتمن  در اینده مثل بسیاری آنرا به فراموشی می سپارند، به این حکم تاریخی ایشان توجه کنید همین یک پاراگراف به ما می گوید که نوشته ایشان ارزش بررسی ندارد  و به  نقد همین یک پاراگراف بسنده می گردد،  ایشان می نویسند :
" اکنون حکايت شورای ملی ايران است و دمکراسی بازی از نوع ايرانی. می گويند يکی از ارکان دمکراسی٬ آرای مردم است. وَه که از اين لفظ آرای مردم چه سوء استفاده ها که نشده است! هنوز طعم تلخ و زهرآگين دمکراسی از نوع اسلام خمينی را در دهان داريم و نتايج شوم آن را به عيان می بينيم. دمکراسی مدّ نظر ايشان اين بود که چند نفر را او انتخاب کند و مردم به يکی از اين چند نفر که نظر ايشان به او بيشتر نزديک بود رای بدهند. اين دمکراسی بازی مهوع در طول سی و چند سال حکومت اسلامی جريان داشته و هنوز هم دارد. دمکراسی از نوع "رجويک" و شورای ملی مقاومت را هم در هنگام انتخاب مريم رجوی به عنوان رئيس جمهور مقاومت ديده ايم و به قدر کافی به اين نوع دمکراسی خنديده ايم. و اکنون نوبت دمکراسی بازی شورای ملی ايران است که نتايج آن را هم در آينده ای نه چندان دور خواهيم ديد " پایان نقل قول

  ایشان هم به مانند بسیاری از مخالفین و مخربین شورای ملی ایران همان مواضع صدا سیمای رژیم را تکرار می کند ،  که اینها شکست خوردند و شکست می خورند و یا اینکه نمی توانند و کاری از پیش  برند ،  ما در این 2 سال بسیار چیزها از این به اصطلاح دوستان و دشمنان شنیدیم ولی همه دیدند و شندیدند که شورای ملی ایران برگزار شد ، با اکثریت مظلق آرا سخنگوی خود را برگزید و با و جود اشکالات فنی و حملات سیبری رژیم ، توانست در کمال آرامش ارگانهای بالای خود را در یک انتخابات آزاد و برای اولین بار در تاریخ جنبشهای ملی دموکراتیک ایران ،  از پایین به بالا انتخاب کند ، حال که از روند دموکراتیک و کاملن آزاد شورای ملی در پاریس نمی توانند انتقاد جدی و اساسی بگیرند می خواهد خود را  پیشگو جا بزنند  و مثل آقای ف.سخن ، در این آخر عمری ، پیامبر گونه از روند وقایع در آینده ای نامعین  اطلاع دقیق ارائه دهند  به این جمله ایشان دوباره دقت کنید  "نتايج آن را هم در آينده ای نه چندان دور خواهيم ديد " آقای ف.م.دال.سخن همین حکم شما که از آینده ای  نامشخص و نامعلوم یک حکم مطلق استخراج و استنتاج می کند نه با منطق فلسفی جور در می آید و نه با یک خرد متعارف انسان قرن 21 . یا شما یاید اعتقاد به رمل و استطرلاب داشته باشید و یا اینکه از عالم غیب مطلع باشید که امروز تشخیص داده اید شورای ملی ایران در آینده به همان مسیری خواهد رفت که خمینی و رجوی رفته اند و البته خود و سازمان اکثزیت را هم مجزا می دانید."


فرید