ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۲۹, پنجشنبه

ازایجا دشورای ملی ایرانیان تا موازی سازیهای اصلاحطلبان دوباره اجیر شده واستعفای مجتبا واحدی



اصلاحطلب در کشور بلازده ما موجودی دوپا را گویند که با دست راست شلاق می زند وبا دست چپ پانسمان می کند

چرا جمهوری اسلامی 33 سال است که با وجود ضعفها وخطاهای بیشمار واساسی همچنان در قدرت باقی مانده است
در کنار دهها دلیل ریز ودرشت می توانیم از دو دلیل کلی ومحوری نام بریم
الف : عدم اپوروسیونی متحد ،منسجم و توانمند
ب:   ملیارها دلار پولی که از فروش نفت نصیب حکومت شده است وآنها می توانند تمام جاه طلبیهای ایدئولوژیک وسیاسی خود را عملی کنند
با قبول دو شرط بالا برای بقای حکومت سنگسار وکهریزک می توانیم به این استنتاج نیز برسیم که اگر شریان حیات حکومت یعنی فروش نفت قطع شود ،جمهوری اسلامی ، یکی از ستونهای بقای خود را از دست داده است .با عملی شدن تحریم واقعی اقتصادی ونقتی بسیاری معتقدند که رژیم به زانو خواهد افتاد/مراجعه شود به مقالاتی که در همین رابطه به رشته تحریر درآورده ام 
به اعتقاد من نبود اپوزوسیون متحد وقوی ، مهمترین شرط برای بقای حکومت است در واقع جمهوری اسلامی قوی نیست این نیروهای مخالف هستند که ضعیفند.
 اگر ایرانیان می توانستند تا کنون خود را متحد سازند جمهوری آخوندی سالها پیش به درک واصل شده بود واتفاقن حکومت بیشترین ترسش هم از همین گفتمان است . آنها ملیونی هزینه می کنند تا از متحد شدن ایرانیان  جلوگیری کنند.و در این راستا وقتی، ضعف نیروهای سکولار دموکرات از مقوله اتحاد وعدم رعایت همزیستی ومدارا با یکدیگر،  با کارشکنی وتخریبهای ماموران گمنام وآشکار رژیم  در می آمیزد ،آنوقت متوجه خواهیم شد که ، بیشترین کمکها را در حقظ وبقای جمهوری اسلامی انجام می دهند. اصلاحطلبان دینی و غیر دینی ابزاری هستند که در تنگناها همیشه به داد رژیم رسیده اند
در همین راستا از مدتها پیش دهها کنقرانس ونشست از طرف نحله های گوناگون سیاسی در اقصا نقاط جهان برگزار شده است ولی متاسفانه هیچیک از آنها به دلیل همان معضلات بالا با موفقیت قرین نبوده است

حدودن یک سال پیش آقای رضا پهلوی در ادامه کوششهای همیشگی خود برای اتحاد فرامسلکی ،فرا ایدولوژیک وفرا سازمانی  ایرانیان سعی کرده ومی کنند تا با گقتمانی کاملن جدید ونو به پراکندگیها و عدم انسجام وطنپرستان سکولار دموکرات ایرانی نقطه پایانی گذاشته و در جهت نزدیکی وهمبستگی نیروها  کمک کنند. این ایده بر خلاف همایشها ونشستهای گذشته ، از کسی وجریانی نمی خواهد که بیایند و همه حول خواسته های شخص ایشان گرد آیند ،بلکه هدف ایشان از این طرح این بود و هست که کانونهای ایرانیان چه حول شخصیتها وچه حول سازمانها به عنوان اعضای نا همگون یک کنسرت آهنگین بنوازند ،همه تباید ویولون  یا پیانو بنوازند تا یک اثر خارق العاده خلق کنند یک کنسرت موفق می تواند با سازهای گوناگون  اثری را ابداع کنند که یک ویولن زن به تنهایی از ایجاد آن قاصر است. ایده شورای ملی از کسی نمی خواهد خود وسازمانش را منحل کند تا به دیگران ودر دیگران مستحیل شود  بلکه هدف همبسته بودن و در کنار هم قرار گرفتن ارگانهای فعال اپوزوسیون هست که بر چند محور با یکدیگر به توافق رسیده اند شورای ملی ایرانیان پدیده ایست که در روند مبارزات گردانهای گوناگون سکولار دموکرات و  در کوران نقد و پشتیبانی از یکدیگر  آبدیده شود و اعضای آن به یکدیگر نزدیکتر می گردند .در این مسیر ممکن است بسیاری رفیقان نیمه راه یاشند ، یا مامورانی باشند که برای تخریب و ایجاد درگیری در بین نیروهای اپوزوسیون مشغول نعل وارونه زدن هستند.بسیاری دیگر ممکن است به شورا بپیوندند وما را ئر این مسبر یار و یاور باشند. در کل منظور این است که توافقی جمعی بین تمام ایرانیان برانداز و سکولار دموکرات شکل گیرید.  در اینجا نیز مهم ظاهر و نام وشکل آن نیست بلکه محتواست که تعیین کننده است آغاز این مسیر سعب العبور شروع شده وپایاتش با پایان جمهوری اسلامی گره خواهد خورد .
در این تجمع ملی همه جای می گیرند وهیچ نیرویی حذف نمی گردد خواه چپ ملی باشد یا راست لیبرال و طرفدار پادشاهی ،خواه برانداز دینی وسکولار باشد یا ملی گرای براندازوسکولار
این شورا دارای چند محور است که مورد توافق همه قرار گرفته است.انتخابات آزاد،سکولاریسم،تمامیت ارضی برای رسیدن به دموکراسی وحقوق بشر در ایران آزاد فردا.
باید اینجا متذکر شد که ایده اتحاد نیروها جدید نیست  ودر این رابطه قبلن دهها بار همایش وکنفرانسهایی تشکیل داده شده است که متاسفانه بدون موفقیت به فراموشی سپرده شده اند. شورای ملی در اصل شورای اتحاد کانونها وسازمانهای متحد شده اند
.مهمترین اصل اساسی و  پیشبرنده این شورا ،همانا تعیین شخصیتی مشهور وخوشنام برای سخنگویی این مجمع یزرگ در ایران وجهان است ، تا بتواند در تمام مجامع ومحافل بین المللی معرف این شورا باشد وبه عنوان سخنگوی این شورا با سازمانها و کشورهای دیگر برای دفاع از حقوق زندانیان سیاسی وتنظیم راههای پیشبرد طرح وبرنامه شورا وارد تعامل گردد   
خوشبختانه از نظر سیاسی ونظری مدتهاست که تمام جریانات موجود در اپوزوسیون به یک خرد جمعی نزدیک شده اند در بین ایرانیان غیر حکومتی ،  کمتر کسی امروز پیدا می شود که مخالف آزادی ودموکراسی با سکولاریسم باشد از جمهوری خواه و مشروطه خواه گرفته تا چپ وراست همه در ظاهر طرفدار دموکراسی می باشند ولی وقتی پای عمل فرا می رسد آنموقع است که پی خواهیم برد کدامین جریانات سیاسی واقعن راست می گویند
 آنقدرها مشگل نیست تا در یابیم که کدامین شخصیتها وجریانات سیاسی ریگی در کفش دارند وکدامین نیروها واقعن وصادقانه خواهان بر چیدن استبداد مذهبی هستند ، اعتقاد به دموکراسی وسکولاریسم دارند ، از تقدس(تنها تقدس ) تمامیت ارضی ایران دفاع می کنند  وبرای رسیدن به حقوق بشر در ایران فردا شبانه روز فعالیت می کنند

بعد از گفتگوها برای گفتمان اتحاد وتعامل برای تشکیل  شورا،کنگره یا جبهه ای از برانداران سکولار ودموکرات جمهوری اسلامی شروع به اقدامات تخریبی و موازی سازیهایی مسخره زد.در این یا آن شهر کتفرانسهای گوناگونی مثل قارچ از زمین بیرون زد . که در آینده به تک تک اینها خواهم پرداخت تا تر وخشک را باهم نسوزانم.از همه مهمتر تمهیدات سران بالای رژیم بخوصوص بعد از شکست مذاکرات هسته ای می باشد البته ماهها پیش اصلاحطلبان را وارد موازی سازیها کرده بودند که در پایین به آنها خواهم پرداخت. همانطور که به آن اشاره شد خامنه ای ورفسنجانی برای نجات خود ورژیمشان دست به هر جنایت ورزالتی می زنند بزرگترین دشمن جمهوری اسلامی ولی مردم ایران وآلترناتیویست که در شرف تکوین است
 اخیرن و پس از برملا شدن ملاقاتهای چند باره رفسنجانی و خامنه ای که یکی دو بار هم خاتمی در آنها شرکت داده شده است عده ای از همین قشر اصلاحطلب که از درگاه خامنه ای به بیرون پرتاب شدند(برخی در داخل وعده ای هم راهی خارج از کشور شدند) فکر می کنند که دوباره بوی کباب بلند شده است و با سرعت سر سام آوری ،  تمام آن نظرات و اعتقاداتی را که در این 3 ساله بنا به اقتضای زمانه مطرح کرده بودند ، دارند یکی پس از دیگری پس می گیرند و قبل از رهبر شیعان جهان این  آنها هستند که برای دریوزگی در آستان خامنه ای ، هر روز سطل سطل  زهر سر می کشند جام زهر برای این همه دروغ وتزویر و ریا کافی نیست سطل زهر مناسبتر است تا جام زهر
ابتدا از سر دسته کل فریبکاران شروع کنیم تا متوجه هراس اینها از تشکیل بدیلی دموکراتیک وسکولار به نام شورای ملی ایرانیان،بشویم
می دانیم که بعد از سرکوب وحشیانه اعتراضات مردم ،خاتمی هم به راست یا دروغ  برای شرکت در هر نوع انتخاباتی شروطی تعیین کرده بود
جرس: سیدمحمد خاتمی گفته است: « مگر می توانیم از حقوق مردم بگذریم؟ ... اگر شرایط فراهم نشود، حتما در انتخابات شرکت نمی کنیم
آقای خاتمی آن شرایط فراهم نشد که هیچ وضعیت معیشتی مردم بدتر شد ،بگیر و ببندها بیشتر شد،زندانیان سیاسی آزاد نشدند آنتخابات آزادی هم در کار نیست چه شد که شما طبق گفته خود تان از حقوق مردم گذشتید و خون نداها وسهرابها را پایمال کردید شما رفتید در شهرک دماوند رای دادید وحتا شورای نگهبان همان رای شما را مستمسک قرار داد وکل رایهای داده شده در آن حوزه را ابطال کرد یعنی شما را سکه یک پول کرد.اکثر اصلاحطلبان آنروز به خاتمی اعتراض داشتند،یکی از منتقدین به شرکت خاتمی در انتصابات مجلس،  آخوند عبدالله نوری بود 
جرس : عبد الله نوری در دیدار جمعی از فعالان و چهره های سیاسی و دانشگاهی اصفهان : برداشت من هم در مذاکره با آقای خاتمی این بود که ایشان بدون محقق شدن شرایطی که اعلام کرده بود در انتخابات شرکت نخواهد کرد.
وحالا دوباره می خواهید با اعوان وانصارتان برای آینده طرح بریزید وبا عبدالله نوری که در نماز جمعه کتک مقصلی ازفرستادگان "رهبر" نوش جان کرد طوری که عمامه ایشان 100 متر جلوتر از خودشان می دوید، برای همان رهبر تنور انتصاباتش را گرم کنید
همین آقای نوری را  ببینید امروز چه می گوید؟درست چند ماه بعد از انتقادات آنروز ایشان به خاتمی
عبد الله نوری :  اصلاح طلبان و سبزها خواستار اجراي قانون اساسي و حفظ نظام بوده اند و برخلاف تبليغات مغرضانه برخي، سقوط نظام خواست جريان اصلاحات نيست ودر جایی دیگر می گوید وادامه می دهد : شكافتن معناي اجراي بدون تنازل قانون اساسي مي تواند يكي از مهم ترين ابعاد برنامه اصلاحات در شرايط فعلي باشد
آقای نوری کل جنبش سبز را طرفدار نظام جا زدند ویک لیوان آب هم روش نوشیدند،ایشان هم مثل کدیور به نام جنبش سبز دروغی را به ناف جنبش بستند ویادشان رفته است که جنبش سبز با مرگ بر دیکتاتور شروع کرد واعتراضات خیابانی رابا مرگ بر خامنه ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه ادامه دادند.علاوه بر این
آیا قانون اساسی حمهوری اسلامی ، همان ولایت فقیه خامنه ای ، شورای نگهبان ، جنتی ومصباح یزدی نیست آیا در این قانون شرعی که همه بندها وتبصره هایش را بر مبنای تشیع وقران بنا کرده است مگر دراین 33 سال چیری جزء کهریزک،سنگسار ،حجلب اجباری،اعدامهای خیاباتی ویک دستگاه قضایی دینی به جامعه تحویل داده است ؟
 به اعتقاد من خامنه ای از تمام اختیاراتی که همین قانون شرعی در اختیارش گزارده است استفاده نمی کند یا بهتره گفته شود که با جامعه  مدرنی که از 57 سال مدرنیسم پهلویها در ایران به ارث مانده است ، نمی تواند طالبانیسم را پیاده کند والی این قانون و آن ولی فقیه از کشور یک نظام طالبانی یا ارتجاعیتر درست می کرد
 شما به این قانون دینی که در هیچ کشور جهان ،  امروز مرسوم نیست می بالید؟  البته برای بنیادگریان اسلامی مثل اصلاحطلبان همین قوانین شرعی مناسب است ونه قوانین مدرن وسکولار
یکی دیگر از منتقدان آن روز خاتمی برادرش محمد رضا خاتمی بود که او هم این روزها به جنب وجوش افتاده است ومی گوید
محمدرضا خاتمي : دوم اينکه بله، ما قبول داريم عده اي هستند که براندازند. يک عده اي هستند که ميخواهند نظام جمهوري اسلامي را سرنگون کنند. ما با آن ها کاري نداريم).
س: پس آقاي دکتر آن طور که من متوجه مي شوم، شما معتقديد اکثريت اصلاح طلبان هم چنان خود را طرفدار جمهوري اسلامي مي دانند. درست است؟
محمدرضا خاتمي : درست است
با در نظر گرفتن وابستگی وسرسپردگی سران اصلاحطلب در داخل ایران به خامنه ای ،ولایت فقیه وقانون اساسی  ارتجاعی جمهوری اسلامی ،حال نگاهی به تعدادی از وابستگانشان در خارج ازکشور بیندازیم .در تاریخ 22 تیر 1391  در استکهلم جلسه ای با شرکت فرخ نگهدار مهدی فتاپور از رهبران اتخاد جمهوری خواهان وسازمان اکثریت  ،  مزروعی عضو سازمان اصلاجطلب مشارکت  وموسوی خوئینیها تشکیل شد من نتیچه این نشست را که از زبان خویینیها ومزروعی , بیان شد ، عینن نقل می کنم تا وابستگی این کنفرانسچیهارا به عبدالله نوری ،رفسنجانی وخامنه ای را مشخص شود

علی مزروعی نماینده پیشین مجلس به بیان نظرات خود در زمینه انتخابات ریاست جمهوری آتی پرداخت.روشنفکر می خواهد صرفا نقد کند و نمی خواهد وارد قدرت بشود ولی سیاست ورزی درست ناظر به کسب قدرت است و باید نگاه دولتمردی داشت
------------
در ادامه این نشست  علی اکبر موسوی خوئینی نیز به بیان نظرات خود درباره انتخابات آتی ریاست جمهوری پرداخت.
وی با اشاره به انتخابات مجلس نهم حفظ اجماع میان اکثریت قاطع حامیان جنبش سبز و حتی اصلاح طلبان را دستاورد مهمی دانست که بایستی در انتخابات ریاست جمهوری بعدی نیز آن را حفظ نمود. وی ضمن استقبال از طرح عبدالله نوری ..... گفت نباید حرف آخر را اول زد

می بینید که همه اینها از همان نشست خامنه ای ورفسنجانی اجیر شدند وبا نامهای دهان پرکن شروع به برگزاری     جلسات" صلح وانتخابات آزاد" کرده اند ومی خواهند در این آخرین لحظات به کمک خامنه ای بشتابند ولی اینها  نه تنها نمی توانند به جمهوری اسلامی کمکی رسانند ،  که همان آبروی باقیمانده خود را نیز در پای جلادان حکومتی ریختند. اینها از انتخابات آزاد دم می زنند ولی می خواهند در انتصابات یک سال دیگر خامنه ای شرکت کنند.گویی خامنه ای به خاطر نام گذاری اینها انتخاباتش را واقعن آزاد برگزار می کند.کسی نیست به اینها بگوید که تمام این فریبکاریها واجیرشدنهای شما فقط به این دلیل است که انتخابات آزاد نباشد والی چه لزومی به صرف این همه هزینه وشارلاطان بازی امثال شماها بود  

آقای اصلاح طلب اگر که در فساد ودزدی حکومت شریک نیستید اگر که دستت به خون انسانی آلوده نیست هوشیار باش که فریب شیادانی مثل رفسنجانی  این قاتل هزاران انسان بی گناه در داخل وخارج ایران را نخورید.او شریک جرم می جوید ! رفسنجانی ، خاتمی ،عبدالله نوری ،خامنه ای وسایر مسئولین جمهوری اسلامی درسه دهه گذشته ،علاوه بر قتل دهها هزار ایرانی در داخل کشور دستور ترور صدها ایرانی را در خارج از کشور هم صادر کرده اند از قاسملو و بختیار گرفته تا شهریار شقیق ، ازکاظم رجوی و فرخزاد گرفته تا رهبران حزب دموکرات ...و
افرادی مثل رفسنجانی وخاتمی می خواهند شما را هم آلوده کنند اگر که آلوده نشدید.
 بر این زخم کهنه نمک  نپاشید،کار شما کمکی به هیچکس نمی کند شما اگر می گویید دینت را به لجن کشیدند راهش همکاری با لجن مالان دین نیست هر چه عمر این قاتلان بیشتر شود ،مردم بیشتر از آن دین متنفر می شوند.بزرگنرین دین ستیزان حاکمان دینی هستند .حتا اگر کل حکومت را هم در اختیار شما قرار دهند ، نمی توانید تعیین کننده باشید چرا که نه مردم را با خود دارید ونه نیروی نظامی سپاه یا بسیج را، بدون توجه به توازن قوا ،شما اگر هم بخواهی کاری بکنی بازنده این بازی هستی.2 خرداد دیگر تکرار نخواهد شد چرا که تمام مولفه های 2 خرداد تغییر کرده اند

 تازه نتیجه 2 خرداد هم که مارمولکی مثل احمدی نژاد شد یعنی شکست مختوم . شماها زمان را باخته اید همان زمانی که 8 سالش را به بطالت گذراندید.شما در بهترین حالت یک راه پیش رو دارید، می توانید با نیروهای مردمی همصدا شوید وگذشته همکاریهای خود با جمهوری اسلامی را به مردم ایران وجهان بگویید،(جدایی آقای واحدی از کروبی وقبول سکولاریسم از جانب ایشان آغاز این راه است) اگر مطلعید بگویید که چه جنایاتی دراین کشور اتفاق افتاده است نام ببرید که چه کسانی بانی و باعث این جنایات بوده اند به مردم بگویید که نقش شما چه بوده است ، در غیر اینصورت سکوت کنید. تا آن نیرویی که کشور را به این مرحله رسانده احساس ضعف کند ودر بیچارگی خود شاید عقب نشینی کند وخود را به دادگاه مردمی بسپارد و بسپارید.چه شما را در گوشه ای از این سفره خونین بنشانند وچه خود خون این مردم را بدون شماها همچنان بنوشند رفتنی هستند.جمهوری اسلامی سیستمی نیست که به این عصر وابسته باشد دیر یا زود این سیستم قرون وسطایی از بین خواهد رفت  حتی خود شما هم در این حقیقت مسلم تردید ندارید  سنگسار ، کهریزک، اعدامهای خیابانی، حجاب وحشیانه اجباری ، دانشگاههایی که به حوزه تبدیلش کردید وحوزه ها را دانشگاه ، اقنصاد ویران ، گرانی وحشتناک ، پر شدن زندانها(امام جمعه قم :زندانها پر شده ودیگر جا ندارند)،ملیونها بیکار و معتاد ،وقتی به اینهمه معضل  بحران هسته ای واولتیماتومهای اسرائیل(ودر صورت پیروزی جمهوری خواهان آمریکا که خواهان سرنگونی هستند) محاصره اقتصادی و دشمنانی که کشور را  محاصره کردند را هم ،بیافزاییم ؛  با این وجود آیا واقعن هنوز امیدی به بقای نظام دینی وتوتالیترتان دارید ؟ شماها هیچ راهی ندارید مگر اینکه جمهوری اسلامی را اسقاط شده اعلان کنید همه کنار روید واز جهانیان بخواهید تا شرایط یک انتخابات واقعن آزاد را فراهم کنند تا مردم خود زمام امور کشورشان را بدست گیرند.
.شما فکر می کنید می توانید آهسته آهسته کشور را متعارف کنید.چنین چیزی دیگر ممکن نیست شما 20 سال عقبید  شماها زمان را از دست داده اید.این شرکت ورشکسته است وادامه کار این شرکت با آن قوانین سابق وآن هییت مدیره سابق ضرر را افزونتر می کند.باید این شرکت را ببندید ومسئولینش را به دادگاه عدالت بسپارید.با این قانون اساسی وبا این رهبری ،شما هیچ تغییری را نمی توانید انجام دهید.اگر 20 سال وقت داشتید شاید امیدی بود ولی شماها 6 ماه تا یک سال وقت دارید نفتی به فروش نمی رسد گرانی تمام رکوردها را شکسته است اقتصاد کاملن فروپاشیده هیچ دوست واقعی در جهان ندارید اگر به چین و روسیه باجهای ملیاردی نرسانید آنها یک روز از شماها پشتیبانی به عمل نمی آوردند ،برای هر داد وستدی باید ده برابر دیگران هزینه کنید .شما کارتان تمام است تا دیر نشده  خود را اصلاح کنید این حکومت اصلاحپذیر نیست

آقای اصلاحطلب انتخابات آزاد یا ولایت فقیه کهریزکی؟
  بعد از سرکوبهای 1388 تعدادی ازرهبران سیاسی گروههایی مثل اکثریت وحزب توده ،  با تمام نیرو از همین افرادی که بر خود نام اصلاحطلب گزارده اند و مورد بی مهری رهبرشان قرار گرفته بودند، پشتیبانی کردند با این امید که آنها را جذب کنند ولی خود به آنها آویزان شدند. و به قولی شدند چمدان کش اصلاحطلبان خارج از کشور.
 آنهایی هم که در زندان بودند ، شبها و روزها به درستی برایشان در مجامع حقوق بشری سخن گفتیم وخواهان آزادیشان شدیم وهستیم.
بسیاری از همین اصلاحطلبان  که راهی دیار غرب شده بودند، برایشان در کشورهای غربی جا و مکان تهیه کردند وهمه جانبه به دادشان رسیدند ،وبدون هیچگونه گروهگرایی و تفکر خودی وغیر خودی از آنها  حمایت کردند ولی به محض اینکه رهبر در گل مانده شان گوشه چشمی برای آنها نازک کرد ،می بینیم که همینها دوباره پشت پا به تمام آن کمکها می زنند و می خواهند دوباره به کمک جلاد بشتابند و بدون هیچگونه حجب و حیایی از قبول اصل ولایت فقیه و شرکت در انتخابات خامنه ای دم می زنند وآنهایی که در این سالها برایشان چمدان کشی کرده بودند ،دوباره جا گذاشته شدند ، چرا که قانون اساسی حکومتشان برای دگراندیشان جایی ندارد.وافرادی مثل نگهدار، بهنود ومحمد امینی دست از پا درازتر ودر حسرت شرکت در حکومت باید همچنان جمهوری خواهی راه بندازند و به آقای رضا پهلوی بپردازند.اگر چه همینها بارها حمایت خود را از قانون اساسی جمهوری اسلامی اعلان کرده اند وبه دیگرانی که خواهان بر چیده شدن بساط سنگسار وکهریزک هستند تهمت می زنند که "آقا شما تندروی می کنید و وقتی نمی توانید رژیم را سرنگون کنید پس به پابوسیش رهسپار شوید تا مثل ما رستگار شوید"
 همه می دانیم که در انتخابات خامنه ای جایی برای اینها در نظر گرفته نشده است..بگذریم که خاور میانه وبخصوص ایران ،آبستن حوادثی بس نامترقبه است وکس نمی داند که سال دیگر آیا جمهوری اسلامی در جهان باقی خواهد ماند یا نه !!تا آن زمان کلی وقایع در خاور میانه اتفاق افتاده است و معلوم نیست بعد از سوریه بشاراسد  که در شرف سرنگونیست ،جمهوری اسلامی از این مهلکه ای که بعد از تونس در خاور میانه شروع شده   جان سالم به در برد
 .
در اثر همین آشوب آغاز شده در خاورمیانه و نمایان شدن طلیعه های رهایی ایران وسایر ملل در افق ، که با بن بست سیاسی اقتصادی ،  ناشی از رهبریت  قرون وسطایی جمهوری اسلامی همزمان شده است ، اینها دیگر، کارشان از جام زهر  گذشته است سطل سطل زهرمی نوشند، و برای چاپلوسی در بارگاه خلافت یزید که خود آنرا اینگونه نامیده بودند ، دارند گوی سبقت از یکدیگرمی ربایند.تا به رهبر کهریزکی خود خلوص نیت شان را به اثبات رسانند.
حال آیا واقعن این بویی که در فضا پیچیده است، بوی خوش کبابه ، یا بوی داغ کردن الاغ بی نواست ؟ اینکه چرا تمام این دگردیسی های بسیار شتابزده ونسنجیده اصلاحطلبان  بیهوده است واینکه تمام این تلاشهای مضحک وخائنانه  به شکست مفتضحانه ای دیگری واین بار برای همیشه ، می انجامد ،موضوع بررسی این نوشته است.(آشنایی با روش حرکت این جانور سیاسی دوزیستی)
 باید هوشیار بود وبه همه یادآور شد که بدون دگردیسیهای مکرر این خائنان، سرنوشت مردم وحکومت قرون وسطائی حاکم بر ایران ، دو دهه پیش تعیین شده بود.اینها عمر جنایات وظلم وخونریزی این حکومت دزد و فاسد را دراز کرده و می کنند
 در سپهر سیاسی ایران ما با سه گفتمان یا سه آلترناتیو ممکن وواقعی روبرو هستیم.
آلترناتیوهایی که بالفعل وبالقوه در مقابل یکدیگر قد علم کرده وخواهند کرد ودر نهایت سرنوشت ایران در فرایند چالشها
ومبارزات این سه نیرو رقم خواهد خورد

 الف- خامنه ای و باند تبهکار وفاسدش که حتا دیگر در بین خوذیهایش پشتیبانی قسمت اعظم نیروهای نظامی وانتظامیش راهم از دست داده است(برادر احمدینژاد به محمود احمدینژاد ایراد گرفته است که باعث گرانی کالاها خود ریس جمهور محبوبشان است و می خواهد از این طریق آبروی رهبر  را ببرد ) اوتنهای تنها مانده است وبه همین خاطر به کمک آخوند دزد وفاسد دیگری به نام رفسنجانی(تمام اصلاحطلبان) محتاج شده است رفسنجانی ولی شرط همکاریش را با خوراندن جام زهری مشروط کرده است که رهبر مستضعقین جهان باید نوش جان کند در پایین به این موضوع مهم مبسوط  خواهم پرداخت

 ب- تمام نیروهای برانداز وسکولاردموکراتی  که حول شورای ملی ایرانیان جمع شده ویا می شوند . در این مجموعه تمام آن نیروها ، سازمانها ،شخصیتها واقشاری گرد هم آمده اند  که به تمامیت ارضی ایران اعتقاد دارند و برای سیستمی مبارزه می کنند ، که در آن انتخابات آزاد و رفراندم با هدف ایجاد دموکراسی ، سکولاریسم و حقوق بشر نهادینه شده باشد 

 پ- نیروی سومی که در بین این دو در نوسان است و گاهی با براندازان وگاهی با اصلاح طلبان می چرخد و حتا راضی به انتخاباتی در چهارچوب همین نظام کهریزکی و قرون وسطایی ، که به دروغ آنرا انتخابات آزاد  نامیده اند ،می شود. اینها گاهن در خود،  هم سکولارها را جای می دهند وهم اصلاحطلبان را. این شعبده بازی را هم دموکراسی نامیده اند.غافل از این که دموکراسی را حکومتها باید به اجرا گذارند نه افرادی که منفرد اینجا و آنجا هر از مدتی سمیناری و کنفراسی برگزار می کنند.اینها نمی دانند که دموکراسی  سیستمیست حکومتی در مقابل دیکتاتوری  وبدون قدرت قانونی نمی توان پایه های چنین سیستمی را بنا نهاد.  دموکراسی در خود هم پوزوسیون دارد هم اپوزوسیون،هم رسانه های آزاد دارد وهم سندیکاها و اتحادیه های کارگران وکاردهان. متاسفانه اینها برای قرار دادن همین موجودات دوزیستی اصلاحطلب از نام  دموکراسی سوءاستفاده کرده چرا که  فرق آزادیخواهی  و دموکراسی را نمی دانند

تذکره : در بررسی گفتمان بالا ، به هیچوجه ارزشی برخورد نشده است. اینکه کدام نیرو مورد توافق من هست یا نیست مد نظر نبوده.بلکه فقط امکان واقعی وحقیقی موجودیت وتوانایی آنها مد نظر می باشد.به عنوان مثال در بین نیروهای برانداز شاید بسیاری از مجاهدین دل خوشی نداشته باشند  , و دوست  داشته باشند که در بررسی برآورد وتوازن قوای نیروها ، مجاهدین را به حساب نیاورند ولی واقعیات زندگی همیشه به دلخواه ما رقم نمی خورد.یک پدیده شناس واقعبین سعی می کند که احساسات وامیال خود را در قضاوت دخالت ندهد .هدف بیشتر این است تا واقعبینی را از حقانیت وحقیقت جدا کرد(ممکن است گاهن حقیقت بر واقعیت منطبق باشد).اینکه اگر روند سیاسی در ایران هر چه سریعتر به یک انتخابات واقعن آزاد زیر نظر جامعه بین المللی بیانجامد ، چرا شورای ملی ایرانیان  با سخنگویی فردی مشهور ومحبوب جوانان  مثل شاهزاده رضا پهلوی بیشترین درصد آراء را کسب خواهد کرد آنهم بدون خونریزی وانتقام گیری کور وبا کمترین هزینه ممکن . ویا اگر حماقت ودنائت بنیادگرایان مذهبی حاکم در ایران کار را به آنجا بکشاند که به دخالت کشورهای خارجی بیانجامد و احتیاجی به یک نیروی مسلح مثل سوریه ولیبی برای مقابله با جمهوری اسلامی ،  ضروری شود ، و چرا آنگاه سازمانهای مسلحی مثل مجاهدین یا گروههای  قومی می توانند موثر واقع شوند ، ربطی به خواسته ها وامیال سیاسی من وشما ندارد ، بلکه واقعیاتیست که خارج از محدوده تواناییهای من وشما انجام می گیرد(امروزه روز فرآیند این نوع احنمالات هم انتخابات آزاد است ولی با هزینه بسیار زیاد)
.وهمینجاست که بار دیگر باید فریاد زد  که ایرانیان وطن پرست شماها منتظر چه هستید ؟ چرا نباید بدون در نظر گرفتن اولویتهای سازمانی ،ایذئولوژی، قومی ، قبیله ای، دینی، نژادی، گروهی، دسته ای و جنسیتی   به یک وفاق ملی واتحاد همگانی  رسید و در شورایی ملی(نام مهم نیست) متحد شد ؟ در واقع باید به آن نقطعه ای برسیم که تمام آحاد این کشور در مقابل استبداد جبار وخونریز حکومتی بایستد و هر کسی موقعیتش را تشخیص داده باشد یا با خامنه ای وولایت فقیهش یا با ملت ایران


ادامه دارد

فرید