ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۳۰, شنبه

تصویر رضا پهلوی در صداسیما و نگرانی رژیم از تشکیل شورای ملی برای انتخابات آزاد

دیروز از ایران دوستی دیرآشنا ، ناگهان با شوق و ذوق  تلفن زد و توضیح داد که ،  دیدن تصویر ولیعهد (اصطلاحی که در ایران بسیاری هنوز از آن برای آقای رضا پهلوی استفاده می کنند|) در اخبار 20:30 تلویزون حکومتی ، ناگهان چه سروصدایی را در بین اقوام و خانواده او که همه در منزل داییش جمع بودند ، ایجاد کرده است . او می خواست بداند که موضوع چیست ؟ از او پرسیدم مگر به اخبار گوش نمی کردید؟ در جوابم پاسخ داد که اولن جزمادر بزرگ ایشان کسی در آنجا تلویزون ریش و پشم را نگاه نمی کند ، دومن هر چه در این جعبه اینها می گویند دروغ است. و در ادامه توضیح داد،  ولی چون اینجا سروصدا زیاد بوده و همه براشون غیر منتظره بود که یهو تصویر شاهزاده را درتلویزیون ضرغامی ببینند و چون فریادهای شادی ناشی از دیده شدن تصویر آقای پهلوی مانع شده بود که آنها متوجه محتوای اخبار شوند.

  او با شادمانی ادامه می داد که : که در همان چند دقیقه تعدادی بیشتر با دادو فریاد از تیپ و موهای ایشون صحبت می کردند آنهم همه با هم ، چند تایی از ما هم می خواستیم همه ساکت باشند تا بشنویم چه می گویند ، و در این بین صدای  عصبانی مادر بزرگ همه آنها را به خود آورده و سکوتی همراه با خنده بر جمع 14 نفری حکمفرما می شود ،تازه این جوانان متوجه عصبیت مادر بزرگ شده بودند ولی کار از کار گذشته بود و آن قسمت مصاحبه وایعهد  به اتمام رسیده بود . جالب اینجاست که مادر یزرگ این دوست ما روزگارشون را سیاه کرده که  باید این فیلم را از هر جایی که ممکنه برای ایشون تهیه کنند.دوست جوانم ادامه دادند ؛ و از آنجایی که همه ما در آن جمع خواهان دیدن دوباره این مصاحبه ،آنهم همین امشب بودیم بهت زنگ زدم تا اگر ممکنه برامون کاری کنید. بعد از این توضیحات ، تازه متوجه شده بودم که موضوع از چه قرار است و دلیل تلفن این دوست عزیز چیست ؟

ابتدا کل آن مصاحبه را بدون سانسور حکومتی  ببینیم

 

و در اینجا ورزیون سانسور شده  فیلم مصاحبه شاهراده در بی بی سی را از برنامه 20:30 صدا و سیما  تماشا کنیم

بی شک شما هم متوجه  سوز گداز برنامه سازان حکومتی شدید  

همانطور که حتمن ملاحظه کردید ؛ گوینده برنامه  20:30 با این جملات  شروع می کند .."پذیرایی ویژه دولت انگلیس از بازمانده به دنبال تاج و تخت از دست رفته

حال از بی سوادی آقایان درتکلم به زبان فارسی می گذریم ، ولی نمی شود بدون افشای دروغهای عجیب و غریب برنامه ساز صدا و سیما ، آنها را نادیده گرفت و از کنار این فیلم گذشت  

اولن باید به این گوینده و سایر بینندگان این فیلم توضیح داد که آقای رضا پهلوی به دعوت دولت انگلستان به آنجا سفر نکرده است  و به دعوت نمایندگان پارلمان بوده است  دومن هر سیاستمداری که بخواهد با نمایندگان کل اتحادیه  اروپا به رایزنی و تعامل بپردازد باید علاوه بر پارلمان اروپا با مجلسین  در انگلستان هم دیداری  داشته باشد 

 انگلستان عضو اتحادیه اروپاست ولی جزو قرارداد شنگن نیست در نتیجه رئیس پارلمان اروپا که  کل اروپا بجز انگلستان را نمایندگی می کند نمی تواند برای انگستان مسئولیتی بپذیرد واین کشور را هم نمایندگی کند ، بنابراین هرسیاستمداری که بخواهد با نمایندگان اتحادیه اروپا به تعامل بنشیند، باید علاوه بر استراسبورگ به لندن هم برود چون انگلستان قرارد اتحادیه مشترک  را امضا نکرده است

ولی درد بی درمان جمهوری اسلامی ورسانه هایش ،  این نیست که چرا رضا پهلوی در انگلستان با نمایندگان مردم آن کشور به مذاکره نشسته است ، درد اینها این است که جامعه جهانی ، دیگر دروغها وبند و بستهای آنها را نمی پذیرد و به خاطر سیاستهای فریبکارانه و ماجراجویانه خامنه ای و شرکا ، اعتمادشان به خلافت اسلامی آقایان از بین رفته است . آنها می بینند که هیچ آینده ای با جمهوری اسلامی متصور نیست، سیاستهای مخرب هسته ای ، باتلاق سوریه وعدم مشروعیت داخلی و بین المللی ، باعث شده است که برای جمهوری اسلامی چه اصولگرا و چه اصلاحطلب  ، آینده ای در افق دیده نشود

اروپاییان دوراندیش ، اقتصاد ویران ایران و نداشتن راه علاج آنرا می دانند ، بن بست سوریه رو مشاهده می کنند . آنها ازملیونها بیکار و معتاد اطلاع دارند و از همه مهمتر اینکه ، آنها به خوبی پیش بینی می کنند ، که جکومت  ، راه حلی برای دهها معضل بنیادین خود ندارد ، از این رو مدتها پیش ازاین ،  دیالوگ انتقادی با جمهوری اسلامی را به کناری گذاشتند. سالها خواستند با اصلاحطلبان راه وسطی را در پیش گیرند ، و هنوز هم برخی از آنها به این راه امیدوارند که شاید نظام در خود تغییری ایجاد کند (آقای اوبامای تازه کار ، یکی از آنهاست) .  ولی این نگرش دارد هر روز بیشتر از روز پیش رنگ می بازد ، بی عرضگی و ترس اصلاحطلبان از تغییر سیستم ، دست آنها را در پوست گردو گذاشته است و مانع هر نوع ریسکی از جانب آنها گردیده ، از سوی دیگر ،  لجاجت و خودسری دیوانه وار و کینه توزانه خامنه ای ، دزدیها و رانتهای بیت خامنه ای و درامدهای ملیاردی سپاه ، هر نوع عقب نشینی  حکومت را با سرنگونی بلاواساطه مواجه کرده است

ادامه  وضعیت موجود هم ، راه به نابودی و فروپاشی  جمهوری اسلامی ، یا وقوع جنگی حتمی می برد ، غرب و به ویژه اروپاییان بر تمام این شرایط  واقفند.

 با توجه به موارد بالا و نا امیدی از هر دو جناح حکومتی ، غرب  نیک می داند که ایران و خلیج فارس به عنوان شاهرگ جهانی انرژی را،  نمی شود نادیده گرفت از این زاویه است که سعی می کنند کم کم و کم کم با نیروهای سکولار و دموکرات ایرانی ارتباطهای تنگاتنگ و استراتژیک ،  برقرار کنند. حال با این اوصاف ، سوال اساسی این است که   

در اپوزسیون ایران کدامین نیرو،نه در ظاهر ، بلکه ماهیتن برجدایی دین از دولت تاکید می کند و با هر نوع جنگی بر علیه کشورمان مخالف است ؟ علاوه بر این ، آن  کدام نیروست که  حقوق بشر و دموکراسی را  در سرلوحه کار خود قرار داده است و پیوسته خواهان عبور از کل نظام جمهوری اسلامی برای تامین انتخاباتی آزاد است ؟ کدامین  جریان ملی میهنی و دموکرات است که  از امروز برای خود رئیس جمهور یا پادشاهی تعیین نکرده است ؟ و هر نوع تغییری را در آینده ایران موکول به رای و همه پرسی مردم ایران گزارده است ؟ و در انتها ،  آن کدام نیروست که مهمترین اصل مبارزات نافرمانی مدنی ، یعنی عدم خشونت را تنها راه کم هزینه برای گذر از جمهوری اسلامی  وبرگزاری انتخابات آزاد می داند ؟

آیا تمام گفتمانهای ذکر شده بالا در منشور پیشنهادی شورای ملی ایران گنجانده نشده است ؟ به اعتقاد نگارنده چرا 

 منشور پیشنهادی کمیته موقت  که به زودی باید در اولین مجمع موسس شورای ملی به تصویب نمایندگان برگزیده شورا برسد ، دارای تمام آن مشخصه ها و محورهاییست که در بالا به اختصار از آنها یاد شد

خلاء قدرت ، درهر کشوری بدترین گرینه است ،

اضمحلال اقتصادی در هر کشوری منجمله ایران، فروپاشی سیستم سیاسی را به همراه دارد  بدون نیروی جایگزینی  که دارای طرح و برنامه آماده باشد ، کشور وارد خلاء سیاسی وامنیتی می شود.. اصلاحطلبان برای چنین شرایطی راه حلشان این است که دست از مبارزه بر علیه   رژیم باید برداشت تا  جمهوری اسلامی سرنگون نشود و خلاء قدرت به وجود نیاید .  آنها یا خود را به نادانی می زنند یا واقعن نادان هستند. چرا که در ایران امروز این اقتصاد است که حرف اول را می زند ، موردی که جمهوری اسلامی با تمام نیروی سرکوب و جهنمیش ، از آن غافل ماند . همانطور که در گذشته روحانیت را جدی نگرفتند و از آنها احساس حطر جدی نمی کردند .  روحانیت هم اقتصاد را جدی نگرفت و آنگونه که برای از بین بردن هر نوع آلترناتیو و بدیل سیاسی از همان روز اول جدیت کرد به اقتصاد توجه لازم را مبذول نداشتند . خمینی حتا آنرا برای خر دانست . ما و آنها امروز به خوبی می بینیم که سیستم اقتصادی در ایران مدتهاست ورشکست شده است  و هیچ راه حلی هم ندارد اقتصاد ایران امروز، به مانند وضعیت جمهوری شوروی سوسیالیستی سالهای 1990 است یعنی به آخر خط رسیده است ، حال روزی احمدینژاد را مقصر می دانند ، فردایش بازار یا رفسنجانی را و پسین فردا هم ، تحریمها را ، از طرفی  دولت،مجلس را متهم می کند ، مجلس  خود دولت و شخص احمدینزاد را ، "رهبر" همه چیز دان هم هر دو را ، و از آنها می خواهد که هی کشش ندهند ، تمام این آقایان غافلند از اینکه، اقتصاد ایران از آن روزی شروع به نابودی کرد که اتقلاب شد دقیقن از همان 22 بهمن 57 و دقیقن به مانند امروز مصر ، ناگهان ارزش پول ملی سقوط  کرد و این سقوط در ایران همچنان ادامه دارد 

همین ااقتصاد بیمار در شوروی سوسیالیستس این غول نظامی  جهان  در دوران جنگ سرد  باعث شد تا  این پهناورترین کشور جهان را به زانو افکتد ؛  جمهوری اسلامی که در مقابل ابرقدرت  شرق ، به مانند یک جوجه مریض است

 با این اوضاع و احوال چه باید کرد آیا همچنان دست روی دست گذاشته و منتظر ظهور آقا شویم یا نه باید کاری کرد ؟

اگر می خواهیم دست روی دست نگذاریم و منتظر حوادث نباشیم ، اگر نمی خواهیم فردا کشور مان  شرایطی مثل سوریه امروز را داشته باشد ، اگر که عراق و افغانستان دومی را آرزو نمی کنیم ، باید امروز چاره ای اندیشید و  اقدام کرد  فردا دیر است ، باید به جهانیان و ملت نجیب ابران راه حل بهتری را ارائه داد .

امروز، آلترناتیو در حال شکل گیریی  شورای ملی ایران برای برگزاری انتخابات آزاد  ، بهترین گزینه است ، از آن همه جانبه و با جان و دل حمایت کنیم.....بیاییم   دست به دست هم دهیم به مهر.  میهن خویش کنیم آباد

پاینده ایران 

فرید.