ه‍.ش. ۱۳۹۲ مرداد ۱, سه‌شنبه

چگونه پروژه ، "رئیس جمهورمنتخب" ساخت BBC / خامنه ای ، شروع نشده شکست خورد

زندانیان سیاسی آزاد نمی شوند، موسوی/کروبی اگر غلط کردم امضاء نکنند  در حصر می مانند ، وخاتمی دوباره سراغ خدا رفت و چنین گفت : "پناه می بریم به خدای بزرگ و از او می خواهیم که این فضا بازتر بشود. بخصوص با رفع حصر از عزیزانمان جناب آقای مهندس موسوی، جناب آقای کروبی و سر کار خانم رهنورد و آزادی زندانیان.، سیاست خارجی همان است که بود ، تحریمها خواهد ماند ، اقتصاد فرو خواهد پاشید
خامنه ای راه دیگری هم جز ادامه وضع موجود  ندارد ، هر گزینه دیگری اورا زودتر به زمین خواهد زد و ادامه وضع موجود هم اورا لاجرم خونین  به زمین خواهد زد

 تنها راه نجات اصلاحطلبان و روحانی ، خلع ید از ولایت فقیه و شخص خامنه ایست ؛ البته می دانیم که در این قبر مرده ای
 نخوابیده است و آنها نه دل چنین کارهایی را دارند و نه قدرتش را ! ؛
رفسنجانی روزی که می خواست برای بار چندم شانس خود را بیازماید و خود را این بار ،  برای ریاست جمهوری کاندید کند ، گفت  : اگر رهبرش خامنه ای موافقتی با کاندید شدنش نداشته باشد و در سیاستگذاریها به او و رئیس جمهور بعدی نظام کمک نکند اولا او خود را از کاندید شدن منع می کند و دوما رئیس جمهور بعدی کاری را از پیش نمی برد و شکست خواهد خورد
هاشمی در خصوص شرایط ورودش به صحنه انتخابات گفت: برای آمدن به صحنه انتخابات ریاست جمهوری در حال ارزیابی شرایط هستم بدون موافقت رهبری وارد عرصه نباید شد چون اگر ایشان موافق نباشند نتیجه ای که به بار می آید معکوس خواهد بود. 
حال می گذریم از جوگیر شدن رفسنجانی که فکر کرد با آمدن حسن روحانی ، او و خانواده اش به تمام خواسته هایش خواهند رسید و همین فردا هم اورا ولی فقیه نظام خواهند کرد و در این مسیر با استفاده از تبلیغات بی بی سی و رادیو فردا چنان جوی درست کردند که بسیاری را با خود به قعر دره بردند ، رفسنجانی در همین رابطه گفت : ایران ،‌دموکرات ترین انتخابات دنیا را برگزار کرد و هیچ شبهه ای نمی توانند به آن وارد کنند
از این سخنان چنین برداشت می شود که اگر خامنه ای با حسن روحانی موافق نباشد ، هر کاری که رئیس جمهور نظام انجام دهد
 به عکس خود تبدیل خواهد شد ، ما می دانیم که حسن روحانی مشغول تهیه لیست اعضای دولتش می باشد ، از طرفی اصلاحطلبان با کمک به آمدنش از او قولهایی گرفته اند تا او در مرحله انتصاب وزرایش ، دین اصلاحطلبان را به آنها ادا کند ، این رورها اولین آزمایش سخت در صحت یا عدم صحت این گفته رفسنجان فرا رسیده است ، خامنه ای نمی خواهد در دیپلماسی خارجی رژیم تغییری ایجاد کند و بر خلاف روحانی که می گوید وضعیت کشور در مرحله انفجاریست ، ملیونها بیکار داریم ، فقر بیداد می کند .. ( صندوق ارزی دولت پولی ندارد و از این طرف هم بانک جهانی به کمکش رفت و آمار داد که 6 ماهه ایران اقساطش را نپرداخته است ) خامنه ای خواست به روحانی بفهماند که در کشور این او نیست که تعیین سیاست می کند ، خامنه ای برای تفهیم اتهام حسن روحانی احمدینژاد و دولتش را به بیتش دعوت کرد و کلی از خیانت این دولت به ایران ، قدردانی کرد و از احمدینژاد هم خواست تا هر چه قدرت تخصصی دروغ در چنته دارد ، آنجا رو کند و احمدیتژاد  هم آماری دروغ را رو کرد که بله  100 ملیارد در حساب داریم ، بیکاری را حل کرده ایم، اقتصاد بهترین است و  همه چیز عالیست ،  خامنه ای اینگونه گربه را دم حجله  کشت 

می بینیم که در تحلیل از شرایط  اقتصادی و سیاسی ایران اختلافات  بنیادین و متضادی بین رئیس جمهور و قوه اجرائیه نظام با رهبر نظام وجود دارد ، از دو تحلیل متفاوت دو راه کار متفاوت و متضاد بیرون خواهد آمد و این روزها ما شاهد این تناقض و درگیریهای پشت پرده هستیم

 وقتی که خامنه ای می خواهد ، همچنان مصلحی را به عنوان وزیر اطلاعات در پستش ابقا کند ؛  شیخ حسن روحانی  ولی طرفدار شیخ علی یونسی برای این وزارتخانه می باشد

نظرات غرب ستیزانه خمینی ، معیار جدید دیپلماسی خارجی برای خلع سلاح روحانی
و یا در دیپلماسی خارجی هر چه روحانی (در ظاهر) خود را با غرب همراه نشان می دهد و می خواهد تا حد واکس زدن کفش آمریکاییان و غربیان پیش برود رهبرش ولی می گوید که  ما سیاست خارجیمان خوب است و همی او ادامه می دهد که :  با آمریکا نمی توانیم به توافق برسیم چون دروغ گویند و صادق نیستند و معیار حقیقت مطلق  را هم نظرات خمینی قرار داده است که بتواند روحاتی را خلع سلاح کند

در اینجا به گفته رفسنجانی می رسیم  که گفت "اگر خامنه ای موافق نباشد سیاست رئیس جمهور به پیش نخواهد رفت و حتی به عکس خودش تبدیل می شود "ه 
با خامنه ای هم که از قبل همه چیز شکست خورده ، آقای رفسنجانی راه کار بهتری ندارید ؟ 

 چرا احمدینژاد را محاکمه نکردند ؟
بسیاری از اصلاحطلبان ، قبل از دیدار خامنه ای با احمدینژاد و تقدیر از 8 سال سیاستهای ایران بر باد ده او؛  معتقد بودند که اصولگرایان و خامنه ای می خواهند همه چیز را سر احمدینژاد خراب کنند و او را برای بنبست همه جانبه ایران  مسئول بدانند ، تا خامنه ای را از زیر ضرب بیرون کشند، در همین رابطه اصلاحطلبان هم راضی بودند و سعی می کردند بنزین بر این سیاست ریخته تا هم خود را نجات دهند و هم رهبرشان خامنه ای را و سپس با شیخ حسن به حجله رهبرشان بروند ولی این هفته تقریبا بر تمام این توهمات مهر باطلی زده شد و آب سردی بر التهاب درونی خاتمی، رفسنجانی و روحانی ریخته شد ، تصاویر بالا نشان دهنده این زلت زودرس این قوم است ، اگر چه در شرایط بحرانهای چنین خطرناک ممکن است سیاستهای راهبردی دیروز به یکباره تغییر کنند و راه دیگری را برگزینند . ولی جمهوری اسلامی در 34 سال پیش تمام این راهها را رفته ، از ارعاب و ایجاد وحشت در دل مردم تا دادن رشوه و خریدن بسیاری از افراد ذینفوذ ، ازرخنه در صفوف اپوزسیون ،  تا موازی سازیهای مسخره  ، همه نوعش را آزموده است .
 جمهوری اسلامی هیچ راهی برایش باقی نمانده است ، دیدیم که با چه هیاهویی و صرف ملیاردها ، خواستند دوباره 2 خردادی دیگر بسازند ولی این بار یک ماه دوام نیاورد و بادکنک ترکید

خامنه ای ولی با سیاست جدیدش در دفاع همه جانبه از احمدینژاد بی آبروتر از همیشه  شد 
وقتی در مدت یک هفته می بینیم که خامنه ای بدنامترین ،دروغگوترین و شیادترین رئیس جمهور دوران 34 ساله جمهوری
 اسلامی را در کنار خود و بر روی صندلی قرار می دهد و چند روز بعد روحانی را بعد از مدتی انتظار به حضور می پذیرد و اورا بر روی زمین می نشاند ، این خود نشاندهنده بسیاری درگیریهای پشت پرده است و همین موضوع نشان داد که  خامنه ای برای بار دوم و این بار در مقابل حسن روحانی به همگان و به خصوص غربیها گفت ، که احمدینژاد همچنان به او نزدیکترین است ، و حسن روحانی هم فقط یک تدارکاتچی برای او بیش نیست ، احمدینژادی که حتی در جناح خودش منفورترین بوده و هست و در بین 8 کاندیدای مورد تایید نظام ، حتی یک نفر هم پیدا نشد تا بتواند از کارهای 8 ساله اش دفاع کند چرا که آنقدر گند کاشته که هر توع نزدیکی به او برابراست با نفرت بیشتر. دلایل هم مشخص است می دانیم که این بچه بسیجی دم خط با این کشور چه کرد ولی همین موجود مفلوک فعلا برای رهبر جمهوری اسلامی باقی مانده است
احمدینژادی که به مانند سایر رئیس جمهورهای این نظام ، ریال را باز هم بی ارزشتر کرد و به دلاری بالای 3400 تومان رساند ، و اگر ما کشوری نه دموکراتیک که حتی  متعارف مثل اردن ، مصر یا ترکیه می داشتیم ، همین یک فضاحت اقتصادی کافی بود تا مسببین امر را از کار معزول و اورا به محاکمه بکشانند. ولی در کشور بلازده ما ، گویا سیاستمدارانش هر چه بیشتر افتضاح بار آورند ، بیشتر مورد قبول رهبرشان قرار می گیرند. دروغهایی که این مردک در طول 8 سال صدارتش گفت فکر نکنم تمام سیاستمداران جهان با هم  در یک سال اینقدر دروغ گفته باشند 
همینجا می خواهم بگویم که بسیاری از ادا و اطوارهای ایرانگرایی  و پوپولیستی احمدینژاد در دوره دوم ریاست جمهوریش هم با توافق خامنه ای انجام گرفته ، چرا که خامنه ای از طریق او تمام رقبایش را زد منتهی نه به نام خود  که به نام بی عقل بودن و نترس بودن احمدینژاد ، یادمان نرفته که خامنه ای به وسیله همین ملیجک بیت توانست موسوی،کروبی را کنار زند و سپس رفسنجانی و ناطق نوری را بی آبرو کرد و این اواخر هم  افشای خانواده لاریجانی به وسیله جلاد معروفش مرتضوی بود که به سرانجام رساند.
ما در آینده ای نزدیک ، اتفاقات غیر مطرقبه ای را شاهد خواهیم بود ، اصلاحطلبان با تمام آبروشون(اگر چیزی از آن باقی مانده باشد)  وسط آمدند تا از سرنگونی رژیم جلوگیری کنند ، همه آنها نیک می دانند که بودن خامنه ای در رهبری رژیم یعنی ادامه همین شرایط 8 ساله احمدینژاد ، و ادامه این سیاست منتهی می شود به آمدن ملیونها نفر مردم به خیابانها و یا درگیر شدن کشور با جنگی ویرانگر ، نتیجه هردو فرایند برابر است با سرنگونی تام و تمام جمهوری اسلامی که اصلاحطلبان را هم در خود دارد و آنها را هم با خود به زباله دان تاریخ خواهد فرستاد

ایا اصلاحطلبان راه نجاتی دارند ؟
اصلاحطلبان یا باید برای زدن خامنه ای و نجات خود و شاید هم کشور برنامه ریزی کنند و تا در روز موعود از بالا و پایین ، طرحشان را عملی سازند و یا ادامه همین مسیر 8 ساله  احمدینژاد را گردن نهند که البته این بار به آخر نخواهد رسید
 نه اقتصاد همان است که در گذشته (خاتمی ،احمدینژاد) بود و نه تحریمها آنچنان بی اتر هستند که در آن دوران بودند ، ادامه تحریم به همین صورت ، چمهوری اسلامی را در چند ماه دیگر به زانو خواهد انداخت ، حال از باتلاق جمهوری اسلامی در سوریه و لبنان و عراق هم می گذریم که در دوران خاتمی نداشتیم ، گرانی و تورم طبق گفته سران رژیم در مناظره های تلویریونی   ، دهها برابر شده  ، بیکاری صدهها برابر شده و مهمترین مانع برای حل تمام این معظلات  همچنان فرمانده هان ملیاردر سپاه و خامنه
ای هستند که ترس از واگذاری قدرت برای حل مشکلات کشور دارند
 خامنه ای از رفسنجانی، خاتمی و روحانی می خو.اهد تا آنها طبق دستورات او ، جمهوری اسلامی را نجات دهند ، اگر نمی توانند
 کنار روند ، و تناقض دقیقا همینجاست که دستورات رهبرشان باعث سرنگونی رژیم می شود و از همه خطرناکتر این است که  اصلاحطلبان دیگر به مانند سالهای پیش ، زمان ندارند .  آنها باید بتوانند در 6 ماه تا حداکثریک سال آینده رژیم را نجات دهند  ، در غیر این صورت نه جمهوری اسلامی وجود خواهد داشت و نه اصلاحطلبی و در یک سال غیر ممکن است بتوانند هزاران معضل موجود را حل کنند ، حل هر معضلی همکاری تمام نیروها را می خواهد ، جمهوری اسلامی ولی به صدها جناح و گروه سیاسی و اقتصادی تجزیه شده و خامنه ای بزرگترین سد است

اقتصاد ویران (طبق گفته خودشان) و فروپاشیده و ملیونها بیکار به تنهایی برای سرنگونی حتمی هر حکومتی کافیست حتی اگر تحریمها هم برداشته شود  باز هم سالها احتیاج هست تا خریداران از دست رفته نفت را دوباره به خود جلب کنند و بتوانند نفت را بفروشند ، کشورهایی که دیگر مشتری نفت ایران نیستند ، قراردادهای خود را با کشورهای دیگر که دارای امنیت و اعتماد هستند ، بسته اند و همانطور که توضیح داده شد حتی اگر تحریمها همین فردا هم برداشته شود و اگر، جمهوری اسلامی خامنه ای و روحانی بخواهند واقعا  تمام تغییرات را هم انجام دهند ، نمی توانند اقتصاد به گل نشسته ایران را نجات دهند ، اقتصاد را باید در وقت معین خود اصلاح کرد ، اقتصاد سیاست نیست که در ماه و سال بشود آنرا تغییر داد ، هر نوع تغییر حتی بسیار کوچک در اقتصاد احتیاج به سالها وقت دارد که در ایران دیگر دیر شده است.

زمان اصلاح  اقتصاد تئع خرکی آن در جمهوری اسلامی سالهاست که گذشته است ، مگر اینکه به صورت انقلابی سیاستهای بنیادی سیستم را تغیر داد ، روابط حسنه با دنیا برقرار کرد، غرب و اقتصادش را برای سرمایه گذاری در ایران ترغیب کرد ، این طالبان بازیهای اسلام سیاسی را به کناری زد ، خامنه ای و تمام رهبران رژیم را که کشور را به نابودی کشانده اند را به دادگاه سپرد و انتخابات واقعا آزاد برگزار کرد تا نتیجه مطلوب کوتاه مدت را گرفت و هیچیک از موارد بالا نه در حیطه رهبری دینی کشور است(سکولاریسم یعنی مرگ تئوکراسی)  و نه اصلاحطلبان جرات چنین کارهایی دارند چرا که اجرای این اصلاحات برابر است با نابودی سیستم دینی و آن نظام دیگر جمهوری اسلامی نیست  

 تنها راه نجات اصلاحطلبان، قبل از هر چیز خلع ید از ولایت فقیه و شخص خامنه ایست ، در این راه مردم و جهان با آنها خواهند بود جزء این آنها هیچ راهکاری ندارند ولی با شناختی که ما از این تدارکات چیهای ترسو داریم ؛ آنها از سران سپاه و خامنه ای  تو سری خواهند خورد و دست به پا و پا به سر همین سیاست را ادامه می دهند تا گربه شاخشان نزنه و روزی خواهد رسید که مردم به در خانه هاشان بروند و آنها را به زیر کشند ، که متاسفانه هزینه این راهکار بسیار بالاخواهد بود 

فرید 

۱ نظر:

  1. یکی دیگر از " مشخصه ها " و " امتیازات مثبت " شاخص " ولایت فقیه " که بسیار این جایگاه و نقش آن را " کارا " کرده وتاثیر مثبتی در جریانات سیاسی دارد و تاثیر گذار / همانا حس " تنفر " و " منفی " است که مردم ایران نسبت به این جایگاه و نقشش دارند . بدین شکل که این حس و باور و عقیده منفی مردم به ولایت فقیه نیروی را پدید آورده که خامنه ای به وسیله آن جریانات را " مهندسی معکوس " کرده واز این " حس منفی " پتانسیلی را فراهم کرده تا در مواقع خاص از آن حداکثر بهره برداری را می کند .
    این حس منفی بود که میلونها نفر را به پای صندوق های رای کشاند که در جهت منافع نظام که تفسیر دیگرش همان خامنه ای است / شور انتخاباتی ایجاد کرد . خامنه ای از این " حس منفی " نیز در جریان سازی ها و بدیل سازی ها حداکثر استفاده را میبرد بدون آنکه به " جایگاهش " کوچکترین خدشه ای وارد شود و این یکی از محسنات و جایگاه " ولایت فقیه " است .

    پاسخحذف