۱۳۹۲ تیر ۲۶, چهارشنبه

اکبر گنجی ما به مردم دروغ می گفتیم ! کارمندان الجزیره: ما در مصراخبار دروغ پخش می کردیم

اکبر گنجی : ما دروغ می‌گفتیم، ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه ۱۵۰ هزار زندانی سیاسی دارد
این نقاط اشتراک دو جریان سیاسی و دینی در خاور میانه هست که هردو از نظر جغرافیایی هزاران کیلومتر با یکدیگر فاصله
 دارند ، و از نظر زمانی هم بیشتر از 34 سال فاصله  بین این دو جریان سیاسی وجود دارد ولی می بینیم که هردو برای تصاحب قدرت به راحتی آب خوردن دروغ می گفتند و می گویند ،
تذکره : آوردن نام آقای اکبر گنجی به هیچ وجه برای تخریب ایشان نیست ، اینکه از ایشان نقل قول آورده شده است فقط به این خاطر می باشد ، که ایشان شهامت اعتراف به کارهای کرده را داشتند و دیگران همچنان مهر سکوت بر لب زده اند ، از این بابت باید از ایشان سپاسگزار بود ، ولی ما می دانیم که در ایران دروغ و دروغگویی بذترین خصیصه ایرانی به حساب می آمد به یاد داریم که نیکان ما روزی در این کشور دروغ را با حشکسالی و جنگ مقایسه می کردند ولی با حضور جمهوری اسلامی در ایران دروغ گویی شد ابزاری کاملا متعارف و معمول ، طوذی که روسای جمهور این نظام بدون آمار دروغ ادامه کار نمی توانند بدهند
اکبر گنجی ولی از دورانی سخن می گوید که می خواستند تمدن و فر و شکوه ایرانزمین  را در آن کشور به زیر کشند و یک تئوکراسی عقبمانده را  به جایش بنشانند ، تئوکراسی که سنگسار ، اعدامهای خیابانی ، شلاق و کهریزک را در ایران به موضوعی عادی تبدیل کردند ، آنها برای مقابله با حکومت سکولار پادشاهی در ایران همه چیز را مشروع می دانستند  ، دقیقا همان کاری که اسلامگرایان مصری ، این برادران دینی اسلامیستهای ایرانی در بزرگترین و مشهورترین شبکه تلویزیونی منطقه یعنی الجزیره انجام می دادند ، (برای قدرت همه کار و همه چیز مشروع است و دروغ در قاموس اینها کمترین است )ه  
حال که بسیاری از کارمندان و خبرنگاران الجزیره دیگر نمی خواهند مهر دروغ و ریا را بر پیشامی داشته باشند و از شبکه معروف الجزیره استعفا داده اند ، مشخص می شود که چه قرابتیست بین اکتور های این طایفه در سر تا سر جهان ، دروغ برای اینها ابزاریست کاملا مشروع،
ماکیاول در مقابل اینها چه معصوم به نظر می آید روحش شاد باد ، 
حال از زبان خودشان بشنویم که دروغهاشان چه بوده و چگونه بوده است ، آقای اکبر گنجی که معرف حظور همه هست ، 32 سال بعد از فاجعه ای به نام انقلاب اسلامی  
می گوید

ما دروغ می‌گفتیم، ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه ۱۵۰ هزار زندانی سیاسی دارد و این دروغ بود، و امروز باید بابت این دروغ، یعنی خودمان و همه کسانی که این دروغ را گفته‌اند باید خودشان را نقد بکنند. ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه صمد بهرنگی را کشت، ما به دروغ گفتیم حکومت شاه صادق هدایت را کشت،‌ ما به دروغ می‌گفتیم حکومت شاه دکتر شریعتی را کشت. همه‌ی این دروغها را گفته‌ایم،
آگاهانه هم گفته‌ایم. اینها باید نقد بشود. کسی که با روش دروغ بخواهد پیروز بشود، بعد هم که به قدرت برسد دروغ می‌گوید،‌ برای نگهداشتن قدرت دروغهای وسیع‌تر و بزرگتر می‌گوید. این روشها باید نقد بشود. روش مهم استد
 و حال ببینیم رفقای مصری آقای گنجی در پبروزی انقلاب اسلامیشان چه کرده اند 
بعد ازواقایع چند روز پیش مصر ، ناگهان  خبری در صدر خبرهای رسانه های منطقه قرار گفت ، و در آن  از استعفای 23 خبرنگار و کارمند شبکه خبری الجزیره  خبر می داد ؛ در اطلاعیه ای که در صدر خبرهای چند روز پیش قرار گرفت می خوانیم


استعفای ۲۲ تن از کارکنان الجزیره در اعتراض به پوشش خبری مصر 
حدود ۲۲ تن از کارکنان شبکه خبری الجزیره از زمان سرنگونی مرسی در اعتراض به پوشش یک جانبه حوادث اخیر مصر و طرفداری این شبکه از اخوان المسلمین ، از کار در این موسسه استعفا دادند.
در ادامه این گزارش خبری می خوانیم  که  

این کارکنان از دلایل استعفای جمعی خود می گویند ، از فرم و شکل ویراستاری اخبار مربوط به مصر انتقاد داشته و اینکه از آنها خواسته شده بود که اخبار را به طرفداری از اخوان المسلمین تنظیم کنند 
کرم محمود، یکی از  گوینده تلویزیون الجزیره می گوید 
 که در اعتراض به پوشش خبری حوادث مصر از این شبکه استعفا داده است.
اوبه تلویزیون العربیه گفت:” من حس کردم که اشتباهاتی در ویراستاری اخبار وجود دارد خصوصا زمانی که مصر از یک فاز بسیار حساس از تاریخ خود قرار دارد ، باید در انتخاب و پخش اخبار و موضوعات دقت زیادی به خرج داده و بدانیم که چه منتشر می کنیم.
محمود به گلف نیوز گفت: پوشش حوادث مصر توسط الجزیره متعصبانه بود، اما بعضی تلویزیون‌های محلی مصری از الجزیره هم بد تر عمل کردند.
وی افزود: من از پوشش خبری تلویزیون‌های محلی مصر از وقایع این کشور، خیلی انتقاد دارم چون آنها اصلا بی‌طرفی را که شرط انتشار اخبار درست و صحیح است، رعایت نکردند.د
می بینیم که دروغ و مانیپولاسیون خبری یکی از وظلیف انقلابیون اسلامی بوده و هست ، مردم ایران ولی در دام این دروغها بیشترین زایعات و هزینه ها راپرداخت کرده و می کنند ، پدران و مادران ساده لوح ما در آن دوران عجب اعتماد کور کورانه ای به این جماعت کردند ، جماعتی که ابتدا دکان مذهب در دلها گسترد و سپس آنرا نردبانی کرد برای بالا رفتن از آن و تصاحب قدرت و ثروت  این ملت ، مردم ساده لوح به این عقب مانده ترین قشر اون اجتماع  اعتماد کردند که گویا اینها از خاندان پیامبر اسلامند و جزء راستی و درستی هیچ نمی گویند و نمی کنند ولی روزگار به ایرانیان عجب درس تلخ و سختی داد 
من واقعا خوشحالم که این قوم دروغ ال ظالمین ،  ملت مصر را بیشتر از یک سال نتوانست بفریبد ، ما ایرانیان فعلا وارد سال 34 این دروغ و فریب بزرگ شدیم  
م

۱۳۹۲ تیر ۲۴, دوشنبه

اولین تو دهنی خامنه ای به روحانی ؛ احمدینژاد ، شعارهای انقلاب را برجسته کرد

هنوز " رئیس جمهور منتخبمان" رسما رئیس نشده  اولین تو دهنی را از رهبر عظیم الشانشان دریافت کرد
روحانی در مجلس از نابودی اقتصاد و اخلاق می گوید و خامنه ای از آن طرف کل دولت احمینژاد را  زیر چتر حمایتی خود قرار 
می دهد
خامنه ای در بخش دیگر از سخنانش می گوید : 
«در ۸ سال اخير همه احساس و درک کردند که رئيس جمهور محترم و همکاران ايشان، با تحمل سختی ها، نسبت به همه دولتها و دوره های ديگر، کارهای بسيار پرحجم و پرشتابی انجام می دهند که اين واقعيت، نکته برجسته و قابل تقديری ااست
همین چند روز پیش بود که روحانی وضع را چنان آشفته دید که وضعیت امروز کشور را با دوران بعد از جنگ مقایسه کرد
او امروز در مجلس وارد فاز آماری وضعیت اقتصادی شد و گفت :
 ما در 4 سال آینده 4 ملیون دانشجوی فارغ التحصیل خواهیم داشت ولی طبق آماری که من از اداره کل آمار کشور دریافت کرده ام ؛ سالانه فقط 14000 نفر استخدام می شوند ، باقی چه باید بکنند که کاری نخواهند داشت
فقط اینجا باید به مرد رند بودن آقای روحانی اشاره کرد ، چرا که ایشان وانمود می کنند که گویا از این وضعیت بی خبر بوده و به خبرگزاریها  چنین القا می کند که گوبا نمی دانسته وضع به این خرابیست ، این یک دروغ آشکار است ، ایشان نماینده خامنه ای در شورای امنیت ملی رژیم بوده ، او عضو مجمع تشخیص مصاحت نظام بوده و هست، او نماینده خمینی در ارتش و سپاه بوده ، او دهها سال نماینده همین مجلس بی اختیار بوده ،  او از همه چیز خبر داشته  ودارد ، ولی امروز می خواهد تمام این معضلات را به گردن احمدینژاد اندازد 
او خوب می داند که 90% تصمیم گیریها را همان رهبر و ولی نعمتش خامنه ای ، گرفته و می گیرد ، اقتصاد در دست   خامنه ای و نمایندگانش می باشد ، سرداران سپاه در اقتصاد فربه شدند و دزیدند و دزدیند تا کشور را به این فلاکت رساندند  و آقای روحانی  از تمام این معضلات  اطلاع دقیق داشته و دارند ، حال احمدینژاد و اعوان و انصارش هم از این خوان به یغما برده شده بی نسیب نماند ، ولی
 آقای روحانی این نظام جمهوری اسلامی شماست که به فلاکت افتاده است ، این همان جمهوری اسلامی می باشد که رهبرتان خمینی گفت اقتصادش مال خر است ، نتیجه رهبری شماهاست که اقتصاد را خری کردید و به اینجا رساندید 

یکایک شما در دو.ره های گوناگون صدارت و وزارتتان ، کاری کردید  که این کشتی را بیشتر و بیشتر به گل نشاندید ،
 شما از 4 ملیون دانشجوی بیکار صحبت می کنید مگر اینها در دوران خاتمی و سالهای پیش از آن وجود نداشتند  ، مگر در آن دوران اقتصاد ایران ورشکسته نبود ، ادامه آن وضعیت به احمدینژاد رسید

آقای روحانی شما امروز به مدرس اقتدا کردید ، اتفاقا رودخانه شما از همان سرچشمه گل آلود است ، مشکلات بسیار ایران ، منجمله اقتصادش با این لفاظیها شما تغییر نمی کند ، دین تا با سیاست قاطیست وضع ایران همین است ، اتفاقا همین مدرس شما بود که 70 سال پیش گفت ،
دین ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دین ماست و رهبر انقلابتان هم آنرا تکرار کرد و شما محصول این حمافت سیاسی هستید ، ایران و اقتصاد و اخلاقش نه با رفتن احمدینژاد و آمدن آخوندی که می تواند خوب شعار دهد ، حل خواهد شد ، و نه با ناز قمزه های آخو.ندی برای جک آستراو ها و اوباماها ، اتفاقا مشکل اصلی این کشور شماها هستید ، شما یک روحانی هستید ، کار شما اقتصاد و سیاست نیست ، محل کارتان کابینه و مجلس نیست؛  اگر روزی با مشت مردم یا به دلخواه خود ، تمام شما آخوندهای معمم و مکلا  به  مسجد برگشتید و کارها را به کاردانان و متخصصین فن واگذاشتید ، آن موقع هم اقتصاد و هم ملت ایران نفس راحتی خواهند کشید
با ادامه ریاست شما آخوندهای بی سواد و منبر نشین (اصلاحطلب و اصولگرا) ، ایران به زودی زمین گیر خواهد شد ، اگر که ملت ایران تا آنروز شما را وادار به ترک سیاست نکند    
 

موی سر جک استرای انگلیسی و ریش رئیس جمهوری ایرانی ؛ عجب رنگی

  روحانی ریش و موی سر را ، در سلمونی جک استرا، به سبک ، جک استراوی  رنگ کرده ؟ یا بر عکس ؟ کدامیک 
عکس بی بی سی 

۱۳۹۲ تیر ۲۳, یکشنبه

سوال قربانیان 18 تیر؛ احمد باطبی ،منوچهر محمدی، طبرزدی و.. از حسن روحانی

" احمد باطبی، منوچهر محمدی ، حشمت طبرزدی ، رضا اشرفپور ,دکتر بهیه جیلانی,مریم راد نیا, مهرداد سید عسگری , روزبه فراهانی پور ,مهرداد ماجدی , رضا مهاجری نژا از ئیس جمهور منتخب"  پرسیده اند که : 

 http://melliun.org/iran/23562

 من لینک مصاحبه حسن  روحانی و دفاع دوباره او از سرکوبهای آنروز را  در زیر قید کردم ، تا اگر دوستان تردیدی دارند مشکلشان حل شود ،  همزمان ازآقای "رئیس جمهور منتخب"  که آن روز دستور سرکوب را با تائید خاتمی ، صادر کردند ، می خواهم که به سوال قربانبان خود پاسخ دهند 

آقای حسن روحانی این قربانیان که هر یک دهها سال زندان رفته و شکنجه شده اند و خوشبختانه شما و نظامتان ، نتوانستید آنها را  به مانند بسیاری دیگر از دانشجویان از بین ببرید ؛  از شما می خواهند که دلیل تاکید شما بعداز  14 سال بر عاقلانه و درست بودن سرکوبشان چیست ؟
لازم به ذکر است که حسن روحانی چند روز پیش به مناست سرکوب قیام 18 تیر مصاحبه ای با سایت حکومتی  ولی امر انجام داد و در آن بر تمام جنایات 18 تیر ، صحه گذاشت و آنرا عاقلانه و درست دانست .
، نوشته دیگرم در رابطه با همین موضوع 

۱۳۹۲ تیر ۲۱, جمعه

"رئیس جمهور منتخب"؛ بعد از 18 سال سرکوب قیام 18 تیر دانشجویان را، اقدامی عاقلانه دانست


سایت حکومتی ولی امر : روحانی؛ اقداماتمان در برابر ماجرای ۱۸ تیر را درست و عاقلانه می دانم


باید دقت کرد که این آخوند فریبکار اولا دانشجویان را همچنان مشتی اراذل و اوباش می نامد و سپس به آنها اتهام آتش زدن اتوبوس می زند و از آن بدتر دانشحویان را ، کسانی می داند که از سر زنان چادر به زیر می کشیدند.
او پس از این سیاه نمایی می خواهد به مخاطب خود القا کند که  چنین افرادی  را می بایست مقابله می شد  .

ولی واقعیات چه بود

همه ما دیدیم که این دانشجویان بی پناه ما بودند که آماج بدترین جنایات وافع شدند و بسیاری از آنها در این روز به وسیله گزمکان فرستاده شده از سوی همین شیخک به عتوان مسئول و رئیس شورای امنیت ملی رژیم و تایید شخص خاتمی به عنوان رئیس جمهور وقت به قتل زسیدند ، زندانی شدند و از داشکاهها اخراح گردیدند .

دهها دانشجویی که زندانی شدند ، نه از اراذل بودند و نه ماشین آتش زده بودند، اکبر محمدی ، چادر از سر کسی نکشیده بود ، زینالی و فرشته علیزاده نه اوباش بودند و نه به مغازه ها حمله کرده و شیشه شکسته بودند ، این سک عوامفریبانه حسن روحانی ، طرفندیست لو رفته ، تمام دیکتاتورها باید ابتدا مخالفین خود را ، طاغوتی،ضدانفلاب،منافق، ارازل و اوباش بدانند و در اذهان آنها را موجوداتی خطرناک جا بندازند ، تا بعد زمینه سرکوب آنها را فراهم کنند .

از گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر نفل است که در جلسه ای خصوصی گفته است ، ما باید ابتدا یهودیان را از نژاد آلمانی ندانیم و سپس باید آنقدر تبلیغ کنیم که کسی آنها را حتی از جنس انسانها هم نداند تا بتوانیم آنها را نابود کنیم، او ادامه می دهد به همین خاطر دستور دادم تا در رسانه ها از آنها هیولاهایی شبیه انسان تصویر کنند و بسازند . او ادامه می دهد که ما انها را به موشهای طاعون زده تشبیه کردیم ، و بعد از جانداختن بین مردم که یهوذیان از جنس ما نیستند و توانستیم آنها را به موشهایی خطرناک نشبیه کنیم ، آنوقت توانستیم آنها را تابود ساریم که البته در نهایت این گوبلز و فاشیسم بود که نابود شدند و نه انسان و انسانیت 

می بینیم که جمهوری اسلامی در تبلیغات ضد انسانی خود در 34 سال گذشته بارها و برعلیه تمام مخالفین خود ار همین شیوه گوبلز استفاده کرده است ، یکی را صهیونیست و آن دیگری را فتنه گر نامید 

ما امروز می بینیم که حسن روحانی در استفاده از چنین ایزاری تا به کجا مهارت دارد. فرق او با وحشیان دیگری مثل الله کرم ، جنتی ، مصباح و سایر لباس شخصیها ، این است که روحانی جساب شده و با استفاده از ابزار روانشناسی سرکوب به جنگ با ملت می رود ، و ان طیف دیگر حتب احتیاجی به آماده ساختن اذهان هم ندارد ، اتفاقا خطرناکتر بودن این طیف اصلاحطلب هم دقیقا در همینجاست ، قبح جنایت را از بین می برند 

همین یک برخورد این شیخ دروغگو نشان دهنده چگونگی ریاست او بر قوه مقننه خواهد بود و همینجا می شود فرق اینها با احمدینژادها را شناخت ، این شناخت به ما می گوید که این آقایان با آن آقایان فرقی ندارند جزء اینکه اینها بعد از سرکوب و جنایت سعی خواهند کرد که چهره کریه و آدمکش جمهوری اسلامی را ، اگر بتوانند بزک کنند و آن را با لفاظی به خورد امت بی خبر از همه جا دهند و شاید در غرب هم کار لابی رژیم را آسانتر کنند ، الته که دیگر خیلی دیر شده است ، تمام این شعبده بازیهای دیگر بی تاثیر شده است و کهنه ،  روحانی را برای همین وارد گود کردند که بتواند از سقوط حتمی خود جلوگیری کنند آنهم با مهره ای سوخته و دکترین امنیتی سوخته تر ، قدیمی و تکراری 


http://anger-flame.blogspot.de/2010/07/18-1378.html
 ببینید و  خود قضاوت کنید که  آیا دانشجویان شیشه می شکستند یا همان بسیج و نیروی انتظامی که روحانی با موافقت  خاتمی آنها را به جان دانشجویان انداختند و اوباش وار وارد خوابگاه و محل سکونت دانشجویان شدند و همه چیز را به غارت بردند و یا نیست و نابود کردند!

۱۳۹۲ تیر ۲۰, پنجشنبه

این دلاوران و جانبازان ، 33 سال پیش ، اولین قهرمانان بودند که بر طناب دار بوسه زدند

کاری که ارتش مصر انجام داد و مردم را همراه داشت ، این قهرمانان ، به تنهایی سر بر عهد و پیمان خود گزاردند و با قامتی 
ایستاده بر چوبه دار بوسه زدند و خود را فدا کردند تا شاید آن ملت یک ملیون کشته و زخمی در جنگ ، صدها هزار اعدامی و زندانی ، ملیونها تبعیدی و معتاد نداشته باشد ، آنها جزو اولین پیشمرگان ملتی بودند که نمی خواستند ملیونها زن متمدن ایرانی اسیر مشتی آخوند متحجر گردند . ولی افسوس که امتی افسون شده و نخبه گانی خیانت پیشه را با چنین از جان گذشتنهایی بیدار نتوان کرد 

۱۳۹۲ تیر ۱۹, چهارشنبه

پهلویها با 127 ملیارد دلار ایران را ساختند، جمهوری اسلامی با $ 1400 ملیارد دلار چه کرد

فقط در دوره احمدینژاد 760 ملیارد نفت فروختند ، ما می دانیم که احمدینژاد کاره ای نبود و حساب کتابها دست مقام عظماست ولی احمدینژاد می تونه بگه که چگونه هزینه شده است ، دولت موظف است که ریز مخارج را به مردم بده ، این درامد عظیم نفتی به ملت ایران تعلق داره آیا فکر می کنید اصلاحطلبان که به قدرت برسند خواهند گفت ، چند ملیارد به سوریه و عراق و سازمانهای تروریستی داده شده است آیا آنها در این شفاف سازیها با اصولگرایان تفاوتی دارند 






اصولا چه تفاوت و تشابهاتی بین اصلاحطلبان و اصولگرایان هست ؟
اسلامی سیاسی و بنیادگرایان مذهبی

اسلام سیاسی همان اسلام اصولگراها و اصلاحطلبان است که در غرب به بنیادگرایان مذهبی شهرت یافته است
اعتراض تا پای جان ، ملیونها مسلمان سکولار مصری در خیابانهای قاهره و سایر شهرهای مصر ،بر علیه بنیاد گرایان مذهبی اخوان المسلمین ، بر این پروپاگاندای اسلامیستهای وطنی، مهر باطلی زد ؛ که گویا هر کس مسلمان است پس لاجرم ، طرفدار اسلام سیاسیست و نهایتا پشتیبات مورسیهای مصری، اردوغانها ترکی ، حسن روحانی ، خاتمی و خامنه ای های ایرانیست !
اسلام سیاسی ، نام ایدئولوژی حکومت بنیادگرایان مذهبیست 
مورسی،سروش،خاتمی،خامنه ای،روحانی،موسوی ، احزاب دینی مشارکت ،انقلاب اسلامی و تمام آن نیروها و جریانات سیاسی که از اسلام و دین دکانی ساخته اند و برای نصاحب قدرت ، از آن سوء استفاده می کنند همه در همین کانیگوری می گنجند ، حتی برخی ، سازمان مجاهدین را هم در همین خانواده قرار می دهند 
جالب اینجاست که آقای بروجردی اگر چه معمم بوده ولی جزو اینها نیست ، او به مانند هزاران هزار مسلمان معتقد در ایران و منطقه، از اسلام فقط برای عبادت استفاده می کند و نه پلی برای رسیدن به قدرت . 

بنیادگرایان مذهبی (اصول گرایان+اصلاحطلبان) در اصول پایه ای زیر مشترکند

1-قران مبنای تمام قوانین شرعی حکومت آنهاست (این کتاب را به فارسی مطالعه کنید تا متوجه منظور شوید) قران برای یک اصلاحطلب هم کناب مقدس است و غیر قابل تغییر ، آنها چهارچوب زندگیشان را بر احکام مندرج درقران تنظیم می کنند ، آقایان منتظری ، موسوی / کروبی ، نهضت آزادی و مجاهدین خلق هم همینطورند

2-همه به امامت و ولایت فقیه اعتقاد دارند(برخی شاید خامنه ای را مناسب ندانند و فقیه دیگری را بپسندند ولی همه ولایت فقیه را پیش شرط قرار می دهند)
3-زن را جنس دوم می دانند و هیچیک از آنها ؛ حقوق مساوی زنان با مردان را به رسمیت نمی شمارند 

3-آزادی پوشش زنان را نمی پذیرند و همه متفق القول از زنان ، حجاب اسلامی می خواهند ، حال ؛ گروهی فقط چادر را حجاب می دانند و گروه دیگر روسری و لباس غیر تنگ را هم قبول دارند )
4-جهاد با کفار و مشرکین که ماها باشیم جزو اصول دین اسلامیستهاست و هیچیک از آنها چه اصلاحطلب روحانی و موسوی و چه اصولگرای خامنه ای یا خاتمی جرات رد آنرا ندارند
به همین دلیل وقتی از انتخابات آزاد صحبت می کنند ، فقط کسانی که به ولایت فقیه و اصول شرعی حکومت دینی آنها اعتقاد دارند ، را مدنظر قرار می دهند و نه یک مشروطه خواه یا چپ را ... 
سکولارهای ایران از ظیفهای گوناگون لیبرال و چپ گرفته تا مشروطه خواه و سوسیال دموکرات ،زندانی شدن تعداد اندکی از اصلاحطلبان را همیشه نکوهش کرده اند و از آزادی بی قید و شرط آنها به درستی حمایت کرده و می کنند ولی اسلامیستهای اصلاحطلب تا به حال از یک غیر خودی جه در گفتار و جه در نوشتار حمایت نکردند

اگر کسی می تواند یک مورد را مستند کند که خاتمی،روحانی،رفسنجانی،کدیور،موسوی یا هر فردی از این گروه تا به حال از آزادی یک چپ،مشروطه خواه و......حمایت کرده است، من این بند را حذف می کنم

5-از نیروهای تروریستی حماز ، حزبالله و......مالی و جانی پشتیبانی می کنند
6-قتل عامهای دهه های گذشته را همه فبول دارند حتا موسوی و کروبی
7-خمینی را نه یک دجال جانی که یک رهبر طلایی می دانند و اورا رهبر انقلابشان دانسته و هنوز به او استناد می کنند،
همه به رهبر بودن خامنه ای اذعان می دارند ، برخی به او لقب مقام معظم رهبری و برخی فقط به گفتن رهبری اکتفا می کنند حتی برخی از برنامه سازان صذای آمریکا ، بی بی سی و رادیو فردا هم وقتی از او یاد می کند به جای آقای علی خامنه ای ، رهبری می گویند

8-ارتجاعیترین حادته در تاریخ کل بشریت را انقلاب اسلامی می دانند و همه 22 بهمن این سیاهترین روز تاریخ معاصر ایران را جشن می گیرند اگر چه این انقلاب به گفته خودشان ما را به عفب برد 
9-همه در اصلاح و حفظ جمهوری اسلامی حتی از بچه هاشون هم می گدرند (حسن روخانی، گیلانی دادستان وقت،محسن رضایی و...)
10-احکام قضایی شرع اسلامی را می پذیرند ، همه شلاق زدن را نه شکنجه که تعزیز اسلامی می دانند، همه با اعدام انسانها موافقند ، از خاتمی و روحانی بپرسید آبا قوانین جزایی و مدنی را برای دادگستری کشور می پذیرند یا احکام شرعی را (فقه)
تمام اینها حتی موسوی احکام شرعی( استخراج شده ار قران و سنت ) را می پذیرند

11-همه در دشمنی هیستریک با اسرائیل هم اندیشند

12- خاتمی،خامنه ای،روحانی، .. و تمام کسانی که در انتصابات شرکت کردند و رای دادند(منظور سیاسیون است و نه مردم) این ارتجاعیترین فانون اساسی دنیا را قبول دارند ، و آقای موسوی حتی معتقد است به دلیل عدم اجرای بلامناظع همین احکام شرعی که به نادرست نامش را قانون اساسی گزارده اند ، اورا در حصر کرده اند. قانون اسلامی که حتی اجازه نفسیر از بندهای آنرا هم در بندی جداگانه در اختیار شورای نگهبان فرار داده اند

تمام این قوم و طایفه (آخوندهای معمم و مکلا)اگر چه امروز 100 پاره شده اند و همه به خون هم تشنه اند ، ولی وقتی مصلحت نظامشان ایحاب کند همه از آن دفاع می کنند، اگرچه هر روز مشکلتر می شود.
در پایان خواهان آزادی تمام زندانیان سیاسی با هر اندیشه ، عفیذه و مسلکی منجمله آقایان کروبی/موسوی و همسرانشان هستم 

فرید