۱۳۹۲ بهمن ۸, سه‌شنبه

انقلابات مصر و تونس بعد از هزاران کشته و دهها زیگزاگ ، تازه به آنحا رسیده اند که ایران قبل از 1357 ، سالها آنرا به دست آورده بود (آزادی زنان و ادیان)

تونس و مصر  بعد از هزاران کشته و بعد از تعویض چندین دولت که نتوانستند آرامش را به این کشورها باز گردانند ، در نهایت با استفاده از خرد جمعی تمام احزاب سیاسی موجود در کشور و بدون طرفداران اسلام سیاسی ، توانستند قانون اساسی را به تصویب برسانند که با احترام به دین رسمی کشور ، دیگر ادیان و حتی بی دینان را به حقوق مساوی می رساند 

نقطه اشتراک هردو کشور و هر دو قانون اساسی در این منطقه کنار گذاشتن تئوکراسی یا حکومتهای دینی بود 
در قوانین اساسی مصر و تونس به حق آزادی زنان در تمام امور کشور صحه گذاشته شد و حق انتخاب شدن و انتخاب کردن برای نیمی از ساکنان کشور به رسمیت شناخته شد و به این طریق در مصر و تونس سکولاریسم مردمی پا به عرصه وجود گذاشت

هدف این نوشته به هیچ وجه دفاع از سلطنت یا برگشت به گذشته نیست ، ولی وقتی می بینم که در منطقه خاور میانه بعد از اینهمه کشاکش و انقلابات گوناگون و هزاران کشته و برگزاری انتخابات آزاد یا غیر آزاد ، در نهایت به ایران 36 سال پیش رسیدند ، به همان مقطعی که تقریبا تمام نخبگان بی سواد ایرانی برای نابودیش سالها تلاش کردند و در نهایت موفق شدند تا تفکر فرماسیون ارتجاعی فئودالیته را جایگزین مدرنیته بومی ایرانی کنند ، افسوس می خورم و با خود می اندیشم که با کشور و ملت ایران چه کردند و آنهمه ارزش و عظمت ایرانی در جهان (نقل قول از رفسنجانی ) را که یک دلار 7 تومان بود ، بیکاری نداشتیم، زنان آزاد بودند ، حق پوشش زنان کاملا عادی بود و ادیان همه دارای حقوق مساوی بودند و هیچ مسلمانی به صرف اعتقاد مذهبیش دارای هیچ برتری نبود ، حق انتخاب  دین یا بی دینی انسانها کاملا آزاد بود  و از همه مهمتر هوای تمام شهرها آبی نیلگون بود ،به رنگ لاجوردی دریاها.
و امروز ..... دریاچه ها و رودخانه هایش که دیگر همه خشک شده اند ورنگ هوای مورد استشمام  در شهرهای بزرگ هم  تبدیل به رنگ هوای سیاه/خاکستری کوره پزخانه ها و آجرپزیها شده است ، مسموم و خطرناک ، طوری که مسئول محیط زیست کشور از مردم می خواهد اگر می خواهید بچه هایتان نمیرند از شهر بیرون بروید ، ایران را کشور من و شما را چرا به این روز انداختند و امروز می بینیم که جهان برای به دست آوردن آنچه که ما ایرانیان داشتیم هزاران قربانی می دهد و ایرانیان نمی دانستند و هنوز هم بسیاری نمی دانند ارزش آنچه را که داشتیم و از ما گرفتند و 34 سال است داریم برایش خون می دهیم 

باید توجه کرد که کشورهای غربی و به خصوص انگلستان و آمریکا نه در مصر و نه در تونس موافق این تغییرات پایه ای بودند و هستند ولی خوشبحتانه ارتش ملی مصر و تونس در هر دو کشور سعی کردند به منافع ملی خود ارجحیت دهند و راه خود را به پیش برند .
 سوال اساسی برای بسیاری این است که امروز (ممکن است 5 ماه دیگر همه چیز تغییر کند )  چرا دولت اوباما و کشور انگلستان با این بی پروایی از دولت روحانی به دفاع برخواسته است و در حالی که جمهوری اسلامی به پایان راه رسیده است ، چرا این دو دولت (در آمریکا فقط بخشی از وزارت خارجه و اوباما )  عصای دست حکومت اسلامی گردیده اند ؟ آیا از این طریق می خواهند آنها را خلع سلاح ایدئولوژیک کرده و سپس با تلنگری به زمینش زنند ، یا نه اهداف دیگری در پس پرده نهان است و ما بی خبر از دنیا ؟ 

نه در مصر اصلاحطلب داشتیم ونه در تونس؟
 و چرا اصلاحطلبان از حکومتی دفاع می کنند که منافع شرکتها و کارتلهای نفتی و غیر نفتی غربی و چینی و روسی را در اولویت قرار داده است و با آنها به بهترین وجهی به تعامل می نشیند و برایشان فرش قرمز پهن نموده ، و حتی به آن افتخار هم می کند
 )
این دولت که اینگونه برای کارتلهای ملیاردی جهانی شماطه گری می کند ، با مردم خود چه رفتاری دارد ؟
 دولت روحانی از زمان به حکومت رسیدن ،  برای ملت ایران بالای 400 اعدامی و صدها زندانی و شکنجه به ارمغان می آورد ، دهها آزادیخواه را روانه زندان می کند ، بیکاری بی داد می کند ، فحشا و اعتیاد امری کاملا عادی گردیده ، گرانی وحشتناک شده و از زمان روی کار آمدن روحانی بدتر نیز شده است ، راستی چرا رهبر اسلاحطلبان با کمال بی شرمی از آن سخن می گوید که جنبش سبز از حق خود می گذرد و بسیاری نیز از او پیروی می کنند و خود را در پس پرده " وضع بهتر می شود"  پنهان می کنند ؟
آیا منافع اقتصادی باعث شده است تا این ها خود را به پادویی آخوند تبدیل کنند ، یا نه واقعا درک مسائل سیاسی و ژئوپولوتیک منطقه را ندارند و نمی دانند که دولت روحانی نه نماینده ملت ایران که نماینده بی بی سی،صدای آمریکا و کارتلها و شرکتهای غربی و شرقیست
مضحگ اینجاست که همین مریدان رژیم ، افتخار هم می کنند که روحانی می خواهد  غولهای نفتی را سر سفره نقت ایران بنشاند ، حال از این می گذریم که تمامش تبلیغات دولتیست ، تا بتوانند جناح رقیب را به سکوت وادارند

آیا با این شرایط سرمایه به ایران خواهد رفت ؟ 
هر کسی که اندکی از سرمایه و سرمایه گذاری اطلاع داشته باشد ، می داند که سرمایه به جایی نمی رود که اقتصادش ورشکسته باشد ، امنیتی نداشته باشد ، و هر روز در بلندگوهای دولتی خواهان مرگشان شوند ، آیا مقابله با عدم امنیت محیط سرمایه گذاری آن غولها  ، که جزو اولین ضروریات هر کشور برای سرمایه گذاریست انجام می گیرد ؟ 

 در ایران نه امنیت هست ، نه قانون دفاع از سرمایه های خارجی و اگر قانونی هم باشد قابل اجرا نیست در این کشور الله کرمها و طائب ها و سران بسیج و سپاه تعیین می کنند چه کسی و چقدر سرمایه گذاری کند و نه آقای ظریف و روحانی که خودشان در نیویورک و سوییس امنیتشان بیشتر از قم و تهران است روحانی در داوس به این سرمایه داران جهانی قول داده است که به جای ریسک سرمایه گذاری می توانند با سودهای چندین برابر حساب کنند (غارت و چپاول کشور)، به همین دلیل بود که رئیس شرکت توتال فرانسوی از پیشنهادهای سکسی رئیس جمهور ایران ، نام می برد  

دو دهه چین و روسیه و ترکیه ایران را مکیدند و حالا نویت کارتلهای نفتی غربیست و تاسف اینجاست که افرادی مثل دولت آبادی ، شهرام ناظری واصلاحطلبان و ماله کشان خارج از کشور ..نیز با رشوه یا بدون آن  به آتشبیاران این سیاست تبدبل شده اند  و کاری هم به آن 70 ملیونی که چیزی نصیبشان نمی شود ندارند

جمهوری اسلامی که در تمام زمینه ها به بن بست رسیده است (گفته های سران حکومتی ، روحانی،رفسنجانی و... ) تازه می خواهد خود را به سطح مصر و تونس قبل از انقلابشان برساند امروز جتی افغانستان از ایران پیشی گرفته است 
رژیم اگر تمام این وعده وعیدهای داده شده را عملی کند تازه می رسد به 9 سال پیش یعنی دوران قبل از احمدینژاد ، دقت کنید اگر تحریمها برداشته شود ، اگر نفت را بتوانند بفروشند (چاههای نفتی احتیاج به لایروبی دارند که 300 ملیارد هزینه می برد ) اگر مشتریان آن زمان را با سودهای سکسی (به قول رئیس توتال) دوباره به دست آورند ، اگر مشکلات هسته ای را از بین ببرند ، اگر بتوانند تورم و بحران اقتصادی را که قسمت اعظم آن  ناشی از سیستم بانکی (کارشناسان خود حکومت از فساد گسترده در سیستم بانکی دولتی می نالند و می گویند کسی هم پاسخگو نیست ) فساد آور دولتیست را پایین آورند ، ارزش تومان را کمی بالا آورند  و به سطح دوران قبل از احمدینژاد برسانند ؛  تازه ایران می رسد به 9 سال پیش  همان بحرانها و با تمام مشکلات آن زمان

آیا جمهوری اسلامی نجات می یابد ؟
تمام متخصصان و اقتصاد دانان برجسته معتقدند که جمهوری اسلامی توان مقابله با اینهمه مشکلات را نخواهد داشت ، اختلافات شدید درون سران نظام اسلامی و درگیری باندهای مافیایی /امنیتی/نظامی حکومت برای تصاحب قدرت و ثروت ، بر وخیمتر شدن اوضاع افزوده است ، چرا که سازش با غرب برابر است با نابودی تمام شعارهای اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی که در فرآیندش نابود کل سیستم را نشانه می گیرد وئر مقابل باندهای ذینفع مالی و دینی  در درون حکومت تا پای جان خواهند ایستاد ، از طرفی اگر سیاست نوشاندن  جام زهر به انقلابیون و خامنه ای موفقیت آمیز نباشد ، پروژه روحانی و تمام آن وعده ها از بین خواهد رفت ، چرا که تحریمها از بین نخواهد رفت و بر مقدار آن نیز افزوده خواهد شد (قولهای اوباما به کنگره)  به دلیل همین تظاد کشنده ایدئولوژیک و استراتژیک که با ایجاد حکومت اسلامی همراهش زاده شد ، است که سرمایه داران ریسک نمی کنند حتی اگر تحریمها اساسی هم برداشته شود (که نمی شود) . دقیقا از همین جایگاه است که ماندن جمهوری اسلامی با آن شعاعر خط امامی و مرگ بر آمریکا و شیطان بزرگ هیچ غلطی نمی کند (دیدیم که چه شد) دیگر تمام شده است ، این سیستم تئوکرات  اگر بخواهد بدون این پایه های انقلاب اسلامی (عمود خیمه بیت) به جانب غرب رود و آنها را بپذیرد که دیگر از جمهوری اسلامی اثری باقی نمی ماند ، در آن صورت ، انقلاب اسلامی مدتهاست که تمام شده است

همانطور که حتما متوجه شدید در تمام موارد بالا مهمترین فاکتور از قلم افتاد ، همان فاکتوری که دیکتاتورهای مصر و تونس و بسیاری از کشورهای جهان را به زیر مهمیز قدرت خویش درآورد (مردم اوکراین نیز سخت مشغولند)  و آن قدرت ملیست
که اگر آنرا از معادلات سیاسی جدا کنیم ، تعیین آینده در کشوری به مانند ایران در اختیار ملتش نخواهد بود  ، مگر اینکه همتی و غیرتی به خرج داده شود و یک بار برای همیشه مردم دوباره سرنوشت خویش را خود به دست گیرند و تمام نقشه ها و معادلات جهانی و حکومتی را بر هم زنند و سرنوشتشان را در یک انتخابات واقعا آزاد خود به دست گیرند و نه 11 نفر آخوند و مکلا به نمایندگی ازآخوند خامنه ای به نام شورای نگهبان برایشان 5 عروسک را وسط اندازند و یکی از آنها ما را به توافق زلت بار ژنو بکشاند و همان قدرتهای شرقی و غربی که روزی خواهان مرگشان بودند ، حالا به حکومتیان دیکته کنند و نمایندگان جمهوری اسلامی هم با خفت و خواری ان دستورات را بپذیرند

فرید
28.1.2014

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر