ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۳۰, پنجشنبه

پشیمانی خامنه ای از پروژه روحانی و به مشام رسیدن بوی شکست مذاکرات ژنوسه

ابتدا این خبر را که هم اکنون خبر گزاری فارس آنرا منتشر کرد را مطالعه کنید  

به گزارش خبرگزاری فارس، نشست دوجانبه وزیر خارجه ایران و مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در روز دوم مذاکرات ژنو پایان یافت...
غرب در عدم به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران متحد است/ تیم مذاکره کننده ایرانی نمی‌تواند از خطوط 
قرمز عبور کند
کری : توافقی را که به نگرانی های اصلی ما نپردازد قبول نخواهيم کرد
به گزارش سی ان ان CNN ، جان کری، وزير خارجه آمريکا، گفت : مذاکرات ژنو بهترین فرصت در یک دهه گذشته است تا برنامه هسته ای ایران را متوقف کرده و به عقب برانیم.آقای کری گفت در صورتی که مذاکرات به نتیجه برسد، این نتیجه به این معنا نیست که ما به ایران اجازه می دهیم زمان بخرد.

دیروز خامنه ای در جمع نیروهای بسیج ،تمام آن هنر آخوندی خود در فحاشی را به منصه ظهور نشاند
او با سگ و نجس خواندن یک ملت سعی کرد نا امیدی و شکست وحشتناک سیاستهای خویش را لاپوشانی کند
 خامنه ای که در بدترین کابوسهایش هم نمی دید تا  به استغاصه دشمنان خود ساخته خویش بشتابد ، 8 سال پیش با آوردن احمدینژاد سعی کرد به جهانیان بگوید که ما غنی سازی می کنیم ، در نهان بمبمان را هم می سازیم ، غرب هم غلطی نمی تواند بکند و برای دولتمردان یگنه دنیا هم پشیزی ارزش قائل نمی شود و در نهایت آن قطعنامه هایتان هم کاغذ پاره بیش نیستند 

این استراتژی ضد ملی و خائنانه را او و آن دلقک لاتش احمدینژاد ، از آن جهت اتخاذ کردند که فکر می کردند روسها ، چینیها و جناح هایی در آمریکا و انگلستان البته در خفا و با پرداخت باجهای کلان ، می توانند حکومتش را از منجلابی که در آن گرفتارآمده است نجات دهند ، این استراتژی به کمک صدها ملیارد دلار نفتی و خریدن رای کشورهای فقیر آفریقایی و آسیایی و در کمال بی توجهی به قدرت تحریمها ، 8 سال خامنه ای و سران حکومت را در رویایی شیرین فرو برده بود 

به رویای خامنه ای( که امروز برایش به کابوسی بی پایان تبدیل شده است) در عرصه خارجی ، انتخاب بارک اوباما در آمریکا و کاسته شدن از احتمال حمله نظامی آن در سطح جهان بود ، همین پدیده به خوشبینی کاذب خامنه ای افزود

در عرصه داخلی نیز ، توهم خامنه ای را ماله کشان و چاپلوسان همیشگی ولی فقیه که خود را اصلاحطلب نامیده اند تکمیل کردند و به او اعتماد به نفس غیر منطقی ولی مقطعی دادند 

تمام مولفه های بالا درعمل ، خامنه ای را به این نتیجه رسانده بود که گویی تخته گاز می تواند بمب اتمیش را به زودی تهیه کند و هیچ نیرویی هم توان مقابله با او و سیاستهایش را ندارد 

از طرفی سیاستهای به غایت نادرست و ابلهانه آدمینیستراسیون اوباما در 4 سال گذشته ، خامنه ای را به مردی در جهان تبدیل کرده بود که در ظاهر گویا هر آنچه که می خواهد می تواند انجام دهد و از آن طرف باجهای ملیاردی به روسها و قراردادهای آنچنانی برای کالاهای بنجل چینی با چینی ها ، خیال خامنه ای و احمدینژاد را در رابطه با تحریمها راحت کرده بود

در این مقطع قدرتهای جهانی در غرب دو گزینه در مقابل خود داشتند ، حمله نظامی و یا تحریمهایی که بتواند همه جانبه در اسرع وقت اقتصاد مریض خامنه ای را به زانو افکند 

خامنه ای و سران حکومت اسلامی فکر می کردند که تحریم سالهاست بر علیه ایران اعمال شده است و تاثیری عمیق نداشته است . آنها آنقدر ابلهانه اتخاذ مواضع سیاسی می کردند که حتی تحریمهای وحشتناک اقتصادی را نه یک معضل حیاتی که آنرا وسیله ای برای اقتصاد مستقل آنها راست می گفتند سالهاست که کشور تحریم بوده و حکومت ادامه زندگی داده 

آنها ولی نمی دانستند که آن تحریمها در واقع به درستی عملی نمی شده است و فقط برای حکومت هزینه خرید کالاها را کمی بیشتر می کرد و اشتباه مهلک خامنه ای هم در همینجا بود 

او فکر نمی کرد که روزی فرا خواهد رسید که نمی تواند پول نفتی را که می فروشد به دست آورد ، تحریم نفتی و بانکی ، آن چاهی بود که برای حکومت اسلامی کندند و رهبران رژیم آنرا جدی نگرفتند 

حال کار به جایی رسیده است که خامنه ای باید از طرفی پاسخگوی شعارهای تند و تیز سالهای گذشته خویش مبنی بر مرگ بر آمریکا و اسرائیل و.....را بدهد و از آن طرف باید همین قدرتها را راضی کند تا حکومتیان به ملیاردهای بلوکه شده دسترسی پیدا کنند

او نمی دانست که جهان یک سره در کنار اسرائیل قرار خواهد گرفت و به دلیل تاریخی همه ابتدا امنیت اسرائیل را مد نظر قرار می دهند و بعد به هر نوع سازشی اگر بخواهند روی می آورند و همین جاست که پاشنه آشیل جمهوری اسلامی نمایان می گردد خامنه ای و رهبران حکومتی چنین کابوسی را حتی در خواب هم نمی دیدند 

برای اینکه به قول خامنه ای از این پیچ خطرناک عبور کنند ، تصمیم گرفتند خلبخند زن دیگری را وارد صفحه شطرنج نمایند و به آن نرمش قهرمانانه گویند 

قبل از انتصاب روحانی و آن زمانی که خود را در ظاهر آماده نوشیدن جام زهر می کردند حتما به ریش مردم و آن کشورهایی که دوباره فریب این دروغ بزرگ را می خوردند ، قهقهه می زدند ، غافل از آن که این بار همه می دانند که او و حکومتشان در جهان دیگر هیچ اعتباری ندارند و دیگر کسی به لبخند فریبایشان اهمیتی نمی دهد 

زمانی که حکومت و شخص خامنه ای متوجه این وحشت بزرگ شدند دیگر دیر شده بود (هفته ای که شعارهای مرگ بر آمریکا در نماز جمعه ها بیشتر شد )

خامنه ای و حکومتش فکر نمی کردند که حتی ملیونها دلار برای خریدن سیاستمداران جهانی هم دیگر نمی توانند به مانند سابق به داد او برسند 

نرمشش ر ا کسی نپذیرفت ، به لبخندهای ظریف و روحانی هم دیگر کسی وقعی ننهاد ، می بینیم که 6 ماه تمام از بسیاری مواضع بنیادین حکومت اسلامی عقب نشستند ، حتی کیهان شریعتمداری خود را سانسور کرد و به اسرائیل حکومت اشغالگر نگفت و فقط به کشور اسرائیل اکتفا کرد 

روحانی تمام آبروی 34 ساله انقلاب کذاییشان را با یک تلفن به پای شیطان بزرگ ریخت ، خامنه ای بسیاری رانا امید کرد و دهها هزار مرید سیاستهای به اصطلاح ضد استکباریش را در تعجب فرو برد 

روحانی و سازش قهرمانانه خامنه ای کاری کردند که تمام آنچه را که خمینی و دیگران در این 34 سال بافته بودند ، در مدن کمتر از 6 ماه سوزاندند خامنه ای که می گفت ارتباط با آمریکا می خواهیم چه کار وادار شد تا قورباغه های بزرگی را فرو دهد ، تمام آن ایدئولوژی حکومتی اسلام شیعه هر روز بیشتر از بین می رفت و در یک جمله انقلاب اسلامی خمینی را در پای قدرترین دشمنانش به مسلخ فرستادند

تمام این دگردیسیها به این خاطر بوده و هست که بتوانند تحریمها را بردارند و دهها ملیارد دلار بلوکه شده در بانکهای جهانی را مورد استفاده قرار دهند آری معامله این بود که ما از اهداف و اشعار انقلابی اسلامی خود دست بر می داریم و شما هم اجازه بدهید تا ما ادامه زندگی دهیم و تحریمها را بردارید البته در نهان این سیاست را مقطعی می دانستند و هدفشان فقط عبور از پیچ خطرناک بود 

مذاکرات ژنو

بعد از اولین دور مذاکرات در ژنو ، ناگهان پی بردند که در چاهی عمیق فرو افتاده اند آنها ناگهان متوجه شدند که دیگر کسی به قولها و لبخندهایشان اعتمادی ندارد 

روحانی و باندش به خامنه ای قول داده بودند که 100 روزه موافقت غرب برای برداشتن تحریمها را به دست خواهند آورد ، خامه ای درک کرده بود که کلاهی بزرگ سرش رفته است ، کلاه را خاتمی/رفسنجانی و روحانی تهیه دیده بودند البته این دو هدفشان در واقع فریب خامنه ای نبود آنها تنها راه نحات حکومتشان را در آغوش غرب قرار گرفتن می دانستند و خامنه ای را به پذیرش و تغییر بنیادین سیاستها ترغیب کردند 

تا اینجای کار فقط یک طرف معادله در حال ساختمان بود و آن ، آماده کردن رهبرشان برای قبول سیاست جدید در دیپلماسی خارجی بود

راه کارشان هم نسبتا درست بود اگر معادله را درست طرح می کردند ، اشتباه این دیپلماسی در این نکته نهفته بود که پیش فرضی اشتباه را مبنای این دیپلماسی قرار داده بودند ، آن پیشفرض این بود که غربیها به محض دیدن لبخند روحانی و دندانهای کرم خورده ظریف ، لبیک را به آقاشان می گویند و شاید اگر کنگره آمریکا و اسرائیل نمی بود محاسباتشان نیز درست بود 

روحانی و خامنه ای فکر می کردند که آمریکا هم مثل حکومت دیکتاتوری خودشان است ، به این معنی که وقتی رهبرشان سیاستی را تعیین می کند ، آن دیگران همه مجبور به قبول آن هستند ، ولی غاقل از اینکه کنگره آمریکا خود دهها برابر اوباما قدرت دارد 

روحانی/خامنه ای به محض دریافت اشتباه محاسبات ، سریع در فکر عقب گرد افتادند ، آنها با دهها اعدام جنایتکارانه شان در این مدت سعی کردند جو به وجود آمده از انتصاب روحانی را دوباره به قبل از آن برگردانند سیاست ارعاب نمی بایست تغییر می کرد 

خامنه ای هر چه بیشتر به پروژه روحانی می اندیشد بیشتر پی می برد که به اشتباه مهلکی دچار شده است و وقتی می بیند که از آن همه امید و آرزوها برای لغو تحریمها فقط 3-5 ملیارد دلار برایش نتیجه داده هیستریک عصبی می شود او فکر نمی کرد که کشورهای غربی با سیاست نیمه رسمی اسرائیل با آنها معامله می کند و این عربده کشیها و فحاشیهای خامنه ای از همینجا نشات می گیرد ، دلالان سیاسی به او قول داده بودند که 100 روزه اسرائیل را در جهان منزوی خواهند کرد و کل غرب را به طرف سیاستهای خامنه ای تغییر جهت خواهند داد ، حامنه ای دیروز در یافته بود که آن قولها دروغ بوده است و اسرائیل همچنان در جهان مورد حمایت غرب است 

او 6 ماه پیش فکر می کرد که روحانی ناجی و نجات دهنده او و جمهوری اسلامیست ولی امروز پی برده است که پروژه روحانی زودتر از آنچه که همه انتظارش را داشتند به فروپاشی حکومتش کمک کرده است 

در هر حال ، راه نجاتی برای خامنه ای و حکومتش بافی نمانده است حتی اگر این بار با 3 ملیارد دلار از ژنو راهی تهران شوند هم دردی را برای اقتصاد ورشکسته خکومت اسلامی دوا نخواهد کرد 

پوکری که بازی کردند باخت بزرگی بود 100 روز ریاست روحانی ،آبرو و حیثیت جمهوری اسلامی و مواضع " ضد استکباری و ضد آمریکایی " خامنه ای در جهان را به 4 ملیارد دلار حاصله از تعاملات با غربی ها معامله کردند

جمهوری اسلامی و رهبرش خامنه ای دوتا سه دهه وقت از دست دادند و امروز حتی اگر خامنه ای برای نجات حکومتش خود به کاخ سفید هم رهسپار شود راه نجاتی ندارد چه روحانی/خاتمی و چه با احمدینژاد/جلیلی یا هر فرد دیگری، جمهوری اسلامی به آخر خط رسیده است.

ملت ایران باید بتواند هر چه زودتر منسجم گردد تا در صورت انحلال حکومت ،  خلا قدرتی در ایران به وجود نیاید.

شورای ملی ایران آن ابزار و راه کاریست که دموکرات منشانه ، ملی و مردمی می تواند و باید راه را برای انتخابات آزاد در ایران باز کند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر