ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۱۷, جمعه

اصلاح طلبان، جنبش سبز و شورای ملی / دکترعبدالستار دوشوکی بلوچستان

.
انتشار این فراخوان حقیقتا گام اول است. گام های بعدی و سرانجام آن توسط همه آنهایی رقم خواهد خورد که با حضور فعال خود ترکیب و چگونگی شورا و استراتژی آن را مشخص خواهند کرد. تک تک ایرانیان بدون استثناء از حق مساوی برای حضور و تاثیرگزاری در شورا برخوردار هستند، و باید از این حق خود استفاده کنند. و کلام آخر اینکه نباید اجازه داد تا با پاشیدن بذز ناامیدی و بدبینی، نخوت و تردیدها و تبلیغات "دائی جان ناپلئونی" این فرصت تاریخی نیز روانه مرداب ۳۳ ساله یاس و دشمنی های فردی و جناحی شود. بقول ملک الشعرای بهار "از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست، از ماست که بر ماست". بهر حال هموطن من آنچه شرط بلاغ است با تو صادقانه می گویم، خواهی از سخنم پند گیر و خواهی ملال
ما ایرانیان در این برهه تاریخی و خطیر از سرنوشت آشفته کشورمان باید با سعه صدر و درایت و خونسردی و امید به آینده، وبدور از خودمحوری، اما با هوشیاری کامل، با این منشور پیشنهادی برخوردی مثبت و "نیک بینانه" داشته باشیم. در طی روزها و هفته های آینده به احتمال زیاد شخصیت های فراوانی از آن حمایت خواهند کرد. کمیته هماهنگی که وظیفه ای جز تدارکات لجستکی، رایزنی و تکوین و انتشار منشور نداشته و ندارد، مجموعه ای موقتی از سازمان های داوطب نامتجانس و ناهمگن است که به تدریج به هم پیوستند، و قبل از تشکیل گردهمایی برای شورای ملی نیز منحل خواهد شد. اگرچه اکثریت سازمانها و شخصیت های داوطلب در کمیته هماهنگی و حامیان این منشور یا جمهوریخواه هستند و یا اصراری بر تعیین نوع نظام ندارند، اما هیچ جریان و یا طیفی ادعای مالکیت، قیومیت و یا تولیت این "حرکت" و یا "کارزار" برای تشکیل شورای ملی را ندارد. وانگهی بسیاری از جریانات سلطنت طلب و مشروطه خواه نظیر حزب مشروطه ایران تا کنون منشور را امضاء نکرده اند و بعضا ً با آن به شدت مخالفت می ورزند

انتخابات آزاد در نظام جمهوری اسلامی؟
یکی از سوالات مشروع و تردید برحق هموطنان که باید با سعه صدر و روشنگری شفاف به آن پرداخت در مورد زمان، شرایط و چگونگی نحوه برگزاری انتخابات آزاد و مجریان و ناظران آن می باشد. متاسفانه این مقوله "اول مرغ و یا تخم مرغ" طولانی و غامض می باشد. در نتیجه از نگاه "عالم نمائی" و تئوریک وارد جزئیات آن نمی شوم. اما لازم است از منظر کاربرد عملی و رد تئوری های شکاکیون و "دایی جان ناپلئون"های محتمل توضیحات مختصری داده شود. انتخابات آزاد در چارچوب فراخوان معنی حقوقی و عملی خاص خود را دارد. همانگونه که حقوق بشر در چارچوب یک منشور قانونی و بین المللی تعریف شده است و معنی خاص خود را دارد و تفسیر بردار نیست و اینکه همه فعالان حقوق بشری به آن تمسک می جویند. انتخابات آزاد، سالم و آزادانه مطروحه در فراخوان نیز مفهوم حقوقی و کاربرد عملی خاص خود را دارد که با پیروی از ماده ۲۱ بیانیه (منشور) جهانی حقوق بشر و اعلامیه ۱۵۴ نشست شورای بین المجالس تعریف شده است. حکومت ایران و مجلس شورای اسلامی اعلامیه ۱۵۴ نشست شورای بین المجالس ( مصوبه ۲۶ مارس سال۱۹۹۴ در پاریس) را امضاء کرده اند و باید به آن پایبند باشند، اگرچه در عمل نیستند و آن را همانند دیگر قوانین و معاهده های بیشمار بین المللی روزانه نقض می کنند. اما نمی توان با استناد به نقض مکرر منشور جهانی حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی، به فعالان حقوق بشر ایراد گرفت که خواسته های آنها غیر عملی و آب در هاون کوبیدن است
.
اصلاح طلبان، جنبش سبز و شورای ملی؟
همانگونه که اپوزیسیون برانداز برونمرزی یکپارچه نیست و طیف های مختلف و بعضا ً متضادی در آن وجود دارد، طیف اصلاح طلبان را نیز نمی توان با یک قلم و آبرنگ مشخص نگاره برداری کرد. اصلاح طلبان حکومتی حاضر نخواهند شد امضای خود را زیر منشور پیشنهادی بگذارند. اما اصلاح طلبانی که التزام عملی (و نه فقط کلامی) به اصل "میزان رای ملت است" دارند، باید از خواسته "انتخابات آزاد" حمایت کنند. فراخوان تصریح می کند که رژیم جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست. بیش از ۱۵ سال تجربه و امید به اصلاحات، دهها کشته اخیر و صدها زندانی اصلاح طلب بیانگر این واقعیت تلخ است که رژیم جمهوری اسلامی اصلاح بردار نیست! فراخوان نیز این واقعیت انکار ناپذیر را تصریح کرده است. اما این اختلاف نظری و یا حتی عملی نباید باعث عدم ایجاد توافق بر روی اصل مهم و مشترک یعنی حق انتخاب آزاد مردم برای گزینه "اصلاحات تدریجی" و یا گزینه "تغییرات بنیادین" از طریق صندوق رای، بشود. اساس جنبش سبز "رای من کجاست؟" است. در نتیجه فراخوان برای "انتخابات آزاد" جهت تشکیل مجلس موسسان دقیقا ً در راستای احقاق حق بنیادین ملت ایران و خواست اصلی مردمی است که جنبش سبز را بوجود آوردند
رفراندوم برای تعیین نوع نظام ( پادشاهی مشروطه پارلمانی یا جمهوری دمکراتیک)؟
در یک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه همه (حتی طرفداران جمهوری اسلامی و یا نظام تک حزبی کمونیستی) حق دارند که به نظام مورد علاقه خود آزادانه رای بدهند. در نتیجه هیچگونه توافق و یا عدم توافق بر نوع نظام آینده در فراخوان وجود ندارد. توافق فقط و فقط بر "حق انتخاب آزادانه" برای همه و رعایت اصول و باورهای شانزده گانه مکتوب در منشور می باشد و بس! تاکید و توافق مشترک ما باید بر روی محتوای پارلمانی و دمکراتیک نظام باشد، وگرنه در تاریخ کشور ما نظام های سلطنتی مستبد و اینک جمهوری مستبد بوده و هستند. وانگهی اگر نگاهی به دور و اطراف خود بیفکنیم، و نظام های سلطنتی نظیر اردن و مراکش و جمهوری های موروثی نظیر سوریه، لیبی، مصر، تونس، پاکستان و یمن را ملاک عمل قرار بدهیم، به این نتیجه می رسیم که هیچ نظامی بدلیل شکل ظاهری خود حق انحصاری حمله به نوع نظام دیگری را ندارد. دمکراسی یعنی احترام به حق دیگران حتی حق مخالفان. ولی متاسفانه قبح دیکتاتورمنشی و خودمحوری رقت انگیز فردی و سازمانی در بین بخش بسیار کوچکی از اپوزیسیون از بین رفته است؛ که خوشبختانه اینان در بین جمهوریخواهان و طرفداران نظام سلطنتی در اقلیت بسیار ناچیزی هستن.

مخالفت با هر گونه اقدام نظامی علیه ایران؟
اصرار مکرر رهبران جمهوری اسلامی بر محو کامل اسرائیل از صفحه روزگار و تقابل پرخرج رژیم با آژانس اتمی بین المللی در مورد برنامه هسته ای پرخرج و مخاطره آمیز، خطر حمله فاجعه بار نظامی اسرائیل و متحدانش بر علیه تاسیسات هسته ای و زیر ساخت های ارتباطاتی، نظامی و حتی اقتصادی کشور، را دو چندان کرده است. پافشاری عمدی رژیم بر روی غنی سازی با غلظت بالا و نابودی اسرائیل، علیرغم آگاهی کامل به عواقب احتمالی آن، بیانگر این واقعیت تلخ است که رژیم عملا ً از این "رویارویی مقدس" استقبال می کند، یا حداقل از آن گریزان نیست. تئوری "جنگ با شیاطین بزرگ و کوچک بمثابه "نعمت الهی" از همان آغاز جنگ با عراق نهادینه شده است و احتیاجی به توضیح و تفسیر بیشتر ندارد. در نتیجه هماهنگی و ائتلاف برای مقابله با جنگ افروزان از هر دو طرف و مخالفت با حمله نظامی یک وظیفه ملی و انسانی است؛ و نباید بعنوان نظاره گر منفعل تسلیم وقایع شد

آشتی ملی و مبارزه مدنی ـ سیاسی بدور از خشونت؟
خشت های اولیه نظام جمهوری اسلامی بلافاصله از همان بدو تولد، بر روی انتقامجویی، اعدام و ریختن خون بنا شد. در نتیجه خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج! فراخوان به درستی تاکید بر طرد خشونت و نفی انتقام جوئی در جهت استقرار دموکراسی و حقوق بشر مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر و کنوانسیون ها و میثاق های الحاقی آن دارد. در فراخوان از مسئولین حکومتی، نظامی و امنیتی دعوت شده تا در راستای آشتی ملی به آغوش پر مهر مردم ایران بازگردند. آیا چنین واقعه ای امکانپذیر و یا واقعگرایانه است یا نه؛ بعقیده بنده نمی توان مطلقگرایی کرد. اما پایبندی به اصل عدم خشونت دارای بیشترین ضرورت است.


عبدالستار دوشوکی
جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۱

پاورقی: هموطنان می توانند، در صورت تمایل، برای حمایت از این فراخوان به سایت فراخوان ملی
مراجعه کنند و منشور مندرجه را امضاء کنند، و یا به صفحه فیس بوک شورای ملی رجوع کنند.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر