ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۵, پنجشنبه

رضا شاه صد سال پیش سکولار بود وآنرا در ایران پیاده کرد

 رضا شاه ومحمد رضا شاه در حال دیدار از دانش سرای دختران

از این خاندان چه تعریفی بالاتر از آن که آثار زحماتشان در جایی جای  ایران وزندگی ایرانیان نقش بسته است از مبارزه با بی سوادی  گرفته تا ریشه کن کردن دهها بیماری مسری مثل کچلی،وبا ،  حصبه  و یا آزادی زنان ایرانی .ولی اگر مهمترین دست آورد رضا شاه بزرگ ومحمد رضا شاه فقید  را بخواهیم نام ببریم به اعتقاد من کوتاه کردن دست آخوند زالوسفت ار پیکره جامعه و کشور را می شود به عنوان بزرگترین کار آنها  نام برد اینکه نتیجه این همه خدمت و سازندگی با انقلاب اسلامی متوقف شد بحث ما نیست به آن پرداخته شده ودر آینده باز هم پرداخته خواهد شد ولی به مناسبت سالروز درگذشت رضا شاه بزرگ می شود این را بدون تردید یاد آور شد که رضا شاه این مرد وطنپرست به خوبی این طیف را شناخته بود و می دانست تا زمانی که خرافات حاصله از فعالیتهای این قشر از مغزها دور نشود مدرنیته در ایران نمی تواند پیشرفت کند از طرفی ولی بیسوادی مردم به ملاها امکان می داد تا همچنان زهر خرافات وعقب ماندگی خود را در اذهان تذریق کنند ودر مسیر آبادانی و ساختن ایران مشگل ایجاد کنند چرا که آخوند با سازندگی در تمام زمینه ها مخالف بود آنها هر مدرسه ای را که ساخته می شد مخالفت می کردند اولین مدرسه رشدیه را 7 بار به آتش کشیدند البته آن زمان هنوز قدرت رضا شاه در این کشور حاکم نبود چرا که اولین کار رضا شاه و پس از او محمذ رضا شاه فقید ساختن هزاران مدارس ودانشگاه  بود این مدارس هم دارای دو دشمن بودند  یکی از آنها همانطور که نوشتم آخوند متحجر بود و دیگری همین تحجر نهفته در اذهان مردم بود که اجازه نمی دادند فرزندان این مرز وبوم چه دختر وچه پسر  بجای مکتب (یا در کنار آن) راهی مدرسه شوند همین خرافات باعث بسیاری بیچارگیها در ایران بود وهست تا جایی که فغان رضا شاه به هوا بلند شد و به خامه فرج الله بهرامي(آجودان دفترش)گفتند

همه چيز را مي ‌شود اصلاح كرد. هر زميني را مي ‌شود اصلاح نمود. هركارخانه ‌اي را مي ‌توان ايجاد كرد. هر مؤسسه‌ اي را مي ‌توان بكار انداخت. اما چه بايد كرد با اين اخلاق و فسادي كه در اعماق قلب مردم ريشه دوانيده، و نسلاً بعد نسل براي آنها طبيعت ثانوي شده است؟ ساليان دراز و سنوات متمادي است كه روي نعش اين مملكت تاخت و تاز كرده ‌اند. تمام سلول ‌هاي حياتي آنرا غبار كرده، به ‌هوا پراكنده ‌اند و حالا، من گرفتار آن ذراتي هستم كه اگر بتوانم، بايد آنها را از هوا گرفته و به تركيب مجدد آنها بذل توجه نمايم. اينهاست آن افكاري كه تمام ايام تنهائي مرا به ‌خود مشغول، و يك ‌ساعت از ساعات خواب مرا هم اشغال كرده است..... هيچ چيز در اين مملكت درست نيست. همه چيز بايد درست شود. قرنها اين مملكت را چه از حيث عادات و رسوم، و چه از لحاظ معنويات و ماديات خراب كرده ‌اند. من مسئوليت يك اصلاح مهمي را، برروي يك تل خرابه و ويرانه برعهده گرفته ‌ام. اين كار شوخي نيست و سرمن در حين تنهائي، گاهي در اثر فشار فكر در حال تركيدن است
آخوند در این فساد اخلاقی رل اصلی را داشت در این کشور حتا علم پزشکی را منفور و محکوم می کردند وسالها طول کشید تا رضا شاه ویعد از وی فرزندش محمد رضا شاه فقید کوشش کردند تا توانستند این امت را از دعا و ورد وجادو کمی آزاد کنند و به جای آن بیمارستان ودکتر ودارو را جایگزین کنند متاسفانه با پیروزی انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی سعی کرد کشور را دوباره به همان عصر قاجار برگرداند ،اگر چه دیگر دیر شده بود و امت تبدیل به ملت شده بود .آنها با تمام هرینه ای که برای این
عقبگرد اجتماعی انجام دادند نتوانستند علم و پزشکی را از بین ببرند اگر چه هنوز دست بردار نیستند در رابطه با همین دعا وجادویی که در سرتاسر کشور معمول بود وهر ملایی خود دعا نویس هم بود و دکتری می کرد قاضی بود و به دعاوی رسیدگی می کرد خلاصه از تولد تا مرگ خود را با وقهات در زندگی میرم شریک کرده بود و از این طریق ارتزاق می کرد گاهن کار اینها به جادو هم می رسید واینکه مثلن کوری را شقا داده اند و افلیجی را با دعا معالجه کرده اند در یکی از همین مراسم جادو گری آخوندی ناگهان رضا شاه سر می رسد   

 
شعبده بازیهای آخوندی و عکس العمل رضا شاه  
روزي رضاشاه با هيات همراه با ماشين جيپ در حال حرکت به سوي جنوب بوده که سر راه از يزد رد مي شود و ميبيند که مردم زيادي در آن جا گرد هم جمع شده اند. رضا شاه به جلو مي رود و از حاضرين مي پرسد که چه خبر شده..؟؟ در پاسخ مي گويند که: آخوند فلان مسجد يک دعايي خوانده که کور مادرزاد را شفا داده است. رضا شاه مي گويد: آخوند و فرد شفا يافته را بياوريد تا من هم ببينم. چند دقيقه پس از آن، آخوند را به همراه يکي… ديگر که لباس دهاتي به تن داشت و شال سبزي به کمر بسته بود را نزد رضاشاه مي برند. رضا شاه رو به شفا يافته مي کنه و ميگه: تو واقعن کور بودي…؟؟ يارو ميگه: بله اعلا حضرت.. رضاشاه مي پرسد: يعني هيچي نمي ديدي و با عنايت اين آخونده بينايي خود را بدست آوردي..؟ يارو ميگه : بله اعلاحضرت رضاشاه ميگه: آفرين… آفرين… خب اين شال قرمز رو براي چي به کمرت بستي…؟ يارو ميگه: قربان… اين شال که قرمز نيست… اين سبز رنگ هست.. بلافاصله رضاشاه شلاق رو بدست ميگيره و ميفته به جون اون شفايافته و آخوند و سياه و کبودشون ميکنه و ميگه قرسماق کثافت پوفيوز بي همه چيز… تو دو دقيقه نيست که بينايي بدست آوردي… بگوببينم فرق » سبز » و » قرمز » رو از کجا فهميدي…؟؟؟؟

گوشه ای از خدمات این مرد بزرگ از زبان صادق زیبا کلام در تلویزوین جمهوری اسلامی



 - احداث راه آهن سراسری ایرانزمین
 - تاسیس دانشگاه بین المللی تهران
 - تاسیس مدارس دخترانه و دانشسرای عالی بانوان
 - تاسیس سازمان زنان کشور
 - رهایی زنان از بند اسارت حجاب عربی
 - تاسس رادیو تهران
 - تاسیس بانک ملی ایران
 - تاسیس کاخ دادگستری و قوه قضاییه ایران
- زنده کردن زبان پارسی و واژه نامه ایرانی
- تشکیل ارتش شاهنشاهی ایران
 - تشکیل نیروهای دریایی و هوایی
 - تاسیس دانش سراها و موسسات آموزشی
- تشکیل موزه ی خزانه جواهرات ایران و پشتبانه اسکناس
- تشکیل اولین فدراسیون ورزشی المپیک ایران و فدراسیون فوتبال ایران
 - تاسیس سازمان غلات و محصولات کشاورزی
 - اتحاد قوم های ایران و تشکیل شاهنشاهی بزرگ ایران
- ورود خودرو به بازار مردمی و تشکیل اولین سری تاکسی های تهران
 - ساخت خیابان های بزرگ و مهم سپه و ۱۷ شهریور و ......
- برچیدن بلدیه ی شهری  قاجاریه و تاسیس شهرداری
- تاسیس ژاندارمری و شهربانی کل کشور
 - متحد کردن وضعیت روحانیون و لباس های مخصوص دینی
 - نهضت عظیم سواد آموزی شهر ها و روستا های کشور
 و ........
  
و در پایان

از خودم و تاریخ سرزمینم ، خیلی شرمنده هستم ، که پیکر رضا شاه بزرگ، پدر ایران نوین در دور دست ها به خاک سپرده شده است در حالی که امام راحل طلایی با گنبد طلایی در کنار جانباختگان ما، از جنگ، اعدامی ها، تا جنبش سبز، آرام خوابیده
است

فرید


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر