ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۱۳, سه‌شنبه

از مخالفت محمد امینی؛ با براندازی ولایت فقیه و محاکمه خامنه ای، تا مشیری و اخیرن هم واحدی! بخش دوم

در بخش اول این مقاله یاد آور شدم که مشکل آقای امینی فقط با آقای رضا پهلوی نیست ایشان مشکلشون با براندازی جمهری اسلامیست و از این جایگاه ایشان  بر خلاف گفتمان سکولار دموکراسی که برای معرقی خود انتخاب کرده اند با سکولار دموکراتهایی مثل آقای رضا پهلوی دشمنی می ورزند
 ایشان در سایت گویا نیوز می نویسند
شاهزاده ای ديگر، پس از چندسالی .... شرم و آزرم را يکسر به کنار نهاده است و نه تنها خويشتن را «پادشاه قانونی ايران» خوانده، که در سودای براندازی جمهوری اسلامی .... زبان گشوده وچشم .......دوخته است
بگذریم که این شاهزاده صدها بار گفتند و گفتند و در چندین کتابی که نوشته اند ،  بارها یاد آور شدند که ایشان تا رهایی ایران و ایجاد شرایطی که در آن رفراندم وانتخابات آزاد ممکن گردد ، در کنار مبازران آین مرزو بوم برای دموکراسی وآزادی ایران مبارزه می کنند ،وسپس این ملت ایران هست که تعیین می کند در ایران چه سیستمی بر قرار شود

رضا پهلوی
نوع حکومت آینده را ملت ایران تعیین میکند و هر چه باشد من پذیرا خواهم بود


در روزهاي اخير متا سقانه آقاي واحدي هم با نوشتن مقاله اي بي مورد وبدون جهت که به هيچ وجه ضرورتش را من احساس نمي کنم به اين کنسرت ناهمگون شايعه سازان ؛ اتهام زنندگان و پهلوي ستيزان پيوست (آقاي مجتبي واحدي را من فرد مسئول وموقعيت شناسي مي دانستم).بعد از حملات اين چند نفر آنهم از جهات مختلف،(اسلام ستيز در کناراسلام گرا،مائويست ديروز در کنارملي گراي" امرو)    پرسشي من را به خود مشغول کرده است ، که آقاي رضا پهلوي شايد در تمام عمرش نه بر عليه کسي مقاله اي نوشته نه کسي را حتا به نام ، نقد کرده اند و هميشه هم خواهان بخشيدن انقلابيون 57( که ملتي را خوار و ذليل کردند)  بوده اند.
 آقای رضا پهلوی در 33 سال گذشته خواهان همبستگي وانحاد تمام دگر انديشان بوده و مي باشند و اين جمله  "امروزفقط اتحاد" را از زبان نينداخته اند. با اين حال چگونه است که هر کسي از خميني وخامنه اي قهر مي کند يا او را از بارگاه امام دجال با اردنگي به بيرون پرتابشان مي کنند(در ظاهر يا باطن معلوم نيست) ، اولين موضع گيريشان بي احترامي وانگ وتهمت به رضا پهلويست؟  با وجودی که ايشان حنا يک بار هم به اينها پاسخي جزء يه نيکي نداده است ؟ با وجود احترامی که به آقاي واحدي دارم ولی واقعن معنی ، پیوستن ایشان به کنسرت گوشخراش مشیری امینی چه بوده است ؟ و هدف شما از کپي وانتشار دوباره لاطئالات محمد اميني چیست ؟.آيا از اين طريق مي خواستيد به ايشان دست مریزاد بگوييد  که خواهان براندازي جمهوري سفاک اسلاميتان نيست  ؟ يا نه اهداف مهمتر ديگري داشتيد.که اميدوارم پاسخ دهيد.
 آدمي متاسف مي شود وقتي مي بيند که اين آقايان دردشان نه اتحاد براي براندازي حکومت سنگسار ، کهريزک واعدام است ، بلکه دغدغه اصلي اينها در اين شرايط بسيارخطرناک ونعيين کننده مقابله با کوششها وفعاليتهاي متحد کننده ، مبارزان وفعالان سياسيست که درد وطن دارند وبراشون مهم نيست که امروز در کنار آقاي رضا پهلوي قرار گيرند يا در کنار چپها و راستها بايستند ؛ در کنار جمهوريخواهان براندار وسکولار براي آنتخابات آزاد مبارزه کنند و يا همراه با مشروطه خواهان دموکرات در آزادسازي زندانيان سياسي بکوشند.

يکي از اين مبارزان وطنپرست که در طيف چپ قرار دارد و اهم وظايف خود را امروز در جهت اتحاد ملي تمام نيروهاي سکولار دموکرات قرار داده است آفاي هشمت ريسي مي باشند ، او که از رهبران طراز اول جنبش چپ و کارگري ميهنمان واز کارگران سابق شرکت ملي نفت ايران مي باشد بي مهابا به انقلاب اسلامي وفجايعي که از سال 1357 بر اين ملت وکشور مي رود؛ انتقاد مي کند و بر سرکساني که به نام جمهوريخواهي؛چپ،ملي گرايي و اصلاحطلبي  سعي مي کنند سدي در مقابل نيروهاي متحد کننده اين کشور ايجاد کنند. نهيب مي زند ؛ واز آنها مي پرسد آقايان آخر وجدانتان کجاست.از آنجايي که تک تک اين جملات مي تواند جان کلام مليونها جوان ايراني نيز باشد.سعي کرده ام تمام اين گقتار شقاهي را در زير بدون کم وکاست به رشته تحرير در آورم تا شايد آقاي اميني ومشيري هم ياد بگيرند که امروز ملت ايران نه به تفرقه اقکنان حرفه اي وفصلي ، بلکه به پيام آوران
رهايي و همبستگي نياز دارند

آقاي حشمت رییسی می گویند ؛
کشور در حال تباهي ست واينها ، از اينکه دست به هم دهند و متحد شوند خودداري مي کنند.در کجاي جهان اين اتفاق افتاده است. مگر اينها کار ديگري ندارند جز فحاشي به پسر شاه ، انگار تمام کارهاي ملي ميهني خود را انجام داده اند.اين ديوانگان، کيا هستند آخر ؟ کشور در حال متلاشي شدن است. نفت را 30% زير قيمت استاندارد مي فروشند ، چوب حراج را زدند، کشور قطر نفت ما را غارت مي کند.هزار مصيبت در اين کشور هست،کشتار در اين مملکت بوجود آمده واينها ول کردن.تمام اين مصيبتها ، کشتارها ، وشکنجه ها را ، جوان بدبخت نمي تواند لباس بپوشد ، نمي تواند بخندد ، يا گريه کند ، نمي تواند شاد باشد ، خوش باشد. اينها چرا نمي دونند ابعاد فاجعه را.! آقا تمام دغدغه اش اينه که پسر شاه(شاهزاده) را افشا کند..آقا برو جنايتکار را افشا کن ، برو کسي که ايران را به اين روز انداخنه افشا کن. آقا شما
جرات نداري هنوز بري يک مقاله عليه خميني بنويسي ، مي ترسي ، بز دل.. اداي روشنفکر رو در مياري.اينه وضعيت کشور ما ، اينه وضعيت ما، با اين وضعيت ما چه بکنيم؟ به نظر من هر کس در اين شرايط از اتحاد خود داري کند خائن به کشور است خائن به وطن است. اينهايي که در مقابل نيروهاي سکولار دموکرات مي ايستند و مانع اتحاد مي شوند ، اين چپهايي که از اتحاد بين نيروها دفاع نمي کنند ، خائن به وطن هستند  آقا تا کي ، اول دنبال خميني افتادند ، بعد دنبال رقسنجاني افتادند ، بعد دنبال خاتمي افتادند بعد دتبال موسوي افتادند ، آخر تا کي مي خواي دنباله روي وکيف کشي کني ، بي هويتي تا کي خود فروشي تا کي ، آقا خودت باش تو سکولار هستي تا کی می خوای دنبال ولی فقیه باشید من ماندم از دست این نیروهایی که خودشان را سکولار می دانند وطرفدار حقوق بشر ، دیگه چگونه باید خقوق زنان پایمال بشه ،  ورژیم این حقوق را له کنه ، تا تو وجدانت به درد بیاد اصلن ایتها وجدان  ندارند دیگه  چپ ایرانی اگر یک روز فقیری ، گدایی را  در خیابان می دید ، عاصی می شد  ولی امروز صدها هزار کودک کارتن خواب در این مملکت هست.
زمان شاه کجا کارتن خواب در ایران بود ؟ آنهایی که یتیم بودند می بردند داوودیه ،من بودم آنجا چون من آنجا کمک می کردم  دیدم آنجا بسیار خوب بود. خالا اینهمه  در خیابان افتادند واین بی شرفها دارند از خمینی حمایت می کنند ، شما شرف ندارید دیگه وجذان نذارید ،چرا اسم چپ را خراب  می کنید ؟اولین مشخصه چپ شرف و وجدان است و حس انسان دوستیست آخر تمام رفقای خودت را گله ای اعدام کزدند ، از یک مادر 6 فرزندش را اعدام کردند. چرا اینها را فراموش می کنید  چرا ؟... ایشان در جایی دیگر ادامه می دهند
من ماندم که با اینها چگونه صحبت باید کرد ؟ اینها فقط  یک وظیفه دارند که از هر اتحادی بر علیه ولایت فقیه وجمهوری اسلامی جلوگیری کنند.من وقتی در این صحنه سیاست نگاه می کنم چیزی حزء این نمی بینم ....آقای حشمت ریسی در پایان ،  از همه می خواهند : که باید از منافغ شخصی وگروهی بگذرند و باید به منافع ملی وانسانی قکر کنند و ادامه می دهند ؛ امیدوارم به اینها تفهیم بشه ؛ تاریخی که دارند می نویسند چیزی جزء حماقت ، پلیدی ،استغاثه ودریوزگی به استان  قدرت منحط مذهبی حاکم نیست . بازی اصلاح طلبی را کنار بگذارند چون امکان ندارد امکان ندارد چرا که حداقل بخش صادق این اصلاح طلبها در زندان به این نتیجه رسیدند که در مقابل این کشنارها ،چرا سکوت کردند ،در مقابل سرکوب منتظریها و شریغتمداریها چرا سکوت کردند پایان
نقل قول

خوب با این توضیح بسیار دردناک آقای رییسی از اوضاع واحوال نیروها ، باید پرسید که چرا اینها مشگلشون شاهزاده رضا پهلویست ونه حاکمیت جمهوری اسلامی که باعث تمام این فلاکتها وبدبختیهاست.
آقای مشیری به این دغدغه ها و اعتراضات  به حق ما ،  که از  آقایون ، می خواهیم ، دست بردارید ازاین خاک در چشمها پاشیدن وتفرقه افکندن ، بسیار ناراحت می شوند ونالان ما را فاشیست خطاب می کند ! من از ایشان می پرسم  آقای مشیری مگر
نمي گوييد دموکرات هستيد آيا هر کس که با شما مخالف بود وصحبتي کرد ومقاله اي نوشت فاشيست است ؟ شما.همه را بي سواد مي دانيد ولي خود هنوز نمي دانيد که فاشيزم چيست وچه فرقي با فاشيست دارد.شما به منتقد خود فاشيست می گویید.درک شما از آزادي بيان اينجا روشن مي شود.

محمد اميني ولی  نه تنها در سياست  ، خود را به جمهوري اسلامي نزديک کرده است ،بلکه در زمينه اخلاقي ورعايت موازين ژورناليستي و صداقت در گفتار ونوشتار هم  ،خود را  در حد  بي فرهنگي کيهان، حسين شريتمداري تنزل داده است. شما اگر نوشته اخير ايشان بر عليه آقاي رضا پهلوي را که با همکاري آقاي مشيري در تلويزيون پارس،  برد تبليغاتي وسيعي داده شد، را بررسي کنيد پي خواهيد برد ؛ که هردوي اين عاليجنابان  عضو،  درجبهه ملي آمريکا،  به واقع دست گوبلز
آلماني  و احمدينژاد اسلامي را در دروغ گويي ،شانتاژ؛سفسطه ومغلطه از پشت بسته اند.هدفم در اين نوشتار نه دفاع از آقاي سازگارا بود ونه آقاي رضا پهلوي احتياجي به اينگونه پاسخها دارد. مشيري این دوست آقای امینی که بر خود نام استاد هم گزارده است ولي دريغ از متانت ومهرباني يک استاد . .در وجود ايشان فقط تنفر و تنفر وباز هم تنفر انباشته  شده است.برخورد ايشان.به ديگران جدن خالي از هر گونه ادب وفرهنگيست . نقد مشيري به واقع سرکوب  است وترور شخصيت  اين شيوه هيچ ربطي به فرهنگ اديبانه ومتمدنانه ندارد. ايشان در اصل با دفاع از آزادي بيان به آن از پشت خنجرمي زنند.آيا هرکسي که فرياد آزاديخواهی  سر داد لزومن آزادي خواه مي باشد يا نه  آزادي خواهي منش مي طلبد  وفرهنگ لازم دارد. جمهوري اسلامي هم شب و روز داعيه   آزادترين کشور جهان را دارد ، با اين حساب  آيا ازادي خواه  مي شود.  شما مي توانيد به نام آزادي به سرکوب آن هم برويد. شيوه آقاي مشيري ديکتاتوري محض است. اين چه نوع بررسي و برخورد منتقدانه ايست که شما 3 ساله در هز برنامه تلويزيوني خود به جاي کوبيدن استبداد بالفعل و بالقوه ,حکومت ديني حاکم در ايران ، مکرر به 50 و100 سال پيش مي رويد وشروع مي کنيد به کوبيدن رضا شاه بزرگ ومحمد رضا شاه فقيد، "استاد مشیری" .مگر يک پديده را چند هزار بار بايد به نقد کشيد آقاي مشيري به صاحب انديشه کار دارند ونه به خود انديشه  . اين دقیقن  همان روش جمهوري اسلاميست,اين همان ترور فکريست.و بی پروا  بگويم،  اين همان ديکتاتوريست که  او سعي مي کند خود را از آن بري بداند.

 من به رواتشتاسی تخقیر وتخریب آقاي مشيري ومتدولوژيش در برخورد با ديگران وترمونولوژي مورد استفاده وي در آينده به تفصيل سخن حواهم گفت و سعي خواهم کرد به اين موضوع بپردازم که آقاي مشيري چگونه به جاي نقد انديشه ،  به ترور شخصيتها مي پردازد.  نقد يک علم است بايد آن را آموخت تا بتوان دگرانديشان را نقد کرد.آقاي مشيري از نبودن امکان آزادي انديشه در حکومت پادشاهان پهلوي  هراران بار گفته ومي گويد ولي فراموش مي کند که  آزاديخواهي ودموکراسي از نوع برخورد انسانها با يکديگر وبه يکديگر آغاز مي شود.ويا آن ديگري آقاي اميني به عنوان نزديکترين دوست وتکستر  برنامه هاي ايشون،  ببينيد چه دسته گلي تازه اي ،  به آب داده است در بالا به يکي دو مورد از اعتقادات آقاي اميني اشاره کردم که چگونه خواهان حفظ جنايتکارترين نظام سياسي موجود  در قرن 21 يعني جمهوري اسلاميست   و چگونه ايشان مخالفت صريح خود را از برکناري اين حکومت عنوان کردند. دليل مقاله اخير ايشان بر عليه شاهزاده رضا پهلوي هم   دقيقن از همين نگراني ايشان نسبت به سرنگوني رژيم نشئات مي  گيرد.   آيا واقعن بعد از 33 سال بر طبل تفرقه کوبيدن ودر صفوف ملت ايران تشتت وپراکندگي ايجاد کردند کافي نبوده که اين آقايان در اين شرايط هم ول کن نيستند

 راستي چرا اين دو نفر اينهمه بر طبل تفرقه در اين شرايط خطير مي کوبند.آقاي اميني چرا دوان دوان خود را در سطخ ادبيات آقاي مشيري تنزل داده است ،اگر از مواضع رژيم پسند ايشان که بگذريم، مقالات ومباحث تاريخي ايشان به خصوص بر عليه تجزيه طلبان از وزن وفرهنگ بالايي برخوردار بود . چگونه است که ايشان به  فردي پيوستند که در بي ادبي ربان زد عام وخاص است..آيا اينها شرايط لحظه را درک نمي  کنند.؟ آيا درد اميني هم  به مانند تعدادي اصلاحطلب ديگر همان شکايت از جنايت کار بزرگ خامنه ايست؟

.همانطور که همه ما به خوبي از آن آگاهي داريم ، آقاي رضا پهلوي وصدهها هموطن آسيب ديده از شقاوتها ورذالتهاي جمهوري اسلامي، شکواييه اي را جهت محاکمه علي خامنه اي به جرم جنايت عليه بشريت , به دادستان دادگاه لاهه تقديم کردند ودر جهت کشاندن اين شکواييه به شوراي امنيت سازمان ملل تمهيداتي را  فراهم ديده اند.علاوه بر اين بسياري از ايرانيان ،  تريبون محاکمات عاملين وقاتلين ،قتل عام سال 67 را در لتدن  تشکيل داده اند، و در آنجا هم به جمع آوري اسناد
وپرونده هاي اين جنايايت مبادرت  مي ورزند.هزاران  هموطن ، که خود يا خوانوادهايشان در اين  سی سه سال، به ناحق ، شکنجه ،زنداني ويا به قتل رسيده اند، مشغول جمع آوري شهود واسنادي مي باشند ،که براي ارئه به شوراي امنيت سازمان ملل وصدور جکم دستگيري و دادگاهي کردن خامنه اي ومسببين اين قتلها ضروريست
،
علاوه بر اين،  به خاطر ديپلماسي ضد ملي وخيانتکارانه خامنه اي و باندهاي مافيايي حاکم بر ايران وبه ويژه بعد از شکست مذاکرات هسته اي در مسکو  که به قول خانم کلينتون وزير امور خارجه آمريکا بسته شدن آخرين  درهاي مذاکره بر روي جمهوري اسلامي را به همراه داشته ،. کشور ما به مرحله بسيار حساسي وارد شده است.اسراييل به خاطر تهديدهاي  مکرر سران جمهوري اسلامي ،از خميني وخامنه اي گرفته تا رفسنجاني واحمدينژاد ؛ که  اسراييل را نابود خواهيم کرد.خود را آماده خمله به ايران مي کند وبه قول نتانياهو رييس جمهور اسراييل، اين حملات بايد قبل از دسترسي رژيم ايران به فن آوري ساخت سلاح هسته اي باشد،آنها اين زمان را حداکثر يک سال و حداقل 6 ماه تعيين کرده اند در چنين شرايطي اولويت آقايان مشيري واميني  پرداختن وحمله کردن به شخصيتيست که در کنار بسياري از مردان وزنان وطنپرست ديگر،وبا ايجاد شوراي ملي ايرانيان، تنها اميد ملتي بي کس وتنهاست.

جالب اينجاست که آقاي اميني  خود را   سکولار دموکرات هم مي داند.وآنوقت چنين فرومايه  به نبرد سکولار دموکرات ديگر مي رود  وميخواهد بر مبناي اتهامات بي اساس ،انتقاداتي بي اساستر را در کنار هم رديف کند..ايا ايشان دوباره در سر سودايي ديگر دارند؟.همان سودايي که خاتمي  وآخوند نوري ورفسنجاني در ايران شروع به تبليغ آن را مي کنند و براي به بازي گرفتنش، خاتمي اين آخوند بي ريشه و بي بته مي بايست مي  رفت و در دماوند به نظامش راي مي داد.همان خاتمي که 4 ماه پيش گفته بود تا ما به "حداقل خواسته هايمان رسيدگي نشود در هيچ انتخاباتي شرکت نمي کنيم". ويکي از آن خواسته ها آزادي رفقاي ديروزشان از زندان خامنه اي بود.خاتمي چشمانش را بست و به ياران ديروزش لبخندي از بي غيرتي زد وو سالوسوار سر به زير انداخت و رفت راي آري را در صندوق خامنه ای انداخت.

 وقتي به شخصيت وبي پرنسيبگي خاتمي مي نگري که حاضر است  دوباره  براي لقمه اي نان ، به دريوزگي ولايت فقيه ي بدود ، که روزي به گفته خودش جزءتدارکاتچيش بيش نبود، وقتي آين آخوند را با اين اصلاحطلبان در  خارج  نشسته مقايسه مي کنيد مي بينيم همه از يک ريشه واز يک جنسند .منتها  براي فزيب مردم وبراي پاشيدن خاک در چشم آن معدود هوادارانشان يکي خود را "سوسيال دموکرات" مي نامد مثل فرخ نگهدار وآن ديگري بر خود نام  سکولار دموکرات" گزارده است ، مثل محمد اميني،يکي فرياد  مي زند که آقا ما  "ملي" و مذهبي ويا"روشنفکر" ديني هستيم ، مثل کديور. حتا،وقتي به بيوگرافي تمام اينها مي نگريد مي بينيد همه پهلوي ستييزند،همه به خميني وجمهوري اسلاميش در مقابل بختيار لبيک گفتند، همه اصلاح طلبند ودر نهايت همه امروز براي حفظ جمهوري اسلامي قلم مي زنند  و با دشمنان جمهوري اسلامي دشمني مي کنند.فرق نمي کند که مذهبي بوده باشند يا مائويست ومارکسيست

آقايان شما متهميد شما متهم به دفاع از حکومتي هستيد  که رهبران آن همه، غاصب،جاني دزد وقاتلند،حکومتي که از روز نخست به قدرت رسيدنش صدها هزار انسان بي گناه را به نام طاغوتي،مرتد،منافق،جاسوس و معاند اعدام ، شنکجه وسنگسار کرده است.شماها متهميد که اولن ، عقب مانده ترين قشر اجتماعي ايران ، يعني آ خوندها را به قدرت رسانديد، قشري که ايران را دههه ها به عقب برد. ومعلوم نيست فرايندش به کجا ختم خواهد شد.

بايد اميدوار بود که وطنپرستان ايراني قبل از اينکه دير شده باشد بتوانند خلاء قدرت ناشي از فروپاشي  جمهوري اسلامي را با اتحاد وانسجام خود پر کنند.و دومن پس از قدرت گيري آين موجودات کريه المنظر(آخوند) برايشان به عنوان نيروهاي فکلي ديني(جبه ملي) يا ديني فکلي(ملي مذهبي) دولت تشکيل داديد و فردي مثل سنجابي (رهبر جبهه ملي) که به زنده ياد بختيار خيانت کرده بود تا بتواند سهمي از دولت آن "فکلي ديني" ديگر،آقاي بازرگان(رهبر ملي مذهبيها) را به خود اختصاص دهد. خميني اين مرد بي سواد وقصي القلب و بي رخم پس از سوءاستفاده از.همقطاريهاي شما ،آنها را به  بيرون پرتاب کرد ، تا نوبت به آن انديشمند قرن" رسيد که با کشف جديدش (مضرات ، تشعشعات ليزري ناشي از موي زنان بي حجاب و  با شعار خميني را از پدرم بيشتر دوست دارم وارد معرکه گرداندند و 33 سال خواستيد اين موجودات عجيبالخلقه را به انسان تغيير دهيد ولی می بینید که شما ، خود عجيبالخلقه شديد نه آنها.شماها می خواستید جمهوری اسلامی را اصلاح کنید ولی غافل از اینکه او شما را اصلاح کرد. 

آقاي اميني شما ها متهميد که هنور هم ول کن اين قاتلان نيستيد وبراي نحات اين حکومت از فروپاشي ، به ساير نيروهاي وطنپرست وسکولار دموکرات واقعي پرخاش مي کنيد وتهمت می زنید.  آقاي اميني , در همان آمريکايي که شماها زندگي مي کنيد با قاتلان وجانيان چه مي کنند ؟ آيا افرادي که به اين جنايت کاران کمک بکنند تا آنها به کار خود ادامه دهند وبيشتر قتل وجنايت ودردي کنند ؛با آنها چه مي کنند ؟ آيا اگر آقاي اوباما دستور قتل مردم  را صادر کند وموجب نابودي هزاران انسان بي گناه شود شما بگوييد با اوباما جه مي کنند ؟ به او مي گويند مهم نيست همان بالا بمان ما تورا اصلاح مي کنيم ؟ يا نه ، سريع مي ريزند و اورا با پابند ودستبند روانه زندان يا تيمارستان مي کنند.

 .بلي آقايان شماها متهميد ،چرا که هنوز راضي به پايان کار  سيستم " مرگ ،نيستي،سنگسار کهريزک واعتياد مليوني نيستيد ما تنها کشوري در جهان هستيم که  7000.000  آواره دارد. تمام زندانهايش پر شده وديگر جايي براي زندانيان جديد نيست اين آماریست که هفته پیش  امام جمعه قم  آنرا افشا کرد واز ديگران خواست که حقايق را به مردم بگويند.شماها متهم به دفاع از جنايتکاراني هستيد که اقتصاد کشور را نابود کرده اند وهم اکنون 12 مليون بيکار رو دست جامعه گذاشتند تمام اينها آمار حکومتيست،. حکومتي که به قول وزير بهداشتش 10 مليون معتاد دارد آقاي اميني مي دانيد 10مليون معتاد در يک کشور 70 مليوني يعني چه ؟ يعني تقريبن هر خانواده اي يک معتاد رو دستش گذاشتند. شما مي دانيد که در کشورهاي غربي خانواده هايي که معتادي را در خود داشته باشند اعضاي  آن خانواده را براي معالجه روح وروان افسرده وپريشان به دکتر روانکاو  مراجعه مي دهند نتيجه اي که از اينجا مي شود گرفت اين است
 آقايان شما داريد از حکومتي دفاع مي کنيد وخواهان دوام آن در قدرت هستيد و با سرنگونيش مخالفيد که ملتي را از نظر روحي و رواني بيمار کرده است هر يک از اين تبهکاريهاي جمهوري اسلامي ، درهر يک ازکشورهاي متعارف ديگر اتفاق افتاده باشد برابر است با جنايت عليه بسريت اگر در همان آمریکا ، دولت در ميدان مرکزي شهر يک نفر را شلاق زند آن روز آن شهر به آتش کشيده مي شود .مگر نیست اینها خقایق مسلم ؟اکر نیست بروید در مقابل کاخ سفید سیاه پوستی را شلاق بزنید ، یا  در همانحا ودر ملاء عام او را به دار کشید ! نه روزی 10 نفر فقط یک نقر کافیست ببینید بعد مردم همه جا را به آتش خواهند کشاند یا خیر ؟جمهوری اسلامی روح وروان ایرانیان  را تباه کرده است  وشما ول کن آن نيستيد چرا ؟

دوباره اين گفته آقاي اميني را بخوانيد
سايت چالشگري: / محمد اميني
جنبش کنوني ايران، جنبش براندازي جمهوري اسلامي نيست و نبايد چنين توهمي را در ميان مردم
ايجاد کرد. نسخه پيچي هاي راهکاري برپايه چنين توهمي، به پيروزي مبارزه اي که براي دستيابي
به رفرم هاي اساسي و ماندگار در نظام انتخاباتي در جريان است، به شدت زيان خواهد رساند

آقاي اميني شما وشرکايتان مي خواهيد ،عمر چنين حکومتي را دراز کنيد . درد شما آزادي نيست دست برداريد از خاک پاشيدن در چشم  ملت نجيب ومطلوم ايران.  بس کنيد وبيش از اين تخم نفاق ، تشتت و پراکندگي را در بين نيروهاي سکولار دموکراسي  نپراکنيد
جمهوري اسلامي دير يا زود رفتنيست چرا که 4 دشمن وحشتناک وکشنده دارد و در مقابلشان به زانو افتاده است ،  يا بزودي خواهد شد
 الف ؛اقتصاد بحراني ( تورم، گراني روزافزون کالاها,   بي ارزش شدن واحد پول  ملي،تحريم نفتي)
ب  ؛ رسانه ها(اينترنت ،دسترسي به رسانه هاي جهاني در دورترين دهات کشور از طريق ساتليت،آيفون)و
پ  ؛ ملت عاصي شده وخشمگين که با پيدايش اولين امکان وروزنه اي ، مليونيها به خيابانهاي سراسر کشور سرازيز خواهند شد وتا رسيدن به خواسته هايشان که همانا رفراندم,انتخابات آزاد،حکومتي سکولار ودر نهايت تحقق حقوق  ملي وشهرونديست، اين بار نه سکوت خواهند کرد ونه منتظر مي شوند تا کسي برايشان هفته ها به دنبال مجوز بگردد وپس از اينکه وزارت کشور اين
مجوز را صادر نکرد، آنها براي برگشت به "دوران طلايي خميني" دست به تظاهرات سکوت بزنند . واین بار اصلاحطلبان آبرو باخته هم نمی توانند به داد سید علی برسند!!! چرا که با آمذن آنها وباز شدن اندکی فضای باز در ایران همان   و ملیونها جوان به خیابانهای کلانشهرهای کشور  سرازیر شدن ونابود کرده هر چه استبداد مذهبیست ! همان  .
 ت  ؛گلوبالسيم و فرایند آن در خاورميانه ، این منطقه را هم به زودی عاري از ديکتاتورها خواهد کرد. که به اغتقاد من با بي عرضگي اسلام سياسي در مديريت اقتصاد وکشور ، جوامع  به سمت سکولار دموکراسي تکامل مي يابند

من واقعن در مقاله" آرزوهاي محمدعلي شاهي"آقاي اميني ،موردي را نديدم که بخواهم آنرا مورد نقد،  قرار دهم . همانطور که بارها مطرح کردم آقاي رضا پهلوي آنقدر شفاف وصادقانه خود را  بارها وبارها بيان کرده اند که احتياجي به دفاع شخصي مثل من ندارند.،بر خلاف بسياري از روشنفکران" همسنخ آقاي مشيري واميني که ترس از روبرو شدن با مردم را دارند ومحدوديتها
وممانعتهايي براي پرسش کنندگان به وجود مي آوردند (در بالا به آن آشاره کردم) ، آقاي پهلوي داراي بيشترين ارتباط و تعامل ، با تمام اقشار جامعه مي باشند.اين رايزنيها وتعاملات چه  با جوانان داخل کشور باشد و چه شرکت در پرسش پاسخي ، که با حضورچند هزار نفر و به دعوت آقاي ريسي و روم انجمن سخن شکل گرفت،باشد و يا در ساير مجامعي که ايرانيان حضور دارند.
 آقای امینی هيچيک از شما به آزاد منشي  رضا پهلوي نخواهيد رسيد..آقاي رضا پهلوي وطيف معتقد به راه  و روش وانديشه هاي ايشان ، تنها نيرويي هستنتد که از روز اول به قدرت رسيدن آخونديسم وتوتاليتاريسم ديني در ايران ،با آن مخالف بوده وهستند.آنهايي ترس از جوانان ايرانزمين  دارند که هنور آرزوها وآمال  خود را در همين رژيم قرون وسطايي ومذهبي مي جويند. وبه مانند اقليتي از"روشنفکران"  نسل 1357 که هنوز هم چشم بر دهان ودست آخوند دوخته اند  ودر جهت استمالت از "خط امام" به دنبال دم ودمبالچه هاي آنها مي دوند.
 يک اصلاح طلب نمي تواند  پاسخي براي آن جوان داشته باشد که بعد از 57 به دنيا آمده است ودر جستجوي عاملين اين تباهي مي باشند.سوال زن وجوان امروز ايران اين است که چرا آنها را به چنين روز فلاکت باري دچار کردند وخود در رفتند .فاجعه آنجاست که همينها مي خواهند از تکزاس وواشينگتن ولندن ، جمهوري اسلامي را در قم وتهران ومشهد اصلاح کنند.در مقاله آقاي اميني اگر از مغالطه هايش بگذريم  به واقع چيزي آن ته باقي نمي ماند تا پاسخ گفته شود .به مواردي در روزنامه فوکوس اشاره کردند که دفتر آقاي رضا پهلوي بلافاصله پس از اطلاع از ترجمه اشتباه مصاحبه ايشان ، بيانيه اي صادر کردند واين خطاي روزنامه فوکوس را به آنها تذکر دادند و از آنها خواستند تا هر چه سريعتر ترتیب  اثر دهند . ويا مورد ديگري که گويا ايشان خواهان جنگ هستند ومي خواهند از اين طريق در ايران سلطنت کنند خوب اين دروغ محض است ،قابل بررسي نيست من در مقاله اي که در رابطه با ، انتقادات آقاي کشتگر نوشتم (نظرات وعقايد آقاي کشتگر بر خلاف تهمتهاي آقاي اميني قابل بررسي بود)،به ايشان توصيه کردم تا آقاي رضا پهلوي راابتدا بشناسند وبهترين وسيله براي شناخت ايشان کتابها ومصاحبه هاي ايشان است.همين توصيه را به آقاي اميني وسايربن هم مي کنم که به جاي پيشداوريهاي کاملن مغرضانه ، مرسوم وسطحي برخي از" روشنفکران" چپ  و ديني , سعي کنيد ايشان را با مطالعه ، افکارشان بشناسيد.مطمئنم اگر غرض ورزي در کار نباشد پس از خواندن اولين کتاب يا شنيدن حتي يک مصاحبه نيم ساعته از آقاي پهلوي اين پيشداوريها از بين خواهد رفت

فريد.



  

۱ نظر:

  1. تنها گناه رضا پهلوی این است که ایرانی است، و عرب و روس و تجزیه طلب و بیگانه خائن به ایران نیست. و قلبش تنها برای ایران می تپد.

    پاسخحذف