۱۳۹۱ بهمن ۱۱, چهارشنبه

شاهزاده رضا پهلوی امسال هم محبوبترین چهره افق به انتخاب شما

چهره سال 91 و90 به انتخاب شما

هر ساله برنامه های  گوناگون صدای آمریکا (رادیو فردا )   کامپین چند هفته ای را به راه می اندازد تا شنوندگان و بینندگان رادیو فردا یا صدای آمریکا محبوبترین چهره سال  را انتخاب کنند  در سال 1390 در همین ارتباط خواسته شده بود  تا کاربران و بینندگان و شنوندگان این رسانه ها ،  محبوبترین چهره سال خود را با زدن علامتی مشخص کنند و نتیجه این همه پرسی  رسانه فارسی زبان آمریکا که شنونده و بیننده های ملیونی در ایران دارد ، رای بسیار بالای شاهزاده رضا پهلوی بود . در این همه پرسی تقریبن هر فردی که در حکومت یا اپوزسیون نامی داشت و امکان برخوردار بودن از عده ای طرفدار ،  شرکت داده شده بودند .از خامنه ای ، خاتمی ، موسوی و رفسنجانی گرفته تا فرخ نگهدارو مشیری و واحدی یا شاهزاده رضا پهلوی و رجوی ، در این نظرخواهی حتی اسامی هنرمندان را هم قید کرده بودند همانطور که اشاره شد  نتیجه این همه پرسی ، پیروزی آقای پهلوی با اکثریت مطلق آراء بود
رادیو فردا
بر اساس نتایجی که تا پایان روز ۱۵ اسفند از طریق وب‌سایت، صفحه فیس‌بوک، پیام‌های تلفنی، پیامک‌ها و ایمیل‌ها شما به رادیو فردا به دست آمده است، آرای ۱۰ چهره فهرست کنونی به  شرح زیر است:
چهره سال ۹۰ به انتخاب شما
۱. رضا پهلوی:
۲. اصغر فرهادی:
۳. زندانی سیاسی:
۴. میرحسین موسوی:
۵. معترضان سوری:
۶. محمد نوری‌زاد:
۷. نسرین ستوده:
۸. مهدی خزعلی:
۹. استیو جابز:
۱۰. گلشیفته فراهانی
این پیروزی اینترنتی آقای پهلوی ، رسانه های مزدبگیر حکومتی را چنان ناراحت کرده بود  که مدتها بعد از این همه پرسی  به  شاهزاده و رادیو فردا که هیچگونه جانبداری از کسی نداشت ، بد و بیراه می گفتند و حتی آنرا تقللبی نامیدند در زیرفقط به  یکی از این اراجیف  حکومتی دقت کنید
سایت حکومتی خبر فارسی : نتایج نظرسنجی چهره منتخب ۱۳۹۰ رادیو فردا اعلام شد و اگر چه عده ای این نظر سنجی را توام با تقلب می دانند و عده ای نیز آن را حائزاهمیت نمی دانند ولی به هرصورت رضا  پهلوی فرزند" شاه مخلوع "ايران مقام نخست در این نظر سنجی را کسب کرده
امسال  این وظیفه را برنامه پر طرفدار افق در صدای آمریکا به مدیریت آقای دهقانپور ، به عهده گرفتند . از آنجایی که بسیاری از بازندگان به سیستم رای گیری رادیو فردا ایراد گرفته بودند ، امسال برنامه افق سعی کرد با نوشتن نام کاندیدها در صفحه فیسبوک ، پیشاپیش از هر گونه سوء تفاهمی جلوگیری کند ،همانطور که در فایل  برنامه افق  که به همین موضوع ارتباط دارد و در پایین می توانید ببینید ،و  با وجود  تغییر در سیستم رای دهی  رادیو فردا ، می بینیم که نتیجه فرقی نکرد با این تفاوت که به جای محبوبتربن شخصیت سال که یک نفرباید باشد ، 4 نفر   بعدی را هم در نظر گرفتند و آنها را به برنامه افق دعوت کردند  تا آقای سیامک دهقانپور از توهین و تهمتهای بعدی بازندگان ، خود را در امان دارد و  نجات یابد
 اگر چه من با 3 نفر از آنها  مشگل آنتاگونیستی ندارم ، آنها همه سکولار و دموکرات هستند و با نقدهای بسیار اندک نظزاتشان را می پذیرم  ولی نفر پنجم  این نظر خواهی فردیست به نا  آقای مشیری .
متاسفانه آقای مشیری درای  فرهنگ پرخاشگرایانه و غیر مودبانه است . او هنوز در  کربلای  28 مرداد زندگی می کنند .و تنها فردی در اپزوسین هستند که هنوز پادشاهان فقید پهلوی را رها نکردند ، به گمانم ایشان بیشتر با پهلوی دشمن است تا با رژیم قرون وسطایی آخوندیسم . به همین خاطر کسانی که به ایشان رای داده اند که برای من محترم می باشند بیشتر پهلوی ستیزان هستند.یعنی افرادی که نه مانند بقیه ، به گفتمانی ایجابی ، بلکه به آقای مشیری رای دادند که دارای گفتمانی حذفبیست . در همین برنامه شما ملاحظه می کنید که چگونه آقای مشیری  در پاسخ به سوال آقای دهقانپور که شاهراده رضا پهلوی اظهار کرده اند :  با همه حاضر به گفتگو هستند حتی اگر خامنه ای هم اینجا  باشد او حاظر به گفتگوست و در این رابطه خط قرمزی ندارد و دهقابپور همین پرسش را  از  مشیری می پرسد  ،که  متاسفانه آقای مشیری خبر کذبی را پراکندند که گویا ایشان خواهان گفتگو با رضا پهلوی بودند و ایشان در فیس بوک خود آترا رد کردند . در همینجا باید توضیح داد که شاهزاده رضا پهلوی به کسی در فیسبوک خود وارد گفتگو نمی شود تا به مشیری جوابی داده باشند ! و این خبر آقای مشیری کذب محض است ، ایشان عدم صداقت و برخورد حذفی خود را اینجا هم نشان دادند


 
فرید
 

۱۳۹۱ بهمن ۷, شنبه

استقبال شگفت آور ایرانیان از پروژه همیاری برای تشکیل شورای ملی ایران

همیاری سه روزه برای تشکیل شورای ملی ایران


  • بزن مطرب به مضرابی سرود خاک ایران را          به گردش دار ای ساقی جامهای تاک ایران را 
  •  قلم بردار ای کاتب که فصل عشق می آید                 زند مطرب  دهد ساقی  تو در ثبت آر ایران را .


  • تیتر این مطلب بر گرفته شده از سخنان مدیران رادیو و تلویزونهای فارسی زبان است که برای هر چه با شکوهتر برگزار شدن این اقدام ملی سنگ تمام  گذاشتند و تا این لحظه می گذارند ، باید  به تک تک این مردان و زنان وطنپرست درودی گرم فرستاد ، آنها با این کار ثابت کردند که تمام شایعات و تخریبهای سالیان گذشته نسبت به این مبارزان کذب محض بوده است از تمام این یاران سپاسگذاریم آنها همچنان جانانه دارند این همیاری را به پیش می برند
    شاهزاده رضا پهلوی در مصاحبه ای که با رادیو دویچه وله آلمان داشتند ، اکیدا و موکدن اظهار داشتند که

    ما از هیچ دولت و دستگاه  امنیتی  کوچکترین کمک مالی نمی پذیریم شورای ملی را من به این شرط حمایت خواهم کرد که فقط به یاری هموطنان ایرانی ما پایبند باشد

     ، امروز این خواسته برحق و ملی ایشان برآورده شد
    این همیاری برای اولین بار به ما ثابت کرد که ایرانیان چه در داخل و چه در خارج از کشور عاشق ایران هستند آنها با این همیاری اثبات کردند که میتوان بدیلی دموکراتیک و ملی را ، شورای ملی ایران را ، بنا نهاد
    آنها با تلفنها و پشتیبانیهای خود نه تنها به وطنپرستان ، که از آن مهمتر به جمهوری اسلامی  ثابت کردند ، روزهای حیات ننگین و خونین آنها به زودی به پایان خواهد رسید این یاران و مبارزان به آن افرادی که مامور اجرای فرامین رنگارنگ اطلاعات رژیم می باشند ، نشان دادند که دیگر فریب توطته ها را نخواهند خورد بی دلیل نیست که موازی سازیهای 33 ساله حکومت و هزینه های ملیاردیشان دیگر اثر ندارد
    تا جایی که می بینیم  ، پدر خانواده ندای عزیز ما ، این قهرمانترین زن ایران با ابراز همدردی و همیاری معنوی خود به همیارها دست مریزاد می گوید ، این عزیزان فراوانند اینجا فقط دو نام می برم و آن عزیز دیگر ایرانی ، معروفترین طراح ایرانی است
    این همیاری ملی برای تشکیل اولین مجمع عمومی شورا  باعث شد که دهها رسانه فارسی زبان شخصیتها ، روزنامه نگاران و برنامه سازان رادیو و تلویزیون، دلها و زبانهایشان به هم نزدیک شود و در کنار هم بنشینند و با هم هم کاری مشترک را اغاز کنند

    این اولین بار است که چندین تلویزیون فارسی زبان لس آنجلس در یک هدف سیاسی متحد شده اند و اختلافهای خود را کنار گذشته اند تا به شورای ملی  در برقراری دمکراسی در ایران کمک کنند.
    در همیاری دیروز اعلام شد به کسانی‌ که ۱۵۰۰۰ دلار کمک کنند جایزه ای اهدا خواهد شد. مدیران جلسه ، اعلام کردند با همیاری خوب مردم روبرو شدند و در عرض ۲ ساعت اول ۳۰۰ نفر مبالغی از ۲۰ دلار تا ۱۵۰۰ دلار اهدا کردند. گروه مدیران رسانه بر صرف هزینه‌ها نظارت میکنند.
    ... ...
    آقایان فروزنده(اندیشه)، نادر رفیعی(?)، مهرداد پارسا (از طرف آقای شجره مدیر شبکه پارس)، وطن خواه(آریامهر)، همایون هوشیار نژاد(کانال 1)، ضیا آتابای(ان تی وی)، علی‌ امیر قاسمی(تپش)  هموطنان ارامنه ما با تلویزیون ارمنویزیون و تلویزیون آپادانا.. همچنین گفته شد که آقای حمید شبخیز (مدیر شبکه ایران) هم قرار است همکاری کند . این مدیران در جلسه مشترک دیروز که از تلویزیونهایشان همزمان پخش شد، از آرزوهای خود در بازگشت به ایران و برقراری دموکراسی در ایران گفتند.
    همچنین گفته میشود به زودی نیز تلویزیون سیاسی مخالف جمهوری اسلامی به نام "ایران فردا" از لندن به مدیریت علیرضا نوریزاده و و علیرضا میبدی شروع به کار خواهد کرد همکاری جمشید چالنگی  

    باید هوشیار بود که مخربین ، از ترکیب افراد و چگونگی پیشرفت همیاریها ، ابزاری برای ایجاد تفرقه و تشتت درست نکنند
    مواضع ما در سایتهای مربوطه شفاف درج گردیده است و در پاسخ به مغرضینی که خود را به خواب زده اند ، باید توضیح داد که علاوه بر سایت شاهزاده گقته های مسئولین کمیته تدارکات و سایت شورای ملی برای ما ملاک است و نه گفته ها و صحبتهای دیگران که به نام شورای ملی اینجا یا آنجا سخن می گویند

    از آقای درمانی مدیریت محترم تلویزیون اندیشه وهماهنگ کننده این همیاری تلویزیونی ، سپاسگزاری می کنیم و در پایان باید از آقای رضا پیرزاده و خانم نازیلا گلستان به عنوان مسئولین کمیته موقت هماهنگی شورای ملی ، که بار اصلی این شورا را سالهاست بر دوش دارند قدرانی کرد

    دست به دست هم دهیم به مهر
    کشور خویش کنیم آباد

    فرید
    

    ۱۳۹۱ دی ۳۰, شنبه

    تصویر رضا پهلوی در صداسیما و نگرانی رژیم از تشکیل شورای ملی برای انتخابات آزاد

    دیروز از ایران دوستی دیرآشنا ، ناگهان با شوق و ذوق  تلفن زد و توضیح داد که ،  دیدن تصویر ولیعهد (اصطلاحی که در ایران بسیاری هنوز از آن برای آقای رضا پهلوی استفاده می کنند|) در اخبار 20:30 تلویزون حکومتی ، ناگهان چه سروصدایی را در بین اقوام و خانواده او که همه در منزل داییش جمع بودند ، ایجاد کرده است . او می خواست بداند که موضوع چیست ؟ از او پرسیدم مگر به اخبار گوش نمی کردید؟ در جوابم پاسخ داد که اولن جزمادر بزرگ ایشان کسی در آنجا تلویزون ریش و پشم را نگاه نمی کند ، دومن هر چه در این جعبه اینها می گویند دروغ است. و در ادامه توضیح داد،  ولی چون اینجا سروصدا زیاد بوده و همه براشون غیر منتظره بود که یهو تصویر شاهزاده را درتلویزیون ضرغامی ببینند و چون فریادهای شادی ناشی از دیده شدن تصویر آقای پهلوی مانع شده بود که آنها متوجه محتوای اخبار شوند.

      او با شادمانی ادامه می داد که : که در همان چند دقیقه تعدادی بیشتر با دادو فریاد از تیپ و موهای ایشون صحبت می کردند آنهم همه با هم ، چند تایی از ما هم می خواستیم همه ساکت باشند تا بشنویم چه می گویند ، و در این بین صدای  عصبانی مادر بزرگ همه آنها را به خود آورده و سکوتی همراه با خنده بر جمع 14 نفری حکمفرما می شود ،تازه این جوانان متوجه عصبیت مادر بزرگ شده بودند ولی کار از کار گذشته بود و آن قسمت مصاحبه وایعهد  به اتمام رسیده بود . جالب اینجاست که مادر یزرگ این دوست ما روزگارشون را سیاه کرده که  باید این فیلم را از هر جایی که ممکنه برای ایشون تهیه کنند.دوست جوانم ادامه دادند ؛ و از آنجایی که همه ما در آن جمع خواهان دیدن دوباره این مصاحبه ،آنهم همین امشب بودیم بهت زنگ زدم تا اگر ممکنه برامون کاری کنید. بعد از این توضیحات ، تازه متوجه شده بودم که موضوع از چه قرار است و دلیل تلفن این دوست عزیز چیست ؟

    ابتدا کل آن مصاحبه را بدون سانسور حکومتی  ببینیم

     

    و در اینجا ورزیون سانسور شده  فیلم مصاحبه شاهراده در بی بی سی را از برنامه 20:30 صدا و سیما  تماشا کنیم

    بی شک شما هم متوجه  سوز گداز برنامه سازان حکومتی شدید  

    همانطور که حتمن ملاحظه کردید ؛ گوینده برنامه  20:30 با این جملات  شروع می کند .."پذیرایی ویژه دولت انگلیس از بازمانده به دنبال تاج و تخت از دست رفته

    حال از بی سوادی آقایان درتکلم به زبان فارسی می گذریم ، ولی نمی شود بدون افشای دروغهای عجیب و غریب برنامه ساز صدا و سیما ، آنها را نادیده گرفت و از کنار این فیلم گذشت  

    اولن باید به این گوینده و سایر بینندگان این فیلم توضیح داد که آقای رضا پهلوی به دعوت دولت انگلستان به آنجا سفر نکرده است  و به دعوت نمایندگان پارلمان بوده است  دومن هر سیاستمداری که بخواهد با نمایندگان کل اتحادیه  اروپا به رایزنی و تعامل بپردازد باید علاوه بر پارلمان اروپا با مجلسین  در انگلستان هم دیداری  داشته باشد 

     انگلستان عضو اتحادیه اروپاست ولی جزو قرارداد شنگن نیست در نتیجه رئیس پارلمان اروپا که  کل اروپا بجز انگلستان را نمایندگی می کند نمی تواند برای انگستان مسئولیتی بپذیرد واین کشور را هم نمایندگی کند ، بنابراین هرسیاستمداری که بخواهد با نمایندگان اتحادیه اروپا به تعامل بنشیند، باید علاوه بر استراسبورگ به لندن هم برود چون انگلستان قرارد اتحادیه مشترک  را امضا نکرده است

    ولی درد بی درمان جمهوری اسلامی ورسانه هایش ،  این نیست که چرا رضا پهلوی در انگلستان با نمایندگان مردم آن کشور به مذاکره نشسته است ، درد اینها این است که جامعه جهانی ، دیگر دروغها وبند و بستهای آنها را نمی پذیرد و به خاطر سیاستهای فریبکارانه و ماجراجویانه خامنه ای و شرکا ، اعتمادشان به خلافت اسلامی آقایان از بین رفته است . آنها می بینند که هیچ آینده ای با جمهوری اسلامی متصور نیست، سیاستهای مخرب هسته ای ، باتلاق سوریه وعدم مشروعیت داخلی و بین المللی ، باعث شده است که برای جمهوری اسلامی چه اصولگرا و چه اصلاحطلب  ، آینده ای در افق دیده نشود

    اروپاییان دوراندیش ، اقتصاد ویران ایران و نداشتن راه علاج آنرا می دانند ، بن بست سوریه رو مشاهده می کنند . آنها ازملیونها بیکار و معتاد اطلاع دارند و از همه مهمتر اینکه ، آنها به خوبی پیش بینی می کنند ، که جکومت  ، راه حلی برای دهها معضل بنیادین خود ندارد ، از این رو مدتها پیش ازاین ،  دیالوگ انتقادی با جمهوری اسلامی را به کناری گذاشتند. سالها خواستند با اصلاحطلبان راه وسطی را در پیش گیرند ، و هنوز هم برخی از آنها به این راه امیدوارند که شاید نظام در خود تغییری ایجاد کند (آقای اوبامای تازه کار ، یکی از آنهاست) .  ولی این نگرش دارد هر روز بیشتر از روز پیش رنگ می بازد ، بی عرضگی و ترس اصلاحطلبان از تغییر سیستم ، دست آنها را در پوست گردو گذاشته است و مانع هر نوع ریسکی از جانب آنها گردیده ، از سوی دیگر ،  لجاجت و خودسری دیوانه وار و کینه توزانه خامنه ای ، دزدیها و رانتهای بیت خامنه ای و درامدهای ملیاردی سپاه ، هر نوع عقب نشینی  حکومت را با سرنگونی بلاواساطه مواجه کرده است

    ادامه  وضعیت موجود هم ، راه به نابودی و فروپاشی  جمهوری اسلامی ، یا وقوع جنگی حتمی می برد ، غرب و به ویژه اروپاییان بر تمام این شرایط  واقفند.

     با توجه به موارد بالا و نا امیدی از هر دو جناح حکومتی ، غرب  نیک می داند که ایران و خلیج فارس به عنوان شاهرگ جهانی انرژی را،  نمی شود نادیده گرفت از این زاویه است که سعی می کنند کم کم و کم کم با نیروهای سکولار و دموکرات ایرانی ارتباطهای تنگاتنگ و استراتژیک ،  برقرار کنند. حال با این اوصاف ، سوال اساسی این است که   

    در اپوزسیون ایران کدامین نیرو،نه در ظاهر ، بلکه ماهیتن برجدایی دین از دولت تاکید می کند و با هر نوع جنگی بر علیه کشورمان مخالف است ؟ علاوه بر این ، آن  کدام نیروست که  حقوق بشر و دموکراسی را  در سرلوحه کار خود قرار داده است و پیوسته خواهان عبور از کل نظام جمهوری اسلامی برای تامین انتخاباتی آزاد است ؟ کدامین  جریان ملی میهنی و دموکرات است که  از امروز برای خود رئیس جمهور یا پادشاهی تعیین نکرده است ؟ و هر نوع تغییری را در آینده ایران موکول به رای و همه پرسی مردم ایران گزارده است ؟ و در انتها ،  آن کدام نیروست که مهمترین اصل مبارزات نافرمانی مدنی ، یعنی عدم خشونت را تنها راه کم هزینه برای گذر از جمهوری اسلامی  وبرگزاری انتخابات آزاد می داند ؟

    آیا تمام گفتمانهای ذکر شده بالا در منشور پیشنهادی شورای ملی ایران گنجانده نشده است ؟ به اعتقاد نگارنده چرا 

     منشور پیشنهادی کمیته موقت  که به زودی باید در اولین مجمع موسس شورای ملی به تصویب نمایندگان برگزیده شورا برسد ، دارای تمام آن مشخصه ها و محورهاییست که در بالا به اختصار از آنها یاد شد

    خلاء قدرت ، درهر کشوری بدترین گرینه است ،

    اضمحلال اقتصادی در هر کشوری منجمله ایران، فروپاشی سیستم سیاسی را به همراه دارد  بدون نیروی جایگزینی  که دارای طرح و برنامه آماده باشد ، کشور وارد خلاء سیاسی وامنیتی می شود.. اصلاحطلبان برای چنین شرایطی راه حلشان این است که دست از مبارزه بر علیه   رژیم باید برداشت تا  جمهوری اسلامی سرنگون نشود و خلاء قدرت به وجود نیاید .  آنها یا خود را به نادانی می زنند یا واقعن نادان هستند. چرا که در ایران امروز این اقتصاد است که حرف اول را می زند ، موردی که جمهوری اسلامی با تمام نیروی سرکوب و جهنمیش ، از آن غافل ماند . همانطور که در گذشته روحانیت را جدی نگرفتند و از آنها احساس حطر جدی نمی کردند .  روحانیت هم اقتصاد را جدی نگرفت و آنگونه که برای از بین بردن هر نوع آلترناتیو و بدیل سیاسی از همان روز اول جدیت کرد به اقتصاد توجه لازم را مبذول نداشتند . خمینی حتا آنرا برای خر دانست . ما و آنها امروز به خوبی می بینیم که سیستم اقتصادی در ایران مدتهاست ورشکست شده است  و هیچ راه حلی هم ندارد اقتصاد ایران امروز، به مانند وضعیت جمهوری شوروی سوسیالیستی سالهای 1990 است یعنی به آخر خط رسیده است ، حال روزی احمدینژاد را مقصر می دانند ، فردایش بازار یا رفسنجانی را و پسین فردا هم ، تحریمها را ، از طرفی  دولت،مجلس را متهم می کند ، مجلس  خود دولت و شخص احمدینزاد را ، "رهبر" همه چیز دان هم هر دو را ، و از آنها می خواهد که هی کشش ندهند ، تمام این آقایان غافلند از اینکه، اقتصاد ایران از آن روزی شروع به نابودی کرد که اتقلاب شد دقیقن از همان 22 بهمن 57 و دقیقن به مانند امروز مصر ، ناگهان ارزش پول ملی سقوط  کرد و این سقوط در ایران همچنان ادامه دارد 

    همین ااقتصاد بیمار در شوروی سوسیالیستس این غول نظامی  جهان  در دوران جنگ سرد  باعث شد تا  این پهناورترین کشور جهان را به زانو افکتد ؛  جمهوری اسلامی که در مقابل ابرقدرت  شرق ، به مانند یک جوجه مریض است

     با این اوضاع و احوال چه باید کرد آیا همچنان دست روی دست گذاشته و منتظر ظهور آقا شویم یا نه باید کاری کرد ؟

    اگر می خواهیم دست روی دست نگذاریم و منتظر حوادث نباشیم ، اگر نمی خواهیم فردا کشور مان  شرایطی مثل سوریه امروز را داشته باشد ، اگر که عراق و افغانستان دومی را آرزو نمی کنیم ، باید امروز چاره ای اندیشید و  اقدام کرد  فردا دیر است ، باید به جهانیان و ملت نجیب ابران راه حل بهتری را ارائه داد .

    امروز، آلترناتیو در حال شکل گیریی  شورای ملی ایران برای برگزاری انتخابات آزاد  ، بهترین گزینه است ، از آن همه جانبه و با جان و دل حمایت کنیم.....بیاییم   دست به دست هم دهیم به مهر.  میهن خویش کنیم آباد

    پاینده ایران 

    فرید.

    ۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

    احمدینژاد مهره "رضا پهلوی" در حکومت

    این ایده یا "تفکر" به مغز جن هم نمی رسد ، که فردی یهو خواب نما شود  و بیاید ، احمدینژاد را دستنشانده رضا پهلوی معرفی کند
    وقتی چشمم به این مطالب خورد ، ابتدا فکر کردم که شاید طبق معمول ، هجوگویی دگر به این بازار مکاره وارد شده است و خواسته دوباره با تمسخر و اراجیف گویی معمولشان ، آقای رضا پهلوی را تخریب نماید ولی وقتی تراوش فکری این نویسنده را تا آخر دنبال کردم متوجه اشتباهم شدم
    ما در این 33 سال به خوبی تجربه کردیم که بسیاری از یاران خامنه ای  و خمینی ، مخالفان و معترضان حکومتی را به غرب و اسراییل وابسته کرده و می کنند. و در این ارتباط بسیار اراجیف از این جفاکاران سیاسی و دینی شندیده ایم ، ولی این دروغ   واقعن رو دست تمام دروغها و تهمتهای  سی و سه ساله سران جمهوری اسلامی ، بلند شد .
     ما  کم کم به این نتیجه می رسیم که جمهوری اسلامی دروغگویانی را تربیت کرده است که گوبلز وزیر تبلیغات هیتلر را که به عنوان رذلترین دروغ گوی جهان معرفی شده است  ، باید برای این جماعت لنگ اندازد
    در زیر شما را به مطالعه این دروغ قرن دعوت می کنم


    در اولین مبحث این وبلاگ به خطری که ماهیت انقلاب اسلامی و خون شهدایی که برای این انقلاب رفته است را تشریح میکنم و میخواهم چشم همه کسانی که در این انقلاب نقشی داشتند نسبت به خطر بازگشت نظام ستم شاهی آگاه کنم.
    همانطور که میدانیم محمود احمدی نژاد سال 1384 به ریاست جمهوری در ایران رسید. متاسفانه همه ما مردم انقلابی و متعهد و حتی رهبر فرزانه انقلاب هم فریب یک بازی بزرگ سلطنت طلبان را خوردیم که با گذاشتن مهره خود به نام محمود احمدی نژاد در بالاترین مقام اجرایی کشور و کارهایی که اون انجام داد و به پای انقلاب اسلامی نوشت باعث شد مردم در این 4 سال به ولیعهد سلطنت طلبان یعنی رضا پهلوی نزدیک شوند.
    وقتی به فضای مجازی سر میزنیم میبینیم که میزان محبوبیت این فرد خاص بسیار در حال افزایش هست .مثلا فیس بوک رضا پهلوی که تا چندی پیش 2 یا 3 هزار لایک نداشت الان بالغ بر 120 هزار لایک دارد.سال گذشته در نظر سنجی رادیو فردا الی رقم شرکت چهره های متعهد و انقلابی همچون آیت الله خامنه ، میرحسین موسوی ، محمد خاتمی ، مهدی کروبی این رضا پهلوی بود که با رای مردم به عنوان مهم ترین شخصیت سال انتخاب میشود.
    رضا پهلوی با استفاده از مهره خود یعنی محمود احمدی نژاد در درون حاکمیت شکاف ها و اختلاف های شدیدی به وجود آورد و همچنین باعث این شد که مردم ایران در کوچه و بازار آرزوی بازگشت وی را کنند. او به خوبی با استفاده از این مهره ذهن های مردم را شستشو داد تا جنایات شاه خائن را فراموش کنند و فقط بخاطر مزایای اقتصادی و قدرت نظامی نظام ستم شاهی دوباره خواستار بازگشت شاه شوند.
    اکنون میبینید که در فیس بوک و سایتهایی مثل بالاترین و ... عکس های شاه را به اشتراک میگذارند و چقدر جوانان از این کار استقبال میکنند. همچنین رضا پهلوی با استفاده از تلوزیون های زیر نظر خود از جمله محبوب ترین تلوزیون در درون کشور یعنی من و تو و ساخت مستندهایی باعث شده است که محبوبیت این خاندان در بین مردم رواج پیدا کند.
    اکنون من به عنوان یک کوچک این انقلاب تقاضا دارم تمامی کسانی که در این انقلاب دست داشتند اختلاف ها را کنار گذارند و همه در انتخاب سال 92 از ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجای حمایت کنند زیرا اگر ما به این اختلاف های خود ادامه دهیم متاسفانه رضا پهلوی با استفاده از مهره خود یعنی محمود احمدی نژاد آخرین ضربه را بر پیکره این اتقلاب وارد میکند و باعث بازگشت دوباره نظام ستم شاهی خواهد شد.

    ۱۳۹۱ آذر ۱۱, شنبه

    قتل مظلومانه ستار بهشتی باعث برکنار ریس فتا شد ولی شکنجه و اعدام آزادیخواهان ادامه دارد

    در خبرها آمده است که  "سرهنگ محمد حسن شکریان رئیس پلیس فتای فرماندهی انتظامی تهران بزرگ به علت قصور و ضعف در نظارت کافی بر عملکرد پرسنل تحت امر و روند رسیدگی پرونده متوفی، از سمت خود برکنار شد".منبع خبر سایت اصولگرای بازتاب

    اگر چه این خبر یک پیروزی بزرگ برای تمام وبلاگنویسان و کاربران اینترنتیست که نگذاشتند خون ستار پایمال شود و متحدانه و بدون گروهگراییهای مسخره حاکم بر اپوزوسیون توانستند یک صدا و هم قلم بنویسند . بگویند  و بکوشند تا جهان متوجه این همه جنایت بر این ملت نجیب گردد و همین کارزار ملی برای خونخواهی ستار بهشتی باعث شد تا جهانیان از این فاجعه ننگین حکومتی مطلع شوند این کارزار ملی توا نست  سیاستمداران جهانی را وادار کند تا در این مورد مشخص موضع گیری کنند  علاوه بر این ، این خبر را بعد از یک هفته آنهم از بیرون به موضوع روز  در ایران تبدیل کنند طوری که دلقکهای بیت خامنه ای را که دارند خود را برای ملیجکی منسبی به نام ریس جمهوری آماده می کنند ،را هم وادار به اشک تمساح ریختن کنند

     در اینجا باید به دو شیرزن ایرانی ، مادر و خواهر ستار ، درود فرستاد ، چرا که اگر آنها مقاومت نمی کردند و از خود رشادت و شهامت نشان نمی دادند سرنوشت ستار هم به مانند دهها هزار اعدامی دیگر در 33 سال پیش به فراموشی سپرده می شد ، مادر ستار ، خواهر ستار ، قهرمانان زنده ما هستند این دو زن ایرانی کوتاه نیامدند تطمیع نشدند و از همه مهمتر نتزسیدند آنها بیت فرعونی هیولا را به لرزه اندختند

     سیاست الرعب وبالنصر حکومت دیگر اثر ندارد ستارها دیگر نمی ترسند مادر و خواهرانشان دیگر سکوت نمی کنند و رژیم در این گبر و دار عقب نشینی و غمزه های مذاکرات هسته ای ،  ناچار است که موضعگیری کند و فقط از این جایگاه است که به افکار عمومی کمی اهمیت می دهد این دشمنان انسان و بشریت می خواهند دوباره شعبده بازی ریاست جمهوری راه بیتدازند و قربانی کردن بک خودی کمترین کاریست که حاصرند در این راستا انحام دهند

    اگر راست می گویند چرا سعید مرتوضوی که طبق پرونده های خودشان اتهامش محرز شده اه است را دستگیر نمی کنند  ؟ مگر طبق پرونده های موجود در دستگاهی قضایی خودشان جرمش اثبات نشده است ؟ پس چگونه است که او را در بالاترین پستهای حکومتی قرار داده اند و به فراموشی سپرده اند

    خود خامنه ای رهبر بزرگترین جنایت کاران تاریخ است همی او بود در 2 سال پیش دستور قلع و قم آزادیخواهان را صادر کرد ، کهریزکها را به راه انداختند و هزاران ایرانی بی گناه را به شکنجه گاهها فرستادند

    اگر راست می گویند چرا نسرین ستوده این وکیل بی وکیل (1)را آزاد نمی کنند ؟ مگر جرم نسرین ستوده چه بوده است ؟ چرا حتی اجازه نمی دهند او فرزندانش را ملاقات کنند ؟ (نسرین ستوده این وکیل بی وکیل) از یک دوست

    فرید

    ۱۳۹۱ آبان ۲۷, شنبه

    "مجارات" مجرمین در جمهوری اسلامی : مرتضوی همسرش را مدیرکل تامین اجتماعی کرد


    آقای خاتمی این  است اصلاحات در نظام ولایی و دینی شما

    مرتضوی همسرش را مدیرکل تامین اجتماعی کرد

    بازتاب : مرتضوی همسرش هما فلاح تفتی را به سمت مدیرکل آموزش و پژوهش منصوب کرد. بعد از حادثه فوت ستار بهشتی در حین بازجویی، بار دیگر داغ فاجعه کهریزک زنده شد و برخی گفتند اگر طی این سه سال با مرتضوی و هم پرونده هایش برخورد قانونی می شد، ماجرای ستار بهشتی رخ نمی داد
    .
    سعید مرتضوی همسرش هما فلاح تفتی را به سمت مدیرکل آموزش و پژوهش سازمان تامین اجتماعی منصوب کرد.

    به گزارش خبرنگار «بازتاب»، خانم دکتر فلاح تفتی، سال گذشته به عنوان رئیس بیمارستان شریعت رضوی معرفی شده بود و قبل از آن ظاهرا مسوول اداره کلینیک اداره کل تامین اجتماعی تهران بوده است.
    .

    ۱۳۹۱ آبان ۲۵, پنجشنبه

    دادخواهی خون ستار بهشتی ، در این بی داد همه مسئولیم ! ،متحد شویم

    او را مظلومانه درست در روزی به صلابه کشیدند و خونش را ریختند که در آمریکا آقای باراک اوباما دوباره برای 4 سال دیگر به ریاست جمهوری انتخاب شد

    با ابن کار رژیم خواست به چند هدف برسد  اولن به آمریکا بگوید که آزادیخواهان و نویسندگان  این سرزمین را می کشیم و به پای انتخاباتتان قربانی می کنیم و شما هم هیچ نمی توانید بکنید دومن به ملیونها وبلاگ نویس و کاربر اینترنتی در ایران و جهان هم هشدار دهند که دست از نویسندگی و آبروریزی ما بردارید والی سرنوشت ستار بهشتی در انتظار شما هم خواهد بود

    پیامشان مشخص بود ما همچنان می کشیم وشکنجه می کنیم و شما هم جزء سر و صدایی چند یا گریه و زاری کاری از دستتان بر نمی آید ! آن حقوق بشر را هم ما نمی پذیریم .

    پیام این بود ؛ حفقان بیشتر ، رعب و ترس بیشتر ،  تا آنها بتوانند در کمال آسایش به معاملات آشکار و پنهان خود با"آن"شیطان بزرگ" و شیطانهای کوجک بپردزاند .

     کارشان است ، آنها 33 سال با همین روش تا کنونی ، کشتند و برده اند ، ولی چرا توانسته اند ؟ چرا باید اینگونه باشد ؟ چرا باید جان انسان ایرانی پشیزی  ارزش نداشته باشد مگر زندگی ایرانی با دیگران فرقش چیست ؟ یا دقیقتر بگویم زندگی ایرانی در قرن 21 واقعن چه معنا دارد ؟

    هر روز می شنویم و می بینیم یک یا چند نفر از میان ما رخت بر می بندند ، آنها هزاران آرزو داشتند ، آنها برای میهنشان 3 دهه یا بیشتر مبارزه کردند ، درد دوری از عزیزان و وطنشان را سالها تحمل نمودند و فقط یک آرزو داشتند ، آرزویی بسیار پاک و مقدس ....آزادی وطن....ولی چرا تمام این مبارزان به این بدیهیترین آرزو در قرن 21 نرسیدند ؟ آیا در وطن خود زندگی کردن و با دوستان وآشنایان بدون ترس از اعدام و شکنجه ، روزگار را سپری کردند آروزییست بس بزرگ ؟

    آیا آنهایی که همچنان در خارج از کشور بر خر مراد سوارند و در خودشیفتگی ایدئولوژیک و سکتاریسم گروهی خود پای می فشرند و مانع هر اتحاد و انسجامی می شوند ، واقعن فکر می کنند که فردا یا فرداهایی این شتر بر در منزل آنها نخواهد نشست ؟ آنهایی که شب و روز وطن  وطن می کنند ! ولی پای عمل که می رسد آن کار دیگر می کنند ؟ آیا همین است زندگی ایرانی ؟

     در کشوری که ریختن خون انسان ساده تر و ارزانتر از ریختن خون یک حیوان است  زندگی چه معنای بیهوده ای دارد. در کشوری که عشق را محبت را هم آغوشی را سنگسار می کنند ،  زندگی چه معنای حقیر و کوچکی دارد

    راستی چگونه می شود خوشبخت زیست ؟ وقتی می دانیم هزاران مادر در گوشه  زندانهای سرد و نمناک خامنه ای شبها در سکوت وتنهایی اشک می ریزند و در فکر عزیزان 4-5 ساله شان تا صبح می گریند و می گریند ؟ آیا آن دیگرانی که دربیرون از چهار دیواری زندان به خود مشغولند ، هیچ به شبهای دراز این زنان فکر می کنند ؟ مگر فرزندان نسرین ستودها چه گناه کبیره ای مرتکب شده اند؟ نسرین ستوده چه کرده است ؟ جمهوری اسلامی چرا می تواند بدون هزینه اینهمه جنایت کند ؟ و چگونه است که ایرانی اینهمه را می بیند و می شنود ولی اقدامی اساسی و جدی نمی کند ؟

    جمهوری اسلامی  به من و تو پاسخی بسیار ساده داده است او در مقابل خود مانعی نمی بیند ، رژیم قدرتی را مشاهده نمی کند که ترس بر اندامش بیندازد و آنها را به فکر وادارد تا دست بردارند از اینهمه بی داد و ظلم .رژیم عده ای اصلاحطلب بی خاصیت را در کنارش دارد که هر از چندی از او خواهش می کنند طوری بکشد و شکنجه کند که باعث آبر وریزی نشود  و ما ملیونها ایرانی در خارج و داخل ! ما چه کردیم و می کنیم و منتظر کدامین معجزه هستیم ؟

    چرا ستار زنده نیست چون ما هم مقصریم اگر ما ایرانیان به مانند مردم سایر کشورها یک صدا خواهان احقاق حقوق زندانیان سیاسی بودیم ودر همان روز آغازین جمهوری اسلامی 22 بهمن 1357،  زمانی که بالای آن مدرسه کذایی رفاه ، خمینی دستور قتل دهها افسر ارتش را صادر کرد ، افسرانی که به خواسته او لبیک گفته بودند و از او حمایت کرده بودند ، اگر این "رهبران سیاسی ایران" همانجا می ایستادند و به خونریزی نه می گفتند ما شرایط بهتری داشتیم اگر بسیاری از سیاسیون ما  در این زمینه به مانند 33 سال گذشته در فکر منافع گروهی خویش هنوز هم چرتکه و حساب نمی انداختند ،  امروز ستار هنور در میان ما بود ، و در زندانهای خامنه ای دیگر زنی چه سیاسی و چه عادی وجود نداشت ، مادران در کنار فرزندانشان بودند

    اگر ما می توانستیم بر روی حد اقلها با یکدیگر به تفاهم برسیم ، گردان دلیر ایرانی را اینچنین مظلومانه به زیر شنکجه های طاقت فرسا نمی بردند.ما مقصریم ، همه ما در قتل این عزیزان مسئولیم ، مایی که ادعای آزادیخواهی و حقوق بشر داریم ولی عملن در سردابهای کهنه و تنگ و تاریک ایدئولوژی و سیاست همچنان به تنیدن پیله خود مشغولیم و نمی خواهیم لحظه ای دست از این منافع حقیرانه خود برداریم

    همه ما ا باید پاسخ گو باشیم از پادشاهی خواه و جمهوریخواه گرفته تا چپ دیروز و چپ امروز از مجاهد و دموکرات تا کومله و سبز براداز . اگر ستارهای دیگری فردا به دار کشیده شدند ،  چزء شعارهای تو حالی چه راه حل منطقی و عملی دارید ؟ چگونه می شود ستوده ها را آزاد کرد ؟ راه کار شما چیست ؟ من یک پاسخ ساده و کوتاه دارم تمام ایرانیان خارج و داخل باید برای براندازی این حکومت ستار کش متحد شوند ! چه در غالب شورای ملی ایران و یا هر شکل دیگری ، اینکه این اتحاد چگونه ممکن می گردد  مهم نیست ! مهم  آن است که تمام اپوزسیون فردا اعلامیه دهد و در آن فقط بنویسد ستوده باید آزاد گردد و یا زنان زندانی باید همین فردا درکنار فرزندانشان باشند  آیا این خواسته سختی است آقای اپوزسیون ؟ چرا نمی خواهید متحدن دست به این کار زنید ؟ مگر شب و روز فریاد نمی زنید که رژیم انسان کش است و شما نیستید ، اگر واقعن ریگی در کفش ندارید چرا دست به اقدامی نمی زنید تا موثر واقع گردد ؟ آن اقدام موثر همانا قدرت نمایی ملتی متحد است ، تا رمانی که هر جریان سیاسی خود به تنهایی برای تعدادی هوادار اطلاعیه ای صادر کند ملیونها انسان دیگر بی اطلاع می مانند و هیچ تاثیری نخواهد داشت ولی وقتی دهها هزار فعال سیاسی و تمام چهره های مطرح با اتحادی جدی خواهان اقدامی عملی شوند رژیم و جهان می شنود. آنها خواهند دید که چند ده هزار ایرانی در مقابل سازمان ملل متحد  یک پارچه خواهان آزادی زندانی سیاسی هستند. 

    وقتی هزاران شخصیت مطرح ایرانی با دهها هزار فعال سیاسی دیگر پیامی را صادر می کنند و بدون در نظر گرفتن اختلافات مرسوم و ترس از قرار گرفتن اسامی گوناگون در پای اطلاعیه مفروض ودر کنار یکدیگر باعث می شود که  رژیم هم آنرا نتواند به بی خیالی طی کند و ناگزیر می شود که خود را از نشنیدن بیرون آورد و اعتراض را بشنود علاوه بر این جهانیان هم بر بی عملی ایرانیان سر تکان نمی دهند ، موردی که در اعتراضات وسیع کاربران اینترنتی در اعتراض به قتل ستار بهشتی به خوبی اثبات شد و فقط پس از اعتراض دهها هزار بلاگر و صدها هزار کاربر اینترنتی بود که دولتهای جهان متوجه این جنایت شدند و عکس العمل نشان دادند این موفقیت فقط با این اعتراض فرا سازمانی و فرا ائدولوژیک ممکن گردید.

    نتیجه ای که از این رویداد می شود گرفت این است که راه مشخص است و نتیجه هم روشن است ولی باید پرسید که چرا آین آقایان اپوزسیون اقدام به این اتحاد ملی نمی کنند چرا اینها نمی خواهند به خامنه ای التیماتوم دهند تا او دیگر به این سادگی ستار ها را به زندان نکشد و بکشد. ولی چرا تا کنون چنین اتحادی صورت نگرفته است ؟ کدام جرایانات و افراد،  نمی خواهند این اتحاد صورت گیرد و چرا ؟چرا اینها نمی خواهند ستارهای دیگری کشته نشوند آیا وظیفه وبلاگ نویسان مستقل این نیست که اینها را با نام و سازمان به مردم معرفی کنند ودر مرحله بعد آنها راد با نام و نشان افشا کرد ؟

     باید برای تفاهم بیشتر و آب شدن یخهای کدرورت گذشته ها  از کمترین نقاط مشترک حرکت کرد

    شعار زنان و کودکان زندانی  آزاد باید گردند می تواند اولین شعار ملی در این مسیر باشد همزمان می شود نیروهای سیاسی برانداز را به حول این  یا آن شعار گرد آورد

    آقایان "شخصیتهای اپوزسیون"  کافیست 30 سال مغازه داری احزاب و سازمانهای سیاسی در غربت.  آقای سیاسی کافیست شعار توخالی در خارج

     باید از ستار شهامت ایستاده مردن را آموخت ، ستار این گرد دلاور شجاعانه در مقابل دژخیم ایستاد و به آنها نه گفت ، او خواهان نابودی این ظلم و جنایت بود او در ایران سرنگونی می خواست و در این راه تا به آخر رفت

     ما در کجای کاریم ؟ ستار بهشتی  به زبانی رسا گفت این زندگی نیست ننگ است او گفت مردن بهتر است از این زندگی برده وار ، ستار چه صادقانه سر بر این راه نهاد. او به خاطر ترس از مرگ خود کشی نکرد ، مبارزه کرد و رزمید او شعار نداد عمل کرد. ستار یک آرزو داشت ....... اتحاد ملی برای رهایی ایران........م .

    ستار بهشتی ، جاودانه شد

    فرید