۱۳۹۱ مهر ۳۰, یکشنبه

خامنه ای کشتار 28 دانشجوی دختر ایرانی را بشارت الهی دانست


این بار اول نیست که فرزندان ایرانزمین قربانی حماقت و دنائت مشتی بی شرف و بی وجدان می شوند
 در سایت اخبار دانشگاه نام تعدادی از این جانباختگان راه ظلم و سیاهی را درج کرده اند

اسامی دانشجویان فوت شده دانشگاه پیام نور کهنوج مشخص شد.

همه این دانشجویان در مقطع کارشناسی تحصیل می‌کردند. این افراد عبارتند از:

۱ – فریبا جشانی
۲ – الهام نصیری‌نیا
۳ – سارا پورجمالی
۴ – محبوبه میرانی
۵ – مریم صوغانی
۶ – نصرت بامری‌شاد
۷ – هادی سهرابی
۸ – منصوره ستاری
۹ – فاطمه مهرفر
۱۰ – ساره سالاری

واینها عناواین خبری فقط چند مورد از سیاهکاریهای حکومتیست



در سایتهای حکومتی ، پیام شرمگینانه خامنه ای را بدون سرو صدا در بین دهها خبر غیر مهم دیگر درج کردند
خامنه ای در پیام خود قتل دهها دانشجو و دانش آموز را به بشارت الهی نسبت می دهد و کشته شدن این دانشجویان ایرانی را موجب رحمت الله می داند ، من ماندم که این چه مشیت الهی است که فقط جان این دختران را می گیرد و کاری به خامنه ای و جنتی و سایر مفتخوران ندارد دانش آموزان بی گناه را از سر میز کلاس درس به زور در اتوبوسهای دست چندم و اسقاط می ریزند و برای مغزشویی اسلامی راهی بیابانها می کنند تا کنون صدها دانشجو و دانش آموز در این سفرهای به اصلاح نور کشته و زخمی شده اند

شما نگاهی به پیام این آقای رهبر بیندازید و ببینید چگونه تنظیم شده است گویی چند تا مرغ از بین رفتند
آین آقای رهبر هنوزخود را از تعداد دقیق کشته شدگان بی اطلاع می داند و با واژه بیست و چند نفر کشته و زخمی از آنها یاد می کند در صورتی که دقیقن می دانند 28 نفر دختر دانش آموز از بین رفتند اگر چنین خطایی از مسئولان در هر کشور دیگری رویی می داد دولت سقوط و مسولین برای همیشه یا رهی زندان می شدند
طبق اطلاعات خانواده های این عزیزان ، اتوبوس حامل آنها از ابتدا دارای نقص فنی بوده است
سایت حکومتی بازتاب:
پیام رهبر انقلاب در پی سانحه بروجن
مصیبتی که جز روح و بشارت الهی چیزی توان کاستن از سنگینی آنرا ندارد و صبر بر آن موجب بارش رحمت بر قلبهای داغدیده پدران و مادران و بستگانی است که در این عزا به سوگ نشسته اند
رهبر انقلاب در پیامی جان باختن جمعی از دانش آموزان دختر شهرستان بروجن را که در پی سانحه واژگونی اتوبوس رخ داد، تسلیت گفتند.

۱۳۹۱ مهر ۲۱, جمعه

اقای فواد پاشایی دبیر حزب مشروطه ، از شما انتظار دیگری می رود

دیروز، چهارشنبه 10.10.2012 در تلویزیون اندیشه شاهد مصاحبه آقای فروزنده برنامه ساز توانای این رسانه با آقای فواد پاشایی دبیر اول حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) بودیم

در این مصاحبه هر چه برنامه ساز (جمهوریخواه) یعنی آقای فروزنده با مسئولیت و بسیار هوشیارانه سئوالات کلیدی را از آقای پاشایی (مشروطه خواه)  می پرسیدند ،متاسفانه ایشان  با پاسخهای غیر مسولانه و بسیار غیر دقیق آقای پاشایی مواجه می شدند

در آخر این مصاحبه کار به جایی رسید که آقای فروزنده با نا امیدی گفتند که" من ماندم چی بگم دیگه " (نقل به مظمون) متاسفانه آقای پاشایی گویا متوجه پرسشهای دلسوزانه وموشکافانه آقای فروزنده نشدند
 .
این نوشته سعی خواهد کرد به  این مصاحبه البته  بدون خودسانسوری و بسیار شفاف از زاویه دیگری بپردازد .امیدوارم که دوستان مشروطه خواه ، این انتقادات سازنده را حمل بر نقض غرض ندانند

آقای فواد پاشایی در قسمتی از گفتگو به سفر 2 سال پیششان به نیویورک اشاره داشتند و اینکه با دوستان دیگری که آنها هم  به نیویورک آمده بودند ، تصمیم گرفتند در رستورانی جمع شوند البته هدف این عزیزان از سفر به نیویورک اعتراض به آمدن احمدینژاد بوده  است

آقای پاشایی ادامه می دهد
 که یکی از دوستان  ماها را که 40 نفر بودیم به یک رستوران دعوت کرد تا آنجا در رابطه با ائتلاف ملی صحبت کنیم  و در ادامه می افزایند  که در این  کافه نیویورکی ، تعدادی اصلاحطلب ، جمهوریخواه ، مشروطه خواه و روزنامه نگارانی حضور به هم رساندند .

وی ادامه می دهند که
این فعالیتها در 8-9 ماه پیش جدی شد و ناگهان دو هفته پیش با سکولارهای سبز آقای نوری علا جدیتر شد

در اینجا آقای فروزنده از ایشان میپرسند آیا در دو هفته پیش که موضوع جدیتر شد ، حزب مشروطه و سکولارهای سبز با هم ائتلاف درست کردند ؟ ایشان پاسخ بسیار گنگی می دهند که  ،  نه تعدادی از افراد حزب مشروطه و سازمان سکولارهای سبز بودند. راستش.من هم متوجه پاسخ آقای پاشایی نشدم  سوال آقای فروزنده روشن بود ومنظور ایشان این بود که آیا ائتلاف سازمانی بوده یا افرادی دور هم جمع شدند؟ که آقای پاشایی پاسخ صریح و شفافی ارائه ندادند 

 متاسفانه کیفیت پاسخها بعدی ایشون هم در همین حد بود.

من به واقع تمام نیروی مثبت خود را متمرکز کردم تا از این مصاحبه آگاهتر از قبل بیرون بیایم و بدانم که تغییرات ناگهانی حزب مشروطه چه بوده و کم و کیف این ائتلاف ملی آقای نوریعلا و آقای پاشایی چگونه و در چه حدی بوده است و از آنجایی که ، به سوالات بسیار مهم و راهگشای آقای فروزنده پاسخی درخور داده نشد ، برای من و بسیاری از هموطنان در کمال ناباوری پرسشهای عدیده دیگری هم به وجود آمد

 امیدوارم که با طرح نکات ناروشن این مصاحبه از طریق این نوشتار سعی شود تا در صورت مایل بودن آقای پاشایی و آقای نوریعلا  پنجره ای برای تعاملی راهگشاه  گشوده شود ،  تا اینکه در شفافیت و صراحت کامل  معضلات را به کناری زده و بتوانیم برای هرچه زودتر تشکیل شدن شورای ملی ایران قدمی هر چند کوچک برداریم.

در همین راستا ابتدا چند پرسش از آقای پاشایی در رابطه با فعالیتهای ایشان از نشست ائتلاف در کافه ای در نیویورک

آقای پاشایی عزیز شماها دهها سوال از پروسه پیشرفت و چگونگی تدوین منشور پیشنهادی شورای ملی داشتید که پاسخ تمام آنها را از مسئولین گرفتید آیا می توانید به ما پاسخ دهید که

الف: این 40 نفر در نیویورک چه کسانی بودند و اگر احمدینژاد به نیویورک نمی آمدند شما چه می کرید چون گویا اعتراض به احمدینژاد باعث جمع شدن شما در رستوران بوده است و گپی هم در رابطه با اتحاد زدید

ب : آیا آن اصلاحطلبانی  که جزو آن 40 نفر در کافه نیویورک بودند در این ائتلاف شما با آقای نوریعلا حضور داشتند و دارند ؟ اگر پاسخ آریست چه کسانی هستند

 پ : آیا این فعالیتها در جایی هم انعکاس پیدا کرده است و اصولن چرا به مانند شورای ملی ، و سایر نیروهایی که در این رابطه نتایج کلیه فعالیتهای خود را به مردم اعلان می کنند شما چرا این کار را نکردید و چرا امروز اعلان نمی کنید

ت : آیا شما تا کنون پلاتفرفی از این ائتلافها تهیه کرده اید یا نه ؟ منظور همان منشور یا توافقنامه ای که نتیجه نظرات و اعتقادات جریانات گوناگون سیاسی بوده باشد در اینجا منظور مرامنامه یا مقالاتی که هموندان حزبی می نویسند نیست
 ایا این ائتلاف شما تا کنون توافقنامه ای بیرون داده است که در بر گیرنده نظرات گوناگون جریانات سیاسی گرد آمده در ائتلاف باشد یا نه ؟

شما در قسمتی از گفته های خود عنوان کردید که این ائتلاف شما و آقای نوریعلا 2 سال پیش به دنیا آمده است و در ادامه آنرا نادیده انگاشتید و از آقای فروزنده خواستید که به همین ائتلاف دو هفته پیش بپردازند و آن دو سال را مورد توجه قرار ندهند از شما سوال می کنم که چرا ؟

اگر شما 2 سال زحمت کشیدید و دهها طرح و پیشنهاد را در جلسات رسمی و مرتب هفتگی به بحث و بررسی گذاشته اید و طرحی را افکنده اید که روی تک تک جملات و واژه های آن با سایر سازمانها بحث کرده اید و بارها متن را تغییر داده اید و دوباره به بحث گذاشته اید و در نهایت آنرا به تصویب رساندید خوب چرا باید آقای فروزنده و ملت ایران این زحمات شما را نادیده بگیرند؟

نام ببرید از سازمانها و افراد ،   برای من مهم نیست چه کسان و سلزمانهایی هستند مهم این است که شما هم اولویتتان اتحاد ملت ایران بوده است . با شفاف سازی می توانید دهان بدخواهان را ببندید که همه جا می گویند شما دارید برای منافع سازمانی خودتان موازی سازی می کنید و می خواهید خود را مطرح کنید!!
 از شما خواهش می کنم برای بستن دهان این یاوه گویان تمام فعالیتهای دو ساله ائتلاف ملی خود و آن 40 نفر در نیویورک  را مورد به مورد و در کمال شفافیت به مردم ایران بگویید

اگر هم دو هفته پیش کاری انجام گرفته لطفن آنرا  هم با ما مردم در میان گذارید کاش در این مصاحبه نتیجه این کارها را رو می کردید

آقای پاشایی عنوان می کنند که باید تشکلهای گوناگون دور هم جمع شوند و طوری نباشد که همه در یک تشکیلات عضو شوند ! منظور ایشان این بود که شورای ملی هم یک تشکیلات به مانند حزب مشروطه یا سازمان مجاهدین است پس معنی ندارد که او زیر منشور سازمانی دیگر را امضا کند

اینجا باید به ایشان تذکر داد که
اولن شورای ملی هنوز تشکیل نشده است

دومن شورای ملی یک تشکیلات(سازمان) نیست هدف شورای ملی تجمع تمام سازمانها و ایرانیان در زیر یک چتر است نام این چتر مهم نیست چه باشد مهم آن است که اندیشه ای تدوین گردد و مورد توافق همه  قرار گیرد که با بیرون آمدن منشور پیشنهادی شورای ملی این کار به خوبی انجام گرفت

این حکم شما که گویا شورای هنوز تشکیل نشده هم مثل حزب شما یک تشکل(سازمان) است کاملن انحرافیست در حزب شما اگر کسی مرامنامه و اساسنامه حزب را رعایت نکند دیگر عضو محسوب نمی شود و این اساسنامه و مرامنامه را هم تعدادی از همفکران مشروطه خواه نوشتند در حزب شما جمهوریخواه نمی تواند عضو باشد  در صورتی که منشور پیشنهادی شورا میثاقیست ملی که بانیان آن می توانند 70 ملیون ایرانی از مشروطه خواه ، جمهوری خواه ،مارکسیست،لاییک،دیندار سکولار یا بی دین ،کرد ، آذری ،بلوچ ،بهایی ، یهودی و مسیحی باشند

شورای ملی نمی خواهد سازمانی در کنار سایر سازمانها و احزاب سیاسی دیگر باشد وهدفش  به هیچوجه ایجاد دکان دیگری در این بازار مکاره نیست  

آقای پاشایی در قسمت دیگری از اظهارات خود مطرح می کنند که چون شاهزاده  منشور پیشنهادی شورای ملی را امضا کردند پس ما هم این ائتلاف را تشکیل می دهیم و ایشان باید این را هم امضا کنند. من هنوز متوجه نمی شوم که اگر شاهزاده متنی را قبول دارند و پای آن امضا می گذارند به چه معناست ؟ آیا این تایید به مفهوم تایید متن نوشته شده است یا تایید افرادی که متن را تهیه کردند ؟
عقل و منطق به من می گوید که آن متن مورد تایید است و نه افراد

 باید به آقای پاشایی و آقای نوریعلا همینجا یاد آور شد که آیا اگر آقای پاشایی/نوریعلا ، متنی را بنویسند که مورد قبول شاهزاده نباشد و آنرا امضا نکند آن موقع آقای پاشایی و دیگرانی که به این وزن کردنهای خود مشغولند و زره ای هم از این امیال شخصی کوتاه نمی آیند ، دیگر تعهدات خود را به فراموشی می سپارند و ائتلافهای مورد نظر ایشان هم تمام می شود؟

 و یا اگر شما متنی را آماده کردید و شاهزاده آنرا تایید کرد باید به معنای تایید شما باشد ؟ انتظار من از این رهبران "اپوزسیون" بیشتر از اینها بود شما را نمی دانم

در ظمن آقای پاشایی و آن دیگرانی که از شاهزاده می خواهند متون آنها را هم امضا کند آیا هدف شما چیست ؟ آیا وقتی شاهزاده منشوری را امضا می کند اگر شما هم از آن کپی بردارید و نام شاهزاده هم زیر این کپی شما بیاید مشکلات شما حل می شود؟

همانطور که آقای فروزنده این بچه بازیها را درک نکرد !  برای من هم قابل قبول نیست که چرا این متخصصین و فرهیختگان ما به اینجا رسیده اند آیا نام لیبرال دموکرات یعنی همین ؟

آقای پاشایی ناراحتند که ایشان هر کاری کرده این جمهوریخواهان با ایشان ائتللاف نمی کنند برای آگاهی ایشان باید قید کرد که همان آقای نوریعلا خود یک جمهوریخواه است علاوه بر این اکثریت  افرادی که در تهیه منشور شورا اقدام کرده اند ،  جمهوریخواه می باشند 

اگرمنظور اقای پاشایی سازمانی به نام اتحاد جمهوریخواهان است که در دست فرخ نگهدار و مهدی فتاپورقرار دارد و در حال سپری کردن آخرین روزهای حیاط خود است که باید به عرض ایشان رساند اینها جمهوریت خواه نیستند 

جمهوریخواه و مشروطه خواه واقعی آن نیروییست که در مسیر اتحاد ملی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و رهایی ایران ،  بهانه گیری نمی کند ، خودمحوری را به پیش نمی کشد ، میهن دوستی و رهایی از چنگال استبداد دینی اولین اولویتش  می باشد

و در پایان
تعدادی از مخالفان ورقیبان ناسالم  پروسه پیشرفت تشکیل شورا   در روزهای گدشته مفاهیمی من درآوردی را ابداع کردند  تا با سوء استفاده از  آنها به این شورا و نیروهای تدارک کننده آن به ناحق حمله کنند
 این دو واژه مورد سوءاستفاده این دوستان  شناسنامه و استخوان بود آنها می خواستند چنین القا کند که گویا با سابقه سیاسی سازمانهایی که جزء نامی از آنها باقی نمانده است ( حزب توده و..)به شورا مقرضانه ایراد بگیرند  که چرا از احزاب و سازمانهای قدیمی نامی برده نمی شود و یا اینکه باید  افراد استخواندار  پیشقدم شوند تا پیروزی را در آغوش کشند 

همانها اخیرن واژه ای جدید به نام تخصص اختراع کرده اند و معتقدند که اگر متخصصین در رهبری این شورا قرار گیرد حتمن این شورا کارش درست می شود

به تمام این دوستان و فرهیختگان باید گفت که سابقه سیاسی جریانات سیاسی مهم است ،افرادی هم که دهه ها مبارزه کردند   برای ما فعالان سیاسی عزیزند   و اگر تخصصی هم داشته باشند باید از این توانایی به خوبی استفاده کرد
 ولی هیچ یک از این گفتمانها به تنهایی نمی تواند ما را به سرمنزل مقصود برساند چه سود از آن تخصصی که در مسیر اشتباه به کار رود ،چه اعتباری آن حزب یا سازمان سیاسی برای مردم دارد وقتی که خلخالی آدمکش کاندیدش بوده و در تمام طول حیاطش جز سر سپردگی به روسیه اولویت و ارجهیت دیگری نداشته است 
برای جوان امروز در وطن بلازده ما یک فلیسوفی که خوب صحبت می کند و خوب کتاب می خواند چه می تواند بکند 
آن روزنامه نگاری که فقط خود را قبول دارد و در هیچ جمعی نمی تواند با دیگران همکاری کند بیشتر ضرر می زند تا سود

ما امروز قبل ازارزشگذاری به روی تمام مفاهیم بالا که در جای  خود مورد قبول همه می باشد، باید به یک فاکتور اهمیت داد که آنهم  اعتماد ملیست  اگر مردم به شما اعتماد داشتند و شما را در دل دوست داشتند آن موقع مشروعیت ملی به دست می آید و می شود امید به پیروزی آلترناتیو ملی  داشت.
 زمانی که آلترناتیو مورد قبول ملت ایران شکل گیرد ، استفاده از تخصص ها به میان می آید .

سازمان یا حزبی که هیچ جا مطرح نیست و مردم نمی شناسندش نمی تواند از وجود تخصصها هم استفاده کند نیروی سیاسی باید موضوع کار داشته باشد تا بتواند تخصص را به کار گیرد. 
شاهزاده در مصاحبه اخیرشان به درستی مطرح کردند که اگر ما 100 انیشتن در اینجا داشته باشیم ولی مورد قبول مردم ایران نباشند به نتیجه ای نخواهیم رسید

شورای ملی ایران ،   هم به تمام احزاب و سازمانهای سیاسی و اجتماعی احتیاج دارد و هم به فرهیختگان استخوان دارو متخصص .  برای ساختن ایران به ملیونها زن و مرد ایرانی متخصص و وطن پرست احتیاج است 

در آینده نزدیک توازن قوا تعیین می کند که ایران دارای چه سمت و سویی باشد برای تمرکز قدرت باید شورای ملی را کمک کرد ابتدا قدرت را بسازیم تا بعدن آنرا غیرمتمرکز سامان دهیم بدون داشتن قدرت دموکراتیک مردمی ، ضرورت بحثهای دیگر از بین خواهد رفت افراد و جریاناتی که در شرایط بحرانی ایران ، اولویتهای دیگری را غیر از انسجام و اتحاد ملی ، پیش می کشند یا جدی نیستند و یا اینکه  باید در صداقت آنها تردید کرد

 قدرت ما در اتحاد ماست
  
فرید

ادامه دارد



فایل مصاحبه آقای پاشایی با آقای فروزنده

۱۳۹۱ مهر ۱۷, دوشنبه

گذشته را بلعیدند ، برای بلعیده نشدن آینده چه می کنیم و منتظر چه هستیم ؟ فرید

می گوییم در سال 1357  خردسال بودیم و، برایمان تصمیم گرفتند و هیچ نپرسیدند که آیا من وشما با سرنوشتی که آنها برایمان رقم زدند موافق هستیم یا نه و به حق نسل سوخته را برای خود برگزیدند  و کلی به مظلومیت این نسل هم گریستند
.
 حال از این نسل سوخته ، آگاه و  واقف بررنجها و دردهای خود وملتی نجیب باید پرسید ، که او امروز چه می کند ؟ برای اینکه فردا نگویند که این نسل هم نظاره گر سوختن نسلهای بعدی شد راه کارش چیست ؟  ،آیا ما مسولیت امروز خود و فردای نسل آینده را می پذیریم ؟ آیا می خواهیم  شرایطی فراهم آوریم تا امروز خود  و فردای آیندگان را نسوزانیم
ما دیگر نه خردیم و نه امروز در حال سوختن ، چرا که سن وسالی از ما گذشته است . و می توانیم خود تصمیم بگیریم و عمل کنیم  دوباره از خودمان می پرسیم،   این روزها ، هفته ها و ماهها چه می کنیم ،  چه می کنیم تا نسرین ستودها شیوا نظرآهاریها  امیدوار باشند ؟   ما برای نجات روحانی مبارز و شجاعی مثل بروجردی چه کردیم و می کنیم حتا برای از حصر در آمدن موسوی و کروبی منتظر کدامین معجزه هستید ؟

آنهایی که می گویند ما فقط "زندگی" می کنیم و کاری به سیاسیت نداریم در واقع حکومت اعدام و شکنجه و زندان را ،  پذیرفته اند افرادی که شکنجه ها و اعدام را می بینند وبه شرایط وخیم هموطنانشان بی تفاوتند جرمشان از جنایات آخوند ظالم کم نیست 

این قشرولی راه خود را انتخاب کرده است  وبه گونه ای دلیلشان "موجه است" اینها اگر لازم باشد حاضرند حتا نانشان را هم به خون عزیزانشان آلوده کنند و چشم بر هم  نهند و لقمه خونین را در دهان گذارند و با این خودفریبی که "من سیاسی نیستم " خودرا تا خبر اعدام بعدی تسکین دهند

مورد خطاب این نوشته ولی آن هموطنی است  که دلش درد دارد ،درد آن همسری که به ناحق شلاقش زدند و یا همبازی دوران مدرسه اش را که فقط 14 سال داشت از او گرفتندو اعدامش کردند و یا خواهر عزیزش را در زندان.....به چوبه دار آویختند
تو چرا ؟  سکوتت به چه معناست آیا می خواهی با سری افکنده نجوای شکست سر دهی آنهم در یک قدمی برآورده شدن تمام آن آمال و آروهایی که سالها برایش نیرو گذاشتی

نباید فراموش کرد که ،  مبارزان سیاسی ایران با جمهوری جهل و جنایت آخوندی در یک مسابقه دو استقامت قرار دارند
همه ما به خوبی می دانیم  که ، آزادیخواهان عشق به انسانیت و آرزوهای نیک بشری پشتوانه رزمشان است ،جمهوری اسلامی ولی معجونی  از سرکوبهای وحشیانه و دلارهای نفتی را پشتوانه دارد.  در این 33 سال هردو از گردنه ها و جاده های صعب العبورگذشته اند ،در این پایان راه اما ، آن نیرویی این مسابقه را خواهد برد که فقط چند ثانیه بیشتر از دیگری استقامت کند ، ما به مقصد رسیده ایم جمهوری اسلامی از درون به ده گروه متخاصم شقه شده است که همه مثل گرگهایی وحشی به خون یکدیگر تشنه اند.

اقتصاد بیمار  و آخوند بی سواد در ایران با هم متحد شده اند و همین دو به تنهایی کار را تمام خواهند کرد اقتصاد را نمی شود سرکوب کرد یا فریبش داد ،اقتصاد فروپاشیده رژیم نه ازشلاق و شکنجه می ترسد و نه از زندان و سنگسار،   اقتصاد آن  پاشنه آشیلیست که آخوند را به زانو در می آورد باید هر چه زودتر برای آن روز آماده شد.

باید شورای ملی ایران هر چه سریعتر بایستد این نوزاد را باید تیمار کرد به مانند مردمک چشم از آن مواطبت کرد ایرانیان در تاریخ معاصر چنین پدیده ای را تجربه نکرده اند هیچ یک از تجارب شکست خورده گذشته دارای چنین پتانسیل دموکراتیک و فراگیرو فرا ایدئلوژیکی نبوده اند و شاید دقیقن به همین خاطر هم شکست خوردند

 ما باید بتوانیم بدیلی سکولار و دموکراتیک را تا آن زمان سامان داده باشیم  ، خلاء سیاسی در چنین شرایطی بسیار خطرناک خواهد بود اگر چه نسل جوان ایران اشتباهات نسل 57 را تکرارنخواهد کرد چرا که این نسل به منافع ملی ایران چشم دوخته است و نه مقاصد ائدولوژیک و حزبی

 اگر طولانی شدن مبارزه و فرسایشی شدن آن ،  مبارزان و فعالان سیاسی را خسته  نکند  می تواند برای اولین بار در خاورمیانه و جهان طرحی نو در اندازد ما فقط در این شرایط یک دشمن داریم و چه زیبا شاهزاده رضا پهلوی آنرا فرموله کردند

  ما امروز نسل دیروز را قضاوت می کنیم  وبه راستی بر نسل 57 ایراد می گیریم که با خود و با ما چه کردند آیا حاضریم همین قضاوت را خود در رابطه با خود داشته باشیم و آیا فردا،  فرزندانمان ، ما را قضاوت نخواهند کرد که چرا سکوت کردیم ، چرا به موقع اقدام نکردیم ، چرا بیهوده 33 سال وقت گذراندیم و به جای فعالیت درست واندیشیدن  درست خود را بیشتر به جنگهای زرگری مشغول کردیم و روزی چشم باز کردیم که همه چیز دیگر دیر شده است. تریدید ندارم  اگر دیز بجنبیم قبل از اینکه خود بیدار شویم ،  آن روز ما را از خواب غفلت بیدار خواهد کرد

بیاییم کمی فضای حاکم بر فعالان سیاسی را بررسی کنیم و ببینیم واقعن این اساتید گرانمایه وفرهیختگان سیاسی چه کرده و می کنند ؟ وبررسی کنیم که آیا نتایج کار اینها بیشتر ضربه زده یا کمکی کرده ؟

ابتدا از آنها بپرسیم نیروی خلاق شما ،وقت گرانمایه شما در چه جهتی مصرف می شود ؟ و آیا این فعالیتها تا کنون چه اندازه موثربوده است ، آیا از نتیجه فعالیتهای شما جامعه ایرانی چه بهره ای برده است وقتی که ایرانیان با حکومتی سر کار دارند که در عرض یک هفته  تمام داراییشان نصف می شود و از حیث فساد ادری و اقتصادی  و تخریب روان اجتماعی ,خودکشیها وسایر فجایع  حتا  از اوگاندا و افغانستان یا کامبوج و بنگلادش هم جلو رده است

 شما نخبگان سیاسی چه می کنید و مسولیت اصلی شما چیست ؟ آیا هدف وقتگذرانی صرف است و بدون راه کار مشخص و شفاف منتظر وقایعی هستید که خود از آن اطلاعی ندارید و به مانند کارمند ان بانک خود را مشغول می کنید و به نادرست نام فعال سیاسی و اپوزسیون بر خود گذاشته اید ؟ در چنین حالتی وظیفه مردم نسبت به این دکانداران سیاسی چیست ؟ دکانداران دینی را شناختیم وقت آن است که دکانداران سیاسی را نیز بهتر بشناسیم 

آیا وجود چنین"نخبگان" ، سازمانها و نیروهای سیاسی به واقع برای مردمی که از آن دم می زنند سود است یا ضرر؟

هر ایرانی امروزه روز می داند که اولویت یک فرد یا سازمان سیاسی در بحران وحشتناک منطقه وفروپاشی جمهوری اسلامی چیست همه میدانیم که ادامه حیات جمهوری اسلامی برابر است با جنگ ، تنفر قومی ، تجزیه،فقر روزافزون ، اعتیاد و دهها بلایای دیگری که از برکت انقلاب اسلامی در سال 1357 نصیب ملت ایران گردیده است.   برای مقابله با این بلایای حکومت دینی باید رژیم را تغییر و تعویض کرد یک یا دو گروه به تنهایی نمی توانند رژیم را سرنگون کنند در نتیجه ضرورت اتحاد زیرمجموعه های پدیده ای به نام ایران به اولویت روز تبدیل شده است برای اتخاد ملی ایرانیان احتیاج به یک کنزنس ملی داریم این کنزنس یا وفاق ملی باید به صورت عهدنامه،میثاق یا منشوری تهیه گردد و سپس همه حول این منشور گرد آیند .


این پروسه با ظهور شورای ملی در حال تکوین و تکامل است آن دیگرانی که خود را از این پروسه جدا می کنند و یا مغرضانه به منشور شورای ملی حمله می کنند چه راه کاری را پیشنهاد می کنند آیا آنها راه حل دیگری دارند آگر آری کجاست  و اگر راهکاری ندارند چرا به روند پیشرفت اتحاد ملی نمی پیوندند 

آیا فعالان سیاسی نمی دانند که باید هر چه سریعتر بدیلی دموکراتیک را ایجاد کنند ؟آیا حزب  یا سازمان سیاسی وجود دارد که نداند مردم ایران در این شرایط به چه چیزی احتیاج دارند آیا واقعن مشگل جوان 26 ساله اهوازی ، امروز ،  جمهوری خواهی و مشروطه خواهیست آیا آن پدر سنندجی که کرایه منزل را ندارد بپردازد اصلن در فکرش خطور می کند که مردم استان کردستان را  ملت بگوید یا نه؟ آیا آن مادری که تنها جوانش در زندان گرفتار است آیا برایش مهم است که چرا به جای فرید ، علی را در کمیته ای قرار داده اند تا او زحمات و تدارکات اتحاد ملی را انجام دهد ؟آیا زنان و مردانی که حاضر به فروش کلیه و سایر اعضای بدن خود شده اند مشگلشان این است گه چرا طرح فیلادلفیای آقای نوریعلا را کسی جدی نمی گیرد و او باید با تخریب دیگران این عقده ها را خالی کند 

 غالب نیروهای فعال داخل ایران سالهاست که به ضرورت اتحادی گسنرده و ملی رسیده اند آنها خواهان  آلترناتیوی پویا و گسترده هستند که در مقابل جمهوری اسلامی قد علم کرده و بتواند آنرا به زیر کشد.

 مشگل ما این سیاسی بازان خارج نشین است  که می گویند فرهیخته هستند ،استخوان دارند و در خارج از کشور مشغول زندگی هستند و تیتر دکتریا مهندس هم یدک می کشند.
 این طیف طلبکار است و برای پا جلو گذاشتن فرش قرمز می خواهد در ظمن چشم طمع به بالاترین جایگاه  مجلس را هم دارد و یا سازمانکهایی که مدعی هستند شناسنامه دارند وفرهیخته تر هستند یا 40 سال سابقه فعالیت دارند که 39 سال آن حطا اندر خطا بوده است و در صفخه اول همان  شناسنامه سازمانشان انقلاب اسلامی 1357 و خلخالی حک بسته است و امام را در ماه دیده است و همین ها که اغلب در محدوده بازنشستگی می زیند از همه انتظاراتی هم دارند و می خواهند که دیگران اینها  را روی سر گذاشته و حلوا حلوا کنند.

در خارج از کشور که بسیاری مدعی نمایندگی داخل را دارند آیا واقعن همینگونه هم عمل می کنند
اگر این جریانهای سیاسی واقعن مشگلشان مردم باشد باید دمی ازگفتمان اتحاد ایرانیان غافل نشوند سوال تعیین کننده این است که پس چرا جز تعدادی انگشت شمار (رضا پهلوی)که شبانه روز خود را وقف سیاست انسجام و اتحاد ایرانیان کرده اند،  آن خیل عظیم دیگر چرا سکوت کرده اند و آن دکان سیاسی خود را بی جهت باز و بسته می کنند؟

 آیا این قضاوت نادرست است اگرکه عنوان گردد آنها منتظرند تا آمریکا یا اسراییل برایشان رژیم را به زیر کشند یا نه اینها اصولن اعتقادی به تعویض جمهوری اسلامی ندارند
.باید این جریانات را در آینده مشخص و با نام و اهدافشان بررسی کرد

تمام این مدعیان دروغین آزادی خواهی ،خوب می دانند که به تنهایی کاری از پیش نمی برند به روایت دیگر آنها هم می دانند که باید سیاست اتحادها را در اولویت خود قرار دهند ولی چرا این کار را نمی کنند ؟ آیا اینها نمی دانند که کشور در حساسترین و خطرناکترین دوره  33 ساله گذشته خود قرار دارد ؟آیا آنها نمی دانند که ممکن است جنگی خانمانسور باعث مرگ ملیونها ایرانی بی گناه  گردد ؟ آیا آنها نمی دانند که جمهوری اسلامی ناگزیر فرو خواهد پاشید چون به هزار و یک دلیل به قرون وسطا تعلق دارد  و در تمام زمینه ها به بن بست رسیده است ؟ آیا این جریانات از اقتصاد ویران و مریض ایران بی اطلاعند ؟

 می توانیم به تمام پرسشهای بالا جواب آری داد و ازآن توضیحات و سوالات به این نتیجه رسید  که تمام آنها آگاهند و می دانند که کارشان دردی از دردهای ایرانیان کم نمی کند که هیچ ، مشگلی بر دهها مشگل دیگرشان هم می افزاید. چرا که همین جریانات با هر گونه همت و کوشش متحد کننده دیگران محالفت می کنند در آینده با نام و مشخصات به این نوع سیاسی بازان حرفه پرداخته خواهد شد
 .
 به عنوان نمونه شورای ملی ایران که در حال شکل گیریست به واقع ارگانی ملی و فراحزبی و سازمانیست و منشور پیشنهادی آن بهترین سندیست که در این 33 سال برای اتحاد اپوزسیون ایرانی ارائه داده شده است ولی می بینیم که همین محفلها با دهها خدعه و نیرنگ سعی در گذاشتن چوب لای چرخ آن دارند   

به راستی این هزاران تحلیل گر سیاسی ،صدها حزب و سازمان که خود را بالاتر از سایر ایرانیان می دانند  مشغول چگونه فعالیت سیاسی هستند ؟
مگر نه این است که انسانها اگر کاری می کنند باید نتیجه ای عایدشان گردد مگر نه این است که اگر بعد از یک ماه کار در شرکتی ،  اگر حقوقی دریافت نکنند  دیگر به آن کار ادامه نمی دهید در دنیای حیوانات و پرندگان هم همین است .زمستان که می شود پرندگان به نقاط گرمسیر به پرواز در می آیند چرا که در آن مکانها می توانند خود را به آب و دانه برسانند.چگونه است که این احزاب و سازمانها سالهاست خود را اپوزسیون می نامند ولی وظیفه اپوزسیون که تغییر حکومت و جابجایی آن است ، را به فراموشی سپرده اند ؟ اگر این اصلیترین مسولیت یک حزب و فعال سیاسی را انجام نمی دهند پس اینها برای چه هدفی فعالیت می کنند ؟

باید به تک تک این جریابات با اسم و رسم پرداخته شود و بررسی کنیم که این احزاب سیاسی و فعالان سیاسی ایران چه هدفی دارند و راه کارهای آنها برای رسیدن به مقاصدشان چیست؟
ادامه دارد

فرید




    

۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه

از پیام رضا پهلوی در پشتیبانی از اعتراضات بازاریان : رفاه و امنیت پایدار شایسته ملت بزرگ ایران است

پیام رضا پهلوی در پشتیبانی از اعتراضات بازاریان 

 

پس از مدتها و در پی فروپاشی سیستم ارزی و اقتصادی جمهوری اسلامی که به خاطر  نابخردی سران جمهوری اسلامی از روز به قدرت رسیدن آنها در سال  1357 نشات گرفته است دیروز دوباره ملت قهرمان ایران به حیابانها سرازیر شدند 
شاهزاده رضا پهلوی از حرکت بازاریان و مردم به جان آمده از گرانی و بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پشتیبانی کردند در زیر متن پیام ایشان در این رابطه را مطالعه نمایید  
  

رفاه و امنیت پایدار شایسته ملت بزرگ ایران است

هم میهنان عزیزم،

پیامد سی و سه سال عملکرد نادرست و مدیریت غلط حاکمان جمهوری اسلامی، اقتصاد فلج، ورشکسته و فروپاشیده کشورمان ایران است. در حالی که قیمت ها روزانه در حال افزایش است، قدرت خرید مردم برای تامین کالاهای اساسی  به وضعیت اسفناکی رسیده است و بازار ارز دچار تلاطم و هرج و مرج بی سابقه ایی شده است، صاحب منصبان دولت بی صلاحیت و غیر مردمی به احتکار و ذخیره سازی کالاهای مورد نیاز (تخم مرغ و گوشت) جامعه پرداخته اند. 


با اقتصادی چنین نحیف، که زاییده سی و دو سال بی صلاحیتی، آشفتگی و کجروی است، مجازات های اقتصادی بین المللی علیه ایران به دلیل سیاست های نابخردانه و ماجراجویانه جمهوری اسلامی نیز به گونه ای بی سابقه شدت گرفته است. بانک های ایران و، مهم تر از همه، بانک مرکزی، با تحریم های رو به گسترش بین المللی دست و پنجه نرم می کنند. ارزش پول ملی کشورمان به سطح یکی از بی ارزش ترین پول های جهان تنزل یافته است. میلیون ها ایرانی برای دریافت یارانه نقدی ناچیز ساعت ها در صف می ایستند. شرکت های بزرگ نفتی میدان های نفت و گاز ایران را رها کرده اند و مزید بر این فهرست شوم، بحران اقتصادی جمهوری اسلامی، زیر فشار تحریم های خارجی، به مرحله انفجار آمیز خود رسیده است.


در مقابل این آشفتگی اقتصادی کشورمان، بازار و کسبه بی تفاوت ننشسته و با اعتصاب و برپایی راهپیمایی به دور از خشونت اعتراض خود را نسبت به بحران اقتصادی، سیاسی و فروپاشی بنیادهای اجتماعی کشورمان و بی کفایتی و ناتوانی حاکمان جمهوری اسلامی نشان داده اند و در فکر راه چاره برون رفت از این بن بست هستند.


هم میهنانم،


تنها راه رهایی از این بحران و جلوگیری از فاجعه ایی جبران ناپذیر برای سرزمینمان ایران، همبستگی و همراهی با یکدیگر است. در این روزها، با اصناف که در اقتصاد کشورمان جایگاه و نقش حیاتی دارند، همراه شویم و برای گذر از نظام اختلاس و گذار بسوی تامین برابری، فرصت های برابر، برقراری حکومت ملت و قانون، دست در دست هم دهیم.


از همه بخش های جامعه به ویژه نیروهای مسلح، دعوت بعمل می آورم، تا در راستای برقراری آشتی ملی، به آغوش گرم مردم، جهت گذر دمکراتیک و بدور از خشونت از نظام فقاهتی، برای باز سازی و استفاده بهینه از توانمندی های موجود كشور و برقراری اقتصادی سالم و پویا، تامین عدالت اجتماعی و بازگرداندن «فضای اعتماد» بپیوندید.


ملت بزرگ و کهن ایران شایسته و بایسته رفاه، آسایش، آرامش و امنیت پایدار است.


فردا از آن مردم ایران است


رضا پهلوی


۱۳۹۱ مهر ۸, شنبه

رضا پهلوی : راستش می خواهم تنها پهلوی باشم که در ایران خاک می شود

 پنجشنبه20 سپتامبر  2012  پاسخ به مهمترین پرسشها در رابطه با شورای ملی

 “در روزنامه  شهروند چاپ کانادا می خوانینم : نمی خواهیم کشورمان نابود شود” این ترجیع بند کلام رضا پهلوی بود در نشستی که با جمعی از کوشندگان جامعه ایرانی روز پنجشنبه20 سپتامبر 2012 در تورنتو برگزار کرد. و البته این تنها نشست نبود و در طول زمانی که آقای پهلوی در تورنتو اقامت داشت با گروه ها و افراد متعددی ملاقات داشته است.
هدف از این نشست ها و ملاقات ها شناساندن بیشتر فراخوانی بود که در21 شهریور 1391، از سوی تعدادی از ایرانیان  برای برپایی شورای ملی ایران داده شد. این فراخوان منشوری را پیشنهاد کرده و از هموطنان خواسته تا به این فراخوان بپیوندند.
رضا پهلوی در طول سخنانش بارها با تأکید، حمله نظامی به  ایران  را محکوم کرد و گفت تحت هیچ شرایطی گزینه ی جنگ قابل پذیرش نیست.
او  به این نکته  اشاره کرد که جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیتش، در پی نابودی ارزش های غربی و دنیای آزاد است، و برای همین هم کشور ما را همیشه در بحران نگه داشته است و سایه و خطر جنگ با این نوع سیاست و نگرش به دنیا، همیشه بر فراز سر ما خواهد بود و  باید به دنبال  راه حل اساسی برای این مشکل بود.

رضا پهلوی در تورنتو با تعدادی از کوشا گران جامعه ی ایرانی دیدار کرد
چکیده سخنان رضا پهلوی را در این نشست می خوانید:
ما باید با خرد جمعی خطر جنگ را از بین ببریم و از دنیا و سازمان های حقوق بشری دنیا بخواهیم که ما را در انجام خواست برگزاری یک انتخابات آزاد کمک کنند. ما از دولت های غربی می خواهیم که در سیاست های خارجی شان از حق مردم ایران برای یک انتخابات آزاد حمایت کنند. ما باید تغییر شرایط را با کمترین هزینه به سامان برسانیم. تفاوت ما با اصلاح طلبان در این این است که ما اساسا معتقدیم جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست.
من فکر می کنم تحریم اقتصادی الزاما به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر نمی شود چرا که آنها اساسا تربیت جهانی ندارند و استانداردهای جهانی را قبول ندارند.
جنگ تمام زیرساخت های کشور ما را از بین می برد و نباید بگذاریم که گزینه جنگ به هیچ عنوان مطرح شود. من صد در صد با جنگ مخالفم برای این که میهن ما را نابود می کند.
با توجه به این که کشور ما کشوری جوان و با میزان بالای تحصیل کرده است و با توجه به بالا بودن فرهنگ سیاسی اجتماعی مردم ما، استحقاق آنان بیش از جنگ و تحریم و تحقیر در سطح جهان است. من هیچ دلیلی نمی بینم که ما نتوانیم از این سد با کمترین هزینه عبور کنیم به شرطی که خرد جمعی مان را به کار گیریم. این قطار به راه افتاده است و برای همگان راه باز است که به آن بپیوندند.  همه چیز بر اساس پیشنهاد است و یک پروژه ساخته و کامل شده نیست. حاشیه نشینی دردی را دوا نمی کند. هر کس در درون شورا یک رأی بیشتر ندارد. برخی دوستان می گویند چه تضمینی وجود دارد. من می گویم تضمین در مشارکت است و در مسئولیت پذیری. اگر کسی می خواهد مالکیت داشته باشد باید مسئولیت بپذیرد. ضمانت از فرد و نهادهای شرکت کننده به وجود می آید وگرنه هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند ضمانت بدهد.
باید بگویم از روزی که این فراخوان بیرون آمده تاکنون (پنجشنبه 20 سپتامبر) 5 هزار امضاء داشته است و واقعا این جنایت بشری است که جهان  بدون آن که مردم ایران و خواسته هایش را بشناسد به گزینه ی جنگ متوسل شود. اگر جهان در رایزنی هایش با جمهوری اسلامی به بن بست رسیده، این مجوزی برای آنها نیست که به بدترین و نامربوط ترین و آخرین گزینه که جنگ باشد متوسل شوند.
باز هم تاکید می کنم که از طریق نافرمانی های مدنی همچون اعتصابات سراسری باید از سد جمهوری اسلامی گذشت و به انتخابات آزاد رسید. پیشنهاد می کنم صندوق کمک مالی مردمی برای حمایت از افرادی که به دلیل نافرمانی های مدنی شغلشان را از دست می دهند و خانواده هایشان دچار مخاطره فقر می شود، به وجود بیاید تا آنان احساس نکنند در شرایط سخت تنها مانده اند.
ما باید شرایطی به وجود آوریم که هر چه بیشتر از بدنه رژیم کنده شود و به سوی مردم گرایش پیدا کنند و این را با آشتی ملی باید به سرانجام برسانیم. قصد این نیست که انتقام جویی و انتقام کشی شود. همه باید بدانند که می توانند به حرکت های مردمی بپیوندند.
حرف ما اصلا مسئله سلطنت و سلطنت طلبی نیست، حرف ما ایرانی دمکرات و آزاد است. این شورا به محض برگزاری انتخابات منحل خواهد شد و دیگر هیچ مسئولیت حقوقی نخواهد داشت. راستش را بخواهید می خواهم تنها پهلوی باشم که در ایران خاک می شود همین و بس!
ستاد سیاسی این شورا شامل سخنگو، کمیته افتخاری، کمیته مشاوران، اتاق فکر، دبیرخانه مرکزی، هیئت نمایندگان ایرانی شورای ملی برون مرزی، کمیسیون تخصصی (حقوقی، مالی، روابط عمومی/ رسانه، روابط بین الملل، حقوق بشر)، کمیسیون امور داخلی(اقوام ایرانی، سندیکاها، نافرمانی مدنی، آشتی ملی، زنان، دانشجویان/ جوانان) ست که این ستاد، مجمع شورای ملی را به وجود می آورد و  به زودی اولین مجمع برگزار خواهد شد.
در طول این نشست سئوالاتی مطرح شد از جمله در مورد چگونگی تأمین هزینه های شورا پرسیده شد که پاسخ این بود: کمک از ایرانیان خارج از کشور و نیز درخواست کمک از سازمان های مردمی و حقوق بشری و نه دولت ها و در مرحله بعد هم کمک مالی مردم داخل ایران.
در مورد ملیت ها و اقوام ایرانی سئوال شد که پاسخ این بود که تمام تلاش شورا در این است که با تمام ایرانیان از هر قوم و زبان و مذهب و نژادی که هستند رایزنی شود. و تاکنون صحبت های خوبی داشته ایم. و البته دیالوگ با کردها بیشتر بوده است. این شورا از همه چه سیاسی،  چه فرهنگی و چه متشکل و چه غیرمتشکل دعوت به همکاری می کند. حرفم این است اگر نام و اعتباری دارید امروز وقتش است که برای ایران خرجش کنید که کار به جنگ و ویرانی و کشتار  نکشد.
سئوال دیگر در مورد چگونگی رفتن این رژیم بود، که پاسخ تاکید روی نافرمانی های مدنی سراسری و گسترده و خواست انتخابات آزاد و گذشتن از سد رژیم جمهوری اسلامی بود.
این نشست که قرار بود یک ساعت و سی دقیقه طول بکشد بیش از دو ساعت به طول انجامید و با ورود جمعی دیگر از ایرانیان کوشنده سیاسی اجتماعی برای برگزاری جلسه بعد به پایان رسید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر و آگاهی از مفاد منشور 16 ماده ای  می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.farakhanmeli.org
 

۱۳۹۱ مهر ۵, چهارشنبه

تکذيبیه دفتر رييس جمهوري اسلامی : پیروزیهای جهانی باعث شد، تااستکبار از "اوه اوه ما گه گه" ،بسازد

آمدند چشمش را آرایش کنند بی وجدانها زدند عروس ما را کور کردند
 فیلم را سانسور کردند غافل از اینکه هزاران اصل وجود دارد  در زیر متن تکذیبیه دفتر احمدینژاد و هردو فیلم را قرار دادم فیلم اصلی یوتیوب وفیلم سانسور شده سایتهای رژیم را ،حتمن به دقت ببینید و  مقایسه کنید
سایت حکومتی انتخاب  : روابط عمومي دفتر رييس جمهور خبر منتشر شده در خصوص پاسخ دکتر احمدي نژاد به سوالي در مورد تعداد اعضاي هيات همراه وي به سازمان ملل را قوياً تکذيب کرده و اين گونه اقدامات غيرحرفه اي و ضد اخلاقي را ادامه کينه توزي و خبرسازي دروغين رسانه وابسته به استعمار پير عليه دولت و ملت بزرگ ايران مي داند.
بي ترديد علت اصلي توسل به اين دست اقدامات سطح پايين و مضحک حاکي از عمق کينه و عصبانيت آنان از موفقيتهاي دولت جمهوري اسلامي ايران در عرصه سياست بين الملل است. اينان به زعم خود در تلاش هستند تا مواضع ضد استکباري و ضد صهيونيستي دکتر احمدي نژاد را تحت الشعاع خبرسازي ها و ادعاهاي کذب خود قرار دهند.

اين رسانه مغرض در حالي مدعي بيان ادبياتي نامناسب از سوي دکتر احمدي نژاد شده که رييس جمهوري اسلامي ايران به اذعان همگان، حتي در برخورد با مخالفين خود نيز به رعايت احترام و اخلاق مقيد است.

شايان ذکر است با توجه به اينکه هر ساله ويزاي تعداد زيادي از افراد معرفي شده هيات همراه رييس محترم جمهور به سازمان ملل صادر نمي شود و حتي ويزاي برخي از افراد معرفي شده پس از اعزام هيات ايراني صادر مي گردد، لذا اسامي بيشتري معرفي مي شوند تا در ترکيب تيم هيات همراه رييس جمهور محترم براي انجام ماموريتهاي مختلف در اين سفر، هيچ گونه مشکلي پيش نيايد.

مرکز روابط عمومي دفتر رييس جمهوري اسلامي ايران

همانطور که می دانید  روابط عمومومی بی بی سی هم  اصرار دارد  به ما اثبات کند که اقا ما را اذیت نکنید احمدی نژاد اهانت نکرد، گفت اوه اوه

حال خود قضاوت کنید اگر بی بی سی و دفتر احمدینژاد راست می گویند چرا تمام سایتهای رژیم 5 ثانیه از گفته های احمدینژاد را (گوه خوردن) راسانسور کردند در زیر فیلم اصلی و ساسنسور شده را قرار دادم حتمن مقایسه کنید تا متوجه دروغگویان حرفه ای شوید
البته اگر هنوز بی بی سی فایل را حذف نکرده باشد...... خلاصه بشتابید

فیلم اصلی

۱۳۹۱ شهریور ۲۷, دوشنبه

شورای ملی ، گفتمانیست اندیشه محور ، مدرن و سکولاردموکرات / farid

 قبل از انتشار منشور پیشنهادی شورا مطلب انتقادی با این عنوان درج کردم    در ادامه آن مطلب سعی خواهم کرد با مثالهای معینی این معضل را بیشتر بشکافم
  مکانیزم  شورای ملی را می شود در یک جمله چنین ارزیابی کرد که  ،  در مجامع سیاسی ایرانیان ، این روش  تجربه نشده ، تا کنون دموکرات ترین متدولوژیست .  چرا که اولن ، همه در این شورا دارای حقوق مساوی هستند ودر ثانی این سیستم بر خلاف سیستمهای تا کنونی از پایین به بالاست و نه از بالا به پایین . سومن در همین آغاز کار و بر خلاف احزاب و سازمانهای قدیمی و سنتی  ، اعضاء به وسیله یک جمع نخبه برگزیده نمی شوند .آقای رضا پهلوی یه عنوان معروفترین و شاخصترین ابرانی در اپوزوسیون دارای همان حقوق و وظایف است که خانم یا آقای فرید در دورافتاده ترین نقطه کشور .به معنای دیگر همه شهروندیم و همه دارای حقوق مساوی و یکسان
اغلب درگیریهای درون سازمانها به خاطر عدم رعایت همین موازین است .چرا که برخی خود را محق می دانند و فکر می کنند که حقوقشون پایمال شده است  و یا انتظارات بیهوده و نادرست، آنها را وادار به حرکات نامانوس کرده است و خود بی خبر است
اگر حقی ضایع نگردیده شود اعتراض و درگیری هم به وجود نخواهد آمد و تمام این امور به چارتهای تشکیلاتی و چگونگی موازین درون سازمانی ربط پیدا می کند 
تفاوت مهم و اساسی دیگر شورای ملی ! در محور قرار داشتن  اندیشه  به جای(شخص)  اشخاص  است . نباید حول یک یا 10 شخص گرد آمد باید حول یک اندیشه مدرن و سکولار جمع  شد (طرح پیشنهادی منشور شورا)  هر ایرانی آن  اندیشه مورد قبول همه  را پذیرفت در شورا قرار دارد .اندیشه را می شود تکوین و تغییر داد اشخاص ولی حذف می گردند و همین حذف باعث درگیریها شده و می شود .اندیشه و منشور صاحب مشخصی ندارد و دقیقن از این جایگاه است که همه خود را وابسته به آن خواهند دانست
   
اندیشه محوری باعث می شود  که همه با آن در کنگره به وفاق ملی برسند
 در این  گفتمان  ،  نه از یک ایدئولوژی خاص صحبتی به میان است و نه از دین و قومیتی خاص .  در سرتاسر این پروسه  نوین و مدرن ، شما می توانید ،  تفاوتهای بنیادین را با سایر همایشها و سازمانهای تا کنونی مشاهده کنید  برای نمونه اگر بخواهیم متدولوژی پیشبرنده و حاکم بر طرح شورای ملی را با یکی از آخرین پیشنهادهایی که در برخی رسانه ها از آن به عنوان طرح فیلادلفیا نام برده می شود ، مقایسه کنیم پی خواهیم برد که 
تنها تفاوت طرح فیلاذلفیا با آن هزاران طرح تا کنونی دیگر در 33 سال گذشته فقط در نام آن است که متاسفانه "روشنفکران" سنتی و دیروزین ما به جای استفاده از اسامی و مفاهیم بومی ایرانی ،شیفته نامها و القاب غیر پارسی و ایرانی بودند و هستند 
طرح فیلادلفیا فرقش با طرح همایش واشنگتن که بر محور اصلاحات آقای کدیور و با شرکت افرادی مثل آقای نوریعلا تشکیل شده بود در چیست و یا این طرح چه فرقی با همایش هماهنگی پاریس و لندن و برلین و منشور 81 دارد ؟
در تمام این طرحها عده ای همفکر و هم ایده جمع می شدند و عده ای ار دوستان مورد اعتماد خود را جمع آوری می کردند و آنها را در دور حلقه اولیه که خودشان بودند می گذاشتند
در سالهای اولیه انقلاب اسلامی اتحادها بیشتر ایدولولوژیک بود .نیروهای م.ل. علاقه داشتند با یکدیگر وحدت کنند و سازمانهای دینی با یکدیگردر اثر آشنایی این چریانات با دموکراسیهای غربی و بخصوص بعد از شکست سوسیالیزم در جهان این شیوه اتحادهای ایدولوژیک ، جای خودش را به اتحادهای سیاسی داد در این راستا شاهراده رضا پهلوی به واقع پیشقدم بوده و هست
حوشبختانه ما امروز در تمام جرگه های سیاسی نیروهایی داریم که خواهان متحد شدن بر محور گفتمان  فراایدولوژیک فراسازمانی و فرا حزبی هستند
اگر به مکانیزمهای غیر دموکراتیک و دیکتاتورمابانه روابط درون سازمانی جریانات سیاسی در تمام نحله های فکری پوزسیون و اپوزسیون ایران قبل از 1357 نگاهی اندازیم می بینیم که
در اصل گروههای سیاسی که می خواستند سازمانی را تشکیل دهند بیشتر اعضایشان از بین دوستان و آشنایان و رفقای قدیم و جدیدشان برگزیده شده بودند ما امروز و بعد از اینهمه تحولات فکری می بینیم  که  کار این همایشهای و سازمانهای امروزین هنوز هم  در محتوا تفاوت اندکی با تشکیل سازمانهای چریکی دهه 40 و 50 در ایران دارد ،حلقه اولیه مثلن 10 نفر بودند ، اینها آشنایانشان را در حاقه دوم و آنها هم آشنایانشان را در حلقه سوم و چهارم و.....قرار می دادند. ممکن بود این حلقه ها اعضای فامیل آنها باشند یا طرفداران یک دین و ایدئولوژی و یا افرادی از یک اقلیت قومی (فرقه پیشه وری در آذربایجان،حزب دموکرات  درکردستان ) باشند .شورای ملی ولی هیچیک از این سدها را پیش رو ندارد هر ایرانی با پذیرش مشور حقوق بشری وسکولار می تواند انتخاب شود و انتخاب کند و لزومن نباید استاد دانشگاه یا مفسر صدای آمریکا و بی بی سی باشد
بحث من به مکانیزمهای تشکیل چنین اتحادی می پردازد و نه اینکه آیا این پروسه ها در روندشان به کدام ناکجاآبادها ختم شدند در تمام این سالها و در تمام این سازمانها و همایشها (مارکسیستی ،جبهه ای ،دینی) ،دموکراسی و حقوق شهروندی اعضای این تشکلها اولین قربانبان روابط فامیلی ، ایدولوژی و قومی  بودند.  حقوق اعضا نه یکسان بود و هست و نه مدرن .اخیرن و بعد از آمدن اعضای این سازمانها به کشورهای غربی و پس از اعتراضات اعضای ساده ای که حقوقشان سالها در این روابط فامیلی ضایع شده بود ، رهبران این جریانات سعی کردند که کمی آزادی در درون این تشکلها جاری کنند ولی از گفتمان شورای ملی که بر اصول علمی مدرنیسم استوار خواهد شد سالها دورند
.
چرا تمام طرحهای فیلاذلفیایی یا تجمع تحصیلکردها تا کنون (به ویژه در33 سال گذشته)غیر دموکراتیک بوده و از بالا تشکیل شده است و چرا ضوابط شورای ملی متفاوت ،دموکرات و مدرن است ؟
وقتی اینجا صحبت از تحصیلکرده می کنم دقیقن به محور ساختاری این طرح اشاره کرده ام .افرادی که فقط اعتقاد به تجمع دکترها و استادان دانشگاه ومتخصین که برای اولین بار در بی بی سی مد شد ، دارند ، فقط از خود و منافع خود دفاع می کنند این طرح می گوید که تعدادی از افراد دارای اعتبار و اعتماد و متشخص باید دور هم جمع شوند.
 در نگاه اول  ، این تفکر ،  شاید معقول به نظر آید البته وقتی پیشنهاد دهنده خود جزو طرحش قرار نگیرد والی به درستی می گویند که طرح دهنده(نوریعلا) برای خود چونه می زند شاید این نوع پیشنهادات ،  برای انجمن خانه و مدرسه مناسب باشد ولی وقتی ادعای مدیریت یک ملت به میان می آید آن دیگرانی که در این مجموعه قرار نگرفتند یا ازآنها دعوت به عمل نیامده است ،  آیا بی اعتبار بودند یا بی اعتماد آیا طرح دهندگان ، اصولن آن دهها هزار دیگر را هم مد نظر قرار داده اند یا نه ؟  معمولن کسانی که دارای اسم و رسم و معروفیتی هستند از این نوع طرحها پشتیبانی می کنند (من خود تحصیلات آکادمیک دارم ولی ازحقوق غیره دفاع می کنم) همانطور که اشاره کردم این روش می تواند برای یک مجموعه کوچک مناسب باشد و به هیچوجه نمی تواند جوابگوی ملیونها انشانی باشد که می خواهند به آلترناتیو دموکراتیک یک حکومت تبدیل شوند

اگر بخواهیم شرط و شروطی برای پیدایش و تشکیل هر تجمعی بگذاریم ، اجازه نداریم با هر انگیزه و تحت هیچ شرایطی دیگران را بیرون در بگذاریم  باید آن مکانیزمی را ایجاد کرد که تمام آحاد یک کشور 70 ملیونی مثل ایران بتوانند در آن جایی گیرند و در ظمن کارها هم به بهترین شکل ممکنه به پیش رود و به انجام رسند اگر به مانند همین طرح فیلادلفیا و طرحهای تا کنونی هزاران نفر بیرون بمانند ،آنها از همان آغار با طرح به اعتراض بر خواهند خواست و دیر یا زود آنرا هم به مانند تمام این طرحهای 33 سال گذشته به بایگانی تاریخ خواهد سپرد
شورای ملی آن بستری را فراهم می کند که هر ایرانی بتواند عضو شود فعالیت کند و در ارگانهای رهبری انتخاب شود بدون اینکه قومیت ، دین،نژاد سطح سواد و....مانعی ایجاد کند. باید در تمام زمینه ها تخصص و کاردانی محور ارتقا و پذیرش مسئولیتها قرار گیرد
در طرحهای فیلادلفیایی  تعداد 30 تا 100 نفرخود را به هم می رسانند و می خواهند به توافق برسند در همین پروسه رسیدن به توافق همه چیز پایان می پذیرد چون به توافق نمی رسند
 اخیرن برای ادامه این نشستها در بروکسل بر همین منوال تعدادی جمع شدند و سعی کردند که فقط ثابت کنند که از جرگه های گوناگون فکری می توانند 2 روز در کنار هم بنشینند وطوری حرکت کردند که گویی با ایران کاری ندارند واطلاعی از بحران سیاسی منطقه وکشور خود ندارند و مثلن هدفشون فقط دموکراسی بازی است و بس .دست اندرکاران این کنفرانس از ترس شکست نخوردن در اصل دستان خود را در پوست گردو گذاشتند و هیچ کاری پیش نبردند من هر چه انتظار کشیدم که اینها چگونه می خواهند دموکراسی را نه در سوئد و بلژیک بلکه در ایران پیاده کنند ، چیزی نیافتم ، گویی چنین قصدی هم نداشتند خوب همین آقای نوریعلا هم در کنفرانس بلژیک بود ، ایشان چرا طرحشان را در آنجا به بحث نگذاشتند ؟آیا باید هر کس برای در محور قرار دادن خود طرحی بیرون دهد ؟ در دهها کنفرانس و همایش ایشان حضور دارند و داشتند حتا یکی از این تجمعات موفق نشد همینجا می خواهم از آقای نوریعلا بپرسم که مشگل شما در کجاست حتا در مراحل آغازین  تدوین منشور پیشنهادی شورا هم ایشان حضور داشتند چه شد که یهو دو باره رفتن روی طرحی دیگر
 در آن مجموعه 25 نفر دیگر هم حضور داشتند چرا فقط آقای نوری علا همیشه با همه مشگل دارد آیا مشگل از خود ایشان نیست 
دیروز من صحبتهای ایشان را در یوتیوب می شنیدم و از این همه تهمت و اتهامهای دروغین ایشان متعجب گردیدم آقای نوریعلا خود در واشنگتن با اصلاحطلبان همین 3 ماه پیش هم پیاله بودند ولی به افرادی در کمیته موقت شورا ایراد می گرفتند که آنها چرا قبلن اصلاحطلب بودند و دهها تناقض  دیگر ، تو گویی آقای نوریعلا اگر در محور قرار نگیرند می زنند تمام کاسه کوزها را به زمین و می شکنند این شیوه ایست که اکثر انقلابیون همدست شده با خمینی در سال 57 کم وبیش دارند .اینها اکثرن تمامیت خواه می باشند سیاست برای اینها همه چیز یا هیچ  است این طیف با همه در جنگ است همیشه هم بازنده بوده است
با وجودی که کمیته موقت بارها عنوان کردند که قبل از تشکیل کنگره شورای ملی این کمیته که از نامش پیداست و موقت می باشد  خود را منحل می کند ولی افرادی مثل آقای نوریعلا ول کن دعوا نیستند از طرفی همه را به باد ناسزا می گیرد و از آن طرف عنوان می کند که اگر موفق شد با شورا همکاری خواهد کرد ، این یک بام و دو هوا چیست آقای نوریعلا 
بسیاری به کمیته موقت و چگونگی تشکیل آن انتقاداتی دارند من هم یکی از آنها هستم لی انتقادات من تخریب نیست من نمی خواهم برخورد حدفی انجام دهم آنهم برای منافع و خواسته های حقیر شخصی
 برخوردهای این دو نفر که با کمیته موقت همکاریهایی داشتند و از سن و سالی هم برخوردارند ،  آدمی را  یاد دعواهای کودکستان می اندازد  اینها که تعدادشون بسیار اندک است گویا توقعات و انتظارات بسیار نادرستی از همکاریها و هماهنگیها داشته اند
 فرد دیگری هم دقیقن در همان روز انتشار منشورپیشنهادی شورای ملی  با همین روشهای کهنه شده بسیار ابتدایی دهه 50 و 60 سعی دارد از طریق گردنکشی و تهدید به خواسته های خودش برسد و می گوید که چون به من در کمیته وقت کم داده شده در نتیجه من هم آنها را به باد انتقاد می گیرم و تهدید می کند که اگر خواسته های من برآورده نشود من قهر خواهم کرد جالبی قضیه اینجاست که همه اینها خود را برانداز می دانند همه به طریقی خود را با آقای رضا پهلوی نزدیک احساس می کنند و همه منشور پیشنهادی را هم در وجه غالب آن پذیرفته اند حال شما به من بگویید دعوای اینها سیاسیست ؟ فرهنگیست یا نه  خودمحوری و خودشیفتگی اینهاست که یکی به این توده ای خائن می گوید وایشون هم آن یکی را فاشیست می نامد . همه اینها هم  به مانند 70% اعضای کمیته موقت هماهنگی شورای ملی  از هموطنان طیف جمهوریخواه  می باشند   

 مدرنیسم روح حاکم بر شورای ملی

مدرنیته یا تجدد از آرمانهای انقلاب مشروطه در ایران بود که برای اولین بار در شرق  پدران و مادران ما آنرا در سرلوحه کارهایشان قرار دادند
با ظهور رضا شاه و ایجاد دولت و ملت مدرن در ایران اولین سنگپایه های مدرنیسم در ایران ریخته شد با ایجاد دادگستری ،  آموزش.و پرورش و...زمینه های آغاز سکولاریسم در ایران به وجود آمد ادامه رفرمهای مدرنییته را محمدرضا شاه پهلوی تا سال 1357 در ایران ادامه داد که متاسفانه با انقلاب ارتجاعی و واپسگرای اسلامی این روند متوقف گردید که اگر چنین نمی شد ایران هم به مانند کره جنوبی ، ژاپن ودهها کشور دیگر امروز تمام مولفه های مدرنیته را پیاده کرده بود
منشور پیشنهدی کمیته موقت بر اصول و مبانی مدرنیسم استوار گردیده است حقوق بشر یکی از این اصول می باشد سکولاریسم و آزادی بیان و دموکراسی ، از دیگر اصول آن می باشند من در همینجا این مقاله را خاتمه می دهم و شما را دعوت می کنم تا خود منشور پیشنهادی شورا ملی را مطالعه کنید
 باید در همینجا تذکر دهم که اگر پس از مطالعه منشور شما هم خواستید به جمع هزاران نفری بپیوندید که منشور را امضا کرده اند ولی  ایراداتی به آن دارید می توانید درقسمت پیشنهادات شورا  ای مایل بزنید تا اگر ممکن بود آنرا تصحیح کنند والی  در کنگره ای که در آینده تشکیل خواهد شد با تصویب همگان  به این پیشنهادات ترتیب اثر داده خواهد شد
فرید
---------------------------------------------------
منشور پیشنهادی
شورای ملی ایران
برای برگزاری انتخابات آزاد
---------------------------------------------------------