۱۳۹۱ شهریور ۲۲, چهارشنبه
۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه
رضا پهلوی ، پارالمپیک لندن ۲۰۱۲
هم میهنان عزیزم، زهرا نعمتی، جواد حردانی، پیمان نصیری بازنجانی، فرزاد سپه وند، علی محمد یاری، سجاد نیک پرست، کامران شکری سالاری، محمد خالوندی، عبدالرضا جوکار، نادر مرادی، علی حسینی، مجید فرزین، سیامند رحمان، تیم فوتبال، والیبال نشسته مردان و تیم تیراندازی بانوان، صمیمانه پیروزی شما عزیزان را در پارالمپیک لندن تبریک می گویم. ایران وایرانی به داشتن فرزندانی چون شما به خود می بالد
۱۳۹۱ شهریور ۱۷, جمعه
اصلاح طلبان، جنبش سبز و شورای ملی / دکترعبدالستار دوشوکی بلوچستان
.
انتشار این فراخوان حقیقتا گام اول است. گام های بعدی و سرانجام آن توسط همه آنهایی رقم خواهد خورد که با حضور فعال خود ترکیب و چگونگی شورا و استراتژی آن را مشخص خواهند کرد. تک تک ایرانیان بدون استثناء از حق مساوی برای حضور و تاثیرگزاری در شورا برخوردار هستند، و باید از این حق خود استفاده کنند. و کلام آخر اینکه نباید اجازه داد تا با پاشیدن بذز ناامیدی و بدبینی، نخوت و تردیدها و تبلیغات "دائی جان ناپلئونی" این فرصت تاریخی نیز روانه مرداب ۳۳ ساله یاس و دشمنی های فردی و جناحی شود. بقول ملک الشعرای بهار "از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست، از ماست که بر ماست". بهر حال هموطن من آنچه شرط بلاغ است با تو صادقانه می گویم، خواهی از سخنم پند گیر و خواهی ملال
ما ایرانیان در این برهه تاریخی و خطیر از سرنوشت آشفته کشورمان باید با سعه صدر و درایت و خونسردی و امید به آینده، وبدور از خودمحوری، اما با هوشیاری کامل، با این منشور پیشنهادی برخوردی مثبت و "نیک بینانه" داشته باشیم. در طی روزها و هفته های آینده به احتمال زیاد شخصیت های فراوانی از آن حمایت خواهند کرد. کمیته هماهنگی که وظیفه ای جز تدارکات لجستکی، رایزنی و تکوین و انتشار منشور نداشته و ندارد، مجموعه ای موقتی از سازمان های داوطب نامتجانس و ناهمگن است که به تدریج به هم پیوستند، و قبل از تشکیل گردهمایی برای شورای ملی نیز منحل خواهد شد. اگرچه اکثریت سازمانها و شخصیت های داوطلب در کمیته هماهنگی و حامیان این منشور یا جمهوریخواه هستند و یا اصراری بر تعیین نوع نظام ندارند، اما هیچ جریان و یا طیفی ادعای مالکیت، قیومیت و یا تولیت این "حرکت" و یا "کارزار" برای تشکیل شورای ملی را ندارد. وانگهی بسیاری از جریانات سلطنت طلب و مشروطه خواه نظیر حزب مشروطه ایران تا کنون منشور را امضاء نکرده اند و بعضا ً با آن به شدت مخالفت می ورزندانتخابات آزاد در نظام جمهوری اسلامی؟
یکی از سوالات مشروع و تردید برحق هموطنان که باید با سعه صدر و روشنگری شفاف به آن پرداخت در مورد زمان، شرایط و چگونگی نحوه برگزاری انتخابات آزاد و مجریان و ناظران آن می باشد. متاسفانه این مقوله "اول مرغ و یا تخم مرغ" طولانی و غامض می باشد. در نتیجه از نگاه "عالم نمائی" و تئوریک وارد جزئیات آن نمی شوم. اما لازم است از منظر کاربرد عملی و رد تئوری های شکاکیون و "دایی جان ناپلئون"های محتمل توضیحات مختصری داده شود. انتخابات آزاد در چارچوب فراخوان معنی حقوقی و عملی خاص خود را دارد. همانگونه که حقوق بشر در چارچوب یک منشور قانونی و بین المللی تعریف شده است و معنی خاص خود را دارد و تفسیر بردار نیست و اینکه همه فعالان حقوق بشری به آن تمسک می جویند. انتخابات آزاد، سالم و آزادانه مطروحه در فراخوان نیز مفهوم حقوقی و کاربرد عملی خاص خود را دارد که با پیروی از ماده ۲۱ بیانیه (منشور) جهانی حقوق بشر و اعلامیه ۱۵۴ نشست شورای بین المجالس تعریف شده است. حکومت ایران و مجلس شورای اسلامی اعلامیه ۱۵۴ نشست شورای بین المجالس ( مصوبه ۲۶ مارس سال۱۹۹۴ در پاریس) را امضاء کرده اند و باید به آن پایبند باشند، اگرچه در عمل نیستند و آن را همانند دیگر قوانین و معاهده های بیشمار بین المللی روزانه نقض می کنند. اما نمی توان با استناد به نقض مکرر منشور جهانی حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی، به فعالان حقوق بشر ایراد گرفت که خواسته های آنها غیر عملی و آب در هاون کوبیدن است
.
اصلاح طلبان، جنبش سبز و شورای ملی؟
همانگونه که اپوزیسیون برانداز برونمرزی یکپارچه نیست و طیف های مختلف و بعضا ً متضادی در آن وجود دارد، طیف اصلاح طلبان را نیز نمی توان با یک قلم و آبرنگ مشخص نگاره برداری کرد. اصلاح طلبان حکومتی حاضر نخواهند شد امضای خود را زیر منشور پیشنهادی بگذارند. اما اصلاح طلبانی که التزام عملی (و نه فقط کلامی) به اصل "میزان رای ملت است" دارند، باید از خواسته "انتخابات آزاد" حمایت کنند. فراخوان تصریح می کند که رژیم جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست. بیش از ۱۵ سال تجربه و امید به اصلاحات، دهها کشته اخیر و صدها زندانی اصلاح طلب بیانگر این واقعیت تلخ است که رژیم جمهوری اسلامی اصلاح بردار نیست! فراخوان نیز این واقعیت انکار ناپذیر را تصریح کرده است. اما این اختلاف نظری و یا حتی عملی نباید باعث عدم ایجاد توافق بر روی اصل مهم و مشترک یعنی حق انتخاب آزاد مردم برای گزینه "اصلاحات تدریجی" و یا گزینه "تغییرات بنیادین" از طریق صندوق رای، بشود. اساس جنبش سبز "رای من کجاست؟" است. در نتیجه فراخوان برای "انتخابات آزاد" جهت تشکیل مجلس موسسان دقیقا ً در راستای احقاق حق بنیادین ملت ایران و خواست اصلی مردمی است که جنبش سبز را بوجود آوردند
رفراندوم برای تعیین نوع نظام ( پادشاهی مشروطه پارلمانی یا جمهوری دمکراتیک)؟
در یک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه همه (حتی طرفداران جمهوری اسلامی و یا نظام تک حزبی کمونیستی) حق دارند که به نظام مورد علاقه خود آزادانه رای بدهند. در نتیجه هیچگونه توافق و یا عدم توافق بر نوع نظام آینده در فراخوان وجود ندارد. توافق فقط و فقط بر "حق انتخاب آزادانه" برای همه و رعایت اصول و باورهای شانزده گانه مکتوب در منشور می باشد و بس! تاکید و توافق مشترک ما باید بر روی محتوای پارلمانی و دمکراتیک نظام باشد، وگرنه در تاریخ کشور ما نظام های سلطنتی مستبد و اینک جمهوری مستبد بوده و هستند. وانگهی اگر نگاهی به دور و اطراف خود بیفکنیم، و نظام های سلطنتی نظیر اردن و مراکش و جمهوری های موروثی نظیر سوریه، لیبی، مصر، تونس، پاکستان و یمن را ملاک عمل قرار بدهیم، به این نتیجه می رسیم که هیچ نظامی بدلیل شکل ظاهری خود حق انحصاری حمله به نوع نظام دیگری را ندارد. دمکراسی یعنی احترام به حق دیگران حتی حق مخالفان. ولی متاسفانه قبح دیکتاتورمنشی و خودمحوری رقت انگیز فردی و سازمانی در بین بخش بسیار کوچکی از اپوزیسیون از بین رفته است؛ که خوشبختانه اینان در بین جمهوریخواهان و طرفداران نظام سلطنتی در اقلیت بسیار ناچیزی هستن.
مخالفت با هر گونه اقدام نظامی علیه ایران؟
اصرار مکرر رهبران جمهوری اسلامی بر محو کامل اسرائیل از صفحه روزگار و تقابل پرخرج رژیم با آژانس اتمی بین المللی در مورد برنامه هسته ای پرخرج و مخاطره آمیز، خطر حمله فاجعه بار نظامی اسرائیل و متحدانش بر علیه تاسیسات هسته ای و زیر ساخت های ارتباطاتی، نظامی و حتی اقتصادی کشور، را دو چندان کرده است. پافشاری عمدی رژیم بر روی غنی سازی با غلظت بالا و نابودی اسرائیل، علیرغم آگاهی کامل به عواقب احتمالی آن، بیانگر این واقعیت تلخ است که رژیم عملا ً از این "رویارویی مقدس" استقبال می کند، یا حداقل از آن گریزان نیست. تئوری "جنگ با شیاطین بزرگ و کوچک بمثابه "نعمت الهی" از همان آغاز جنگ با عراق نهادینه شده است و احتیاجی به توضیح و تفسیر بیشتر ندارد. در نتیجه هماهنگی و ائتلاف برای مقابله با جنگ افروزان از هر دو طرف و مخالفت با حمله نظامی یک وظیفه ملی و انسانی است؛ و نباید بعنوان نظاره گر منفعل تسلیم وقایع شد
آشتی ملی و مبارزه مدنی ـ سیاسی بدور از خشونت؟
خشت های اولیه نظام جمهوری اسلامی بلافاصله از همان بدو تولد، بر روی انتقامجویی، اعدام و ریختن خون بنا شد. در نتیجه خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج! فراخوان به درستی تاکید بر طرد خشونت و نفی انتقام جوئی در جهت استقرار دموکراسی و حقوق بشر مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر و کنوانسیون ها و میثاق های الحاقی آن دارد. در فراخوان از مسئولین حکومتی، نظامی و امنیتی دعوت شده تا در راستای آشتی ملی به آغوش پر مهر مردم ایران بازگردند. آیا چنین واقعه ای امکانپذیر و یا واقعگرایانه است یا نه؛ بعقیده بنده نمی توان مطلقگرایی کرد. اما پایبندی به اصل عدم خشونت دارای بیشترین ضرورت است.
عبدالستار دوشوکی
جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۱
جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۱
پاورقی: هموطنان می توانند، در صورت تمایل، برای حمایت از این فراخوان به سایت فراخوان ملی
مراجعه کنند و منشور مندرجه را امضاء کنند، و یا به صفحه فیس بوک شورای ملی رجوع کنند.
۱۳۹۱ شهریور ۱۴, سهشنبه
چرادر 33 سال گذشته هیچ اتحاد موفق وپایداری شکل نگرفت و چرا شورای ملی آخرین شانس اپوزسیون ایران است/ فرید
برای موفقیت یک اتحاد فراگیر و فرا سازمانی یا فرا ایدئولوژیک باید چه مکانیزمهایی را مد نظر قرار داد؟
.
در ابتدا باید این را توضیح دهم که من هم به تنهایی برای چنین گفتمان بزرگی نه نسخه ای می پیچم و نه می خواهم بپیچم هدفم بیشتر طرح آن مقوله ها و مواردیست که به آنها کمتر توجه شده است و از این جایگاه دهنم را به خود مشغول کرده است و امیدوارم که در سطح جنبش مورد توجه مسئولین امر اتحاد قرار گیرد تا شاید کمکی شود برای پیشبرد این امر
افراد و نیروهایی که امر اتحاد نیروهای سیاسی را به اولویت فعالیتهای خود تبدیل کرده اند و دارند شبانه روز برای این امر نیرومی گذارند وهزینه می دهند ! باید این موضوع حیاتی و بسیار مهم را جدی بگیرند و آنرا مورد توجه قراردهند که چرا تا کنون این همه همایش و جلسه وکوشش برای ایجاد یک اتحاد ملی به شکست انجامیده است واقعن چه مقدار از مسئولیت این شکستها به خود نیروهای فعال در این زمینه بر می گردد و چه مقدار آن به حکومتی بر می گردد که اختاپوس وار بر این ملت و مملکت چنگ انداخته است ؟ آیا عدم استقبال مردم در پیشبرد این اتحادها تا چه مبزان تعیین کننده بوده است و چرا این استقبال صورت نگرفته است آیا به شرایط سکون جنبش ارتباط دارد یا به قدرت تخریب رژیم ؟ آیا نقش سازماندهندگان تا جه حد بوده ؟ نیروهای رقیب چگونه کارشکنی کردند و چرا ؟ و چگونه می شود نیروهای سیاسی و سایر مبارزین را به همبستگی تشویق کرد ؟ آیا راه حلها نادرست بوده اند یا مجریان پیشبرد امر اتحاد ار تجربه کافی برخوردار نبودند ؟ تمام این پرسشها را می شود دریک سوال کلی گرد آورد که : برای موفقیت یک اتحاد فراگیر و فرا سازمانی یا فرا ایدئولوژیک به چه مکانیزمهایی احتیاج است ؟ :
تمام اتحادها در همه جا دارای یک موتور معین و پیشبرنده است که این حرکت را آغاز می کند ، ممکن است با ابزار و اشکال گوناگون وارد این کارزار گردند ولی تعیین کننده آغاز این پروسه همان هسته اولیه می باشد
اینکه این هسته آغازین دارای چه مشخصات وتواناییهایی می باشد تعیین کننده موفقیت و روند اتحاد نیروها در آغاز این پروسه بسیار بعرنج و کمپلکس می باشد (بزرگترین ضعف ایرانی خود رایی و خودشیفتگیست) اگر این هسته اولیه برای این خصلت ملی ما ایرانیان ، راه حلی موفق نیابد با بسیاری مشگلات روبرو خواهد شد. (ضغف در کار گروهی=کشتی و وزنه برداری مدال طلا می گیریم ولی فوتبال ،والیبال یا بسکتبال که احتیاج به کار گروهی دارد ما ایرانیان کمتر موفقیم اینجا نمی خواهم وارد امکانات و شرایط شوم )علاوه بر این ؛ اینکه هسته اولیه چگونه مشروعیت پیدا می کند و مورد اعتماد قرار می گیرد به چند مولفه بستگی دارد که از حوصله این بحث خارج است و آنرا به زمانی دیگر موکول خواهم کرد چرا که این هسته هم ، در ادامه کار خود در این پروسه مستحیل خواهد شد و وظیفه اش در همان حد استارت کار تعیین کننده خواهد بود.مسیر وآینده این پروسه را آرای شرکت کنندگان تعیین خواهند کرد
تمام اتحادها در همه جا دارای یک موتور معین و پیشبرنده است که این حرکت را آغاز می کند ، ممکن است با ابزار و اشکال گوناگون وارد این کارزار گردند ولی تعیین کننده آغاز این پروسه همان هسته اولیه می باشد
اینکه این هسته آغازین دارای چه مشخصات وتواناییهایی می باشد تعیین کننده موفقیت و روند اتحاد نیروها در آغاز این پروسه بسیار بعرنج و کمپلکس می باشد (بزرگترین ضعف ایرانی خود رایی و خودشیفتگیست) اگر این هسته اولیه برای این خصلت ملی ما ایرانیان ، راه حلی موفق نیابد با بسیاری مشگلات روبرو خواهد شد. (ضغف در کار گروهی=کشتی و وزنه برداری مدال طلا می گیریم ولی فوتبال ،والیبال یا بسکتبال که احتیاج به کار گروهی دارد ما ایرانیان کمتر موفقیم اینجا نمی خواهم وارد امکانات و شرایط شوم )علاوه بر این ؛ اینکه هسته اولیه چگونه مشروعیت پیدا می کند و مورد اعتماد قرار می گیرد به چند مولفه بستگی دارد که از حوصله این بحث خارج است و آنرا به زمانی دیگر موکول خواهم کرد چرا که این هسته هم ، در ادامه کار خود در این پروسه مستحیل خواهد شد و وظیفه اش در همان حد استارت کار تعیین کننده خواهد بود.مسیر وآینده این پروسه را آرای شرکت کنندگان تعیین خواهند کرد
باید بررسی کرد و دید که رژیم اسلامی در مسیر اتحاد ملی ، با کدامین ابزار و حیله ها کارشکنی و تخریب می کند
باید بر این امر واقف بود که جمهوری اسلامی در مقابلمان با ماموران رنگارنگ و با ملیارهای نفتی و شبکه عظیم فریب و تطمیع و سرکوب قرار دارد ، و آماده تر از ما مشغول کارشکنی و تخریب هست باید نیروهای در آبنمک خوابا نده را دریافت ، باید شیوه ها و جنگ روانی آنها را شناخت باید متوجه شد که شیوه نفوذ و تخریبشان چگونه عمل می کند
همه ما به خوبی این را می دانیم که جمهوری اسلامی مخالف اتحاد نیروهای برانداز است برای این مقابله دست به هر کاری خواهد زد از اجبر کردن مزدورانش تا سرکوبهای همیشگی و خریدن نیروهای موثر در این پروسه ها را
باید بر این امر واقف بود که جمهوری اسلامی در مقابلمان با ماموران رنگارنگ و با ملیارهای نفتی و شبکه عظیم فریب و تطمیع و سرکوب قرار دارد ، و آماده تر از ما مشغول کارشکنی و تخریب هست باید نیروهای در آبنمک خوابا نده را دریافت ، باید شیوه ها و جنگ روانی آنها را شناخت باید متوجه شد که شیوه نفوذ و تخریبشان چگونه عمل می کند
همه ما به خوبی این را می دانیم که جمهوری اسلامی مخالف اتحاد نیروهای برانداز است برای این مقابله دست به هر کاری خواهد زد از اجبر کردن مزدورانش تا سرکوبهای همیشگی و خریدن نیروهای موثر در این پروسه ها را
باید این امر را بسیار جدی گرفت و با آگاهی بر تمام این معضلات شروع به حرکت کرد اینکه ما دموکراتیم و می خواهیم در آینده دموکراسی را برقرار کنیم به هیچ وجه کافی نیست مشگلات امروز راه حلهای امروزین می طلبد دموکراسی دوای معجزه گر تمام امراض اپوزوسوین ایران نیست اینگفته که در حرف همه به دموکراسی معتقدیم دردی را از دل اپوزوسیون ایرانی کم نمی کند اگر انسجام و نظمی نباشد که کاری را از پیش برد باید همه چیز را در کوزه گداشت و آبش را نوشید ، فقط التزام دادن به دموکراسی لیبرال ، امروز و در اپوزوسیون مشگلات به روز ما را حل نمی کند اگر ما با یک حکومت متعارف مثل ترکیه یا حتا اردن و الجزایر سر وکار داشتیم شاید می شد از مولفه های دموکراسی سودهای بسیاربرد ولی در مقابل جمهوری اسلامی قبل از هر چیزی احتیاج به یک نظم و انسجام آهنین ولی دموکراتیک داریم تا خود را از نفوذ ماموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی در امان بداریم. مقابله با حکومتی خونریز و بی رحم که مثل آب خوردن آدم می کشد ، راه کار ویژه و مخصوص به خود را می طلبد و نمی شود با راه کارهای تا کنونی و متعارف ، چنین رژیمی را به زانو انداخت یکی از بزرگترین دلایل شکست این اتحادها تا کنون همین ولنگ وازی سالهای اخیر بوده که با نام دموکراسی بسیاری از زحمات را از بین برده است
دموکراسی تبدیل شده است به این که"هر کس هر چه می خواهد بگوید" این دموکراسی نیست این آنارشیسم قرن 19 است در هیچ کشور دموکرات جهان هم شما شاهد چنین مواردی نیستید هر حزبی مسئول و رهبر و رئیس دارد (واژه هایی که از ترس کسی یر زبان نمی آورد) این احزاب برنامه دارند انضباط دارند تشویق و تنبیه و اخراج دارند و این مکانیزمهاست که می تواند برنامه هر کلکتیوی را به پیش برد نه کلوپهای بی انتهای هجو و بحث و گفتگویی که سالها ادامه داشته باشد
افراد و شخصیتهایی که دارای توانایی و آوازه ای هستند و مورد تفقد هسته اولیه قرار نگرفته اند
کسانی که ادعایی دارند و زبان و قلمی هم ، ولی به سهو یا عمد مورد توجه هسته اولیه قرار نگرفته اند اینها از همان آغاز شروع به تخریب می کنند
این تخریبها اشکال و روشهای گوناگون دارد ممکن است با حربه قدیمی نبود" دموکراسی" به مقابله بر خیزند ممکن است موازی سازی کنند و سریع آنها هم اتحادهای مصنوعی و پر سر و صدا ولی میان تهی راه اندازند
ویا با اتخاذ مواضع افراطی سعی در نشان دادن عدم قاطعیت مبارزاتی هسته اولیه را داشته باشند همینجا باید متذکر شد که جمهوری اسلامی هم تمام این طرفندها را سالهااست که بر علیه اپوزوسیون واقعی به کار می برد ؛ ویا در مسیر مباحث وارد فرسایشی کردن گفتگوها و هدر دادن وقت و از این طریق انحراف جلسلت را در پیش گیرند. هنر هسته اولیه ولی اینجا نمایان می شود که انگیزه این تقابلها را از هم تشخیص دهند و برای هر یک از آنها راه کار مناسب ، موثر و مخصوص به خود را ارائه دهد باید مخالفتها را جدی گرفت ، بزرگترین اشتباه آنجایی شروع می شود که به این مخالفتها بی توجهی نشان داد و آنها را ایگنور کرد نوع برخورد و زمان برخورد تعیین کننده است
دموکراسی تبدیل شده است به این که"هر کس هر چه می خواهد بگوید" این دموکراسی نیست این آنارشیسم قرن 19 است در هیچ کشور دموکرات جهان هم شما شاهد چنین مواردی نیستید هر حزبی مسئول و رهبر و رئیس دارد (واژه هایی که از ترس کسی یر زبان نمی آورد) این احزاب برنامه دارند انضباط دارند تشویق و تنبیه و اخراج دارند و این مکانیزمهاست که می تواند برنامه هر کلکتیوی را به پیش برد نه کلوپهای بی انتهای هجو و بحث و گفتگویی که سالها ادامه داشته باشد
افراد و شخصیتهایی که دارای توانایی و آوازه ای هستند و مورد تفقد هسته اولیه قرار نگرفته اند
کسانی که ادعایی دارند و زبان و قلمی هم ، ولی به سهو یا عمد مورد توجه هسته اولیه قرار نگرفته اند اینها از همان آغاز شروع به تخریب می کنند
این تخریبها اشکال و روشهای گوناگون دارد ممکن است با حربه قدیمی نبود" دموکراسی" به مقابله بر خیزند ممکن است موازی سازی کنند و سریع آنها هم اتحادهای مصنوعی و پر سر و صدا ولی میان تهی راه اندازند
ویا با اتخاذ مواضع افراطی سعی در نشان دادن عدم قاطعیت مبارزاتی هسته اولیه را داشته باشند همینجا باید متذکر شد که جمهوری اسلامی هم تمام این طرفندها را سالهااست که بر علیه اپوزوسیون واقعی به کار می برد ؛ ویا در مسیر مباحث وارد فرسایشی کردن گفتگوها و هدر دادن وقت و از این طریق انحراف جلسلت را در پیش گیرند. هنر هسته اولیه ولی اینجا نمایان می شود که انگیزه این تقابلها را از هم تشخیص دهند و برای هر یک از آنها راه کار مناسب ، موثر و مخصوص به خود را ارائه دهد باید مخالفتها را جدی گرفت ، بزرگترین اشتباه آنجایی شروع می شود که به این مخالفتها بی توجهی نشان داد و آنها را ایگنور کرد نوع برخورد و زمان برخورد تعیین کننده است
بدون تمرکز قدرت نمی توان با جمهوری اسلامی مقابله کرد تمرکز قدرت از انسجام نیروها بوجود می آید
تمرکز قدرت احتیاج به نیرو دارد و تمام این تمهیدات به ملیونها تومان و دلار سرمایه احتیاج دارد ، باید برای تمام این موضوعات فکر کرد مهمترین موضوع این کارزار ولی تمرکز قدرت خواهد بود نتاسب قوا هست که می تواند موثر واقع گردد و تعیین کننده شود و نه فقط احساسات پاک دموکراتیک و آزادیخواهانه ! البته که تمام این مبارزات برای رسیدن به همان آزادی و دموکراسیست ولی بسیاری شیپور را از سر گشادش می نوازند و دموکراسی را آورده اند اول کار کسی هم نیست که به این آقایان بگوید دموکراسی را دولتها و قدرتها به پیش می برند و نه نیروهای پراکنده اپوزوسیون
تمرکز قدرت احتیاج به نیرو دارد و تمام این تمهیدات به ملیونها تومان و دلار سرمایه احتیاج دارد ، باید برای تمام این موضوعات فکر کرد مهمترین موضوع این کارزار ولی تمرکز قدرت خواهد بود نتاسب قوا هست که می تواند موثر واقع گردد و تعیین کننده شود و نه فقط احساسات پاک دموکراتیک و آزادیخواهانه ! البته که تمام این مبارزات برای رسیدن به همان آزادی و دموکراسیست ولی بسیاری شیپور را از سر گشادش می نوازند و دموکراسی را آورده اند اول کار کسی هم نیست که به این آقایان بگوید دموکراسی را دولتها و قدرتها به پیش می برند و نه نیروهای پراکنده اپوزوسیون
من در تعجبم که چگونه اینهمه سال این همه مغز و مخ نتوانستند درک کنند که دموکراسی هدف است و نه وسیله ؟ دموکراتهای ما هم مثل نیروهای افراطی گویا خود را قانع کرده اند که در همین خارج از کشور دموکراسی بازی راه اندازند و فراموش می کنند که در یک دموکراسی واقعی که قدرت سیاسی ضامن عملی کردن آن است به بسیاری فاکتورها نیاز دارد ابتدا باید رسانه های آزاد داشت باید سندیکاهای آزاد کارگری و کارفرمایی داشت ، باید اقتصاد آزاد و رقابتی در کشور حاکم گردد و دهها مورد دیگر تمام این وظایف ولی در گام آخر به اپوزسیون ارتباط پیدا می کند یعنی زمانی که قدرت مردمی را با رای آزاد مردم بدست آمد بارها تکرار کردم اینجا هم برای چندمین بار فریاد می زنم که
وظیفه اصلی و اولویت اساسی اپوزسیون در تمام دنیا تصاحب قدرت سیاسی و تغییر حاکمان در قدرت است
وظیفه اصلی و اولویت اساسی اپوزسیون در تمام دنیا تصاحب قدرت سیاسی و تغییر حاکمان در قدرت است
باید دقت کرد که قرار نیست من یا جریان همفکر من قدرت را تصاحب کند بلکه مردمی که خواهان تغییر حکومت می باشند و در اینجا اپوزسیون نامیده می شوند باید این جابجایی را عملی کنند همین گرفتن قدرت سیاسی تبدیل شده است به فحش وکسی جرات نمی کند که بگوید این حق هر نیروی سیاسیت تا برای پیشبرد برنامه هایش ابتدا باید قدرت سیاسی را تصاحب کند . متاسفانه بسیاری از سیاستمداران ما وقتی از تصاحب قدرت سیاسی سخن نمی گویند ، خوب ضرورتی هم پیدا نمی کنند که راههای رسیدن به آن را روشن کنند
.
برای عملی کردن هر ایده ، برنامه و سیاستی احتیاج به ایزار عملی کردن آن داریم این ابزار در دنیای مدرن چیزی نیست جزء قدرت سیاسی متاسفانه این اساسیترین موضوغ سیاست در بین سیاستمداران اپوزسیون ایرانی به فراموشی سپرده شده است و در همایشها کمترین بحثها را به خود احتصاص می دهد در صورتی که محوریترین اصل همین است . در مقابل ولی هر کسی می خواهد نشان دهد که ببینید چقدردموکرات شده است البته آنهم فقط در حرف والی برای گذشت از کوچکترین خواسته اش دهها ساعت بحث می کند(کافیست به همایشهای تا کنونی این نیروها نگاهی بیندازید) همانطور که در بالا اشاره شد دموکرات شدن جریانات سیاسی ایران که در گذشته دارای یک ایدئولوژی تمامیت خواه بودند ،بسیار خوب است و باید آنرا ستود ولی آیا باید این گفتمان را به یک دین تبدیل کرد و با آن در همه جا پز داد یا نه باید از این مکانیزم برای به زیر کشیدن حاکمان جبار ، خونریز و ضد ملی حاکم بر کشور ، استفاده کرد
آیا سیاست، دموکراسی آزادی و تمام این مفاعیم نیک و خوب فقط برای سیاست بازیست یا نه سیاسیت ابزاریست برای عملی کردن خواسته هایی که مردم را به نیکبختی و آسایش برساند و آیا هیچ خواسته ای مقدستر از این مطالبه که کشور را از دست اقلیت مطلقی به نام آخوند رهانید ؟ در همایشی که همین اواخر ما در استکهلم و بلژیک شاهدش بودیم آیا کوچکترین بحثی روی موضوع سرنگونی جمهوری اسلامی صورت گرفت ؟ در این همایش گوبا همه جمع شده بودند که به هم بگویند چقدر دموکرات شده اند تامش را هم دموکراسی گذاشتند.هر سال 3 جلسه با هم می ذارند و همه به هم تبریک می گویند که دموکرات شده اند و به خانه هایشان بر می گردند .از پرداختن به اصلاحطلبان مذهبی و غیرمذهبی می گذرم چون آنها در اپوزسیون جای ندارند آنها خواهان اصلاح و تحکیم پوزسیون هستند و در مقابل آزادیخواهان قرار گرفته اند بحث من با اپورسیون ایرانیست نیرویی که خواهان تغییر و جابجایی جکومت اسلامیست
باید دقت کرد که از همین حربه دموکراسی هم بسیاری هم برا تخریب استفاده می کنند و با اسلحه اینکه"ا دموکراسی نیست " سعی در تخطئه هر کوشش متحد کننده ای خواهند کرد واگر نیروهای سازمانده این همبستگیها دارای گذشته غیر دموکراتیک باشند وبرای اینکه مهر دیکتاتوری به آنها نخورد سعی خواهد شد تا در مقابل حتا مخربین هم کوتاه بیایند و اینجاست که دیگر آنها تمام نشستها را به کانونهای بحث و گفتگو تبدیل خواهند کرد وماهها چند ده نفر به بحث خواهند پرداخت که آیا باید در سند همکاری قوم درج گردد یا ملت آیا جمهوری خوب است یا پادشاهی و یا 28 مرداد قیام بود یا کودتا و در پایان این همه سعی و کوشش متاسفانه و تا کنون به جزء چند اعلامیه و دلسرد شدن عده ای دیگر هیچ باقی نمی ماند
سکان کشتی ملت ایران متاسفانه در دست ناخدایی افتاده است که الاغچرانی هم بلد نیست چه رسد به هدایت کشتی ایران در طوفانهای سهمگینی که در آینده با آن روبرو خواهیم شد.
خامنه ای می خواهد عدم لیاقت و ورشکستگی کشور را با جنگی خانمان سوز به پایاین برد تا آیندگان اورا نه به خاطر بی لیاقتی مشتی آخوند بی سواد که کشور را به فروپاشی و ورشکستگی کشاندند لعن و نفرین کنند ، بلکه می خواهد در آخرین روزهای عمرش ملتی را هم با خود به گورستانی ببرد که در آنها صدها هزار وطن پرست ایرانی در 33 سال گذشته آرمیده اند برای خامنه ای و دردان دیگر نه کشور و میهن معنا دارد و نه ملت و حتا امت رفسنجانی روزی دکترین سیاسی آخوند های حاکم بر جان و مال ایرانی را اینگونه بیان کرد "دیگی که برا من نجوشد بگذار سر سگ در آن باشد" با چنین حکومتی که نه مسئولیت می شناسد و نه به حقوق دیگران اهمیت می دهد کشور ما بسیار بلایای دیگر در انتظار دارد .برای روزهای طوفانی آینده باید امروز متحد و منسجم شد
مهم نیست که لزومن باید همه باشند چرا که در هیچ تشکلی هیجوقت همه نبودند و نباید هم باشند ولی مهم است که حتا یک وطنپرست و مبارز راه رهایی ایران بیرون نماند و دلسرد نشود.
این را هم باید خاطر نشان کرد که در شرایط پراکندگی نیروها ممکن است وطنپرستان آزادیخواه و سکولار ایرانی تعدادشان 50 ملیون نباشد. در آغاز همیشه تعداد اندکی شروع می کنند ولی در پایان این راه ملیونها همراه خواهند شد.
این عدم فعال بودن اکثریت جامعه، مخصوص ایران نیست در تمام کشورها درصد کوچکی فعال سیاسی هستند جمهوری اسلامی که فقط به کمک مزدورانش که معتاد به پول نفت شده اند تکیه زده است این پول قطع شود جمهوری اسلامی هم به زمین خواهد خورد این رژیم از همه دولتها شکننده تر و ضعیف تر است امروز در تمام کشورهای دموکرات جهان 10-20% جامعه فعال و پیشرو هستند و در احزاب سیاسی تمرکز پیدا کرده اند ولی همین درصد کم در روز انتخابات مورد پذیرش اکثریت جامعه قرار می گیرند.
در شرایط گسستهای مزمن و خلاء قدرت سیاسی یک گروه کوچک ولی منسجم و دراری برنامه می تواند آن خلاء را پر کند
فراموش نکنیم که ما در آینده نزدیک سیستمی به نام جمهوری اسلامی نخواهیم داشت این را هم به یاد داشته باشیم که در شرایط بحران و از هم گسستگی کشور آن نیرویی برما حاکم می گردد که می تواند. یعنی نیرو و قدرت دارد، آیا تجزیه طلبان و دشمنان خارجی ایران دارای چنین موقعیتی خواهند شد پاسخ "آریست" اگر که وطنپرستان ، امروز دست رو دست گذارده و در فکر منافع حقیر سیاسی و کوتاه مدت خود باشند و یا کیش شخصیت و سازمانی ، آنها را چنان در خود فرو برده باشد که از ایران بگذرند ولی از منافع، افکار و عقاید پلیدشان نه
مهم نیست که در شرایط عدم امنیت و گسسستگی ملی کدام نیروی سیاسی می تواند شیرازه کشور ازهم پاشیده را سرهم آورد مهم ولی آنست که کدامین نیرو می تواند این مهم را انجام دهد
ما وطنپرستان سکولار و دموکرات ایرانی با هر عقیده ، مسلک ، سازمان و تفکر باید بتوانیم امروز با انسجام در شورای ملی ایران خود را برای نجات کشتی متلاطم وطن در دریای خروشان از هم گسستگی وبی اعتمادی دست به اقدام زنیم و برای رساندن این کشتی به ساحل نجات ، خود را آماده کنیم ، آه و افسوس فردا ، بی فایده است امروز باید اقدام کرد ، .
ما می توانیم و محکوم به آنیم
دست به دست هم دهیم به مهر
میهن خویش کنیم آزاد
فرید
.
برای عملی کردن هر ایده ، برنامه و سیاستی احتیاج به ایزار عملی کردن آن داریم این ابزار در دنیای مدرن چیزی نیست جزء قدرت سیاسی متاسفانه این اساسیترین موضوغ سیاست در بین سیاستمداران اپوزسیون ایرانی به فراموشی سپرده شده است و در همایشها کمترین بحثها را به خود احتصاص می دهد در صورتی که محوریترین اصل همین است . در مقابل ولی هر کسی می خواهد نشان دهد که ببینید چقدردموکرات شده است البته آنهم فقط در حرف والی برای گذشت از کوچکترین خواسته اش دهها ساعت بحث می کند(کافیست به همایشهای تا کنونی این نیروها نگاهی بیندازید) همانطور که در بالا اشاره شد دموکرات شدن جریانات سیاسی ایران که در گذشته دارای یک ایدئولوژی تمامیت خواه بودند ،بسیار خوب است و باید آنرا ستود ولی آیا باید این گفتمان را به یک دین تبدیل کرد و با آن در همه جا پز داد یا نه باید از این مکانیزم برای به زیر کشیدن حاکمان جبار ، خونریز و ضد ملی حاکم بر کشور ، استفاده کرد
آیا سیاست، دموکراسی آزادی و تمام این مفاعیم نیک و خوب فقط برای سیاست بازیست یا نه سیاسیت ابزاریست برای عملی کردن خواسته هایی که مردم را به نیکبختی و آسایش برساند و آیا هیچ خواسته ای مقدستر از این مطالبه که کشور را از دست اقلیت مطلقی به نام آخوند رهانید ؟ در همایشی که همین اواخر ما در استکهلم و بلژیک شاهدش بودیم آیا کوچکترین بحثی روی موضوع سرنگونی جمهوری اسلامی صورت گرفت ؟ در این همایش گوبا همه جمع شده بودند که به هم بگویند چقدر دموکرات شده اند تامش را هم دموکراسی گذاشتند.هر سال 3 جلسه با هم می ذارند و همه به هم تبریک می گویند که دموکرات شده اند و به خانه هایشان بر می گردند .از پرداختن به اصلاحطلبان مذهبی و غیرمذهبی می گذرم چون آنها در اپوزسیون جای ندارند آنها خواهان اصلاح و تحکیم پوزسیون هستند و در مقابل آزادیخواهان قرار گرفته اند بحث من با اپورسیون ایرانیست نیرویی که خواهان تغییر و جابجایی جکومت اسلامیست
باید دقت کرد که از همین حربه دموکراسی هم بسیاری هم برا تخریب استفاده می کنند و با اسلحه اینکه"ا دموکراسی نیست " سعی در تخطئه هر کوشش متحد کننده ای خواهند کرد واگر نیروهای سازمانده این همبستگیها دارای گذشته غیر دموکراتیک باشند وبرای اینکه مهر دیکتاتوری به آنها نخورد سعی خواهد شد تا در مقابل حتا مخربین هم کوتاه بیایند و اینجاست که دیگر آنها تمام نشستها را به کانونهای بحث و گفتگو تبدیل خواهند کرد وماهها چند ده نفر به بحث خواهند پرداخت که آیا باید در سند همکاری قوم درج گردد یا ملت آیا جمهوری خوب است یا پادشاهی و یا 28 مرداد قیام بود یا کودتا و در پایان این همه سعی و کوشش متاسفانه و تا کنون به جزء چند اعلامیه و دلسرد شدن عده ای دیگر هیچ باقی نمی ماند
سکان کشتی ملت ایران متاسفانه در دست ناخدایی افتاده است که الاغچرانی هم بلد نیست چه رسد به هدایت کشتی ایران در طوفانهای سهمگینی که در آینده با آن روبرو خواهیم شد.
خامنه ای می خواهد عدم لیاقت و ورشکستگی کشور را با جنگی خانمان سوز به پایاین برد تا آیندگان اورا نه به خاطر بی لیاقتی مشتی آخوند بی سواد که کشور را به فروپاشی و ورشکستگی کشاندند لعن و نفرین کنند ، بلکه می خواهد در آخرین روزهای عمرش ملتی را هم با خود به گورستانی ببرد که در آنها صدها هزار وطن پرست ایرانی در 33 سال گذشته آرمیده اند برای خامنه ای و دردان دیگر نه کشور و میهن معنا دارد و نه ملت و حتا امت رفسنجانی روزی دکترین سیاسی آخوند های حاکم بر جان و مال ایرانی را اینگونه بیان کرد "دیگی که برا من نجوشد بگذار سر سگ در آن باشد" با چنین حکومتی که نه مسئولیت می شناسد و نه به حقوق دیگران اهمیت می دهد کشور ما بسیار بلایای دیگر در انتظار دارد .برای روزهای طوفانی آینده باید امروز متحد و منسجم شد
مهم نیست که لزومن باید همه باشند چرا که در هیچ تشکلی هیجوقت همه نبودند و نباید هم باشند ولی مهم است که حتا یک وطنپرست و مبارز راه رهایی ایران بیرون نماند و دلسرد نشود.
این را هم باید خاطر نشان کرد که در شرایط پراکندگی نیروها ممکن است وطنپرستان آزادیخواه و سکولار ایرانی تعدادشان 50 ملیون نباشد. در آغاز همیشه تعداد اندکی شروع می کنند ولی در پایان این راه ملیونها همراه خواهند شد.
این عدم فعال بودن اکثریت جامعه، مخصوص ایران نیست در تمام کشورها درصد کوچکی فعال سیاسی هستند جمهوری اسلامی که فقط به کمک مزدورانش که معتاد به پول نفت شده اند تکیه زده است این پول قطع شود جمهوری اسلامی هم به زمین خواهد خورد این رژیم از همه دولتها شکننده تر و ضعیف تر است امروز در تمام کشورهای دموکرات جهان 10-20% جامعه فعال و پیشرو هستند و در احزاب سیاسی تمرکز پیدا کرده اند ولی همین درصد کم در روز انتخابات مورد پذیرش اکثریت جامعه قرار می گیرند.
در شرایط گسستهای مزمن و خلاء قدرت سیاسی یک گروه کوچک ولی منسجم و دراری برنامه می تواند آن خلاء را پر کند
فراموش نکنیم که ما در آینده نزدیک سیستمی به نام جمهوری اسلامی نخواهیم داشت این را هم به یاد داشته باشیم که در شرایط بحران و از هم گسستگی کشور آن نیرویی برما حاکم می گردد که می تواند. یعنی نیرو و قدرت دارد، آیا تجزیه طلبان و دشمنان خارجی ایران دارای چنین موقعیتی خواهند شد پاسخ "آریست" اگر که وطنپرستان ، امروز دست رو دست گذارده و در فکر منافع حقیر سیاسی و کوتاه مدت خود باشند و یا کیش شخصیت و سازمانی ، آنها را چنان در خود فرو برده باشد که از ایران بگذرند ولی از منافع، افکار و عقاید پلیدشان نه
مهم نیست که در شرایط عدم امنیت و گسسستگی ملی کدام نیروی سیاسی می تواند شیرازه کشور ازهم پاشیده را سرهم آورد مهم ولی آنست که کدامین نیرو می تواند این مهم را انجام دهد
ما وطنپرستان سکولار و دموکرات ایرانی با هر عقیده ، مسلک ، سازمان و تفکر باید بتوانیم امروز با انسجام در شورای ملی ایران خود را برای نجات کشتی متلاطم وطن در دریای خروشان از هم گسستگی وبی اعتمادی دست به اقدام زنیم و برای رساندن این کشتی به ساحل نجات ، خود را آماده کنیم ، آه و افسوس فردا ، بی فایده است امروز باید اقدام کرد ، .
ما می توانیم و محکوم به آنیم
دست به دست هم دهیم به مهر
میهن خویش کنیم آزاد
فرید
۱۳۹۱ شهریور ۱۳, دوشنبه
رضا پهلوی به جهانیان : آیا مردم ایران و سوریه باید زیر دست و پای حاکمان جنایتکار له شوند
امروز دوشنبه، ۱۳ شهریور ۱۳۹۱ ما شاهد مصاحبه بسیار مهم شاهزاده رضا پهلوی در رادیو اسراییل با مجری توانای رادیو آقای منشه امیر بودیم ؛در این گفتگوی 38 دقیقه ای ، شاهزاده رضا پهلوی در کنار برخورد به اجلاس بیهوده سران "غیر متعهد" برای ملت ایران ، وضعیت اسفبار معیشتی مردم و آینده تیره و تار کشور به کوششهای همه جانبه ایشان در ماههای اخیر برای تشکیل اتحاد ملی اشاره کردند
شاهزاده در بخش دیگری از این مصاحبه به کارزار محاکمه خامنه ای و ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل برای پیگیری جنایتات خامنه ای علیه بشریت پرداختند.ایشان در ادامه تصریح کردند که رژیم جمهوری اسلامی به جای هزینه کردن سرمایه های کشور برای مردم نجیب و زحمت کش ایران و مناطق زلزله زده شمال غرب کشورمان ، آنها را برای سرکوب مردم در سوریه و جاهای دیگر صرف می کند ... ادامه این گفتگو را در فایل صوتی زیر گوش کنید
.
شاهزاده در بخش دیگری از این مصاحبه به کارزار محاکمه خامنه ای و ارجاع این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل برای پیگیری جنایتات خامنه ای علیه بشریت پرداختند.ایشان در ادامه تصریح کردند که رژیم جمهوری اسلامی به جای هزینه کردن سرمایه های کشور برای مردم نجیب و زحمت کش ایران و مناطق زلزله زده شمال غرب کشورمان ، آنها را برای سرکوب مردم در سوریه و جاهای دیگر صرف می کند ... ادامه این گفتگو را در فایل صوتی زیر گوش کنید
.
۱۳۹۱ شهریور ۱۲, یکشنبه
شاهزاده رضا پهلوی به ورزشکاران پارالمپیک :ایران وایرانی به داشتن فرزندانی چون شما به خود می بالد
فیس بوک رضا پهلوی : هم میهنان عزیزم، جلیل باقری جدی، محسن کائدی، نادر مرادی، مهرداد کرم زاده، ساره جوانمردی و روح الله رستمی، صمیمانه پیروزی شما عزیزان را در پارالمپیک لندن تبریک می گویم. ایران وایرانی به داشتن فرزندانی چون شما به خود می بالد
فیس بوک شاهزاده
http://www.facebook.com/pahlavireza?ref=stream۱۳۹۱ شهریور ۹, پنجشنبه
بان کی مون و محمد مرسی ، دو آس رژیم در کنفرانس تهران، خامنه ای را بی آبروتر از گذشته کردند/ فرید
در مدت کمتر از یک ماه و بعد از حادثه جانگداز زلزله در شمالغرب کشورمان مردم ایران برای بار دوم شاهکاری دگرآفریدند و باعث شدند که ارکان حکومت اسلامی به لرزه افتد و ملیاردها تومان هزینه تبلیغات برای فریب مردم را نقش بر آب کند
ارسال هزاران نامه اعتراضی به وسیله آزادیخواهان و شخصیتهای قابل احترام ایرانیان ( شاهزاده رضا پهلوی) به حضور بان کی مون در ایرانی که به زندانی بزرگ تبدیل گشته است ، باعث شد تا آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد نسبت به نقض گسترده حقوق بشر در ایران اعتراض کند.
آقای بان کی مون ، در دیدار کوتاهی که دیروز با خامنه ای داشت ، روبروی خامنه ای تمام قد ایستاد و چشم در چشم او دوخت و به او گفت که "سازمان ملل متحد سیستم استبدادی حکومت شما را به خاطر نقض گسترده حقوق بشر محکوم می کند و به آن اعتراض دارد" وی ادامه داد که "ما در این سفر و دراینجا هم وضعیت حقوق بشر را دنبال می کنیم "منظور ایشان این بود که در مدت حضور ایشان در ایران موضوع نقض حقوق بشر را پی گیری خواهند کرد باید دید که آیا به قولشان عمل خواهند کرد یا خیر
ما باید از آقای بان کی مون بخواهیم که سری هم به زندانهای قرون وسطایی رژیم بزنند و با زندانیان سیاسی ایران دیدار کنند و به خواسته های این گردان اسیر ترتیب اثر دهند.و اگر ماموران رژیم از این کار ممانعت به عمل آوردند به عنوان گزارشگر رنجها و آلام زندانیان سیاسی ایران در جهان عمل کند
ما از آقای مدیر کل سازمان ملل متحد می خواهیم که در ارجاع و رسیدگی به پرونده جنایات خامنه ای علیه بشریت در ایران و سوریه ، به شورای امنیت سازمان ملل ، به کمک ایرانیان بیاید و این خواسته ملیونها ایرانی را که به وسیله آقای رضا پهلوی در حال پیگیریست ترتیب اثر دهند در این رابطه مدتهاست که آقای رضا پهلوی و بسیاری از هموطنان دیگر پیگیر این پرونده هستند
آقای بان کی مون می تواند نمایندگی دروغین سازمان ملل را از جمهوری اسلامی بگیرد وبه نمایندگان واقعی آنها واگذارد
آقای بان کی مون در دیداری هم که با لاریجانی رئیس مجلس آخوندی داشت به وضعیت زندانیان سیاسی و نقض گسترده حقوق بشر در جمهوری اسلامی اعتراض کرد
درهمین رابطه به خبر زیر توجه کنید
رادیو فردا : به گزارش خبرگزاری آسوشتيدپرس، دبير کل سازمان ملل با اشاره به «نگرانی های جدی» از وضعيت حقوق بشر در ايران، از اين کشور خواسته است که برای گسترش آزادی در ايران با اين نهاد بين المللی همکاری کنند.
اين گزارش می افزايد، بان گی مون بعد از ضيافت نهار با علی لاريجانی، رئيس مجلس ايران و گفتگو با وی، با حضور در کنفرانس خبری، در حالی که علی لاريجانی «اخم کرده در کنار وی ايستاده بود» اظهار داشت که مذاکره ما روی اين موضوع بود که چگونه سازمان ملل و ايران می توانند همکاريهای حقوق بشری خود را بهبود بخشند. «ما نگرانيهای جدی از موارد نقض حقوق بشر در ايران داريم.
جمهوری اسلامی چون متوجه شد که بعد از محمد مرسی ریس جمهور مصر دومین آس این کنفرانس یعنی دبیر کل سازمان ملل هم باعث افشای هر چه بیشتر چهره کریه و ضد بشری حکومتش شده است و بنگاههای اطلاع رسانی جهان هم سریع این خبر را به سرتاسر دنیا مخابره کردند ،دست به کار شد تا از بان کی مون و هیئت همراهش انتقام بگیرد. آنها بلافاصله پس از انتقادهای بان کی مون از وضعیت حقوق بشر در ایران ، به تمام سایتها و رسانه های رژیم دستور دادند تا خبری را مخابره کنند که گویا معاون آقای بان کی مون(جفری فلتمن ) یک "صهونیست " یهودی الاصل و خلاصه آمریکاییست ، ایرانیان با این روشهای انسانستیزانه وماشین تبلیغاتی پرونده سازی در جمهوری اسلامی سالهاست که آشنایی دارند
.در همین رابطه به خبر زیر در یکی از سایتهای حکومتی نیز توجه کنید
سایت حکومتی بازتاب : گفتنی است، دبیر کل سازمان ملل خردادماه گذشته جفری فلتمن دیپلمات آمریکایی و سفیر سابق آمریکا در لبنان را که یهودی الاصل بوده و ارتباط نزدیکی با اسرائیل و لابی ایپک دارد را به عنوان معاون خود در امور خاورمیانه منصوب کرده بود. بان کی مون، چندی پیش فلتمن به دلیل شکست در طرح براندازی نظام سوریه مجبور به کنارگیری از مقام خود شده بود را به سمت مدیر سیاسی سازمان ملل منصوب کرده است. فلنمن که بان کی مون را در سفر به تهران همراهی می کند، ارشدترین دیپلمات امریکایی است که پس از انقلاب به تهران سفر کرده است.فلتمن به زبانهای عربی، فرانسه و مجارستانی تسلط کامل دارد. او از 2004 تا 2008 میلادی سفیر آمریکا در لبنان بود، مدتی نیز بعنوان دیپلمات در عراق، رژیم صهیونیستی، تونس، مجارستان و هائیتی به سر برده است
رژیم به این هم اکتفا نکرده و مزدور اجاره ایش حسن نصرالله لبنانی را به جانش انداخته ،آنجایی که می گوید
بازتاب : گفتنی است سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در سخنرانی های خود از تحرکات این دیپلمات آمریکایی در لبنان و موضوع سوریه یاد کرد و از آن به عنوان دشمن خطرناک نام برد.دبیرکل حزبالله لبنان در یکی از سخنرانی هایش تاکید کرد: من از همین تریبون به تمام دروغپردازان و دروغگویان جهان عرب چه آنها که در رسانهها و مطبوعات کار میکنند و چه آنها که در کانالهای ماهوارهای مشغول بکار هستند و با پول "جفری فلتمن" قلم میزنند، میگویم: تاکنون در هیچ یک از کشورهای عربی نه تنها دخالت نظامی که هیچگونه دخالتی نداشتهایم و اگر زمانی این اتفاق روی دهد، جامعه بینالمللی بداند که این جرات را داریم که بگوییم در فلان کشور حضور داشته و جنگیدهایم و شهید دادهایم
این دو واژه "گفتنی است" هم از آن شیوه های ژورنالیسم قلابی حکومتی در ام القرا ی اسلامیست
آقای خامنه ای یک آس دیگر هم در این شعبده بازی داشت که او هم تو زرد از آب درآمد.در تمام رسانه های رژیم کل تبلیغات ابتدا روی این فرد متمرکز شده بود دهها نوشته و روزها تبلیغ می کردند که محمد مرسی رئیس جمهور مصر را در تهران داریم و کلی پز آخوندی که محصول صدور انقلاب اسلامی را در آغوش رهبر به خورد امت اسلامی خواهیم داد.ولی جناب مرسی اخوانی ، هم چنان آب سردی روی این هوچیگران اسلامی ریخت که افتضاحش کمتر از ابرو ریزی بان کی مون نبود . آقای مرسی به ایران نیامد ،ا و در مسیر برگشت ازچین به مصر، 4 ساعتی هم در ایران فرود آمد آنهم بنا به گفته خودش چون می بایست مسئولیت ریاست کشورهای عدم تعهد را به ایران بسپارد. محمد مرسی رئیس جمهور مصر برای همین دیدار کوتاه نظزاتش را صریح و روشن بیان کرد که اولن تصمیم ندارد روابط کشورش را با ایران را عادی سازد و دومن بشار اسد یک جنایتکار است و باید برود این صراحت لهجه در عرف دیپلماتیک غیر عادیست ولی گویا اسلامگرایان می دانند با چه زبانی با همدیگر صحبت کنند این صراحت لهجه در به زلالت کشاندن آخوندهای ایرانی آنهم از زبان برادر مسلمان مصری مثل پتکی بود که ناگهان بر سر خامنه ای فرود آمد
هردو آس این کنفرانس آخوندی باعث آبرو ریزی هرچه بیشتر این ایران ستیزان و حاکمان خونریز و جبارش گشت جمهوری اسلامی علاوه بر صدها هزار اعدامی و زندانی در ایران داغ ننگ ، قتل عام 25000 انسان بی گناه سوری را هم بر پیشانی دارد..خامنه ای با وجود صدها ملیارد تومان هزینه برای کنفرانسش در تهران ،کوچکترین امتیازی نصیبش نشد نه در رابطه با بشار اسد توانست فرجی حاصل کند و نه بر اندک دوستان گرسته اش افزوده شد چرا که همینها در دو هفته پیش به نام کنفرانس اسلامی در عربستان دست رد به استقاصه خامنه ای زده بودند البته باید منتظر شد و دید که با معاون آقای بان کی مون چه خواهند کرد .باید دید که آیا هیئت همراه آقای بان کی مون سلامت به آمریکا بر خواهند گشت یا خیر؟ اگر که ازتهدید سفیر استرالیا بگذریم که گفته بود "کوچکترین بی احترامی به اسراییل او کنفرانس را ترک خواهد کرد"
فرید
اشتراک در:
پستها (Atom)



