۱۳۹۳ شهریور ۱۹, چهارشنبه

پیام قدردانی ریاست شورای ملی ایران به وزیر امورخارجه کانادا، در رابطه با اعتراض ایشان به نقض گسترده حقوق بشر در ایران





قبل از مطالعه ترجمه متن پیام شاهزاده رضا پهلوی به آقای جان برد وزیرامور خارجه کانادا ؛ باید اذعان کرد که کانادا یکی از کشورهاییست که در دفاع ازحقوق بشر و اعتراض به شرایط اسفبار زندانیان سیاسی وعقیدتی در ایران ، پیشرو بوده و می باشد. آقای جان برد وزیر امور خارجه کانادا در تداوم سیاست های بشردوستانه کشور مطبوع خویش در دفاع از حقوق بشر و به ویژه حقوق بشر در ایران، این بار با انتشار نامه ای در اول سپتامبرمراتب اعتراض خویش را نسبت به شرایط وخیم زندانیان ایران اعلام کردند.
از این رو شاهزاده رضا پهلوی به عنوان ریاست شورای ملی ایران ، مراتب قدردانی خویش را از سیاست های بشردوستانه کانادا به شرح زیر اعلام داشتند

عالیجناب جان برد ، وزیر امور خارجه کانادا ، مایلم به نام شورای ملی ایران،مراتب سپاس خود را به مناسبت بیانیه اول سپتامبر ، برای روز همبستگی با زندانیان ایران اعلام کنم . ایرانیان از تدوام حمایت کانادا از حقوق بشر، آزادی و دموکراسی در میهنشان عمیقا خشنود هستند . ما پیشگامی کانادا دربهبود وضعیت حقوق بشر به عنوان یک ارزش جهانی، و به رسمیت شناختن تلاش ایرانیان برای بدست آوردن حق تعیین سرنوشت خود را ارج می نهیم
 در بخش دیگراین نامه با اشاره به سیاست های ضد و نقیض جمهوری اسلامی در سطح جهان وادامه نقض گسترده و مستمر حقوق بشر در ایران ، این حکومت را مسئول تمام جنایات صورت گرفته در 35سال گذشته دانسته و خاطرنشان میسازد
در حالی که توجه جهان بر روی مذاکرات برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران و جلوگیری از توسعه سلاح های کشتار جمعی متمرکز شده است، سیاست نقض سیستماتیک حقوق بشر توسط رژیم دینی تهران در سطح نگران کننده ای ادامه دارد.رژیم دینی در طول سی و پنج سال گذشته، مسئول دستگیری های خودسرانه، حبس، تجاوز، شکنجه، ترور مخالفان، تبعیض جنسیتی و مذهبی، اعدام های عمومی، و نقض شرم آور دیگر موارد حقوق بشر بوده است

ریاست شورای ملی ایران در ارتباط با مذاکرات هسته ای و عدم اعتماد به رژیم دینی حاکم بر ایران عنوان کردند
با توجه به رفتار دوگانه رژیم دینی در صحنه جهانی و ادامه مستمر نقض حقوق بشر، این حکومت قابل اعتماد برای گفتگو و کمک به تحقق صلح پایدار در منطقه و فراتر از آن نیست ،

 در بخش پایانی این پیام و با توجه به تشکیل شورای ملی ایران در آوریل 2013 ،آمده است
  شورای ملی ایران  آلترناتیو سیاسی را ،  برای گذر از رژیم مستبد جمهوری اسلامی و برای برقراری دموکراسی سکولار در ایران، با بکارگیری نافرمانی های مدنی ، به دور از خشونت، آشتی ملی و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه ارائه می دهد. برهمین اساس، از دولت کانادا می خواهیم تا با پشتیبانی معنوی  خود در راه رسیدن به آرمان های آزادیخواهانه ملت ایران، همکاری های لازم را انجام دهد.
رضا ​پهلوی ​ریاست شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد



۱۳۹۳ شهریور ۱۶, یکشنبه

فرآیند "نظام مقدس" و جبهه متحد خامنه ای ، ناتو ، اسرائیل ، آمریکا ، عربستان بر علیه داعش.....هوراااااااا


داعش و "خدعه" طرفین با باخت وحشتناک جمهوری اسلامی

"عمامشان"و رهبرشان 35 سال فریاد زدند ؛ ما از کربلا راهی قدس می شویم و سپس پرچم "عسلام عزیز " را بر کاخ سفیذ به "عهتزاز" در می آوریم ، برای این توطئه شوم و کور صدها هزار ایرانی را در جبهه های جنگ و سیاه چالهای اوین و.... قربانی کردند و ملیاردها دلار ثروت ملی کشور را به نام کمک به "مقاومت" سوریه ، حمز ، لبنان و عراق ، به شماره حسابهای رهبران حکومتی و تروریستی عرب و غیر عرب در داخل و خارج واریز کردند و می کنند

و حالا بعد از 35 سال " نظام مقدس " و رهبر مسلمانان جهان ، چنان به فلاکت ، و بیچارگی افتادند که گروهکی 3-4 هزار نفره را علم کردند و رهبر مسلمانان جهان ناگهان می خواهد جبهه را عوض کند تا در مفابل دولت اسلامی سنی ، و در کنار اسرائیل ،ناتو ،صهیونیسم جهانی، امپریالیسم و استکبار جهانی به رهبری آمریکای دژمن" به جنگ هابیل و قابیل روند تا آنها از راه کربلا راهی تهران نشوند و جالبتر از اینها بلندگوهای تبلیغاتی بی بی بی سی و صدای آمریکا هستند که با آب و تاب این پیوند تاکتیکی عجوزه ها را فرختده باد می گویند

زهبر" مسلمین جهان "سید علی عظما ، حتما به حواریون بیت و آن دزدان دل نگران ، دلگرمی می دهد ، که خدعه می کنم ، اینجا با دژمن می سازیم و سه جرعه جام زهر دیگر نوش جان می کنیم ، در عوض ، اوباما جان به خود من قول دادند تحریمها را بر می دارند ، غافل از آنکه اوباما جان هم مثل شخص عظما دیگر تعیین کننده اصلی نیست ،در نوشته ای که همان روزهای اول به وجود آمدن پدیده داعش در همین صفخه پست کردم ، تاکید داشتم " که اولا بحران خاور میانه با آمدن خمینی شروع شد و همچنان بانی و باعث اصلیش جمهوری اسلامیست ، در ادامه قید شد که داعش ربط مستقیم به جمهوری اسلامی دارد ، داعش سنی تبلور خشم و اعتراض کشورهای سنی مذهب در مقابل لاس زدنهای داعش شیعه با آقای اوباماست که در سرزمینهای آنان به هر جنایتی دست می زند"،
حال می بینیم که کم کم برگها رو می شود .

آری رژیم را به مرگ گرفتند تا به تب رضایت دهد ، تبی که دیرتر مریض را از پا در می آورد

اینکه اصلاح طلبان اینجا و آنجا به خود امیدواری می دهند که گویا حکومتشان با آمریکا بر روی داعش به سازش خواهند رسید ، و عنقریب تحریمها برداشته می شود و نوبت دزدی آنها فرا می رسد ، توهمی بیش نیست ،" که ای کاش اینگونه بود" در دیپلماسی کلان همیشه قدرت ، تعیین کننده نهاییست. جمهوری اسلامی امروز خزانه اش خالیست ، ملیونها نفر در کشور بیکارند، اقتصاد آخرین نفسها را می کشد و زمینگیر است ، فقر اعتیاد فحشا بی داد می کند ، سرکوب و استبداد مذهبی باعث شده است تا همگان .....از حکومت متتفر شوند ، این تنفر حتی به درون طیفهای گوناگون نظامی و امنیتی هم رسوخ کرده ،حسن روحانی نه تنها نتوانست التیامی بر صدها زخم عمیق بر پیکر فرسوده رژیم باشد که خود باعث به وجود آمدن شقه خطرناکتر دیگری نیز شد .

حکومت اسلامی در بدترین و ضعیفترین شرایط کل دوران حکومت ننگیش قرار گرفته است ، غیر ممکن است که آمریکا،ناتو و.....جدی جدی به چند تا سرادر و برادران قاچاقچی سپاه اختیاج داشته باشند

جمهوری اسلامی از شکستی به شکستی دیگر در می غلطد ، آغاز این فروپاشی خفت بار هم در مذاکرات هسته ای به اوج خود رسید ، البته چاره ای جزء این مذاکرات نداشتند ، اگر وادار به مذاکره نمی شدند دلار سریع به ده هزار تومان می رسید که در آینده خواهد رسید و قروپاشی دور تندتری به خود می گرفت ، روحانی و مذاکرات هسته ای توانستند موقتا لجظه انفجار را به نعویق اندازند

فرآیند ها .....

و امروز ؛ اگر چه مذاکرات هسته ای رسما تمام نشده است ولی در واقع شکست خورده ، بازرسان سازمان انرژی هسته ای که برای بازدید از تاسیسات اتمی به ایران رفته بودند ، هفته گذشت نتیجه این سفر را کاملا منفی گزارش کردند و مطرخ ساختند که به آنها اجازه بازرسی از برخی تاسیسات هسته ای در برنامه بازدید آنها را ندادند

علاوه بر کارشکنیهای حساب شده رژیم در بازذید بازرسان سازمان ملل از تاسیسات هسته ای ، دلیل شکست واقعی مذاکرات پیش رو ولی به اعتقاد من نه هارت و پورتهای سیدعلی و گزافه گوییهای امامان جمعه و یا دزدان دلنگران سپاه و جبهه پایداریست ، بلکه دلیل ادامه و افزایش تخریمها ، سیاست غلط و اشتباه خود رژیم در سه دهه گذشته است که امروز سر تا پای حکومت و اطاقهای جنگ زرگری رژیم را آچمز کرده است ، خامنه ای و حکومتش نه راه پیش دارند و نه راه پس ، تعیین کننده این مناسبات هم مجلسین آمریکا هستند و نه خامنه ای یا اوباما

آری دو پای هیولای کهریزک و سنگسار را در منجلاب مذاکرات هسته ای فرو بردند و دو دستش را هم در این جبهه همکاری با اسرائیل ،ناتو و آمریکا بر علیه داعش در منجلاب فرو خواهند برد ،

پشت پرده هم حتما انذکی از دلنگرانیهای خامنه ای را حل کردند و مثلا با این توافق نانوشته که بعد از نابودی داعش آمریکا شاید تحریمها را بردارد و یا سرداران شکم گنده سپاه به مانند سابق دوباره در عراق،سوریه ولبنان که امروز همه را دارند از دست می دهند ، حرف آخر را بزنند تا به نام کمک به "جبهه مقاومت" سرمایه های ملت ایران را همچنان غارت کنند ، غافل از اینکه حکومت اسلامی و شخص خامنه ای هیچ برگ برنده ای در دست ندارد و اوباما از این قولها دهها بار داده و زیرش زده است ، به صدام هم قول دادند و او به کویت حمله کرد ، نتیجه را دیدیم

در این شرایط نه فقط اوباما که کلا ماهیت سیاست جهانی همین است ، قدرت و اتوریته نداشته باشید ، خزانه دولتی خالی داشته باشید نتوانید نفتی بفروشید کارت تمام است و فرآیند وقایع خاورمیانه و به خصوص ایران به این سو می رود ،خامنه ای /روحانی برای جلوگیری از سقوط مختوم دست به هر خش و خاشاکی می زنند ، داعش یکی از آنها و شاید آخرینش باشد

هدف از داعش همین بود ولی وقتی سید علی قمار را باخت باید تا قران آخرش را ریسک کند و برای داعش وارد این ریسک بزرگتر از مذاکرات هسته ای شود، سید علی روزی می گفت با اینها اگر وارد مذاکره شدی و کوتاه آمدی باید تا پایان کوتاه بیایی و الی آنها ول نمی کنند ، جالب است که رهبر عظما این پندهای روزهای قلدری خویش را دیگر در این روزهای زوال و پایان کار فراموش کرده است و دنبال یکی در مجلس خبرگان می گردد تا سرش را بردارد و فرار کند اگر راهی داشته باشد

در ایران به زودی شرایطی در حال فراهم آمدن است که ملت ایران می تواند به خوبی از آن برای رهایی از چنگال این دیو سیرتان استفاده کند ، بی جهت نیست که اعتراضات روزهای اخیر به وقوع پیوست و به خوبی برگزار شد ، باید این روش را ادامه داد
حکومت سگنسار و کهریزک در ضعیفترین دوران زندگی 34 ساله خود قرار گرفته است و برای خوش رقصی در مقابل آمریکا دستش کاملا کوتاه است ، و دیگر نمی تواند به مانند سابق سرکوب کند (نیروهای سرکوب نا امیدتر از همیشه هستند و دل و دماغی برایشان باقی نمانده است و خسته از تمام این بحرانهای لاینحل شده اند )

و مردم منتظر هر نوع جرقه ای هستند تا این بار طومار اهریمن و دیو از شیشه درآمده را در هم نوردند ، مردم این بار از خیایانها به خانه بر نخواهند گشت تا ظلم و جنایت و اعدام را از بین نبرند

آن روز نزدیک است روز حساب ملت ایران 

۱۳۹۳ مرداد ۲, پنجشنبه

۱۳۹۳ تیر ۱۳, جمعه

یاد۲۹۰ نفر هم ميهنانمان که در حمله به پرواز شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران‌ایر از بندر عباس به مقصد دبی کشته شدند را گرامی بداریم

یاد۲۹۰ نفر هم ميهنانمان که در حمله به پرواز  شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران‌ایر از بندر عباس به مقصد دبی کشته شدند را گرامی بداریم و فراموش نکنیم،سياست های نامسئولانه ج.ا درصحنه بین‌المللی فاجعه آورهستند


۱۳۹۳ تیر ۴, چهارشنبه

حلقه های شادی را مستحکم کنیم ، تا زنجیرهای استبداد گسسته شود


 ملی پوشان ایران : مهم نیست که برنده یا بازنده باشیم، مهم این است که ما با هم شاد می شویم و با هم غمگین می شویم.

عکس از شورای ملی ایران

۱۳۹۳ خرداد ۲۳, جمعه

یک سال روحانی : اقتصاد ورشکسته تر،اعدامها بیشتر، صلح در منطقه وخیمتر و تحریمها باقیست

امروز در برنامه افق صدای آمریکا ،آقای دهقانپور طبق معمول از چند اصلاحطلب خارج از کشوری دعوت به عمل آورده بود تا شاید بتواند طبق معمول ، روحانی را از مخمصه ای که در آن گرفتار آمده است ،نجات دهد ، ولی وضع آنقدر اسفناک است که
حتی تمام این برنامه هم نتوانست به روحانی کمکی کد . همین برنامه که امروز از مردم و مدعوین خود می پرسد که چرا روحانی در گل گیر کرده است و به دنبال راه حل است ، ابتدا باید تمام سوالات را از  خود ، ادمنیستراسیون اوباما و وزارت خارجه کشور مطبوع خود در دفاع از روحانی و پروژه هسته ای او بپرسد که چرا ماهها مردم را فریب دادند و سعی کردند امید واهی به مردم دهند ، ونه  حال که روحانی شکست خورده است آقای دهقانپور حق به جانب به مردم رجوع کند و بپرسد که چرا ایطو شد ،آنهم از تعدادی اصلاحطلب

باید به افرادی مثل ای آقایان و رسانه هایی مثل بی بی سی،رادیوفردا و صداس آمریکا گفت که  
  پروژه روحانی آخرین امید حکومت برای بیرون رفتن از منجلاب فساد ، بحران اقتصادی ، و دهها معضل اجتماعی و سیاسی
 دیگردر کشور بود و با گذشت یک سال از آن تاریخ و برآورده نشدن 95%  ازوعدهای روحانی ،  در واقع این پروژه خامنه ای/رفسنجانی هم نتوانست حکومت را نجات دهد

اینکه روحانی از امید و انتظار سخن می گوید در واقع مورد خطابش همان اطاق فکریست که این پروژه را با سزارین به دنیا آورد منظور حسن روحانی به هیچ وجه حل مشکلات مردم نیست و نبوده است  چرا که او خوب می داند این سیستم در اصل باعث تمام
این بحرانهاست و فرقی نمی کند رئیس جمهوری این نظام که فقط  چند درصد قدرت و توان اجرایی خامنه ای و سران سپاه را طبق قانون اساسی در اختیار ندارد ، بتواند تغییرات بنیادین به نفع مردم انجام دهد . روحانی  با این آگاهی وارد میدان شده است ، او از قبل می دانست که  نخواهد توانست  تغییری در بهتر شدن محیط زیست ، حقوق بشر و فضای آشتی ملی در این کشور به وجود آورد
روحانی نیک می داند که این سیاستهای کل نظام با رهبری خامنه ای و سران سپاه است که محیط زیست را نابود کردند ، تمام رودخانه هایمان را خشکاندند ، دریاچه ها را به کویر تبدیل کردند ، با تفکر ایدئولوژیک و تئوکراسی حکومتی  فساد و رانت خواری را به سر تا پای حکومت جاری ساختند ئ نتیجه آن شده است که  اقتصاد را ورشکسته شد و ملیونها بی کار و معتاد رو دست کشور نهاده

روحانی در واقع آمده بود تا رژیم را نجات دهد ، او به میدان فرستاده نشد تا  به با بیکاری مقابله کند ، روحانی با برگزیدن یک خانم محجبه چادری به عنوان سخنگوی دولت ، در اصل می گفت هذفش از احترام به حقوق زنان چیست  ، او و اصلاحطلبانی که
 به وی رای دادند با ارتجاعی ترین و ضد انسان ترین قانون اساسی جهان (قانون اساسی جمهوری اسلامی ) هیچ مشکلی نداشتند و ندارند ،

آری یک سال پیش در چنین روزهایی شعبده باز جدیدی را به وسیله ملیاردها تبلیغ در خارج و داخل کشور برای چندمین بار به مردم غالب کردند. اگر مروری بر خبرهای یک سال پیش در رسانه هایی مثل بی بی سی فارسی و صدای آمریکا در خارج و دهها رسانه و سایت داخلی اصلاحطلبان که با حرارت  مشغول ترساندن مردم از احمدینژاد ، مشاعی و جلیلی بودند ، بیافکنیم ، خواهیم دید  که در کنار این تبلیغات با بهتر است گفته شود بمباران تبلیغاتی ،  نام فردی دیگر را  به نام حسن روحانی کم کم  جا مینداختند  که با شعار اعتدال و امید پا به عرصه وجود می گذاشت 

کسانی که ماله ای بزرگ در دست گرفته بودند و گرفته اند  تا شیخ حسن روحانی را گاندی جا اندازند ، آگاهانه یا ناآگاهانه  
  هیزم بیار تنور سیدعلی بودند و هستند ، البته غالب نیروهای این طیف از بدنه اصلاحات ریزش کرد و امروز دیگر بر کسی پوشیده نمانده است  که،  بنفش آخرین برگ حکومت برای بازی و فریب مردم در سال گذشته بود ، حال بر خود نام  اصلاحطلب ، اعتدال طلب  گذارند ؛ خاتمی ، احمدینژاد یا روحانی باشند ، همگان می دانند که  این حکومت سترون است و غیر قابل تحول  
  
 این واژه ها هم دیگر کسی را فریب نمی دهد . واژه هایی که از محتوا خالی شده اند ،شما در کجای جهان سراغ دارید که حکومت اقراطی ترین نیروهای دینی اعتدال پذیر باشد ، قتل انسانها ، شکنجه ، سگنسار و کهریزک نه اعتدال است و نه اصلاحات 
البته بانیان این شعارها خود به خوبی می دانند که نه قذرت عمل دارند و نه در چنین سیستمی امکان تغییراتی غیر از خواست مافیای حاکم ممکن است آقای روحانی و عمکرد یک ساله اش در مقابل ماست و صحت این مدعا را تایید می کند ؛  که در جمهوری اسلامی نه اصلاحات ممکن است و نه نیرویی می تواند آنرا معتدل و متعارف سازد 

  همین یک سال پیش دهها قول به مردم دادند ، روحانی به کمک سران اصلاحطلب و خامنه ای امیدوار بودند  که روحانی مشکلات تحریم  را حل خواهد کرد  واز این جایگاه سایر معضلات حکومت هم حل خواهد شد  ، او با بلاهت خاص یک آحوند  در میتینگ های فرمایشی که اغلبشان به وسیله نیروهای نظامی و سپاهی ترتیب داده می شد  با دبدبه و کبکبه  به مردم نوید می داد که آری ما می خواهیم کسانی که وضعیت کشور را به اینجا کشانده اند را به زیر کشیم ( تو گویی غبر از خامنه ای و سران سپاه کسی دیگر هم هست) یا اینکه در 100 روز به اقتصاد کشور سرو سامان دهیم و جمعیتی که در مقابلش ایستاده بود با هیجان شعار حمایتت می کنیم سرمی دادند و خواهان آزادی زندانیان سیاسی  می شدند . او عبا را جابجا کرده و در نقش یک رهبر فرهمند آزادی و حقوق بشر و با کمال وقاحت در چشم آنها ذل زده و به تماشاچیان وعده پشت وعده صادر می کرد که بلی "ما نباید حتی زندانی سیاسی داشته باشیم "، یعنی نه تنها شعار آزادی زندانی سیاسی را پذیرفته بود که از آن بالاتر خواهان برداشتن پدیده ای به نام زندانی سیاسی هم بود

آقای روحانی  پس چه شد چرا بعد از سوار شدن بر خر مراد تمام این وعده هایتان را به فراموشی سپردید و دیگر نه از آزادی زندانی سیاسی حرفی می زنید و نه حتی در حرف  خواهان آزادی همان یاران امامت از حصرهستید 

شما امروز از مقابله با تروریسم سخن می گویید خیلی خوب ، چرا از بیت رهبرتان شروع نمی کنید ، چرا سپاه قدس که دستش در تمام ترورهای منطقه آلوده شده است را کوتاه نمی کنید ،
هزینه کردن ملیاردها دلار سرمایه ملی ایران در راه سرکوب مردم سوریه  ، لبنان و عراق چه ربطی به منافع ملی ایران دارد ، سالانه ملیاردها به حزبالله لبنان کمک کردن ، منافع ملی نام دارد ؟

متاسفانه تمام این سیاستها فقط و فقط منافع قشری از آخوند های حاکم  را برآورده کرده و  می کند 
 همان جهان "استکبار" که روزی خواهان نابودیش بودند و امروز ظاهرا با جناحی از آن سر یک سفره نشسند ، سعی می کنند از جاه طلبی اینها که فقط به کمک سرکوب بی رحمانه مردم ایران و ملیاردهای نفتی حاصل شده است ، استفاده کنند تا با درگیر کردن ایران در مناضعات عبر فابل حل منطقه درگیر کنند (به نام صدور انقلاب توحش و نیستی )  تا سرمایه های نفتی ملت ما را در کوره راههای عراق ، فلسطین،لبنان و سوریه به باد دهند ، کاری که 34 سال است دارند انجام می دهند و حتی یک کشور در دنیا را نتوانستد به مدل انقلاب اسلامی تغییر دهند البته به جز بشار اسد و چند تا مزدور در عراق و لبنان ، نتیجه کارشان چه بوده است ؟ آیا غیر این است که از سال 57 زمانی که این غول انسان ستیز را از شیشه بیرون آوردند ، این منطقه به خاک و حون کشیده شد و هنوز هم دستبردار نیستند

مردم ایران سالهاست که متوجه اینهمه بی عدالتی و فریبی به نام جمهوری اسلامی(اصولگرا+اصلاح طلب) شده اند
مردم ایران سالهاست متوجه شده اند که سال 57 چگونه کلاهی بزرگ سرشان رفت ، و بی جهت نیست که از آن "خدا بیامرز" به نیکی یاد می کنند
حال باید هر ایرانی وطنپرستی از خود سوال کند که آینده کشورش به کدامین سو می رود و از این جیگاه به خود نهیب زند که ما چگونه می توانیم بر فرآیندهای آتی موثر واقع شویم  ، ایا دست رو دست گذاشتن و فقط نظاره گر وقایع منطقه و ایران بودن ، آنهم در این شرایط حیاتی که در عراق و سوریه امکان تغییرات و تجزیه کشور به سرعت در حال انجام است و جمهوری اسلامی دستش تا مرفق در خون آغشته شده است ، و از همه مهمتر این سوال اساسیست که تمام اینها برای ایران چه سرنوشتی را رقم خواهد زد . رهبران جمهوری اسلامی و طرفدارانشان که بیشتر از 3% مردم ایران نیستند با  کشور ما چی می خواهند بکنند و آنرا به کدامین سو خواهند برد
تمام واقعیات موجود به ما خطر و باز هم خطر را گوشزد می کند ،  خطری که به مانند همان شتر معروف روزی در خانه همه خواهد خوابید برای نجات کشور باید امروز اقدام کرد باید امروز به دنبال راه کار بود

ما مردم ایران و نیروهای جدی و فعالان سیاسی باید بتوانیم بر روی محورهای مورد توافق همگان به یکدیگر  نزدیک شویم ، ایرانیان و فقط ایرانیان وطن پرست می توانند منافع ملی  ایران را نمایندگی کنند  ، این نمایندگی می تواند در مجلس موسسان و در انتخاباتی کاملا آزاد به آنها محول گردد
منشور شورای ملی ایران دارای آنچنان کنزس فراگیر اجتماعیست که می تواند تمام نحله های فکری ، سیاسی، و....را از طریق گفتمانی کاملا سکولار و دموکراتیک متحد کند
شورای ملی ایران آن بستر و سکوییست که فرا ایدئولوژیک و فرا حزبی در حال پیشبرد مبارزه ای بی امان با تحجر و جمهوری اسلامیست ، تا این سیستم قرون وسطایی و بی رحم در ایران حکومت می کند ما هر روز از دیگر ملل عقب تر رفته و می رویم برکناری ، سرنگونی ، سقوط، فروپاشی  ، انحلال یا هر واژه ای که مد نظر مبارزان راه رهایی ایران می باشد اولین شرط نجات ایران و ایرانیست
کشور ما ایران ، جوانان و زنان آگاه و مدرن ما ، دارای چنان پتانسیلهایی هستند  که می توانیم در مدت کمی نه تنها این عقب گرد 35 ساله را  جبران کنیم ، که در بسیاری امور می توانیم  خود را در حد جهان پیشرفته هم بالا بکشیم

ابتدا نباید فریب واژه ها و دروغهای اصلاح طلبان و حکومتیان با شعبده بازیهای فراوانشان را خورد ، باید انسجام و آشتی ملی برای مقابله همه جانبه با حکومت را سامان داد و به کمک انتخابات آزاد و مجلس موسسان اختلافات گروهی و کهنه را به کنار زد
 تا کشور را از خطر فروپاشی، تجریه و نابودی نجات داد
باید به تمام این اصول نه در حرف که در عمل پایبندی نشان داد
ایران سرفراز و جاوید به کمک تمام ایرانیان آرزوی ماست

فرید
13.05.2014