۱۳۹۲ خرداد ۱, چهارشنبه

با احرازعدم صلاحیت رئیس تشخیص مصلحت نظام ، انقلاب اسلامی علاوه بر فرزندان ، پدرش را هم خورد


  ظمن عرض تسلیت به اصلاحطلبان همیشه ماله به دست ،  باید عرض کنم که با رد صلاحیت  محبوبترین فرزند امام و منحرفین طاغوتی ، تمام زحمات لابی اصلاحطلبان در خارج از کشور از بی بی سی گرفته تا برنامه سازانی در صدای آمریکا و رادیو فردا  ، از زحمات بی دریغ و 24 ساعته فرخ نگهدار تا میلی مذهبیهای همیشه گرفتار ،  از سازمان اکثریت مغموم و سر به زیر تا لابی نفتی تریتا پارسی و امیر احمدی ، همه و همه نقش بر آب شد ، البته اینها هنوز امیدوارند که خامنه ای ممکن است حکم حکومتی بدهد و آقاشان رفسنجانی را رئیس جمهور کند ، تا بعدا او به حساب رهبر برسد

 در همین رابطه فرخ نگهدار می نویسد
" چند ساعت مانده به راما. سرنوشت ایرانیان قرار است فردا با رای ۱۱ عضو شورای نگهبان تعیین شود. همه چیز متمرکز است بر یک تصمیم: «حذف هاشمی»؟ یا «تحمل هاشمی»‌؟‌ سرنوشت انتخابات و از پی آن آتیه میهن را همین یک تصمیم تعیین می کند. "
ایشان در رابطه با حضور " حماسی"خاتمی هم نوشته بود
"ورود خاتمی انتخابات را پر شور می کند. جامعه با این ورود تکان می خورد. دهها میلیون شهروند پا پیش می 
گذارند. این برآمد امید می سازد، دلگرمی درست می کند. این ورود از نو چشم ها را از نو به سوی «اصلاح امور در جمهوری اسلامی ایران»‌ می چرخاند .این ورود کاخ های شنی تازه برپا شده در ساحل سرنگونی طلبی را از نو می شوید و به دریا می کشد. این حضور کسب و کار را مجاهدین و سلطنتی ها - و نوزادانِ همداستان با ایشان - را تعطیل می کند؛ این ورود امید قدرت های جهانی به «اپوزیسیون برانداز» را تضعیف می کند و چشم ها را به طرف «راه حل های دیپلماتیک» و «همزیستی مسالمت آمیز با رژیم» می گرداند."

باید به این همیشه امیدواران به اصلاخات گفت که دیشب ، در دکان مماشات شما برای همیشه بسته شد
من دوباره ، خاالصانه و  خاضعانه ،  از صمیم قلب به شما برادران و رفقای همیشه درخط استبداد ولایت فقیه  ، تسلیت عرض نموده و این حادثه جانگداز را به این رفقا و برادران ، تسلیت عرض می نمایم

 علاوه بر این از رفسنجانی ، خاتمی ، احمدی نژاد و مشایی می خواهم  ، که حال که ، از آنجا رانده و از اینجا مانده شدید و اگر شما 4 شخصیت "ممتاز" ولی بی صلاحیت نظام ، هنوز ذره ای شرف در وجود دارید ، انتخابات خامنه ای را تحریم کنید


 آقایان (احمدی نژاد ، رفسنجانی، خاتمی ..) اگر اراده ای ، هنوز در وجود دارید ، حالا این "انتخابات "را تحریم کنید

من فکر کنم در طول این 34 سال برای اولین بار در جمهوری اسلامی ، حادثه ای اتفاق افتاده است که می شود خارج از عرف معمول سیاست ، انتظارات نامتعارفی در سر داشت ، البته اگر در وجود این 4 نفر اراده و قدرتی باقی مانده باشد ؟ اگر رفسنجانی ،احمدینژاد ، مشایی و خاتمی هنوز ذره ای شرف در وجود دارند باید "انتخابات "راتحریم کنند

حکومتی که دو "رئیس جمهور" این کشور را برای صدارت یک قوه ، بی صلاحیت می داند ، آیا آنها برای کی و چه "زحمت "می کشند و رعایت حفظ نظام می کنند، آنها را مثل دستمال یک بار مصرف ، استفاده کردند و حالا هم که دیگر احتیاجی به آنها ندارند بیرونشان پرتاب می کنند ، ذلالت، مماشات و سرفرود آوردن ، تا به کی و تا به چه حد ، حتا به آنها امکان دفاع از خود را نمی دهند خامنه ای را شما آقای رفسنجانی رهبر کردید او نه در انتخاباتی به رهبری برگزیده شده است و نه مردم علاقه ای به او دارند در 2 خرداد مردم در اصل به خاتمی رای ندادند ، بلکه به خامنه ای نه گفتند و نه به کاندید او برابر بود با آری به خاتمی

خامنه ای را جز عده ای چماقدار رانتی و آدمکش کسی طرفدارش نیست ، اقلن به ریاست جمهورها تعدادی رای داده اند ولی به
خامنه ای چه کسی رای داده است ، چرا باید اینگونه شماها را بی حیثیت و بی آبرو کنند
اگر چه من خواهان سرنگونی تمام شماها هستم ولی زوری که این آقا به همه شما می گوید به واقع هر انسان منصفی را می آزارد 
به آنها می گویند صلاحیت ندارید و آنها را از لیست اخراج می کنند بدون اینکه حتا به آنها بگویند که چرا بی صلاحیتند 
آقای رقسنجانی و آقای احمدینژاد آیا زمان آن فرا نرسیده است که عطای این حکومت را به لقایش بخشیده و به صفوف جنبش تحریم انتخابات بپیوندید ؟

من سالها پیش نوشتم که این حکومت نه توانایی رفرم دارد و نه خامنه ای چنین رفرمهایی را می پذیرد، یک ماه پیش هم نوشتم که هم رفسنجانی و هم مشایی رد صلاحییت می شوند . خامنه ای زرنگتر از آن است که بخواهد خود را زودتر از زمان موعود به زیر کشد ، او خوب می داند که هر گونه عقب نشینی برایش برابر است با سرنگونی ، خامنه ای رئیس جمهور نمی خواهد او یک غلام بی ادعا و سر به زیر می خواهد ، که هر چه به او گفت ، نه نگوید .بلایی که احمدینژاد در 2 سال گذشته سر او آورد ،خامنه ای را نسبت به همه کس و همه چیزمشکوک کرده است در چنین شرایطی او نه تنها مشایی و رفسنجانی که حتا محسن رضایی این غلام خانه زادش را هم تحمل نمی کند

سرنوشت دیکتاتوری مثل خامنه ای هولناک است ، او تا آنجا پیش خواهد رفت که ممکن است حتا فرزندش را نیز فدای قدرت و تباهیش کند او نسبت به همه کس و همه چیز مشکوک است و اینجا باید به کسانی خندید که این الفبای سیاست را نمی دانند و خود را  به ظواهر می سپارند و به سخنهای پر از مکر و حیله او دل می بندند البته اگر این شایعه درست نباشد که "  رفسنحانی ماموریت داشته ، خود را کاندید کند تا با حذف او حذف مشائی بی دردسر تمام شود .

اصلاحطلبان بسیار سعی کردند تا به او بفهمانند که ادامه این شرایط باعث سرنگونی همه آنها خواهد شد ، آنها ولی نمی دانند که راه آنها برای خامنه ای سرنگونی زودتر را فراهم می کند و از همین جایگاه است که او به هیچ نمی اندیشد جزء تعدادی چاپلوس که اطرافش را گرفته اند و جز اخبار خوشحال کننده برایش هیچ نمی برند ، همانها او را به زودی سرنگون خواهند کرد اگر چه اصلاحطلبان شاید نظام را موقتن نجات می دادند. روز تصمیم فرا رسیده است ، همین فردا باید اقدام کنند و در مقابل خودسریهای خامنه ای بایستند و به مردم رجوع کنند و از آنها کمک بخواهند ، در غیر این صورت بعد از انتصابات برای هر 4 نفر روزهای سختی آغاز خواهد شد . احمدینژاد ومشایی را سریع زندانی خواهند کرد . و شاید ازبین ببرند . مستبد جزء با قدرت عقب نمی نشیند  که جریتر نیز خواهد شد .

فرید

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

طنز روزگار نیست که که معدودی از افراطیون جمهوریخواه و مشروطه خواه بر علیه شورای ملی نوپا ، در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفته اند

آقای محمدی ، شاهزاده عصای موسی ندارد تا بر زمین زند و همگان را وادار به اتحاد  باهم  کند  

و این بار نه دوباره خودشیفته ای دیگر از"مشروطه خواهان قلابی"  که  یک جمهوریخواه واقعی ، به نام  آقای منوچهر
 محمدی ، شورای ملی ایران را به خاطر نبودن جمهوریخواهان درآن ،  به باد انتقاد گرفته و از آقای رضا پهلوی گله مند هستند که چرا ما (من) جمهوریخواه در شورا نیستیم  ،منوچهر محمدی  می نویسند که  
 شاهزاده عزیزاز شما بپرسیم که به واقع این عده‌ از اشخاص گمنام که تنگ نظرانه برای این گونه از اتحاد پا پیش گذاشته اند معیار آنان برای این نوع از اتحاد چه بوده است که شما را اینگونه مدافع سر سخت آن نموده‌ است بطوریکه حتا با شکست آشکار آن به دلیل عدم حضور جمهوریخواهان واقعی‌ در آن، حتی حاضر به تجدید نظر در آن نشده اید‌؟آیا جز این بوده است که آنان طرفدار پادشاهی بوده اند‌؟ و اگر نه‌، پس
چه بوده است‌؟
 منوچهر عزیز ،
 شاهزاده عزیز ،  باید در چه مواردی  تجدید نظر کنند ؟ شما در ادامه مردد می پرسید که آیا دلیل دیگری جزء   طرفدار پادشاهی بودن شورا ، باعث دفاغ آقای پهلوی از شورا بوده است ؟ (پیشدواری و بی اطلاعی شما جمهوریخواهان از نیروهای امروزین پادشاهی واقعن سرگیجه آور است)ه

شما آقای محمدی گویا اطلاعاتتان بسیار نازل است و نمی دانید که مخالفان امروزین  شاهزاده و شورای ملی بیشتر تعدادی سلطنت طلب افراطی هستند که آنها هم دقیقن مشکلشان همان مشکل شماست و از شاهزاده می خواهند که چرا ایشان فقط جمهوریخواهان را در اطراف خود جمع کرده است و سلطنت طلبان را مورد" تفقد شاهانه" قرار نداده اند

منوجهر گرامی ،  شما اگر سخنان خانم هما احسان  و.....را  هم در این پیشداوریهایتان دخیل می دادید ، شاید به نتایج دیگری می
 رسیدید  آنجا که ایشان از شاهراده می خواهند تا تمام سلطنت طلبان را جمع می کرد و شورایی از سلطنت طلبان  تشکیل می داد و نه شورایی که همه جمهوریخواهان اطراف شاهزاده قرار گرفته اند .خانم دکتر هما احسان در حکمشان پیامبرگونه پیشگویی می کنند وچنین نتیجه گیری می کنند "  چون شاهراده چنین کاری نکردند و علاقه ای به یک شورای سلطنت طلبان ندارند ، پس این شورا بدون او شکست خواهد خورد.

 آقای محمدی  آیا طنز روزگار نیست که که معدودی از افراطیون جمهوریخواه و مشروطه خواه بر علیه شورای ملی ایران در کنار جمهوری اسلامی  قرار گرفته و هر سه آرزوی شکست شورای ملی را می کنند

از شما آقای محمدی عزیز خواهش می کنم ابتدا منشور را مطالعه کنید، از نوشتار شما چنین بر می آید که آنرا مطالعه نکردید و سپس از دوستانتان که شما را وادار به نوشتن این نامه کرده اند بپرسید،  که آیا تعداد سلطنت طلبان در شورای ملی بیشتر هستند یا جمهوریخواهان (لازم به ذکر است که نگارنده خود سلطنت طلب نیستم و در دفتر سیاسی از 9 نفر 5 نفر سلطنت طلب نیستند)ه

در بررسی نامه طولانی شما ، به مورد دیگری هم اشاره می کنم و از شما خواهش می کنم که به این پرسشم پاسخ دهید 

 شما گویا فکر می کنید ، شاهزاده عصای موسی در دست دارد و اگر آنرا زمین اندازد باعث خواهد شد تا   توده ای ، مجاهد ،کمونیست و مشروطه خواه با هم متحد شوند !  از شما می پرسم که چرا شما از این جریانات سیاسی نخواستید که با هم متحد شوند ولی از شاهزاده می خواهید که شورای ملی می بایست 
 اتحادی ازجریانات زیر را متشکل می کرد.. " جمعیت نهضت آزادی ایران، حزب مشروطه ایران، حزب دمکرات کردستان ایران، سازمان مجاهدین خلق، اتحاد جمهوری خواهان، و یا بسیاری از گروهها و احزاب پیش و پس از انقلاب  را به وجود آورد" منظور شما احزاب فبل ازنقلاب بی تردید حزب توده باید باشد ولی گویا کمی شکسته نقسی فرمودید و آنرا آگاهانه از قلم انداختید

محمدی عزیز شما از فضای سیاسی ایران خیلی دور مانده اید و اطلاعاتتان در حد بسیار نازلیست ، شما نمی دانید که به جز سازمان مجاهدین باقی جریانات سیاسی  یا اصلاحطلب هستند و برای آنها که اهدافشان ، همانا حفظ رژیم می باشد لابی گری می کنند و یا دکانهایی هستند که در سپهر سیاسی ایران و جهان به حساب نمی آیند . علاوه بر این ،  بسیاری از آنها طرفدار فعالیت در چهارچوب فانون اساسی ولایت فقیه می باشند. متاسفانه افکار شما بیشتر احساسیست تا واقعی ، چرا که می خواهید سازمان مجاهدین و سازمان اکثریت و حزب تو.ده که در سازمانی فراموش شده به نام اتحاد جمهوریخواهان گرد آمده اند را با نیروهای طرفدار پادشاهی در جبهه ای گرد هم آورید ، که ایده ای بسیار نیک و با ارزش و اتفاقن شاهزاده هم با تمام این جریانات رایزنیهایی داشته است البته طبق گفته خود ایشان غیر از مجاهدین (مجاهدین خود را از ایرانیان جدا کرده اند و بیشتر مشغول لابیگری در گنگره آمریکا و مجالس کشورهای غربی اند)ه
 نیروهای قومی ، کشور ایران را ملتی واحد نمی دانند و اصرار بر پذیرش ملتهای گوناگون در ایران دارند و از فدرالیسم من درآوردی خود ذره ای عقب نمی نشینند . اتفاقن شما باید این سوالها را از آنها بپرسید شورای ملی هیچ مشگلی با اتحاد تمام نیروها بر محور منشور ملی  سکولار و دموکرات مصوب ندارد 

این سازمانها که شما از آنها نام بردید در واقع جز نامی از آنها چیزی باقی نمانده است اینها 34 سال نتوانستند با یکدیگر بر روی حداقلهایی متحد شوند و حالا می خواهید که شاهزاده آنها را با هم متحد سازد

هموطن گرامی این جریانها بیشتر ، علاقه به نابودی رقیبان خود دارند تا اتحاد با آنها  ، همین اتحاد جمهوریخواهان به 5 سازمان تجزیه شد.  جبهه ملی به دهها سازمان و خورده سازمان تبدیل شده است و جبه ملی ایران هیچ یک از جبهه ملی های خارج از کشور را به رسمیت نمی شناسد . جریانات حزب کمونیست کارگری 7 تیکه شدند ،  اینها اگر می توانستند خود را حفظ کنند کار بزرگی انجام می دادند ،  اتحاد با دیگران پیشکششان

  در ظمن آیا شما تا حالا فکر نکردید که چرا اینها نمی تواند با همدیگر متحد شوند ؟  34 سال هدر دادن وقت و انرژی زمان کمی نیست ، محمدی عزیز  اگر روزی به چالش این پدیده پرداختید و آنرا بررسی کردید و متوجه شدید که چرا این جریانات نمی توانند منسجم و متحد شوند ، آن موقع پی خواهید برد که چرا  نمی بایست تشکیل شورای ملی ایران را به تعویق انداخت ، شما خوب می دانید که جمهوری اسلامی در تنگناهای بسیار خطرناکی قرار گرفته است و این رژیم از بیماریهای مزمنی رنج می برد آیا اگر در فردای ایران  ،در اثر خلاء قدرت احتمالی و بروز شرایطی به مانند سوریه امروز ، در ایران به وجود آید و نشود راه کاری از قبل آماده شده را ارائه داد، سرنوشت ایران جه خواهد شد

  هیچ راه دیگری باقی نمانده بود تا شورا هر چه سریعتر تشکیل می شد، به اعتقاد من هر نوع وقت گذرانی در این راستا بیهوده بود چرا که افراد و جریاناتی نه توانایی و نه لیاقت اتحاد را دارند و نمی شود هزار سال با آنها بحث نمود تا همه را قانع کرد . در هیچ کشوری هم ، همه با هم از ابتدا متحد نشدند ،  در روند مبارزه است که یک نیروی متشکل از گفتمانهای اجتماعی و سیاسی گوناگون به مانند شورای ملی ایران  آهنرباوار  آن دیگران را به مرور زمان به خود جذب خواهد کرد در هند و آمریکا یا آفریقای جنوبی هم از ابتدا همه نبودند ، تعدادی آغاز کردند و باقی بعدها به آنان پیوستند 

 شما نیک می دانید ، که جمهوری اسلامی ،  انتصاباتی را به نام انتخابات ریاست جمهوری برای بزک کردن چهره کریه خود در جهان ، پیش رو دارد  و اگر شورا تشکیل نمی شد و در مقابل انتصابات رژیم ، انتخابات آزاد را به ملت ایران و جهانیان پیشکش نمی کرد آن موقع مشاطه گران و لابیهای رژیم ، می توانستند   یکی از راه حلهای داخلی جمهوری اسلامی  را برای بسیاری قابل پذیرش کنند ، علاوه بر این شورای ملی و شاهزاده رضا پهلوی سالهاست که با تمامی جرگه های سیاسی برای اتحادی بزرگ ،  رایزنی کردند ،  ولی وقتی آنها در پیله خود فر رفته  و دکانهای سیاسی خود را  بر منافع ملی ایران ارجح دانسته و خود را در سردابهای سرد ایدئولوژی و سازمانی پنهان کرده اند ، شمای دگر اندیش چگونه می خواهید با آنها که همفکران خود را قبول ندارند ، متحد شوید ، شما به زور نمی توانید آنها را وادارید تا با هم متحد گردند 

  در ظمن شاهزاده رضا پهلوی به عنوان سخنگوی این شورا بارها اذعان داشتند  که شورای ملی ایران ، همچنان درهای خود را بر روی آحاد ایرانیان از هرخانواده سیاسی دینی و قومی  باز گزارده و می گزارد و هر ایرانی با هز تفکر و رنگ سیاسی و حزبی که منشورمصوب اولین مجمع موسس شورای ملی ایران را که میثاقیست  کاملن سکولار و دموکرات ، بپذیرد ، می تواند در ایستگاههای بعدی در قطار شورای ملی ایران جایی داشته باشد.
جناب محمدی عزیز در پایان از شما خواهش می کنم که  سعی کنید این نیروها را با یکدیگر متحد سازید ، من به عنوان یک عضو این شورا و نه نماینده یا سخنگوی آن ، اطمینان دارم که اگر همه بتوانند متحد شوند به سود ما و زیان جمهوری جنایتکار اسلامی در ایران است   شورا نه تنها  مشگلی با اتحاد تمام نیروها ندارد که از آن استقبال نیز می کند  شما اقدام کنید باید در عمل متحد شد و نه در حرف

فرید
19.05.2013



 

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۷, جمعه

آقای خامنه‌ای با شما سخن میگویم


                                                                    
نام من ایلیا هست ، از مادری اسرائیلی و پدری ایرانی‌ ، در اسرائیل متولد شده ام

آقای خامنه‌ای با شما سخن میگویم از یکی‌ از کوچک‌ترین کشورهای دنیا ، از کشور اسرائیل . از کشوری که زیر تهدید هر روزه شما و عوامل بیرونی و داخلی‌ شماست.
آقای خامنه‌ای با شما سخن میگویم ، از تنها کشوری که در طول تاریخ ، زبانش ، زبانی که دوهزار سال صحبت نمیشد را زنده کرد
از کشوری با شما سخن میگویم که از زمان استقلال اسرائیل تا به حال بیشترین جایزه صلح نوبل را نسبت به هر کشور دیگری مال خود کرده است . از کشوری با شما سخن
میگویم که از نظر طول عمر شهروندان ، هشتمین کشور جهان با سنّ تقریبی هشتاد سال می‌باشد
از کشوری با شما سخن میگویم که مؤسسات علمی آن ، رتبه سوم جهان را دارا می‌باشد . از کشوری که در زمینه علوم فضایی ، دومین کشور جهان می‌باشد و بیشترین تعداد انتشار مجلات علمی‌ را نسبت
به جمعیت خودش را دارا می‌باشد . از کشوری با شما سخن میگویم که بیست و دو درصد از کل جوایز نوبل جهانی‌ را در زمینه علمی‌ ، پزشکی‌ ، اقتصاد ، شیمی‌ ، ادبیات ، فیزیک و غیره را دارا می‌باشد

  بنا بر اطلاعات و دانسته‌های خود ، و دینی که به کشور پر افتخار ایران و مردم دوست داشتنی و با تمدن ایران دارم ، وظیفه خود دانستم که برای شما ، رهبر نظام جمهوری اسلامی چند خطی‌ بنویسم . و برای خودم دلایل خودم را دارم . آقای خامنه‌ای روی سخنم با شماست

 آقای خامنه‌ای من یک دختر ۲۸ ساله ، ایرانی‌ اسرائیلی از کشور اسرائیل ، برای شما نامه مینویسم . نام من ایلیا هست ، از مادری اسرائیلی و پدری ایرانی‌ ،  اسرائیل متولد شده‌ام ، و در این کشور پر افتخار و تاریخ ساز زندگی می‌کنم . آقای خامنه‌ای روی سخنم با شماست

شما و نظام حاکم بر کشور دوست ، با فرهنگ و با تمدن ایران ، که دم از مسلمانی می‌زنید و هر روز و هر لحظه کشور اسرائیل را زیر سوال می‌برید ، باید جوابگوی من و افکار من باشید. قصد دارم شما را به چالش بکشم به عنوان دختر ایرانی‌، اسرائیلی . دختری که به کشور ایران و تمدن غنی ایران و فرهنگ ایران افتخار می‌کند . ایران را سرزمین پدری خود می‌دانم و از طرفی‌ به سرزمین مادری خود یعنی‌ کشور تاریخ ساز اسرائیل میبالم . آقای خامنه‌ای ، شاید ذهن خسته و شکست خورده شما یاری گذشته قوم بنی اسرائیل و قوم یهود را نداشته باشد ، ولی‌ باید خدمت شما و نظام حاکم شما عرض کنم که قوم یهود ، قوم برگزیده خداوند متعال است و حتی در قرآن این کتاب آسمانی شما به این نکته اشاره شد است . حال روی سخن من با شماست

شما که خود را ولی‌ فقیه و نایب امام زمان میدانید ، روی چه حسابی‌ قوم بنی اسرائیل و این سرزمین مقدس را تهدید به نابودی می‌کنید ؟ قومی که یکتا پرستی‌ را رواج داد . آیا غیر از این است که حضرت موسی یکی‌ از فرستادگان پروردگار می‌باشد ؟ آیا غیر از اینست که نام مبارک حضرت موسی در کتاب آسمانی شما یعنی‌ قرآن به صراحت تکرار شده است ؟ آقای خامنه‌ای روی سخنم با شماست   

 آقای خامنه‌ای ، شما هیچ وقت نمی توانید با تبلیغات منفی‌ اسلامی و شستشوی مغزی مسلمانان افراطی ، کشور اسرائیل را که با همت و کوشش پدران و مادران و اجداد ما بنا شده را هر زمان که خواستید تهدید و نابود کنید . شما و نظام حاکم شما هیچ وقت نمیتوانید هولوکاست را نفی کنید . 

 ما مردم اسرائیل هیچ مشکلی‌ با هیچ کشوری نداریم ، به ویژه با کشور و مردم پر افتخار و سراسر تمدن ایران عزیز .
من به عنوان یک دختر ایرانی‌ اسرائیلی عاشقانه ایران را ، این کشور بزرگ ، با مردمانی دوست داشتنی ، شجاع ، مهمان نواز و سراسر فرهنگ و تمدن که در تمام دنیا زبانزد خاص و عام می‌باشد را از ته دلم دوست میدارم و تاریخ پر از فرازو نشیب‌ آن را تحسین می‌کنم . ولی‌ با شما و افکار نظام شما مشکل دارم . من شما و افکار شما و نظام شما را از حساب مردم ایران جدا می‌دانم . و مطمئن هستم که مردم ایران هم مثل من فکر می‌کنند . من با شما و سیستم حکومت داری شما ، از بدو تاسیس آن در سال پنجاه و هفت به رهبری آیت‌الله خمینی ، که صدق سری دولت انگلستان آن موقع و همان ماجرای ننگین و کثیف گوادالوپ که خود خوب از آن خبر دارید ، مشکل دارم .

  آقای خامنه‌ای ، روی صحبتم با شماست . با شما که خود را نایب امام زمان ، و ولی امر مسلمین میدانید 
  من با شما و نظام یهود ستیز شما مشکل دارم ، با نظامی که در سال پنجاه و هفت به رهبری آیت‌الله خمینی به واسطه کشورهای بزرگ غربی بنا شد . آیت‌الله خمینی که وقتی‌ در هواپیما ایر فرانس از ایشان سوال شد که از اینکه به کشور ایران بر میگردید ، چه احساسی‌ دارید ؟ و ایشون در کامل خونسردی فرمودن هیچ احساسی‌ ندارم ، مشکل دارم .  من با شما و سیستم دروغین شما از بدو تاسیس آن در سال ۵۷ به رهبری آیت‌الله خمینی که در گورستان بهشت زهرا برای مردگان سخن از آزادی بیان و آوردن پول نفت به سر سفره مردم ایران و دیگر وعده‌های پوچ و توخالی کردن و یک عده‌ مردم ناسپاس و یک مشت به اصطلاح روشنفکر که الان مزدوری رژیم شما را می‌کنن و همان موقع برای حرفهای پوچ و بی‌ پایه و اساس آیت‌الله خمینی دست میزدن و هلهله میکردن از فرطه شادی مشکل دارم . ولی‌ آن زمان نمیدانستن که چه بلایی قرار است  به سر تاریخ و فرهنگ و تمدن یک ملت بزرگ یعنی‌ ایران بیاید ، دریغ از این که آیت‌الله خمینی آن وعده‌های پوچ را فقط و فقط در گورستان بهشت زهرا برای مردگان تلاوت میکرد 

آقای خامنه‌ای روی سخن با شماست

  ، شما پول و سرمایه ملت بزرگ ایران را به جیب گروه تروریستی حماس به رهبری سید حسن نصراله و خالد مشعل میریزید ، تا فلسطینیان را بر علیه قوم یهود و کشور اسرائیل بشورانید . شما سیدحسن نصراله و خالد مشعل را آقای فلسطین و لبنان کردید ، و هر آنچه که شما از پول و سرمایه مردم شریف و تاریخ ساز ایران به عوامل خود در لبنان ، سوریه و فلسطین می‌دهید ، باعث شده که هر آنچه که به آنها میگوید اجرا کنند . آقای خامنه‌ای ، شما کار را به جایی رساندید که ، محمود عباس هم صدایش از دخالت‌های شما و بریز و بپاش شما در آمده است . آقای خامنه‌ای رهبر نظام اسلامی ،، با شما سخن میگویم . من به عنوان یک دختر اسرائیلی ، ایرانی‌  هیچ مشکلی‌ با فلسطینی هم جوار خود ندارم ، و مطمئن باشید که آنها هم با ما مشکل ندارند . ولی‌ دخالتهای شما و نظام شما و پول‌های که  متعلق به مردم ایران است را صرف اختلافات اسرائیل و فلسطین می‌کنید

  شما و سیستم حکومتی شما ، بنیانگذار مرامنامه حماس در سال ۱۹۸۸ ، با مزدوری یک فرد روانی‌ به نامه شیخ احمد یاسین هستید و من با شما بر سر این مرامنامه یهود ستیز شما مشکل دارم . آقای خامنه‌ای ،،،، ولی‌ امر مسلمین ، شما خود از انتشار و تدوین این مرامنامه یهود ستیز حماس اطلاع دارید . خود شما پایه گذار این مرامنامه بودید و دقیقا از بند بند آن اطلاع دارید . ولی‌ برای اطلاع مردم خوب و مهربان ایران و ذهن مخوف و یهود ستیز شما ، چند بند از این مرامنامه را به عرض شما می‌رسانم

 آیا مگر شما در این مرامنامه حماس به صراحت نگفتید که یهودیان و مسیحیان دشمن اسلام و بشریت هستند ؟ آیا در این مرامنامه قید نشده که سرزمین تاریخی‌ اسرائیل در واقع به اسلام تعلق دارد و باید سرزمین اسرائیل وقف اسلام شود ؟ آیا شما در این مرامنامه قید نکردید که باید اسرائیل را نابود کرد ، و تنها شیوه رسیدن به این هدف ، راه انداختن یک نبرد طولانی و خونین است ، ولی‌ مقصود واقعی آنها دست زدن به عملیات مسلحانه و اقدامات تروریستی ، از جمله کشتار زنان ، کودکان ، نوجوانان اسرائیلی ، ترور انتحاری در اتوبوس‌ها ، خیابانها ، کافه‌ها ، رستوران‌ها ، و دیگر اماکن همگانی و یا حملات راکتی و موشکی علیه شهرها و آبادیهای اسرائیل است.

 آقای خامنه‌ای ،،، رهبر نظام جمهوری اسلامی ،،، آیا در این مرامنامه قید نشده که راه جهاد به عنوان شیوه اصلی‌ برای رسیدن به نابودی اسرائیل مورد تاکید قرار گرفته ؟ و آیا  صراحتاً در این مرامنامه گفته نشده که جهاد یک فریضه اسلامی است برای هر فرد مسلمان ، و باید بر هر قراردادی یا پیمانی که کوچک‌ترین حق حیاتی به اسرائیل عطا کند مخالفت ورزید ؟ آیا در این مرامنامه ضّد یهود حماس که مورد لطف شما و نظام شماست ، به شیوه هیتلری قید نشده که ملت یهود یک مشت تبهکار هستن و باید از روی کره زمین محو بشوند ؟  آیا در این مرامنامه که شاهکار شما و نظام شما می‌باشد ، آیا به صراحت تاکید نکردید که باید شناخت اسلامی مسلمین تقویت بشود تا مسلمانان آموزش فکری داده بشود ، تا بدانند خطر قوم یهود و اسرائیل تا چه حد است ؟

 آیا در پایان این مرامنامه ، استناد به حدیثی از پیامبر اسلام نکردید که ، فرمودند ؛ روز قیامت واقع نخواهد شد جز آن که همه یهودیان را بکشید . آقای خامنه‌ای ،،، این فقط گوشه‌ هایی از بندهای مرامنامه سیاسی و یهود ستیز حماس فلسطین بود ، که اوج وقاحت و بی‌ معرفتی و یهود ستیزی خود را به منحصه ظهور گذاشتید . غافل از این که قوم یهود پایه گذر یکتا پرستی‌ بوده و در ایجاد فرهنگ بشری نقش اساسی‌ داشته ، و از همه مهمتر دوستدار ملت بزرگ و پر افتخار و تاریخ ساز ایران است

 شما که ادعای ولی‌ امر مسلمین و حامی مستضعفین را دارید ،،، آیا بهتر نیست ، که این سرمایه و پولی‌ که خرج این مرامنامه حماس می‌کنید و به دنبال کاشتن تخم نفاق و کینه بین مسلمانان و قوم یهود و اسرائیل و نفاق بین شیعه و سنی ، خانه سازی در کشورهای آمریکایی لاتین و دخالت در کشورهای منطقه خاورمیانه از جمله عراق، افغانستان ، لبنان ، فلسطین ، پاکستان و کشورهای دیگر هستید ، خرج آبادانی ایران و اقتصاد بیمار ایران و جوانان ایران زمین صرف کنید ؟ آیا بهتر نیست به جای این که وقت خود را صرف این مسائل کنید ، به این نکته بسیار مهم توجه کنید که در روز روشن ، خاک شیرین و پر گوهر ایران عزیزم را به صورت شین و ماسه به کشورهای خلیج فارس به ویژه قطر و امارت میفروشید ، و کشاورزی ایران را از بین میبرید و خاک ایران را نابود می‌کنید ؟ 


  آقای خامنه‌ای ،، آیا بهتر نیست ، به جوانان مهربان و دوست داشتنی ایرانی‌ که کلیه و اعضای و جوارح خود را در معرض فروش میگذرند توجه کنید ؟ آیا بهتر نیست بساط قاچاق دختران معصوم و زیبای ایرانی‌ را به کشورهای خلیج را جمع کنید ؟ آیا بهتر نیست به جای دخالت و یهودی ستیزی ، وقت خود را صرف این کارها بکنید ؟ آیا بهتر نیست پول و سرمایه مردم مهربان و پر افتخار ایران را صرف جوانان ایران بکنید تا شاهد قمه کشی‌ جوانان  و اعتیاد و فساد ، گرانی ، تورم ، خودکشی‌ و ناموس کشی در ایران نباشیم ؟ آیا بهتر نیست به فکر  جوانان ، کارگران ، پیشه واران ، معلمان ، نویسندگان و روزنامه نگارانی که در زندانهای مخوف شما شکنجه و تجاوز میشوند ، باشید ؟ آیا بهتر نیست به جای تهدید هر روزه اسرائیل ، از اعدامهای دست جمعی‌ در داخل زندانها و معابر عمومی دست بر دارید و اجازه بدهید تا خود مردم ایران برای خودشون تصمیم بگیرن و آزادانه عقاید خود را بیان کنند . کشور پر افتخار ایران بر روی اقیانوسی از نفت و گاز و دیگر منابع زیر زمینی‌ قرار دارد ، این حق مردم ایران است که در کمال آرامش و تحت هر دین و مسلکی زندگی کنند .

 آقای خامنه‌ای ،،، رهبر معظم انقلاب اسلامی ،،،، شما با دخالت هایی که در کشور سوریه داشتید و دارید ، کار را به جایی رساندید که در این کشور برادر کشی را آغاز کردید . شما با دخالت و فرستادن نیروی قدس سپاه که تحت امر شما فعالیت میکنند ، کار را به جایی رساندید که ابو صفار ، که یکی‌ از مخالفین نظام بشار اسد می‌باشد ، به راحتی‌ خنجر به دست می‌گیرد و سینه سرباز و برادر  خود را میشکافد و قلب برادر خود را به دندان می‌کشد ، و در انتها الله و اکبر گویان به خوشحالی می‌پردازد . گویی که با دخالت شما و وجود پر برکت شما ، انسان و انسانیت دیگر جایی در کشورهای منطقه ندارد

  در همین جا نکته‌ای به ذهنم رسید ، که اگر نگویم احساس خفگی به من دست خواهد داد . روی سخنم به نماینده جامعه یهودی ایران در مجلس رژیم شماست . نماینده محترم جامعه یهودیان ایران در مجلس نظام اسلامی ،،،، کسی‌ از شما انتظار ندارد که در داخل ایران از اسرائیل و سرزمین یهود دفاع کنید . ولی‌ همین نظامی که شما آن را مقدس میخوانید و تملق گویی رهبرش را می‌کنید ، خون بسیاری از هموطنان شما را به زمین ریخت . امثال ندا آقا سلطانها ، سهراب‌ها و ستار بهشتی‌‌ها و هزاران جوان دیگر که قلم یارای نوشتن نام پر افتخار این دلاوران و عزیزان را ندارد . همین نظامی که شما مقدس میخوانید ، شب و روز سرزمین اجدادی شما رو تهدید به نابودی می‌کند ولی‌ شما آنقدر بزدل تشریف دارید که دم بر نمیاورید . گویا آنقدر از پول خون ملت پاک و پر افتخار ایران و جوانان ایرانی‌ به جیب شما و خانواده شما ریخته شده که شرف و آبرو خود را فروخته‌ای

 جناب خامنه‌ای ،،،، تاریخ ثابت کرده که کاخ ظلم هیچ وقت پا بر جای نمی ماند . کشور پر افتخار و با تمدن ایران متعلق به شما و نظام دیکتاتور شما و قدرتهای بزرگ سیاسی دنیا به رهبری انگلستان و آمریکا و غیره نیست . کشور پر افتخار و با صلابت ایران متعلق به مردم شریف ، مهمان نواز و بزرگ و تاریخ ساز ایران است . مطمئن باشید ، شما ، کلیت نظام شما ،عوامل شما ، مزدوران خارجی‌ و داخلی‌ شما در خشم مردم ایران و چنگال قانون و عدالت ایران ، در فردای آزاد ایران قرار خواهید گرفت و باید جواب گوی مردم ایران و دیگر ممالک دنیا باشید ، ممالکی که در آن برادر کشی رواج دادید . کودکان را به کام مرگ فرستادید ، امنیت عراق و افغانستان را با دخالت خود به خطر انداختید ، آقای خامنه‌ای ،،، مطمئن باشید که شما و کلیت نظام یهود ستیز شما ، فردا باید پاسخ گوی جنایت و غیره باشید

  شما و ارباب شما یعنی‌ انگلستان ، هیچ وقت دوست ندارید که ایران به عظمت و افتخار گذشته خود بر گردد . ولی‌ مطمئن باشید مردم ایران کاسه صبرشان روز به روز در حال لبریز شدن است . مطمئن باشید که بساط شما و نظام شما به زودی زود جمع خواهد شد و یک بار دیگر تمام مردم دنیا ، شاهد ایرانی‌ پر افتخار ، با صلابت ، با فرهنگ و تمدن به سان گذشته خواهند بود ، و مطمئن باشید مردم اسرائیل برای تحقق این آرزو در کنار مردم ایران خواهند بود .  آقای خامنه‌ای ،، شما و نظام حاکم شما را به خاطره جنایتی که در این ۳۴ سال به مردم مهربان و نجیب ایران و کشورهای دیگر روا داشتید ، هیچ وقت نمیبخشم . مطمئن باشید بزودی تقاص پس خواهید داد و شما به همراه کلیت و تمامیت نظام شما با کلیه مزدوران داخلی‌ و خارجی‌ ، توسط فرزندان کورش کبیر به زیر کشیده میشوید

 در پایان سخن ، چند کلامی برای مردم پر افتخار ، نجیب ، مهربان ، و درد کشیده ایران عزیزم

 مردم ایران ، پدران و مادران ، دختران و پسران دوست داشتنی و دلاور ایرانی‌ ،،،،،اینرا بدانید که شما دارنده لوح منشور حقوق بشر توسط بزرگ مرد دنیا یعنی‌ کورش کبیر هستید . شما دارای بزرگان و اساطیری به سان کورش شاه ، داریوش شاه ، خشایار شاه در عرصه سیاست و کشور داری بودید و هستید . در پشت تاریخ بزرگ سرزمین شما و من یعنی‌ ایران ، دلاورانی به سان آرش کمانگیر و رستم و سهراب ، ستار خان ، باقر خان ،  پوریا ولی‌ و دلاوران دیگری که قلم ، یارای نوشتن ندارد . کسانی‌ که در تاریخ ایران و دنیا نام بزرگشان ثبت شده است ، دانشمندانی مثل ابو علی‌ سینا ، ذکریا رازیی ، شاعران و بزرگانی مثل فردوسی‌ ، حافظ ، سعدی و مولانا ،،، به گذشته خود افتخار کنید و به آن ببالید . به تمدن خود افتخار کنید و با شعار ناسیونالیسم ایرانی‌ به جنگ دیو کنونی‌ بروید . مطمئن باشید مردم اسرائیل عاشقانه شما رو دوست دارند ، به شما افتخار می‌کنند و همیشه در کنار شما خواهند بود . در این موقعیت حساس کنونی‌ ، شما مردم پر افتخار ایران در کنار همدیگر و با حفظ تمامیت ارزی کشور عزیزمان ایران ، و در سایه پرچم سه‌ رنگ شیر و خورشید ایران زمین و با نافرمانی مدنی و اعتصابات عمومی و تحریم انتصابات پوشالی رژیم اسلامی حاکم ، یک بار دیگر عظمت و دلاوری خود را به جهانیان ثابت کنید ، ایران را آزاد کنید و حتم بدانید که مردم تاریخ ساز و مهربان اسرائیل در کنار شما خواهند بود ، مردم اسرائیل آزادی و راحتی‌ کنونی‌ خود را مدیون بزرگ مردی مثل کوروش شاه میدانند و چون حق با ماست ، پس ما پیروزیم ،،،،


 مردم پر افتخار و با غیرت ایران ، این را بدانید که هیچ کس جز خود شما نمی‌تواند سرنوشت و آینده خود را رقم بزند . این را بدانید که مهمترین دشمن یک ملت ، بی‌ تفاوتی‌ یک ملت است . منتظر معجزه نباشید و دست در دست هم دیگر ، ایران ، این کشور بزرگ و پر افتخار را بار دیگر به اوج شکوفایی و اقتدار گذشته بر گردانید   

به امید آزادی ایران و ایرانی‌ ، پاینده و جاوید باد مردم دلیر و سرفراز ایران زمین ، عشق و محبّت و دوستی‌ دو کشور و دو ملت بزرگ و تاریخ ساز ایران و اسرائیل همیشه پا بر جاست
برقرا ر باد پرچم سه‌ رنگ شیر و خورشید ایران زمین ،،، ایلیا از اسرائیل


وحشت رژیم از پخش 10000 پرچم شیر وخورشید و لغو مسابقه کشتی بین تیم ایران و آمریکا


سایت اصولگرای تابناک  با این توجیه که دلیل لغو این مسابقه  برخی تلویزیونهای برون مرزی بودند که  از مردم دعوت کرده اند تا با پرچم شیر و خورشید در سالن ورزشی حضور به هم رسانند . می نویسد

 از طریق کانال‌های ماهواره‌ای بیگانه متوجه شدیم که 10 هزار پرچم ایران با آرم شیر و خورشید برای حضور تماشاگران ایرانی در مسابقات کشتی توزیع شده است. این مساله می‌تواند کشور و ورزش را با مشکلات عدیده‌ای روبرو کند. با توجه به این که 

انتخابات ریاست جمهوری در پیش است، بازگشت تیم ملی از آمریکا منطقی و اصولی است
سوال ما از این سایت این است که آیا بودن پرچم شیر و خورشید در سالن محل برگزاری این مسابقه باید برای دستاندرکاران ورزش جمهوری اسلامی آنقدر وحشتناک بوده باشد که آنرا لغو کنند 
این سایت از قول فدراسیون کشتی چنین  ادامه می دهد
 حسن رنگرز نایب رییس فدراسیون کشتی در واکنش به بازگشت ملی پوشان از آمریکا گفت:« ضرورتی نداشت که ما پس از شکست دادن شش بر یک آمریکایی ها دوباره با آنها مسابقه بدهیم.
البته پیروزی قهرمانان کشورمان باعث شور و شعف ما می گردد ولی دلیل آقای رنگرز ، برای بازگشت تیم ملی به ایران ، یک توجیه غیر منطقیست ، چرا که این سفر بیشتر سیاسی ورزشی ، از دو مرحله تشکیل شده بود ، که مرحله دوم آن می بایست در لس آنجلس برگزار می شد و اینکه مسئولان فدراسیون کشتی از حضور دهها هزار ایرانی با پرچم شیر و خورشید وحشتزده شدند و عطای قراردهای ورزشی را به لغایشان بخشیدند ، جزءیک عوامفریبی بیش نیست ، ما به خوبی می دانیم که دستور بازگشت از تهران صادر شد و کشتیگیران ما هیچ ترسی از هموطنانشان در خارج از کشور نداشته و نخواهند داشت ، اصل قضیه نه وجود ایرانیان که همان پرچمهای شیر و خورشید در دست آنان بود

 آقای زرگر سپس ادامه می دهند :
 که  حدس و گمان ماا  قابل پیش بینی بود که یک سری حواشی مخرب در لس آنجلس کاروان ایران را تهدید کند.من اطلاع دقیقی از این مسائل ندارم  صلاح دیده شد که کاروان ایران به کشورمان برگردد چون وظیفه اش در آنجا به اتمام رسیده بود
 می بینید که حدس و گمان چه کارها که نمی کند ، و همین حدس و گمانهای  مسولان جمهوری اسلامی در 34 سال گذشته  باعث فلاکت کشوری بزرگ وملتی نجیب شده است ، حتا سیستم ورزشیشان هم مثل سیاستشان  فلاکتبار است

.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

هموطن ، یادت نره ، هر رأی من و تو ، رأیست ، به تداوم خودرأی ولایت فقیه ، با ، تمام پیامدهایش !

 مجلس آلمان (بوندستاگ) در اوج قدرت  یک دیکتاتور خودرای
1943
01 مجلس جديد آلمان برلين ( گنبد رایشتاگ )

1945،نتیجه خود رای
03 مجلس جديد آلمان برلين ( گنبد رایشتاگ )

 1996
04 مجلس جديد آلمان برلين ( گنبد رایشتاگ )
2013
14 مجلس جديد آلمان برلين ( گنبد رایشتاگ )
   مجلس آلمان (بوندستاگ) دموکراسی با رای همه ؛ 2013
11 مجلس جديد آلمان برلين ( گنبد رایشتاگ )
 تمام تصاویر از نقش نگار

انتخابات آزاد،رای من است ، نه انتصابات یک حکومت ظالم و خونریز



 بسیاری این روزها کاملا جوگیر شده اند و فکر می کنند که شاید از این انتخابات فرمایشی فرجی حاصل می شود ، در صورتی که خرد و عقل به آنها باید بگوید ؛ که خامنه ای و رهبران بالای سپاه ، این بارهم  می خواهند مزاحمان را به هر وسیله ای حذف کنند ، آنها حتا افرادی مثل هاشمی و روحانی را هم دیگر تحمل نمی کنند.  از آن درخت قطور 57 جزء ساقه ای خشک و شکننده چیزی باقی نمانده است
این بار حامنه ای نمی خواهد از خود هزینه کند ، او این بار  شورای نگهبان را سپر بالای  استبداد مطلق خود کرده و می خواهد روز جمعه با خیال آسوده دو نفر مجیز گوی  بی هویت و بی شخصیت برایش باقی بمانند تا بعد از به اصطلاح رای گیری بتوانند آنها را  کاملا کنترل کنند. بیت حامنه ای و فرماندهان وابسته به سپاه کاملا وحشت زده شده اند  و با کوچکترین مخالفتی برخورد می کنند .
من قبلا هم نوشتم که این نوع انتصابات ارزش بحث ندارد به همین دلیل سعی شده در این نوشته به جستجوی عبور از این شرایط پرداخته شود وبه گقتمان نافرمانی مدنی که بسیاری فکر می کنند آنرا " به خوبی"  می دانند بپردازم

یکی از مهمترین مولفه های نافرمانی مدنی ، تدوین و استفاده از اعتراضات گوناگون مبارزات مدنی بر علیه مراسم گوناگونیست که دیکتاتورها برای فریب و حفظ قدرت کذایی خود ، به کار می بندند. راه کار ، مقابله با انتصابات حکومتی یکی از آنهاست

انتخابات رژیم باطل است ، زنده باد انتخابات آزاد
، آیا منظور این گزاره ، فقط رای ندادن است و به مانند عملکردهای  تا کنونی اپوزسیون برانداز ایران ، فقط تحریم صرف است ؟ یا نه می شود فعالانه برای عملی شدن این شعار کار کرد ، تا کنون هر زمان که جمهوری اسلامی شعبده بازی انتخاباتش را راه می انداخت ، نیروهای سکولار و دموکرات فقط آنرا تحریم می کردند و بی عمل منتظر می ماندند تا رژیم تمام اهداف خود را عملی کند ، خوشبختانه شورای ملی ایران در همین ارتباط هفته انتخابات آزاد در مقابل انتصابات رژیم را آغاز کرده است در این هفته ما شاهد بحث و بررسی راه کارهایی خواهیم شد که در آینده کشورمان از اهمیت به سزایی برخوردار خواهد بود. علاوه بر این ، راه کارهای دیگری نیز برای آگاهی رسانی جهانی آغاز می کنند

 در این رابطه از تمام هم میهنان خواسته شده است تا به جای شرکت در انتصابات حکومتی و یا به مانند گذشته که نام کاندید دلخواه خود را می نوشتند و در صندوق رای جمهوری اسلامی می انداختند ، که این خود کمکی بر طولانی شدن صفهای رای گیری رژیم می کرد و آنها نیز راصی به این کار بودند ، وآنرا  نشان از همراه بودن مردم با خود  تداعی می کردند ،  شورای ملی ایران ، این بار دست به ابتکار بسیار جالبی زده است و از تمام هم میهنان  درخواست می نماید ،  تا با فرستادن نامه هایی که در آن فقط نوشته شده است "رای من انتخابات آزاد است" به سفارتهای خارجی در تهران و شهرستانها ، به چند هدف  دست پیدا کنند ، 1- ما در ایران انتخاباتی نداریم 2- توطئه رژیم مبنی بر انتخابات در ایران را افشا می کند و 3- از جهان متمدن بخواهیم که ما خواهان انتخاباتی آزاد هستیم و ما را در این مسیر یاری کنند ، نمونه ای که در هفته گذشته کشور کانادا انجام داد و شاهزاده رضا پهلوی به عنوان سخنگوی شورای ملی ایران هم در پارلمان کانادا برای چنین تصمیمی حضور یافت و از مردم وسیاستمداران کانادا قدردانی کرد


  هدف نهایی نافرمانیهای مدنی تغییر حکومت استبدادی با یک انقلاب غیر خشونت آمیز
، استراتژی تمام جنبش ها در اروپای شرقی بعد ار جنگ سرد و آمریکای جنوبی یا آفریقای جنوبی ، جایگزینی دیکتاتوری و ایجاد شرایطی برای به دست گرفتن حکومت به دست خود مردم بوده و می باشد ، طرح این مطالبه استراتژیک به معنای فقط یک شعار و خواسته بی پشتوانه نباید تلقی گردد .  باید بررسی کرد که چگونه و با کدامین استراتژی ما به این هدف با روشهای غیر خشونت آمیز خواهیم رسید ، جمهوری اسلامی تا کنون به تمام مطالبات غیر خشونت امیز مردم ایران با سرکوب حداکثری و خونین پاسخ داده است ، اینکه ممکن است در فاز نهایی عبور از استبداد فقاهتی ، خود مردم برای دفاع از خود دست به اقداماتی بزنند که کاملا غیر خشونت آمیز نباشد از نظر دور نیست چرا که ما ایرانیان 34 سال است که با یک حکومت به غایت وحشی روبرو هستیم

 هدف این نوشته راهبردی و مختصر هم ، طرح یک بحث اغنایی و همه جانبه برای تئوریهای نافرمانی مدنی نیست . هدف این نوشته ،  اشاره ای کوتاه به برخی مثالهای مطروحه در منشور شورا و جنبش مطالباتی انتخابات آزاد است

بررسی چند مثال ساده 
 فضای سیبری محیطیست برای آگاهی رسانی و آشنایی با مبارزان سیبری جنبش ، بسیاری از کشورها واخیرا در ترکیه توانسته اند از این ابزار برای آمدن به خیابان استفاده کنند ولی چرا بعد از قیام ملیونی سال 88 در ایران ، جنبش وارد عرصه اصلی مبارزه که همانا خیابان است نشده ؟ پاسخ صحیح به این پرسش از اهمیتی استراتژیک برخوردار است که باید در آینده مورد بررسی دقیق و همه جانبه قرار گیرد

 آمدن به خیابانها ! چگونه  ؟
باید در اتافهای فکر بررسی کرد ، که چگونه و با چه امکاناتی ما به این مهم دسترسی پیدا خواهیم کرد . باید از فعالین جنبش  پرسید و آنها را به طرح راه حل هایشان ترغیب کرد، باید از تمام نیروهای اپوزسیون  ونه فقط اعضای شورا ، درخواست کرد که چرا مردم به خیابان نمی آیند؟ در آینده به تقصیل به این مهم پرداخته خواهد شد ، گره گاه اصلی  مبارزان ایرانی در همینجاست و ما تا این مهم را ممکن نگردانیم تمام زحمات ما موثر واقع نمی شود . ما در کشورمان حکومتی داریم که فقط با در نظر گرفتن توازن قوا به تعامل یا عقب نشینی وادار خواهد شد البته اگر زمانی برایش باقی مانده باشد
همانطور که در بالا ذکر شد این نوشته فقط مقدمه ایست تا بحثی آغاز گرددد و دانسته شود که مکانیزم کار چیست چه باید کرد و چگونه ، قدر مسلم آن است که شورای ملی ایران به تمام این گفتمان آگاه و واقف است و در حال ایجاد ارگانها و بسترهاست ، تا  ،هدفمند و گسترده و در پهنای کشوری 70 ملیونی و جهان طرحهای ضروری را برای فعالین جنبش ترسیم کند . مورد خطاب این نوشته آن جریاناتی هستند که در حال جدا شدن ار گفتمان اصلاح رژیم  می باشند

چگونه جمهوری اسلامی با ایجاد رعب و وحشت در این 34 سال توانسته است ترسی کاذب را در سطح جامعه بپراکند و چگونه باید با این تنها حربه رژیم مقابله کرد؟

 (الرعب وبالنصر)
با طرح مقدمه بالا ،  وارد جزء (زیرمجموعه) دیگر این مقوله می شویم ، که چگونه و با کدامین مکانیزم می توان آن موانع را از سر راه برداشت ، چگونه جمهوری اسلامی توانسته است با ابزار ارعاب و ایجاد وحشت  مردم را بترساند ؟ . راه کارهای عملی  مقابله با  تنها حربه جمهوری اسلامی  (الرغب وبالنصر) چیست ؟
 روز پیش و پس از مشاهده ، پستهای گوناگون (طنابهای دار و اجساد مثله شده) که در فضای مجازی  با نزدیک شدن به موعد انتصابات خامنه ای ، بر تعداد آنها افزوده می گردد ، پرسشی برایم مطرح شد ،  که چرا تصاویر طناب دار و احساد مثله شده در فیسبوک رو به فزونیست و با یک نگاه ساده به این نتیجه رسیدم که نیروی سیبری جمهوری اسلامی هدفمند می خواهد همان نمایشهای خیابانی اعدام را در فیس بوک و فضای مجازی هم پیش برد و  متاسفانه ، بسیاری از دوستان به دلیل عدم اطلاع از روشهای بغرنج  وعلمی تبلیغ و تهییج ، در پخش این تصاویر به آنها ناخواسته کمک می کنند.
در رابطه با تاثیر ، پرتره های اعدام ، خون و اعضای قطع شده بدن و سایر ترفندهای رژیم در فضای مجازی (طنابهای دار فقط یک نمونه )، بر روح و روان جوانان این سرزمین ، می بایست ،  جامعه شناسان و روانشاسان این پدیده را مورد پژوهش قرار دهند .
 نعدادی از جوانان بی تجربه ، با دیدن این تصاویر دچار انفعال می شوند . این فقط جزعی بسیار ناچیز از جنگ سایبری رژیم بر علیه مردم و مبارزان ایرانیست . گفتمان ارعاب و عملیات جنگ روانی جمهوری اسلامی بر علیه ملت ایران ، بحثی بسیار گسنرده است

شایعه و یزرگنمایی
یکی دیگر از عملیات سیبری جمهوری اسلامی بزرگ جلوه دادن فعالیت مامورانش می باشد . رژیم اگر فقط بر  2%  کابران مجازی ، کنترل داشته باشد ، سعی می کند با ترفندها وتبلیغهای مزورانه 80% جلوه دهد و اینجا هم بسیاری از فعالین سیاسی از نظز روانی در دام رژیم گرفتار می آیند و مجانی برای آنها در فضای فیسبوک تبلیغ می کنند . تا ما ندانیم که جنگ روانی رژیم دارای چه مشخصاتیست ، و درای چه مکانیزمهاییست ، این گرفتاریها ادامه پیدا می کند . رژیم با کمک کارشناسان روسی و کره شمالی ، عملیات جنگ روانی را به خوبی پیش می برد . اپوزسیون حتا نمی داند که جمهوری اسلامی چه نوع عملیات روانی را تا کنون در فضای مجازی پیش برده است ، تا چه رسد به مقابله با آن و راه کارهای تدافعی جنگ سیبری

 طرح و برنامه
می بینیم که تمام این اجزاء برای تدوین طرح و برنامه مبارزاتی حیاتیست ، مبارزه، سیاست و تبلیغات ، علم می باشند ، هر مخالفت و اعتراضی ، لزومن ما را به اهدفمان  نزدیک نمی کند ، اگر که به کنه قضایا با دقت نگریسته نشود
بسیاری در فضای مجازی شعارهایی بسیار لازم ولی بی تاثیر تنظیم می کنند. متاسفانه متوجه این موضوع هم نمی شوند که آن شعارها پایان یک مرحله موفقیت آمیز تدارکاتی و آمادگیبست .
وقتی می نویسم ..."مردم انتصابات را شروع کنیم"...در اصل می بایست ماهها برای این کار سازماندهی و آماده سازی صورت می گرفت ، تا در مرحله بعد آنها را برای اعتصابات ، فراخواند ، در این شعار واژه  مردم به کار گرفته شده است  ابتدا باید دانست منظور کدام بخش از مردم را مدنظر قرار می دهد ؟ در ثانی آیا همان بخش مورد نظر هم دارای درک مساوی از اجزای این شعاری که شما تنظیم کرده اید ، می باشد ؟ یا نه او به شما می گوید من گرسنه هستم ، خانواده ام ماههاست گوشتی ندیده است ، دخترم را نمی توانم به دانشگاه بفرستم و خودم هم مریضم ، خوب در چنین شرایطی آیا طرح این شعار درست است ؟

وقتی شعار کارگران و زحمتکشان اعتصاب اعتصاب را سر می دهیم ، باید طرح و برنامه عملی شدن این هدف مرحله ای را هم ارائه داد ، چگونه می شود با فعالین کارگزی در کارخانه ها و محیطهای کارگری ارتباط برقرار کرد ؟ سوالم از جنبش چپ ایران این است که  آیا راه کاری در این زمینه داریم ؟ وقتی در ایران نه سندیکا و شورای کارگری مستقلی باقی گذاشتند  و نه اجازه چنین تشکلاتی را می دهند . اگر راه کاری نداریم ، چرا به جای این طرح شعارها که خوب ضرری هم ندارد ، مباحثی را برای چگونه عملی کردن آنها شروع نمی کنیم ، و چگونه ابزار و طرح و برنامه ای ، ما را به این اهداف نزیک می کند ، شاید اینجا برخی طرح کنند که ما وقتی برای این کارها نداریم، باید از اینها پرسید وقت برای چه کاری دارید، راه کارتان را ارائه دهید تا اگر موثرتر می باشد آنرا دنبال کنیم ما تا با سوژ های  محلی ارتباط نداشته باشیم و ندانیم که 
  با چند کارخانه و اداره در ارتباطیم تا با آنها به گفتکو بنشینیم ،تا با خواسته های سوژه خود را هماهنگ کنیم تمام این فعالیتها در هوا و فضای فیسبوک باقی می ماند و در بیرون از این فضا به عمل تبدبل نمی گردد .نافرمانی مدنی یعنی به همین موارد پرداختن 
 می باشد
.
 مهمترین اصل در این گفتمان تقسیم کار صحیح در جنبش است

فرید
12.05.2013