۱۳۹۱ بهمن ۲۳, دوشنبه

موفقیت شورای ملی در لوس آنجلس و خشم مخالفان

 

[تاريخ:۲۳ بهمن ۱۳۹۱]

همانطور که همه مطلعند با یاری رسانه های ایرانی در آمریکا اقدام به جمع آوری امکانات مالی برای کمک رساندن به تشکیل کنگره اولیه و سایر فعالیتهای آتی شورای در حال تشکیل ملی  با موفقیت روبروگردید. باید اذعان کنم خودم هم انتظار چنین استقبال وسیعی را از سوی هموطنان خارج از کشور نداشتم بطوریکه چنانچه میخواستی برای همیاری به شماره های اعلام شده زنگ بزنی قادر نبودی به آسانی تماس برقرار کنی و تازه این شماره تلفنها متعلق به کسانی بود که دارای کارت اعتباری و قادر به پرداخت مبلغ معینی بودند و این درحالیست که تعداد بسیار زیادی حتی هنوز هم به شماره حساب های اعلام شده پول واریز میکنند.

علت این موفقیت را میتوان بچند عامل مختلف نسبت داد که در درجه اول حضور ملموس شاهزاده رضا پهلوی در این حرکت بمقدار بسیار زیادی در این موفقیت تاثیر گذار بود و در مرحله بعد درجه اطمینان و اعتباری بود که ایرانیان برای این حرکت در حال تشکیل و مجریان آن قائلند با وجود تمام نقائص عملی که در این مرحله هنوز بچشم میخورد.

علت دیگر، خلاء بزرگ و خطرناکیست که درصحنه سیاسی ایران وجود دارد و این خلاء خود باعث ترکتازی های گوناگون از سوی بعضی قدرتهای بیگانه و عواملشان در داخل کشور و همچنین اقدامات سرکوبگرانه رژیم در برابر مخالفان میباشد و مردم با گوشت و پوستشان این خلاء را احساس میکنند و نشان دادند که اگر شخصیت خوشنام و پر اعتباری قدم به جلو بگذارد با استقبال عمومی روبرو خواهد شد. طبیعی است که این موفقیت ملی مسئولیت و تکلیف بزرگ و در عین حال شیرینی را بر روی دوش شاهزاده و کمیته موقت میگذارد که نوع و مسیر حرکت را منطبق با جو جدید بسازند و اجازه ندهند که این حرکت نو پا بسرنوشت حرکتهای پیشین که از سوی دیگران آغاز گردید دچار شود.

مردم واقعا از جلسات پی در پی که دیگران برای بحث و تفسیر درباره مباحثی که زمان آن مدتهاست گذشته و جنبه تکراری پیدا کرده برگزار میکنند خسته شده اند و چشم امید به همت و یاری خارج نشینانی دوخته اند که بتوانند بیاری مبارزان داخل برخیزند. این واقعا قابل توجیه نیست که عده ای انسان سیاسی و فرهیخته بطور متوالی در استکهلم، بروکسل و پراگ به بحث و گفتگو بنشینند و قادر نباشند هنوز دریچه ای از امید را بروی مردم بگشایند. موفقیت لوس آنجلس یک واقعیت دیگر را هم بطور عیان نشان داد و آنهم اینکه بجز رضا پهلوی هیچیک از شخصیتهای بزرگ و کوچک دیگر قادر به تجهیز عمومی برای دستیابی به این مهم نمیباشند. امیدوارم دوستانیکه در جمع پراگ گردآمدند به این واقعیت رسیده باشند که هیچکدام آنها، تا آنجا که مربوط به محبوبیت ملی میگردد، در حد رضا پهلوی نمیباشند و چه بهتر که با شرکت خودشان در یک جنبش ملی با شرکت رضا پهلوی شانس پیروزی دموکراسی در سرزمینمان را محتمل تر بنمایند. به پیش کشیدن مباحث جمهوری و سلطنت و به محاکمه کشیدن پهلوی ها بجای مبارزه مشترک بر علیه خصم مشترک نتیجه ای بجز جری تر شدن این خصم خونخوار نخواهد داشت.

در این میان بد نیست نگاهی هم به مخالفان و بدخواهانی بیاندازید که بعد از موفقیت لوس آنجلس مانند مار زخم خورده چنان بخودشان میپیچند که شدت این خشم و عصبانیت را در میان سطور فحش نامه هایشان بروشنی میتوانید ببینید. یک نمونه روشن مقاله ایست که چندی پیش در سایت مشعل بنام “اتحاد پهلوی و رفسنجانی یا شورای فریب ملی” بقلم نیما فریمن نوشته شده و نویسنده خود را بعنوان دکتر در حقوق از دانشگاه مون پلیه فرانسه معرفی نموده که من فکر کنم حتی دربان آن دانشگاه هم  نمیتوانست به کشف چنین اتحادی بین رفسنجانی و پهلوی قائل گردد چون شاید سواد آن دربان در حد این دکتر در حقوق نباشد ولی بطور مسلم دچار چنین مالیخولیای مهلکی هم نخواهد بود.
بدنیست به بقیه ترشهات فکری این دکتر در حقوق بپردازیم. مینویسد “یک بار دیگر نام رضا پهلوی به عنوان محور سرگردانی اپوزیسیون و عامل اصلی بروز اختلاف میان مخالفان حکومت اسلامی در رسانه های فارسی زبان مطرح شد”. به سرتان قسم من نه اغراق کرده ام و نه حتی یک کلمه به این خزعبلات اضافه نموده ام اینها همه ترشهات مغز یک دکتر حقوق از دانشگاه مون پلیه!! میباشد. بضم این نویسنده پس اگر بجای یک جبهه ملی منسجم حدود پنج جبهه ملی شره و دره در خارج کشور داریم مقصر رضا پهلوی میباشد. و باز اینهم تقصیر رضا پهلویست که چند روز پیش یکی از نشریات درونمرز با نام و مشخصات فاش ساخت که تعدادی از همسران سران فدائیان خلق اکثریت را در ایران دیده اند که ظاهرا مذاکراتی هم صورت گرفته و این سازمان تاکنون کوچکترین توضیحی در اینباره نداده و این در حالیست که از نظراین سازمان نزدیک شدن به رضا پهلوی مترادف با نزدیکی به یک فرد جذامی میباشد.
من حالا میفهمم چرا برگزار کنندگان نشست پراگ قادر به ایجاد هیچ حرکت منسجمی نمیباشند؟ دلیل آن هم بسیار روشن است!! در اینجا هم باز رضا پهلوی مقصر است که لابد به در خانه آنها رفته و آنها را از همکاری با همدیگر باز داشته!!.

اگر فکر میکنید خیالپردازیهای این شبه دیوانه به سطور بالا محدود میگردد سخت در اشتباهید هنوز خنده آورترین آنها را نخوانده اید. گوش کنید: “سید حسین خمینی حامل پیشنهاد مهمی برای خاندان پهلوی بود، در این پیشنهاد، رفسنجانی متعهد شد که با نفوذی که در حکومت اسلامی دارد، امنیت جانی و مالی مدعی سلطنت و بستگان وی را تامین کند و در ازای این خدمت مدعی سطنت دست از ادعای تاج و تخت برباد رفته بردارد و به سرگرم کردن مردم و چوب گذاشتن لای چرخ اپوزیسیون بپردازد”. اگر دچار سرگیجه نشده اید باید چندبار دیگر این کشف بسیار مهم را چند بار دیگر بخوانید تا بتوانید بهتر به افاضات این دکتر عجیب و غریب در علم حقوق پی ببرید. واقعا نمیفهمم، رفسنجانی که حتی قادر به تامین امنیت دختر و پسرش نمیباشد و فائزه را درخیابان در روز روشن علنا با کلمات رکیک مورد تهدید قرار میدهند چطور قادر است تضمین امنیت خانواده پهلوی را بعهده بگیرد؟ ولی تناقضی که در این ادعای دروغین نویسنده  حقوقدان بچشم میخورد و خود وی متوجه آن نگردیده اینست که چنانچه رفسنجانی با تمام خطراتی که با آن مواجه خواهد بود امنیت جانی و مالی شاهزاده رضا پهلوی را تامین نماید آنهم بشرط آنکه ایشان ازادعای سلطنت دست بردارند (بر فرض هم که چنین ادعائی در حال حاضر وجود داشته باشد) پس این خود نشانه آنست که، بر خلاف نظر نویسنده،  این شاهزاده عزیز ما از چنان محبوبیت و حمایتی در جامعه ایران برخوردار است که رفسنجانی حاضر است با قبول تمام خطراتی که برایش در بردارد ایشان را به ایران آورده و وادار به ترک این ادعای مورد نظر نویسنده بنماید. ثانیا مگر نویسنده مدعی نیست که شاهزاده در حال حاضر باعث از هم پاشیدگی اپوزیسیون گردیده پس چرا رفسنجانی باید متحمل اینهمه خرج و خطر بگردد تا ایشان را وادار به چوب گذاشتن لای چرخ اپوزیسیون بنماید.

چنین منطق های قمر در عقرب از سوی چنین مخالفانی میتواند فقط یک نتیجه داشته باشد. اثبات حقانیت و محبوبیت شاهزاده رضا پهلوی.

۱۳۹۱ بهمن ۲۱, شنبه

شاه رفت ، 22 بهمن رسید ، خمینی آمد ، آب و برق مجانی و پول نفت در خانه نیامد

خمینی میگفت : ما علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشد زندگی معنوی شما را هم میخواهیم مرفه باشد. دلخوش نباشید که فقط مسکن میسازیم . آب و برق را مجانی میکنیم. اتوبوس را مجانی میکنیم... داخوش به این مقدار نباشید. ما هم دنیا را می آباد میکنیم و هم آخرت را... این دارایی از مال اسلام است ومستضعفین و به مردم میدهیم 

نه تنها برق مجانی نشد ، آب مجانی نشد که صدهها برابر شد
نه تنها فساد قطع نشد که امروز دیگر دزدان به ملیون قانع نیستند ، ملیارد ملیارد می دزدند و "رهبر" هم کارش شده این ، که به دزدان هی بگوید کشش ندید



در 33 سال گذشته نرخ دلار در بازار غیر رسمی کشور همواره روند صعودی را طی کرده، به طوری‌که نرخ دلار آزاد از 10 تومان در سال 57 به 4000  تومان در حال حاضر رسیده است.
قیمت دلار در بازار غیر رسمی در سال 1357 معادل 10 تومان، در سال 58 حدود 14 تومان، در سال 59 معادل 20 تومان، در سال 60 حدود 27 تومان، در سال 61 حدود 35 تومان و در سال62 حدود 45 تومان بوده است.
همچنین نرخ دلار آزاد در سالهای 63 تا 67 به ترتیب 58 تومان، 61 تومان، 74 تومان، 99 تومان و 96 تومان فروش می رفت، اما در سال 68 با ادامه روند صعودی قیمت آن سه رقمی شد به طوریکه در این سال به 120 تومان افزایش یافت.
این افزایش قیمت باعث رسیدن نرخ دلار در بازار آزاد به حدود 141 تومان در سال 69 شد، در سال 70 نرخ دلار با حدود یک تومان افزایش به 142 تومان رسید.
دلار آزاد در سال 71 حدود 149 تومان، در سال 72 حدود 180 تومان بود و در سال 73 به بیش از 263 تومان رسید، این روند صعودی قیمت ادامه یافت و در سال 74نرخ دلار را به یکباره طی یکسال به 403 تومان رساند.
نرخ فروش دلار در بازار غیر رسمی در سال 75 نیز روند افزایشی را همچنان ادامه داد تا به 444 تومان افزایش یافت، نرخ دلار در سال 76 به 478 تومان رسید، اما دوباره در سال 77 با روندی جهشی مواجه شد و به نرخ 646 تومان  صعود کرد.
قیمت دلار آزاد در سال 78 از نرخ 646 تومان سال 77 به 863 تومان افزایش یافت، اما در سال 79 برای اولین بار روند نزولی را تجربه کرد و به 813 تومان رسید، روند نزولی طی دو سال پس از آن نیز ادامه یافت به طوریکه در سال 80 و 81 به ترتیب نرخهایی حدود 792 تومان و 799 تومان را تجربه کرد

نرخ دلار در بازار آزاد در سال 82 دوباره افزایش یافت و به رقمی حدود 832 تومان رسید، در سال 83 این نرخ به 874 رسید و در نهایت در سال 84 بود که نرخ دلار به بالای 900 تومان برای اولین بار رسید و در سالهای پس از آن نرخهایی معادل 900 تومان را تجربه کرد.
نرخ دلار آزاد در پایان سال 84 به حدود 904 تومان، در سال 85 حدود922 تومان، در سال 86 معادل 935 تومان و در سال 87 حدود 966 تومان شد. قیمت دلار در بازار آزاد در پایان سال 88 معادل 1000 تومان و در پایان سال 89 حدود 1100 تومان فروخته می شد. این افزاش قیمت دلار در سال 90 به بالای 1500 تئمان رسید و در سال 91 به 3000 تومان  هم اکنون هم نرخ دلار در بازار دائما در حال تغییر است به طوری که آخرین نرخ دلار در بازار آزاد4000 تومان بوده است
.
. 
قیمت دلار در بازار آزاد در 33سال
سال تومان
135710
135814
135920
136027
136135
136245
136358
136461
136574
136699
136796
1368120
1369141
1370142
1371149
1372180
1373263
1374403
1375444
1376478
1377646
1378863
1379813
1380792
1381799
1382832
1383874
1384904
1385922
1386935
1389 1000
1390 1900
12912100
1391( بهمن ماه) 4000



شاهزاده رضا پهلوی در رابطه با فرارسیدن سالگرد آن حادثه ویرانگر پیامی صادر کرده اند که در زیر توجه شما را به آن جلب می کنم



پیام شاهزاده رضا پهلوی به مناسبت سالگرد انقلاب سیاه ۲۲ بهمن

Friday, February 8th, 2013 by رضا پهلوی
Viewed 3300 times

Reza Pahlavi
۲۲ بهمن ۱۳۹۱

هم میهنان عزیزم:

سی و چهار سال از وقوع انقلاب سیاه ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ میگذرد، انقلابی که با روی کار آمدن یک رژیم ضد ملی ، چرخ های در حرکت ترقی و توسعه ایران را متوقف کرد و طی این سالها با اشاعه خرافات و کهنه پرستی و در ستیز با علم و دانش که لازمه زندگی امروز است ، در تقابل با خِرد گرایی و دانایی کوشید که اندیشه های واپس گرایانه خود را به یک ملت با فرهنگ تحمیل کند و مملکت را در شئون مختلف زندگی به فلاکت و بدبختی بکشاند.

این رژیم دشمنی خود را با ملت ایران، با تعطیل نمودن دانشگاه ها و مراکز عالی آغاز نمود و مانع ادامه خدمت استادان و دانشمندان با ارزش ایرانی گردید، هزاران نفر از متفکرین ، اندیشمندان و نخبگان دلسوز ایران را از خدمت به وطن بازداشت،  تا زمینه را برای رشد نهادهای به اصطلاح انقلابی هموار سازد.

هم میهنانم:

جمهوری اسلامی که موجودیت خود را با جهل و جنایت گره زده همواره کوشیده است که در حفظ و بقای رژیم واپس گرای خویش و در ستیزه با  تمدن و فرهنگ و هویت ایرانی به عمر نکبت بار خود ادامه دهد.

آثار مُخربِ این رژیم ایران ستیز امروز در همه شئون اجتماعی - اقتصادی - سیاسی و فرهنگی کشورمان به خوبی مشـهود است. به ویژه ستیز با فرهنگ و تاریخ ملتی کـه همـواره الگوی انسانیت، بشردوستی و شـــرف انسانی بـوده است و البتـه جای خوشحــالی است کـه طـی این سالهـای تـاریک شور بختی، ایستادگی و مقاومت ملی و فرهنگی شما ایران یاران به ویژه شیرزنان و جوانان برومند ایران زمین، تلاش شوم این حکومت ضد بشری را در کمرنگ کردن هویت ایـرانی بی اثرساخته و کوشش شما ایران دختان و گردآفریدها ، علی رغم ارعاب و سرکوب و هجوم فرهنگ واپس گرایانه موجب گردیده تا نام ایران و هویت ملی ما زنده بماند .

به یاد آورید، بیش از بیست و پنج قرن پیش که فقر معنویت انسانهای خود کامه و ویرانگر، جهانی را به کام جهل، بربریت و اسارت کشانده بود، این نیاکان پر ارج ما بودند که به عنوان پیام آوران پاکی ها و راستی ها با تکیه بر باور ایرانی به نیکی، انسان دوستی و احترام به آیین ها و سنت ها حتی در ورای مرز های ایران زمین، صلح و دوستی و برابری و آزادی را به عنوان بُن مایه خِرد و ارزش های والای انسانی بــه بشریت پیش کش نمودنـد و جهانی ساختند آزاد و آبـاد که امـروز نمـود آن را در صخره های سخت و پایدار تخت جمشید ، بیستون و نقش رستم و شکوه این فرهنگ و تمدن کهن را در آثار فردوسی طوس ، حافظ ، سعدی و خیام و مولانا و نظامی گنجوی مشاهده میکنیم.

ما فرزندان خلف این سرافرازان تاریخ هستیم و شایسته است آنچه در توان داریم  در راه حفظ شکوه تمدن و فرهنگ غنی سرزمینمان به کار گرفته و پرچم سرفرازی مان را به نسلهای بعد بسپاریم .

هم میهنانم:

 اینک زمان آن فرارسیده است تا در یک همبستگی ملی ، موجودیت مُلک وملت را ، بر هویت ملی خویش استوار گردانیم و در این شرایط سخت که جاه طلبی های رژیم حاکم ،کشور جاودانی ما را به بحران های گوناگون کشانده و ما را به ورطه ی یک جنگ ناخواسته خانمان سوز دیگر سوق میدهد، بیش از پیش در کنار هم به چاره جویی بپردازیم و در خاک پاک ایران به جای کینه و نفرت ، به عشق و دوستی و آشتی فکر کنیم و در پاسداری از مرزبوم و ارزش های والای انسانی کوشا باشیم.

من همبستگی میان هموطنانم را کلید رهایی ایران میدانم ، باور من این است که استقرار حکومت مردم و قانون و شایسته سالاری ملت در گرو و تاکید بریک تفاهم ملی امکان پذیر است.

بی تردید هم دلی و هم گامی و یک رنگی ما را به پیروزی میرساند. من در این راه خطیر و سرنوشت ساز که سربلندی ایران در گرو آن است در کنار شما هستم.

پاینده ایران
 
رضا پهلوی






































و همانطور که می دانید امروز دلار به مرز 4000 تومان رسیده است

۱۳۹۱ بهمن ۱۷, سه‌شنبه

نگاهی انتقادی به گفتار دوم رتوریک ، آقای فرج سرکوهی در بالاویزیون

همانطور که کاربران بالاترین ملاحظه کرده اند ، اخیرا سایت بالاترین اقدام به طرح وبجث  سلسله گفتمانهای بسیار ارزنده ای در رابطه با سکولاریسم ، لایسیسم ، منطق و هنر گفتگو نموده است اولین سری این گفتمانها در رابطه با سکولاریسم و لائیسیسم بود که نتیجه زحمات و پژوهشهای بسیار ارزنده دست اندرکاران آن ویدئو بود و باید اقرار کرد که  تمام مطالب آن  ،  کاملن علمی، مستدل و مستند بود

 در ادامه این سری بحثها از آقای فرج سرکوهی سلسله گفتارهایی در رابطه با فن بیان و گفتگو و هنر مباحثه  را مشاهده می کنیم
آقای فرج سرکوهی به درستی ، منطق و فلسفه را معیاری قابل پذیرش برای علم مباحثه قلمداد می کنند و برای پرداختن به این مفاهیم به قرن پنجم قبل از میلاد می روند و به بررسی  فلسفه و منطق در یونان باستان می پردازند
ایشان برای اینکه ثابت کنند چرا در یونان قرن پنجم قبل از میلاد فلسفه و منطق وجود داشت ولی در امپراطوری ایران و قبل از آن در مصر وجود نداشت سوالاتی را مطرح می کنند
اقای سرکوهی می پرسند که چرا ساختارهای سیاسی آتن قرن پنجم پیش از میلاد بر دموکراسی شکل گرفت ؟ ایشان  با تردیدی خفیف پاسخ  میدهند که" نوعی دموکراسی" در آنجا حاکم بوده است  که در آن بردگان شهروند به حساب نمی آمدند

در اینجا برای من هم پرسشی مطرح است ، . در جامعه ای که ارسطوهایش برده داری را پذیرفته و خود دارای بردگان بودند چگونه می شود از دموکراسی نام برد که محصول تفکرآنها بوده است ؟ آیا محور دموکراسی انسان  نیست ؟

انسان در دموکراسی معیار و محور است ، حال باید از آقای سرکوهی دوباره پرسید که این چه نوع دموکراسی بوده است که شما هم آنرا پذیرفته اید ولی در آن ، انسانها برده هستند ؟

 در همینجا به آقای سرکوهی یادآور می شوم که کورش کبیر در بابل  تمام ادیان را آزاد گذاشت  و بردگان را رها کرد و به کسی اجازه نداد تا به انسانهای دگر باش بی احترامی کند در اینجا سوالی دیگری پیش می آید که آیا کورش کبیر فلیسوف انسانگرا و انسان دوستی بوده است یا سقراط و افلاطون که خود برده داشتند و همینها آن سیستم آریستوکراسی را در آتن پایه ریزی کردند ، در غرب و بخصوص کشورهای اروپایی و آمریکایی ، چون خود تاریخ باستانی ندارند ، سعی کرده اند که با وصل کردن خود به مسیحیت واز آن جایگاه به یونان و رم ، تاریخ آنها را هم تاریخ کشورهای خود به حساب آورند . و سعی کرده اند تا یونان و رم را آنگونه جلوه دهند که خود می خواهند  ما ایرانیان ولی خود تاریخ چند هزار ساله و مکتوب داریم  ، تاریخی که کورش اولین بانی حقوق بشر جهانی ، مورد قبول تمام دنیاست . من درک نمی کنم که چرا اندیشمندان ما یونانی زده هستند و به جای غور و تفحص در تاریخ آبا و اجدادی خود همیشه به دنبال دیگرانند
  
اقای سرکوهی ، اینکه شما در گفتار جدید خود می خواهید ثابت کنید که چرا در یونان ، منطق و فلسفه به جای استوره و دین قرار گرفتند و چرا بر خلاف کشورهای ایران ومصر   یونان توانست استوره را رها کند و به فلسفه ومنطق برسد و می خواهید پاسخ را با بودن دموکراسی در یونان ارائه دهید به اعتقاد من  درک صحیحی نمی باشد

 اولن در یونان هیچ زمانی دین و استوره را رها نکردند دومن  در قرن پنجم قبل از میلاد مصر دیگر امپراطوری  نبود در آن تاریخ دو امپراطوری قدرتمند در جهان وجود داشتند ، یونان و ایران و شما بهتر بود به جای مصرو بین انهرین و چین موضوع بحث را از نظر مکانی و زمانی  معین و مشخص می کردید تا بدانیم در چه محدوده زمانی و مکانی بحث می چرخد


البته باید همینجا متذکر شد که کند وکاو در تاریخ ، کار ساده ای نیست هدف من هم به هیچوجه تاریخ نگاری نمی باشد .  تخصص من هم نیست و بحث (هنر گفت‌وگو و علم مباحثه رتوریک ) شما را هم نباید به انحراف کشاند چرا که ابزار برای این پژوهشها اندک است و باید در این زمینه ها ، علمی و مستند به تحقیق پرداخت که متاسفانه مباحث شما مستند و با ذکر ماخذ نمی باشند ، من می پذیرم که در آن سالها یونان وایران دو امپراطوری مسلط بر جهان بودند ، و این دو مرتب به کشورهای یکدیگر لشگر کشی می کردند و گاه کورش و داریوش و خشایار شاه پیروز این جنگ بودند و گاه هم اسکندر ،  اینکه چگونه  ایران فرزندی مثل کوروش را در دامن خود می پروارند و می آفریند ، که بردگان را در بابل آزاد می کند و ادیان را از قید تجاوز دین مسلط می رهاند ، پرسش اساسی من است .  و آیا در آن شرایط ایران ، فلسفه و منطق در چه حد بوده است ؟  چرا بعد از حمله اعراب تمام کتابها را سوزاندند و یا یونانیان تخت جمشید را به آتش کشیدند .  وقتی ساختمانها نابود شدند آیا سایر آثار فرهنگی باقی خواهند ماند ؟ کلن پرسشهاییست که هرودت تاریخ نگار یونانی در تاریخ نویسی خود به گوشه هایی از آنها اشاره کرده است ولی می بینیم که از تاریخ نویسان ایرانی با وجود  دانشگاههایی مثل جندی شاپور کمتراثری به جا مانده است چرا ؟ و هنوز باید این تاریخ زیر خاک مدفون شده ایرانیان در قبل از میلاد بررسی و کاوش بشود. قصد من هم  در این مختصربه هیچ وجه پرداختن به تاریخ باستان و دفاع دگم از پیشینیان ما، برای ارضائ حس ایرانگراییم نمی باشد ! در رابطه با مباحث شما  پرسشهایی به وجود آمد که امیدوارم به آنها پرداخته شود

آقای سرکوهی در بحش دیگری از این گفتار به تفکیک قوا در یونان می پردازند و می خواهند ثابت کنند که این اصل دموکراسی هم در آنجا رعایت شده است و  گویا در آن کشور حتا،  قوه مقننه ، قضاییه و مجرییه هم از یکدیگر تفکیک شده بودند .من واقعن نمی توانم در مخیله خود بگنجانم که چگونه این مقولات عصر مدرنیته و تجدد که برای اولین بار در جهان ، جان لاک و منتسکیو  تئوری تفکیک قوا را  در انگلستان و فرانسه در قرن 17 به بعد مطرح کردند ، را باید به دموکراسی در 2500 سال قبل نسبت داد ،

 جان لاك  در قرن هفدهم و سپس منتسکیو فيلسوف و متفكر قرن هجدهم فرانسه  با هدف حفظ و حراست از آزادي و امنيت فردي بر توازن و تعادل قوا تأكيد دارند. آنها نظريه تفكيك قوا را با آزادي پيوند مي زنند ، بررسي در موضوع آزادي سياسي و روابطي كه با سازمان دولت دارد كافي نيست. بايد آن را در روابطي كه با مردم دارد نيز مطالعه كرد. آزادي در مورد اول به وسيله تقسيم قواي سه گانه به عمل مي آيد. و اما در مورد دوم… عبارت است از امنيت يا اعتقادي كه انسان به امنيت خويش دارد
 ،
می بینیم که در اینجا هم انسان محور است و نه بخشی از انسانها بلکه انسان به معنای واقعی کلمه، یک برده هم انسان است و بدون حقوق مساوی با سایر انسانها نمی شود از دموکراسی و تفکیک قوا سخن گفت 
 
اینکه در اندیشه های تمام فلاسفه و دانشمندان ، در طول تاریخ بشری  گوشه هایی از این یا آن مقوله مطرح می شده است مورد پذیرش می باشد ولی به صورت کلاسه شده و مدون تمام این گفتمانها در عصر صنعت و سرمایه داری شکل گرفت و دقیقن به همین خاطر است که من  دموکراسی  2500 سال پیش نوع یونانی ، مد نظر برخی از فعالان .و اندیشمندان سیاسی چپ و اینترناسیونالیست  را درک نمی کنم ، دموکراسی در پایان عصر فئودالیسم و در پروسه رشد سرمایه داری ، اولین بار در انگلستان تکوین یافت  ونه در عصر برده داری یونان آنهم در قرن پنجم قبل از میلاد

  قصدم اینجا به هیچوجه چسباندن مارک به نویسنده گرامی کشورمان آقای فرج سرکوهی نیست چرا که معتقدم ایشان در آینده به تمام این تناقضات پاسخ روشنگرانه خواهند داد ! هدفم از طرح این مطلب مختصر ،  فقط به وجود آمدن برخی سوالات نسبت به آخرین گفتار ایشان در بالاترین بود 
هدفم به هیچ وجه  تحریر مقاله ای ، مواخذ و طولانی نبود ، که در صورت لزوم و با توجه به پاسخ هم میهن عزیز آقای سرکوهی در آینده بیشتر وارد آن هم خواهیم شد

 در پایان از زحمات مسئولین بالاترین در آماده سازی و ایجاد شرایطی برای طرح این گفتمانهای پایه ای و مفید باید سپاسگزار بود چرا که درک مشترک از مقولات و مفاهیم است که می تواند ما را به یکدیگر نزدیک کند



فرید 

۱۳۹۱ بهمن ۱۵, یکشنبه

آقای خامنه ای گرگهای حامی ولایتت(احمدینژاد،لاریجانی) آن کـــــش را امروز پاره کردند

درگیری فیزیکی در مجلس ،احمدینژاد مصاحبه مطبوعاتی می گذارد و  علی لاریجانی امشب نشست خبری

دوباره کشش دادند،آنچه خامنه ای نمی خواست  ، کابوسی بود ، که امروز اتفاق افتاد ،خامنه ای 2 سال تمام سعی کرد که گرگان ولایت  در انظار مردم بک دیگر را ندرند
خامنه ای  می گفت :  هر چه می خواهید به یکدیگر نامه بنویسید ولی نباید مردم از این نامه ها با خبر شوند او مرتب می گفت هی کشش ندید این کش لامذهب امروز آنقدر کش داده شد که پاره شد و ثابت شد که نه رئیس جمهورش و نه رئیس مجلسش برای او تره هم خورد نمی کنند
امروز در جریان استیضاح وزیر کار و امور اجتماعی در مجلس و بعد از اینکه احمدینژاد امکان صحبت کافی در مجلس را نیافت  گویا تصمیم گرفته است این جنگ و در گیری بی سابقه را در یک مصاحبه مطبوعاتی  ادامه دهد و بالافاصله بعد از مخابره این خبر لاریجانی هم خواهان نشست خبری دیگری شده است




در حاشیه  وقایع امروز مجلس و بعد از اخراج نمایندگان دولت از صخن علنی  درگیری های فیزیکی به وقوع پیوسته است . شدت این زد و خوردها به حدی بوده است که برخی از نمایندگان مجلس راهی بیمارستان شده اند



گفت‌وگوی اختصاصی احمدی‌نژاد با رسانه‌ها
محمود احمدی‌نژاد   قصد دارد بعد از نشست عصر امروز هیئت دولت، با تعدادی از خبرنگاران گفت‌وگو کند.
به گزارش فارس، روابط عمومی ریاست جمهوری فقط از خبرنگاران ایرنا، ایسنا و واحد مرکزی خبر برای پوشش این برنامه دعوت کرده است.
از سوی دیگر سایت رسمی مجلس شورای اسلامی از برگزاری نشست خبری امشب علی لاریجانی خبر داده است.
استیضاح عبدالرضا شیخ‌الاسلامی وزیر کار و رفاه اجتماعی در جلسه علنی امروز مجلس حاشیه‌های فراوانی داشت.
عبدالرضا شیخ‌الاسلامی وزیر کار و رفاه اجتماعی در جلسه علنی امروز با رای نمایندگان از کار برکنار شد

.

۱۳۹۱ بهمن ۱۱, چهارشنبه

شاهزاده رضا پهلوی امسال هم محبوبترین چهره افق به انتخاب شما

چهره سال 91 و90 به انتخاب شما

هر ساله برنامه های  گوناگون صدای آمریکا (رادیو فردا )   کامپین چند هفته ای را به راه می اندازد تا شنوندگان و بینندگان رادیو فردا یا صدای آمریکا محبوبترین چهره سال  را انتخاب کنند  در سال 1390 در همین ارتباط خواسته شده بود  تا کاربران و بینندگان و شنوندگان این رسانه ها ،  محبوبترین چهره سال خود را با زدن علامتی مشخص کنند و نتیجه این همه پرسی  رسانه فارسی زبان آمریکا که شنونده و بیننده های ملیونی در ایران دارد ، رای بسیار بالای شاهزاده رضا پهلوی بود . در این همه پرسی تقریبن هر فردی که در حکومت یا اپوزسیون نامی داشت و امکان برخوردار بودن از عده ای طرفدار ،  شرکت داده شده بودند .از خامنه ای ، خاتمی ، موسوی و رفسنجانی گرفته تا فرخ نگهدارو مشیری و واحدی یا شاهزاده رضا پهلوی و رجوی ، در این نظرخواهی حتی اسامی هنرمندان را هم قید کرده بودند همانطور که اشاره شد  نتیجه این همه پرسی ، پیروزی آقای پهلوی با اکثریت مطلق آراء بود
رادیو فردا
بر اساس نتایجی که تا پایان روز ۱۵ اسفند از طریق وب‌سایت، صفحه فیس‌بوک، پیام‌های تلفنی، پیامک‌ها و ایمیل‌ها شما به رادیو فردا به دست آمده است، آرای ۱۰ چهره فهرست کنونی به  شرح زیر است:
چهره سال ۹۰ به انتخاب شما
۱. رضا پهلوی:
۲. اصغر فرهادی:
۳. زندانی سیاسی:
۴. میرحسین موسوی:
۵. معترضان سوری:
۶. محمد نوری‌زاد:
۷. نسرین ستوده:
۸. مهدی خزعلی:
۹. استیو جابز:
۱۰. گلشیفته فراهانی
: 
این پیروزی اینترنتی آقای پهلوی ، رسانه های مزدبگیر حکومتی را چنان ناراحت کرده بود  که مدتها بعد از این همه پرسی  به  شاهزاده و رادیو فردا که هیچگونه جانبداری از کسی نداشت ، بد و بیراه می گفتند و حتی آنرا تقللبی نامیدند در زیرفقط به  یکی از این اراجیف  حکومتی دقت کنید
سایت حکومتی خبر فارسی : نتایج نظرسنجی چهره منتخب ۱۳۹۰ رادیو فردا اعلام شد و اگر چه عده ای این نظر سنجی را توام با تقلب می دانند و عده ای نیز آن را حائزاهمیت نمی دانند ولی به هرصورت رضا  پهلوی فرزند" شاه مخلوع "ايران مقام نخست در این نظر سنجی را کسب کرده
امسال  این وظیفه را برنامه پر طرفدار افق در صدای آمریکا به مدیریت آقای دهقانپور ، به عهده گرفتند . از آنجایی که بسیاری از بازندگان به سیستم رای گیری رادیو فردا ایراد گرفته بودند ، امسال برنامه افق سعی کرد با نوشتن نام کاندیدها در صفحه فیسبوک ، پیشاپیش از هر گونه سوء تفاهمی جلوگیری کند ،همانطور که در فایل  برنامه افق  که به همین موضوع ارتباط دارد و در پایین می توانید ببینید ،و  با وجود  تغییر در سیستم رای دهی  رادیو فردا ، می بینیم که نتیجه فرقی نکرد با این تفاوت که به جای محبوبتربن شخصیت سال که یک نفرباید باشد ، 4 نفر   بعدی را هم در نظر گرفتند و آنها را به برنامه افق دعوت کردند  تا آقای سیامک دهقانپور از توهین و تهمتهای بعدی بازندگان ، خود را در امان دارد و  نجات یابد
 اگر چه من با 3 نفر از آنها  مشگل آنتاگونیستی ندارم ، آنها همه سکولار و دموکرات هستند و با نقدهای بسیار اندک نظزاتشان را می پذیرم  ولی نفر پنجم  این نظر خواهی فردیست به نا  آقای مشیری .
متاسفانه آقای مشیری درای  فرهنگ پرخاشگرایانه و غیر مودبانه است . او هنوز در  کربلای  28 مرداد زندگی می کنند .و تنها فردی در اپزوسین هستند که هنوز پادشاهان فقید پهلوی را رها نکردند ، به گمانم ایشان بیشتر با پهلوی دشمن است تا با رژیم قرون وسطایی آخوندیسم . به همین خاطر کسانی که به ایشان رای داده اند که برای من محترم می باشند بیشتر پهلوی ستیزان هستند.یعنی افرادی که نه مانند بقیه ، به گفتمانی ایجابی ، بلکه به آقای مشیری رای دادند که دارای گفتمانی حذفبیست . در همین برنامه شما ملاحظه می کنید که چگونه آقای مشیری  در پاسخ به سوال آقای دهقانپور که شاهراده رضا پهلوی اظهار کرده اند :  با همه حاضر به گفتگو هستند حتی اگر خامنه ای هم اینجا  باشد او حاظر به گفتگوست و در این رابطه خط قرمزی ندارد و دهقابپور همین پرسش را  از  مشیری می پرسد  ،که  متاسفانه آقای مشیری خبر کذبی را پراکندند که گویا ایشان خواهان گفتگو با رضا پهلوی بودند و ایشان در فیس بوک خود آترا رد کردند . در همینجا باید توضیح داد که شاهزاده رضا پهلوی به کسی در فیسبوک خود وارد گفتگو نمی شود تا به مشیری جوابی داده باشند ! و این خبر آقای مشیری کذب محض است ، ایشان عدم صداقت و برخورد حذفی خود را اینجا هم نشان دادند


 
فرید