۱۳۹۱ مهر ۱۳, پنجشنبه

از پیام رضا پهلوی در پشتیبانی از اعتراضات بازاریان : رفاه و امنیت پایدار شایسته ملت بزرگ ایران است

پیام رضا پهلوی در پشتیبانی از اعتراضات بازاریان 

 

پس از مدتها و در پی فروپاشی سیستم ارزی و اقتصادی جمهوری اسلامی که به خاطر  نابخردی سران جمهوری اسلامی از روز به قدرت رسیدن آنها در سال  1357 نشات گرفته است دیروز دوباره ملت قهرمان ایران به حیابانها سرازیر شدند 
شاهزاده رضا پهلوی از حرکت بازاریان و مردم به جان آمده از گرانی و بحران اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پشتیبانی کردند در زیر متن پیام ایشان در این رابطه را مطالعه نمایید  
  

رفاه و امنیت پایدار شایسته ملت بزرگ ایران است

هم میهنان عزیزم،

پیامد سی و سه سال عملکرد نادرست و مدیریت غلط حاکمان جمهوری اسلامی، اقتصاد فلج، ورشکسته و فروپاشیده کشورمان ایران است. در حالی که قیمت ها روزانه در حال افزایش است، قدرت خرید مردم برای تامین کالاهای اساسی  به وضعیت اسفناکی رسیده است و بازار ارز دچار تلاطم و هرج و مرج بی سابقه ایی شده است، صاحب منصبان دولت بی صلاحیت و غیر مردمی به احتکار و ذخیره سازی کالاهای مورد نیاز (تخم مرغ و گوشت) جامعه پرداخته اند. 


با اقتصادی چنین نحیف، که زاییده سی و دو سال بی صلاحیتی، آشفتگی و کجروی است، مجازات های اقتصادی بین المللی علیه ایران به دلیل سیاست های نابخردانه و ماجراجویانه جمهوری اسلامی نیز به گونه ای بی سابقه شدت گرفته است. بانک های ایران و، مهم تر از همه، بانک مرکزی، با تحریم های رو به گسترش بین المللی دست و پنجه نرم می کنند. ارزش پول ملی کشورمان به سطح یکی از بی ارزش ترین پول های جهان تنزل یافته است. میلیون ها ایرانی برای دریافت یارانه نقدی ناچیز ساعت ها در صف می ایستند. شرکت های بزرگ نفتی میدان های نفت و گاز ایران را رها کرده اند و مزید بر این فهرست شوم، بحران اقتصادی جمهوری اسلامی، زیر فشار تحریم های خارجی، به مرحله انفجار آمیز خود رسیده است.


در مقابل این آشفتگی اقتصادی کشورمان، بازار و کسبه بی تفاوت ننشسته و با اعتصاب و برپایی راهپیمایی به دور از خشونت اعتراض خود را نسبت به بحران اقتصادی، سیاسی و فروپاشی بنیادهای اجتماعی کشورمان و بی کفایتی و ناتوانی حاکمان جمهوری اسلامی نشان داده اند و در فکر راه چاره برون رفت از این بن بست هستند.


هم میهنانم،


تنها راه رهایی از این بحران و جلوگیری از فاجعه ایی جبران ناپذیر برای سرزمینمان ایران، همبستگی و همراهی با یکدیگر است. در این روزها، با اصناف که در اقتصاد کشورمان جایگاه و نقش حیاتی دارند، همراه شویم و برای گذر از نظام اختلاس و گذار بسوی تامین برابری، فرصت های برابر، برقراری حکومت ملت و قانون، دست در دست هم دهیم.


از همه بخش های جامعه به ویژه نیروهای مسلح، دعوت بعمل می آورم، تا در راستای برقراری آشتی ملی، به آغوش گرم مردم، جهت گذر دمکراتیک و بدور از خشونت از نظام فقاهتی، برای باز سازی و استفاده بهینه از توانمندی های موجود كشور و برقراری اقتصادی سالم و پویا، تامین عدالت اجتماعی و بازگرداندن «فضای اعتماد» بپیوندید.


ملت بزرگ و کهن ایران شایسته و بایسته رفاه، آسایش، آرامش و امنیت پایدار است.


فردا از آن مردم ایران است


رضا پهلوی


۱۳۹۱ مهر ۸, شنبه

رضا پهلوی : راستش می خواهم تنها پهلوی باشم که در ایران خاک می شود

 پنجشنبه20 سپتامبر  2012  پاسخ به مهمترین پرسشها در رابطه با شورای ملی

 “در روزنامه  شهروند چاپ کانادا می خوانینم : نمی خواهیم کشورمان نابود شود” این ترجیع بند کلام رضا پهلوی بود در نشستی که با جمعی از کوشندگان جامعه ایرانی روز پنجشنبه20 سپتامبر 2012 در تورنتو برگزار کرد. و البته این تنها نشست نبود و در طول زمانی که آقای پهلوی در تورنتو اقامت داشت با گروه ها و افراد متعددی ملاقات داشته است.
هدف از این نشست ها و ملاقات ها شناساندن بیشتر فراخوانی بود که در21 شهریور 1391، از سوی تعدادی از ایرانیان  برای برپایی شورای ملی ایران داده شد. این فراخوان منشوری را پیشنهاد کرده و از هموطنان خواسته تا به این فراخوان بپیوندند.
رضا پهلوی در طول سخنانش بارها با تأکید، حمله نظامی به  ایران  را محکوم کرد و گفت تحت هیچ شرایطی گزینه ی جنگ قابل پذیرش نیست.
او  به این نکته  اشاره کرد که جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیتش، در پی نابودی ارزش های غربی و دنیای آزاد است، و برای همین هم کشور ما را همیشه در بحران نگه داشته است و سایه و خطر جنگ با این نوع سیاست و نگرش به دنیا، همیشه بر فراز سر ما خواهد بود و  باید به دنبال  راه حل اساسی برای این مشکل بود.

رضا پهلوی در تورنتو با تعدادی از کوشا گران جامعه ی ایرانی دیدار کرد
چکیده سخنان رضا پهلوی را در این نشست می خوانید:
ما باید با خرد جمعی خطر جنگ را از بین ببریم و از دنیا و سازمان های حقوق بشری دنیا بخواهیم که ما را در انجام خواست برگزاری یک انتخابات آزاد کمک کنند. ما از دولت های غربی می خواهیم که در سیاست های خارجی شان از حق مردم ایران برای یک انتخابات آزاد حمایت کنند. ما باید تغییر شرایط را با کمترین هزینه به سامان برسانیم. تفاوت ما با اصلاح طلبان در این این است که ما اساسا معتقدیم جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست.
من فکر می کنم تحریم اقتصادی الزاما به فروپاشی جمهوری اسلامی منجر نمی شود چرا که آنها اساسا تربیت جهانی ندارند و استانداردهای جهانی را قبول ندارند.
جنگ تمام زیرساخت های کشور ما را از بین می برد و نباید بگذاریم که گزینه جنگ به هیچ عنوان مطرح شود. من صد در صد با جنگ مخالفم برای این که میهن ما را نابود می کند.
با توجه به این که کشور ما کشوری جوان و با میزان بالای تحصیل کرده است و با توجه به بالا بودن فرهنگ سیاسی اجتماعی مردم ما، استحقاق آنان بیش از جنگ و تحریم و تحقیر در سطح جهان است. من هیچ دلیلی نمی بینم که ما نتوانیم از این سد با کمترین هزینه عبور کنیم به شرطی که خرد جمعی مان را به کار گیریم. این قطار به راه افتاده است و برای همگان راه باز است که به آن بپیوندند.  همه چیز بر اساس پیشنهاد است و یک پروژه ساخته و کامل شده نیست. حاشیه نشینی دردی را دوا نمی کند. هر کس در درون شورا یک رأی بیشتر ندارد. برخی دوستان می گویند چه تضمینی وجود دارد. من می گویم تضمین در مشارکت است و در مسئولیت پذیری. اگر کسی می خواهد مالکیت داشته باشد باید مسئولیت بپذیرد. ضمانت از فرد و نهادهای شرکت کننده به وجود می آید وگرنه هیچ کس و هیچ چیزی نمی تواند ضمانت بدهد.
باید بگویم از روزی که این فراخوان بیرون آمده تاکنون (پنجشنبه 20 سپتامبر) 5 هزار امضاء داشته است و واقعا این جنایت بشری است که جهان  بدون آن که مردم ایران و خواسته هایش را بشناسد به گزینه ی جنگ متوسل شود. اگر جهان در رایزنی هایش با جمهوری اسلامی به بن بست رسیده، این مجوزی برای آنها نیست که به بدترین و نامربوط ترین و آخرین گزینه که جنگ باشد متوسل شوند.
باز هم تاکید می کنم که از طریق نافرمانی های مدنی همچون اعتصابات سراسری باید از سد جمهوری اسلامی گذشت و به انتخابات آزاد رسید. پیشنهاد می کنم صندوق کمک مالی مردمی برای حمایت از افرادی که به دلیل نافرمانی های مدنی شغلشان را از دست می دهند و خانواده هایشان دچار مخاطره فقر می شود، به وجود بیاید تا آنان احساس نکنند در شرایط سخت تنها مانده اند.
ما باید شرایطی به وجود آوریم که هر چه بیشتر از بدنه رژیم کنده شود و به سوی مردم گرایش پیدا کنند و این را با آشتی ملی باید به سرانجام برسانیم. قصد این نیست که انتقام جویی و انتقام کشی شود. همه باید بدانند که می توانند به حرکت های مردمی بپیوندند.
حرف ما اصلا مسئله سلطنت و سلطنت طلبی نیست، حرف ما ایرانی دمکرات و آزاد است. این شورا به محض برگزاری انتخابات منحل خواهد شد و دیگر هیچ مسئولیت حقوقی نخواهد داشت. راستش را بخواهید می خواهم تنها پهلوی باشم که در ایران خاک می شود همین و بس!
ستاد سیاسی این شورا شامل سخنگو، کمیته افتخاری، کمیته مشاوران، اتاق فکر، دبیرخانه مرکزی، هیئت نمایندگان ایرانی شورای ملی برون مرزی، کمیسیون تخصصی (حقوقی، مالی، روابط عمومی/ رسانه، روابط بین الملل، حقوق بشر)، کمیسیون امور داخلی(اقوام ایرانی، سندیکاها، نافرمانی مدنی، آشتی ملی، زنان، دانشجویان/ جوانان) ست که این ستاد، مجمع شورای ملی را به وجود می آورد و  به زودی اولین مجمع برگزار خواهد شد.
در طول این نشست سئوالاتی مطرح شد از جمله در مورد چگونگی تأمین هزینه های شورا پرسیده شد که پاسخ این بود: کمک از ایرانیان خارج از کشور و نیز درخواست کمک از سازمان های مردمی و حقوق بشری و نه دولت ها و در مرحله بعد هم کمک مالی مردم داخل ایران.
در مورد ملیت ها و اقوام ایرانی سئوال شد که پاسخ این بود که تمام تلاش شورا در این است که با تمام ایرانیان از هر قوم و زبان و مذهب و نژادی که هستند رایزنی شود. و تاکنون صحبت های خوبی داشته ایم. و البته دیالوگ با کردها بیشتر بوده است. این شورا از همه چه سیاسی،  چه فرهنگی و چه متشکل و چه غیرمتشکل دعوت به همکاری می کند. حرفم این است اگر نام و اعتباری دارید امروز وقتش است که برای ایران خرجش کنید که کار به جنگ و ویرانی و کشتار  نکشد.
سئوال دیگر در مورد چگونگی رفتن این رژیم بود، که پاسخ تاکید روی نافرمانی های مدنی سراسری و گسترده و خواست انتخابات آزاد و گذشتن از سد رژیم جمهوری اسلامی بود.
این نشست که قرار بود یک ساعت و سی دقیقه طول بکشد بیش از دو ساعت به طول انجامید و با ورود جمعی دیگر از ایرانیان کوشنده سیاسی اجتماعی برای برگزاری جلسه بعد به پایان رسید.
برای دریافت اطلاعات بیشتر و آگاهی از مفاد منشور 16 ماده ای  می توانید به لینک زیر مراجعه کنید.
https://www.farakhanmeli.org
 

۱۳۹۱ مهر ۵, چهارشنبه

تکذيبیه دفتر رييس جمهوري اسلامی : پیروزیهای جهانی باعث شد، تااستکبار از "اوه اوه ما گه گه" ،بسازد

آمدند چشمش را آرایش کنند بی وجدانها زدند عروس ما را کور کردند
 فیلم را سانسور کردند غافل از اینکه هزاران اصل وجود دارد  در زیر متن تکذیبیه دفتر احمدینژاد و هردو فیلم را قرار دادم فیلم اصلی یوتیوب وفیلم سانسور شده سایتهای رژیم را ،حتمن به دقت ببینید و  مقایسه کنید
سایت حکومتی انتخاب  : روابط عمومي دفتر رييس جمهور خبر منتشر شده در خصوص پاسخ دکتر احمدي نژاد به سوالي در مورد تعداد اعضاي هيات همراه وي به سازمان ملل را قوياً تکذيب کرده و اين گونه اقدامات غيرحرفه اي و ضد اخلاقي را ادامه کينه توزي و خبرسازي دروغين رسانه وابسته به استعمار پير عليه دولت و ملت بزرگ ايران مي داند.
بي ترديد علت اصلي توسل به اين دست اقدامات سطح پايين و مضحک حاکي از عمق کينه و عصبانيت آنان از موفقيتهاي دولت جمهوري اسلامي ايران در عرصه سياست بين الملل است. اينان به زعم خود در تلاش هستند تا مواضع ضد استکباري و ضد صهيونيستي دکتر احمدي نژاد را تحت الشعاع خبرسازي ها و ادعاهاي کذب خود قرار دهند.

اين رسانه مغرض در حالي مدعي بيان ادبياتي نامناسب از سوي دکتر احمدي نژاد شده که رييس جمهوري اسلامي ايران به اذعان همگان، حتي در برخورد با مخالفين خود نيز به رعايت احترام و اخلاق مقيد است.

شايان ذکر است با توجه به اينکه هر ساله ويزاي تعداد زيادي از افراد معرفي شده هيات همراه رييس محترم جمهور به سازمان ملل صادر نمي شود و حتي ويزاي برخي از افراد معرفي شده پس از اعزام هيات ايراني صادر مي گردد، لذا اسامي بيشتري معرفي مي شوند تا در ترکيب تيم هيات همراه رييس جمهور محترم براي انجام ماموريتهاي مختلف در اين سفر، هيچ گونه مشکلي پيش نيايد.

مرکز روابط عمومي دفتر رييس جمهوري اسلامي ايران

همانطور که می دانید  روابط عمومومی بی بی سی هم  اصرار دارد  به ما اثبات کند که اقا ما را اذیت نکنید احمدی نژاد اهانت نکرد، گفت اوه اوه

حال خود قضاوت کنید اگر بی بی سی و دفتر احمدینژاد راست می گویند چرا تمام سایتهای رژیم 5 ثانیه از گفته های احمدینژاد را (گوه خوردن) راسانسور کردند در زیر فیلم اصلی و ساسنسور شده را قرار دادم حتمن مقایسه کنید تا متوجه دروغگویان حرفه ای شوید
البته اگر هنوز بی بی سی فایل را حذف نکرده باشد...... خلاصه بشتابید

فیلم اصلی

۱۳۹۱ شهریور ۲۷, دوشنبه

شورای ملی ، گفتمانیست اندیشه محور ، مدرن و سکولاردموکرات / farid

 قبل از انتشار منشور پیشنهادی شورا مطلب انتقادی با این عنوان درج کردم    در ادامه آن مطلب سعی خواهم کرد با مثالهای معینی این معضل را بیشتر بشکافم
  مکانیزم  شورای ملی را می شود در یک جمله چنین ارزیابی کرد که  ،  در مجامع سیاسی ایرانیان ، این روش  تجربه نشده ، تا کنون دموکرات ترین متدولوژیست .  چرا که اولن ، همه در این شورا دارای حقوق مساوی هستند ودر ثانی این سیستم بر خلاف سیستمهای تا کنونی از پایین به بالاست و نه از بالا به پایین . سومن در همین آغاز کار و بر خلاف احزاب و سازمانهای قدیمی و سنتی  ، اعضاء به وسیله یک جمع نخبه برگزیده نمی شوند .آقای رضا پهلوی یه عنوان معروفترین و شاخصترین ابرانی در اپوزوسیون دارای همان حقوق و وظایف است که خانم یا آقای فرید در دورافتاده ترین نقطه کشور .به معنای دیگر همه شهروندیم و همه دارای حقوق مساوی و یکسان
اغلب درگیریهای درون سازمانها به خاطر عدم رعایت همین موازین است .چرا که برخی خود را محق می دانند و فکر می کنند که حقوقشون پایمال شده است  و یا انتظارات بیهوده و نادرست، آنها را وادار به حرکات نامانوس کرده است و خود بی خبر است
اگر حقی ضایع نگردیده شود اعتراض و درگیری هم به وجود نخواهد آمد و تمام این امور به چارتهای تشکیلاتی و چگونگی موازین درون سازمانی ربط پیدا می کند 
تفاوت مهم و اساسی دیگر شورای ملی ! در محور قرار داشتن  اندیشه  به جای(شخص)  اشخاص  است . نباید حول یک یا 10 شخص گرد آمد باید حول یک اندیشه مدرن و سکولار جمع  شد (طرح پیشنهادی منشور شورا)  هر ایرانی آن  اندیشه مورد قبول همه  را پذیرفت در شورا قرار دارد .اندیشه را می شود تکوین و تغییر داد اشخاص ولی حذف می گردند و همین حذف باعث درگیریها شده و می شود .اندیشه و منشور صاحب مشخصی ندارد و دقیقن از این جایگاه است که همه خود را وابسته به آن خواهند دانست
   
اندیشه محوری باعث می شود  که همه با آن در کنگره به وفاق ملی برسند
 در این  گفتمان  ،  نه از یک ایدئولوژی خاص صحبتی به میان است و نه از دین و قومیتی خاص .  در سرتاسر این پروسه  نوین و مدرن ، شما می توانید ،  تفاوتهای بنیادین را با سایر همایشها و سازمانهای تا کنونی مشاهده کنید  برای نمونه اگر بخواهیم متدولوژی پیشبرنده و حاکم بر طرح شورای ملی را با یکی از آخرین پیشنهادهایی که در برخی رسانه ها از آن به عنوان طرح فیلادلفیا نام برده می شود ، مقایسه کنیم پی خواهیم برد که 
تنها تفاوت طرح فیلاذلفیا با آن هزاران طرح تا کنونی دیگر در 33 سال گذشته فقط در نام آن است که متاسفانه "روشنفکران" سنتی و دیروزین ما به جای استفاده از اسامی و مفاهیم بومی ایرانی ،شیفته نامها و القاب غیر پارسی و ایرانی بودند و هستند 
طرح فیلادلفیا فرقش با طرح همایش واشنگتن که بر محور اصلاحات آقای کدیور و با شرکت افرادی مثل آقای نوریعلا تشکیل شده بود در چیست و یا این طرح چه فرقی با همایش هماهنگی پاریس و لندن و برلین و منشور 81 دارد ؟
در تمام این طرحها عده ای همفکر و هم ایده جمع می شدند و عده ای ار دوستان مورد اعتماد خود را جمع آوری می کردند و آنها را در دور حلقه اولیه که خودشان بودند می گذاشتند
در سالهای اولیه انقلاب اسلامی اتحادها بیشتر ایدولولوژیک بود .نیروهای م.ل. علاقه داشتند با یکدیگر وحدت کنند و سازمانهای دینی با یکدیگردر اثر آشنایی این چریانات با دموکراسیهای غربی و بخصوص بعد از شکست سوسیالیزم در جهان این شیوه اتحادهای ایدولوژیک ، جای خودش را به اتحادهای سیاسی داد در این راستا شاهراده رضا پهلوی به واقع پیشقدم بوده و هست
حوشبختانه ما امروز در تمام جرگه های سیاسی نیروهایی داریم که خواهان متحد شدن بر محور گفتمان  فراایدولوژیک فراسازمانی و فرا حزبی هستند
اگر به مکانیزمهای غیر دموکراتیک و دیکتاتورمابانه روابط درون سازمانی جریانات سیاسی در تمام نحله های فکری پوزسیون و اپوزسیون ایران قبل از 1357 نگاهی اندازیم می بینیم که
در اصل گروههای سیاسی که می خواستند سازمانی را تشکیل دهند بیشتر اعضایشان از بین دوستان و آشنایان و رفقای قدیم و جدیدشان برگزیده شده بودند ما امروز و بعد از اینهمه تحولات فکری می بینیم  که  کار این همایشهای و سازمانهای امروزین هنوز هم  در محتوا تفاوت اندکی با تشکیل سازمانهای چریکی دهه 40 و 50 در ایران دارد ،حلقه اولیه مثلن 10 نفر بودند ، اینها آشنایانشان را در حاقه دوم و آنها هم آشنایانشان را در حلقه سوم و چهارم و.....قرار می دادند. ممکن بود این حلقه ها اعضای فامیل آنها باشند یا طرفداران یک دین و ایدئولوژی و یا افرادی از یک اقلیت قومی (فرقه پیشه وری در آذربایجان،حزب دموکرات  درکردستان ) باشند .شورای ملی ولی هیچیک از این سدها را پیش رو ندارد هر ایرانی با پذیرش مشور حقوق بشری وسکولار می تواند انتخاب شود و انتخاب کند و لزومن نباید استاد دانشگاه یا مفسر صدای آمریکا و بی بی سی باشد
بحث من به مکانیزمهای تشکیل چنین اتحادی می پردازد و نه اینکه آیا این پروسه ها در روندشان به کدام ناکجاآبادها ختم شدند در تمام این سالها و در تمام این سازمانها و همایشها (مارکسیستی ،جبهه ای ،دینی) ،دموکراسی و حقوق شهروندی اعضای این تشکلها اولین قربانبان روابط فامیلی ، ایدولوژی و قومی  بودند.  حقوق اعضا نه یکسان بود و هست و نه مدرن .اخیرن و بعد از آمدن اعضای این سازمانها به کشورهای غربی و پس از اعتراضات اعضای ساده ای که حقوقشان سالها در این روابط فامیلی ضایع شده بود ، رهبران این جریانات سعی کردند که کمی آزادی در درون این تشکلها جاری کنند ولی از گفتمان شورای ملی که بر اصول علمی مدرنیسم استوار خواهد شد سالها دورند
.
چرا تمام طرحهای فیلاذلفیایی یا تجمع تحصیلکردها تا کنون (به ویژه در33 سال گذشته)غیر دموکراتیک بوده و از بالا تشکیل شده است و چرا ضوابط شورای ملی متفاوت ،دموکرات و مدرن است ؟
وقتی اینجا صحبت از تحصیلکرده می کنم دقیقن به محور ساختاری این طرح اشاره کرده ام .افرادی که فقط اعتقاد به تجمع دکترها و استادان دانشگاه ومتخصین که برای اولین بار در بی بی سی مد شد ، دارند ، فقط از خود و منافع خود دفاع می کنند این طرح می گوید که تعدادی از افراد دارای اعتبار و اعتماد و متشخص باید دور هم جمع شوند.
 در نگاه اول  ، این تفکر ،  شاید معقول به نظر آید البته وقتی پیشنهاد دهنده خود جزو طرحش قرار نگیرد والی به درستی می گویند که طرح دهنده(نوریعلا) برای خود چونه می زند شاید این نوع پیشنهادات ،  برای انجمن خانه و مدرسه مناسب باشد ولی وقتی ادعای مدیریت یک ملت به میان می آید آن دیگرانی که در این مجموعه قرار نگرفتند یا ازآنها دعوت به عمل نیامده است ،  آیا بی اعتبار بودند یا بی اعتماد آیا طرح دهندگان ، اصولن آن دهها هزار دیگر را هم مد نظر قرار داده اند یا نه ؟  معمولن کسانی که دارای اسم و رسم و معروفیتی هستند از این نوع طرحها پشتیبانی می کنند (من خود تحصیلات آکادمیک دارم ولی ازحقوق غیره دفاع می کنم) همانطور که اشاره کردم این روش می تواند برای یک مجموعه کوچک مناسب باشد و به هیچوجه نمی تواند جوابگوی ملیونها انشانی باشد که می خواهند به آلترناتیو دموکراتیک یک حکومت تبدیل شوند

اگر بخواهیم شرط و شروطی برای پیدایش و تشکیل هر تجمعی بگذاریم ، اجازه نداریم با هر انگیزه و تحت هیچ شرایطی دیگران را بیرون در بگذاریم  باید آن مکانیزمی را ایجاد کرد که تمام آحاد یک کشور 70 ملیونی مثل ایران بتوانند در آن جایی گیرند و در ظمن کارها هم به بهترین شکل ممکنه به پیش رود و به انجام رسند اگر به مانند همین طرح فیلادلفیا و طرحهای تا کنونی هزاران نفر بیرون بمانند ،آنها از همان آغار با طرح به اعتراض بر خواهند خواست و دیر یا زود آنرا هم به مانند تمام این طرحهای 33 سال گذشته به بایگانی تاریخ خواهد سپرد
شورای ملی آن بستری را فراهم می کند که هر ایرانی بتواند عضو شود فعالیت کند و در ارگانهای رهبری انتخاب شود بدون اینکه قومیت ، دین،نژاد سطح سواد و....مانعی ایجاد کند. باید در تمام زمینه ها تخصص و کاردانی محور ارتقا و پذیرش مسئولیتها قرار گیرد
در طرحهای فیلادلفیایی  تعداد 30 تا 100 نفرخود را به هم می رسانند و می خواهند به توافق برسند در همین پروسه رسیدن به توافق همه چیز پایان می پذیرد چون به توافق نمی رسند
 اخیرن برای ادامه این نشستها در بروکسل بر همین منوال تعدادی جمع شدند و سعی کردند که فقط ثابت کنند که از جرگه های گوناگون فکری می توانند 2 روز در کنار هم بنشینند وطوری حرکت کردند که گویی با ایران کاری ندارند واطلاعی از بحران سیاسی منطقه وکشور خود ندارند و مثلن هدفشون فقط دموکراسی بازی است و بس .دست اندرکاران این کنفرانس از ترس شکست نخوردن در اصل دستان خود را در پوست گردو گذاشتند و هیچ کاری پیش نبردند من هر چه انتظار کشیدم که اینها چگونه می خواهند دموکراسی را نه در سوئد و بلژیک بلکه در ایران پیاده کنند ، چیزی نیافتم ، گویی چنین قصدی هم نداشتند خوب همین آقای نوریعلا هم در کنفرانس بلژیک بود ، ایشان چرا طرحشان را در آنجا به بحث نگذاشتند ؟آیا باید هر کس برای در محور قرار دادن خود طرحی بیرون دهد ؟ در دهها کنفرانس و همایش ایشان حضور دارند و داشتند حتا یکی از این تجمعات موفق نشد همینجا می خواهم از آقای نوریعلا بپرسم که مشگل شما در کجاست حتا در مراحل آغازین  تدوین منشور پیشنهادی شورا هم ایشان حضور داشتند چه شد که یهو دو باره رفتن روی طرحی دیگر
 در آن مجموعه 25 نفر دیگر هم حضور داشتند چرا فقط آقای نوری علا همیشه با همه مشگل دارد آیا مشگل از خود ایشان نیست 
دیروز من صحبتهای ایشان را در یوتیوب می شنیدم و از این همه تهمت و اتهامهای دروغین ایشان متعجب گردیدم آقای نوریعلا خود در واشنگتن با اصلاحطلبان همین 3 ماه پیش هم پیاله بودند ولی به افرادی در کمیته موقت شورا ایراد می گرفتند که آنها چرا قبلن اصلاحطلب بودند و دهها تناقض  دیگر ، تو گویی آقای نوریعلا اگر در محور قرار نگیرند می زنند تمام کاسه کوزها را به زمین و می شکنند این شیوه ایست که اکثر انقلابیون همدست شده با خمینی در سال 57 کم وبیش دارند .اینها اکثرن تمامیت خواه می باشند سیاست برای اینها همه چیز یا هیچ  است این طیف با همه در جنگ است همیشه هم بازنده بوده است
با وجودی که کمیته موقت بارها عنوان کردند که قبل از تشکیل کنگره شورای ملی این کمیته که از نامش پیداست و موقت می باشد  خود را منحل می کند ولی افرادی مثل آقای نوریعلا ول کن دعوا نیستند از طرفی همه را به باد ناسزا می گیرد و از آن طرف عنوان می کند که اگر موفق شد با شورا همکاری خواهد کرد ، این یک بام و دو هوا چیست آقای نوریعلا 
بسیاری به کمیته موقت و چگونگی تشکیل آن انتقاداتی دارند من هم یکی از آنها هستم لی انتقادات من تخریب نیست من نمی خواهم برخورد حدفی انجام دهم آنهم برای منافع و خواسته های حقیر شخصی
 برخوردهای این دو نفر که با کمیته موقت همکاریهایی داشتند و از سن و سالی هم برخوردارند ،  آدمی را  یاد دعواهای کودکستان می اندازد  اینها که تعدادشون بسیار اندک است گویا توقعات و انتظارات بسیار نادرستی از همکاریها و هماهنگیها داشته اند
 فرد دیگری هم دقیقن در همان روز انتشار منشورپیشنهادی شورای ملی  با همین روشهای کهنه شده بسیار ابتدایی دهه 50 و 60 سعی دارد از طریق گردنکشی و تهدید به خواسته های خودش برسد و می گوید که چون به من در کمیته وقت کم داده شده در نتیجه من هم آنها را به باد انتقاد می گیرم و تهدید می کند که اگر خواسته های من برآورده نشود من قهر خواهم کرد جالبی قضیه اینجاست که همه اینها خود را برانداز می دانند همه به طریقی خود را با آقای رضا پهلوی نزدیک احساس می کنند و همه منشور پیشنهادی را هم در وجه غالب آن پذیرفته اند حال شما به من بگویید دعوای اینها سیاسیست ؟ فرهنگیست یا نه  خودمحوری و خودشیفتگی اینهاست که یکی به این توده ای خائن می گوید وایشون هم آن یکی را فاشیست می نامد . همه اینها هم  به مانند 70% اعضای کمیته موقت هماهنگی شورای ملی  از هموطنان طیف جمهوریخواه  می باشند   

 مدرنیسم روح حاکم بر شورای ملی

مدرنیته یا تجدد از آرمانهای انقلاب مشروطه در ایران بود که برای اولین بار در شرق  پدران و مادران ما آنرا در سرلوحه کارهایشان قرار دادند
با ظهور رضا شاه و ایجاد دولت و ملت مدرن در ایران اولین سنگپایه های مدرنیسم در ایران ریخته شد با ایجاد دادگستری ،  آموزش.و پرورش و...زمینه های آغاز سکولاریسم در ایران به وجود آمد ادامه رفرمهای مدرنییته را محمدرضا شاه پهلوی تا سال 1357 در ایران ادامه داد که متاسفانه با انقلاب ارتجاعی و واپسگرای اسلامی این روند متوقف گردید که اگر چنین نمی شد ایران هم به مانند کره جنوبی ، ژاپن ودهها کشور دیگر امروز تمام مولفه های مدرنیته را پیاده کرده بود
منشور پیشنهدی کمیته موقت بر اصول و مبانی مدرنیسم استوار گردیده است حقوق بشر یکی از این اصول می باشد سکولاریسم و آزادی بیان و دموکراسی ، از دیگر اصول آن می باشند من در همینجا این مقاله را خاتمه می دهم و شما را دعوت می کنم تا خود منشور پیشنهادی شورا ملی را مطالعه کنید
 باید در همینجا تذکر دهم که اگر پس از مطالعه منشور شما هم خواستید به جمع هزاران نفری بپیوندید که منشور را امضا کرده اند ولی  ایراداتی به آن دارید می توانید درقسمت پیشنهادات شورا  ای مایل بزنید تا اگر ممکن بود آنرا تصحیح کنند والی  در کنگره ای که در آینده تشکیل خواهد شد با تصویب همگان  به این پیشنهادات ترتیب اثر داده خواهد شد
فرید
---------------------------------------------------
منشور پیشنهادی
شورای ملی ایران
برای برگزاری انتخابات آزاد
---------------------------------------------------------

۱۳۹۱ شهریور ۲۲, چهارشنبه

پیام تبریک آیت الله خامنه ای به مناسبت پیروزی درخشان تیم فوتبول لبنان در برابر ایران


فرزندان دلبندم آورین آورین همین الان پسرم مجتبی خبر پیروزی دشمن شکن شما را به من داد من می خواهم به شما فرزندان غیورم بگویم که من و اعضای دولتم احمدینژاد به شما ورزشکاران کشور محبوبم لبنان افتخار می کند،باشد که شما عزیزان بر اسزاییل غاصب هم پیروز گردید
والسلام وعلی من ابتئا
سید روح الله لخامنه ای

۱۳۹۱ شهریور ۱۹, یکشنبه

رضا پهلوی ، پارالمپیک لندن ۲۰۱۲

هم میهنان عزیزم، زهرا نعمتی، جواد حردانی، پیمان نصیری بازنجانی، فرزاد سپه وند، علی محمد یاری، سجاد نیک پرست، کامران شکری سالاری، محمد خالوندی، عبدالرضا جوکار، نادر مرادی، علی حسینی، مجید فرزین، سیامند رحمان، تیم فوتبال، والیبال نشسته مردان و تیم تیراندازی بانوان، صمیمانه پیروزی شما عزیزان را در پارالمپیک لندن تبریک می گویم. ایران وایرانی به داشتن فرزندانی چون شما به خود می بالد
 

۱۳۹۱ شهریور ۱۷, جمعه

اصلاح طلبان، جنبش سبز و شورای ملی / دکترعبدالستار دوشوکی بلوچستان

.
انتشار این فراخوان حقیقتا گام اول است. گام های بعدی و سرانجام آن توسط همه آنهایی رقم خواهد خورد که با حضور فعال خود ترکیب و چگونگی شورا و استراتژی آن را مشخص خواهند کرد. تک تک ایرانیان بدون استثناء از حق مساوی برای حضور و تاثیرگزاری در شورا برخوردار هستند، و باید از این حق خود استفاده کنند. و کلام آخر اینکه نباید اجازه داد تا با پاشیدن بذز ناامیدی و بدبینی، نخوت و تردیدها و تبلیغات "دائی جان ناپلئونی" این فرصت تاریخی نیز روانه مرداب ۳۳ ساله یاس و دشمنی های فردی و جناحی شود. بقول ملک الشعرای بهار "از خویش بنالیم که جان سخن اینجاست، از ماست که بر ماست". بهر حال هموطن من آنچه شرط بلاغ است با تو صادقانه می گویم، خواهی از سخنم پند گیر و خواهی ملال
ما ایرانیان در این برهه تاریخی و خطیر از سرنوشت آشفته کشورمان باید با سعه صدر و درایت و خونسردی و امید به آینده، وبدور از خودمحوری، اما با هوشیاری کامل، با این منشور پیشنهادی برخوردی مثبت و "نیک بینانه" داشته باشیم. در طی روزها و هفته های آینده به احتمال زیاد شخصیت های فراوانی از آن حمایت خواهند کرد. کمیته هماهنگی که وظیفه ای جز تدارکات لجستکی، رایزنی و تکوین و انتشار منشور نداشته و ندارد، مجموعه ای موقتی از سازمان های داوطب نامتجانس و ناهمگن است که به تدریج به هم پیوستند، و قبل از تشکیل گردهمایی برای شورای ملی نیز منحل خواهد شد. اگرچه اکثریت سازمانها و شخصیت های داوطلب در کمیته هماهنگی و حامیان این منشور یا جمهوریخواه هستند و یا اصراری بر تعیین نوع نظام ندارند، اما هیچ جریان و یا طیفی ادعای مالکیت، قیومیت و یا تولیت این "حرکت" و یا "کارزار" برای تشکیل شورای ملی را ندارد. وانگهی بسیاری از جریانات سلطنت طلب و مشروطه خواه نظیر حزب مشروطه ایران تا کنون منشور را امضاء نکرده اند و بعضا ً با آن به شدت مخالفت می ورزند

انتخابات آزاد در نظام جمهوری اسلامی؟
یکی از سوالات مشروع و تردید برحق هموطنان که باید با سعه صدر و روشنگری شفاف به آن پرداخت در مورد زمان، شرایط و چگونگی نحوه برگزاری انتخابات آزاد و مجریان و ناظران آن می باشد. متاسفانه این مقوله "اول مرغ و یا تخم مرغ" طولانی و غامض می باشد. در نتیجه از نگاه "عالم نمائی" و تئوریک وارد جزئیات آن نمی شوم. اما لازم است از منظر کاربرد عملی و رد تئوری های شکاکیون و "دایی جان ناپلئون"های محتمل توضیحات مختصری داده شود. انتخابات آزاد در چارچوب فراخوان معنی حقوقی و عملی خاص خود را دارد. همانگونه که حقوق بشر در چارچوب یک منشور قانونی و بین المللی تعریف شده است و معنی خاص خود را دارد و تفسیر بردار نیست و اینکه همه فعالان حقوق بشری به آن تمسک می جویند. انتخابات آزاد، سالم و آزادانه مطروحه در فراخوان نیز مفهوم حقوقی و کاربرد عملی خاص خود را دارد که با پیروی از ماده ۲۱ بیانیه (منشور) جهانی حقوق بشر و اعلامیه ۱۵۴ نشست شورای بین المجالس تعریف شده است. حکومت ایران و مجلس شورای اسلامی اعلامیه ۱۵۴ نشست شورای بین المجالس ( مصوبه ۲۶ مارس سال۱۹۹۴ در پاریس) را امضاء کرده اند و باید به آن پایبند باشند، اگرچه در عمل نیستند و آن را همانند دیگر قوانین و معاهده های بیشمار بین المللی روزانه نقض می کنند. اما نمی توان با استناد به نقض مکرر منشور جهانی حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی، به فعالان حقوق بشر ایراد گرفت که خواسته های آنها غیر عملی و آب در هاون کوبیدن است
.
اصلاح طلبان، جنبش سبز و شورای ملی؟
همانگونه که اپوزیسیون برانداز برونمرزی یکپارچه نیست و طیف های مختلف و بعضا ً متضادی در آن وجود دارد، طیف اصلاح طلبان را نیز نمی توان با یک قلم و آبرنگ مشخص نگاره برداری کرد. اصلاح طلبان حکومتی حاضر نخواهند شد امضای خود را زیر منشور پیشنهادی بگذارند. اما اصلاح طلبانی که التزام عملی (و نه فقط کلامی) به اصل "میزان رای ملت است" دارند، باید از خواسته "انتخابات آزاد" حمایت کنند. فراخوان تصریح می کند که رژیم جمهوری اسلامی اصلاح پذیر نیست. بیش از ۱۵ سال تجربه و امید به اصلاحات، دهها کشته اخیر و صدها زندانی اصلاح طلب بیانگر این واقعیت تلخ است که رژیم جمهوری اسلامی اصلاح بردار نیست! فراخوان نیز این واقعیت انکار ناپذیر را تصریح کرده است. اما این اختلاف نظری و یا حتی عملی نباید باعث عدم ایجاد توافق بر روی اصل مهم و مشترک یعنی حق انتخاب آزاد مردم برای گزینه "اصلاحات تدریجی" و یا گزینه "تغییرات بنیادین" از طریق صندوق رای، بشود. اساس جنبش سبز "رای من کجاست؟" است. در نتیجه فراخوان برای "انتخابات آزاد" جهت تشکیل مجلس موسسان دقیقا ً در راستای احقاق حق بنیادین ملت ایران و خواست اصلی مردمی است که جنبش سبز را بوجود آوردند
رفراندوم برای تعیین نوع نظام ( پادشاهی مشروطه پارلمانی یا جمهوری دمکراتیک)؟
در یک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه همه (حتی طرفداران جمهوری اسلامی و یا نظام تک حزبی کمونیستی) حق دارند که به نظام مورد علاقه خود آزادانه رای بدهند. در نتیجه هیچگونه توافق و یا عدم توافق بر نوع نظام آینده در فراخوان وجود ندارد. توافق فقط و فقط بر "حق انتخاب آزادانه" برای همه و رعایت اصول و باورهای شانزده گانه مکتوب در منشور می باشد و بس! تاکید و توافق مشترک ما باید بر روی محتوای پارلمانی و دمکراتیک نظام باشد، وگرنه در تاریخ کشور ما نظام های سلطنتی مستبد و اینک جمهوری مستبد بوده و هستند. وانگهی اگر نگاهی به دور و اطراف خود بیفکنیم، و نظام های سلطنتی نظیر اردن و مراکش و جمهوری های موروثی نظیر سوریه، لیبی، مصر، تونس، پاکستان و یمن را ملاک عمل قرار بدهیم، به این نتیجه می رسیم که هیچ نظامی بدلیل شکل ظاهری خود حق انحصاری حمله به نوع نظام دیگری را ندارد. دمکراسی یعنی احترام به حق دیگران حتی حق مخالفان. ولی متاسفانه قبح دیکتاتورمنشی و خودمحوری رقت انگیز فردی و سازمانی در بین بخش بسیار کوچکی از اپوزیسیون از بین رفته است؛ که خوشبختانه اینان در بین جمهوریخواهان و طرفداران نظام سلطنتی در اقلیت بسیار ناچیزی هستن.

مخالفت با هر گونه اقدام نظامی علیه ایران؟
اصرار مکرر رهبران جمهوری اسلامی بر محو کامل اسرائیل از صفحه روزگار و تقابل پرخرج رژیم با آژانس اتمی بین المللی در مورد برنامه هسته ای پرخرج و مخاطره آمیز، خطر حمله فاجعه بار نظامی اسرائیل و متحدانش بر علیه تاسیسات هسته ای و زیر ساخت های ارتباطاتی، نظامی و حتی اقتصادی کشور، را دو چندان کرده است. پافشاری عمدی رژیم بر روی غنی سازی با غلظت بالا و نابودی اسرائیل، علیرغم آگاهی کامل به عواقب احتمالی آن، بیانگر این واقعیت تلخ است که رژیم عملا ً از این "رویارویی مقدس" استقبال می کند، یا حداقل از آن گریزان نیست. تئوری "جنگ با شیاطین بزرگ و کوچک بمثابه "نعمت الهی" از همان آغاز جنگ با عراق نهادینه شده است و احتیاجی به توضیح و تفسیر بیشتر ندارد. در نتیجه هماهنگی و ائتلاف برای مقابله با جنگ افروزان از هر دو طرف و مخالفت با حمله نظامی یک وظیفه ملی و انسانی است؛ و نباید بعنوان نظاره گر منفعل تسلیم وقایع شد

آشتی ملی و مبارزه مدنی ـ سیاسی بدور از خشونت؟
خشت های اولیه نظام جمهوری اسلامی بلافاصله از همان بدو تولد، بر روی انتقامجویی، اعدام و ریختن خون بنا شد. در نتیجه خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج! فراخوان به درستی تاکید بر طرد خشونت و نفی انتقام جوئی در جهت استقرار دموکراسی و حقوق بشر مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر و کنوانسیون ها و میثاق های الحاقی آن دارد. در فراخوان از مسئولین حکومتی، نظامی و امنیتی دعوت شده تا در راستای آشتی ملی به آغوش پر مهر مردم ایران بازگردند. آیا چنین واقعه ای امکانپذیر و یا واقعگرایانه است یا نه؛ بعقیده بنده نمی توان مطلقگرایی کرد. اما پایبندی به اصل عدم خشونت دارای بیشترین ضرورت است.


عبدالستار دوشوکی
جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۱

پاورقی: هموطنان می توانند، در صورت تمایل، برای حمایت از این فراخوان به سایت فراخوان ملی
مراجعه کنند و منشور مندرجه را امضاء کنند، و یا به صفحه فیس بوک شورای ملی رجوع کنند.