۱۳۹۱ شهریور ۱, چهارشنبه

تئوریسین رژیم ،دکترعباسی : ورزش این ممکت شیطانیست،اقتصادش شیطانیست دانشگاه و صنعتش هم شیطانیست

آقای عباسی ببخشید ، آقای دکتر عباسی به عنوان تئوریسین دینی ، سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی ، روانشناسی در جمهوری اسلامی معرف حضور همه هست. ایشان همیشه بر تمام علوم دنیوی و اخروی اشراف کامل دارند و همی او بود که رهبر ععظما را وادار کرد تا علوم اجتماعی را تکفیر کند و دستور دهد تا این علوم حیاتی را با سه صوت از جامعه داشگاهی بیرون بریزند(که شکست خوردند.
 خلاصه هر چه علم و غیر علم  در جهان هست آقای دکتر هم به مانند سایر علمای دینی ما  در آن تبحر دارند و در آن به مرحله فقاهت علمی سیاسی دینی رسیده اند. دقیقن به مانند رهبر مستعضعفین  جهان آقا امام خامنه ای ،  ایشان هم در علوم تجربی ،غیر تجربی ،اقتصاد الاغی ، سیاست گرگی و....... متخصص گردیده اند.
آقای دکتر پروفسور عباسی ، دقیقن می دانند که اقتصاد و سیاست لیبرالی چیست و چگونه عمل می کند .همی او در این زمینه ها اطلاعات مبسوطی  جمع آوری نموده اند  و  از دست آوردهای اقتصادی اجتماعی دهها کشور دینی که دارای اقتصادهای بسیار پیشرفته و شکوفان هستند خبر دارند او در این بلاد سالها زندگی کرده است و از نزدیک با مردم این کشورها که تمامن در آسایش و رفاه زندگی می کنند تجارب گرانبهایی را بدست آورده است  جناب دکتر به خوبی می داند که در کشورهای واقعن اسلامی مثل سودان ,افعانستان و پاکستان  نه از فقر خبری هست و نه از آدمکشی  ، همه در این کشورها در کنار یکدیگر بهشتی را آفریده اند که هر ساله ملیونها اروپایی به این بلاد  سفر کرده و به  این همه رفاه و آبادانی غبطه می خورند و بر اینهمه  امنیت و انسان دوستی  این جوامع در  این منطقه  آفرین می گویند و خلاصه کلی صفا می کنند در اخر هم بدون سر(کله) سوار هواپیما می شوند و با حسرت بلاد مسلمین را ترک می کنند فقط بی سر به خانه می رسند که آنهم آنقدر مهم نیست .واقعن که جای دشمنان ما در آین کشورها خالیست.
 دکتر ما هوایی سخن نمی گویند آ  و اصلن هم خود را با این ترمونولوژی قطار کردن 10 تا اسم غربی و 5 مکتب  شرقی را  برای گنگ و گیج کردن 6 داشنجو ترم اولی خود آلوده نمی کنند(نام 5 مکتب فکری را می برند بدون اینکه آنها را توضیح دهند و باز کنند) ،روشی که مختص "روشنفکران"  دهه 50-60 ایران بود
جناب دکتر ما در اثر دارا بودن همان تخصصهای بالا  و در نتیجه تفحص فلسفی خویش  در رابطه با کشورمان به نتیجه بسیار مدبرانه رسیده اند  که  آری " در ایران اسلام حاکم نیست و اگر امت اسلامی این همه فسادی که در مملکت عدل علی و  جامعه بی طبقه توحیدی  مشاهده می کنند ، نامش لیبرالیسم است "و نه اقتصاد دولتی اسلامی .این  هوا  تجارب گرانبها را هم ایشان در اثر سالها تحقیق و بررسی در داشگاههای اقتصاد و حقوق بین الملل آمریکا ، پاکستان و یا در داشگاههای  بسیار معتبر آزاد اسلامی خودمان در قم به دست آورده اند .
آقای دکتر عباسی سالهای مدیدی فلسفه دیدرو ، قانون نسبیت انشتین و اقتصاد فلسفی مارکس را در حضور علامه خلخالی در قم تحصیل کرده اند و پس از تمام این خون جگر خوردنهای متمادی وبا مقایسه های شبانه روزی خود در رابطه با اقتصاد اسلامی کشورهای  ایران، بنگلادش،افغانستان ، پاکستان و سودان با کانادا و آلمان و سویس و نروژ ایشان  به این نتایج مشعشع خویش نائل گردیدند که مدرنیسم و دانش امروزی باعث نابودی حرمت انسانی ،اخلاق و هر آنچه که نامش دین است ،  می گردد.   این کشف محیرالعقول را این دانشمند بزرگ اسلامی ما آنهم در عصر گلوبالیزاسیون و فن آوری اطلاعات در حضور خواهران بسیج دانشجویی دانشگاهی در ایران ، به جهانیان هدیه کرد . و جهانیان هم خوشحال ااز اینکه یک دانشمند اسلامی هم بعد از صدها سال توانست ویروسی کشف کند و آنتی ویروسش را هم در جا تحویل دهد تا کفارو  دشمنان دین ،  از حسادت کور شوند
تذکر : من به افکار و عقاید دینی و غیردینی تمام انسانها عمیقن احترام قائلم  
حال با هم گوش کنیم به چگونگی ارائه این کشف بزرگ  استاد حسن عباسی

فرید
انقدر فساد زیاد شده که حتی مزدور عباسی جوش آورد 






۱۳۹۱ مرداد ۳۰, دوشنبه

بشار اسد شیشه عمر علی خامنه ای / جمهوری اسلامی در بانلاق سوریه (فرید)


از آغاز به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی در سال  1357 سوریه ، اولین یار غاراین حکومت بوده است  و هر ساله ملوینها دلار نفت ارزان یا مجانی را از کیسه ملت ایران دریافت می کرده است امروز که این تنها حکومت موجود در جهان به قتل عام مردمش مشغول شده است جمهوری اسلامی بیشتر از گذشته وقت و نیرو برای بقای اسد به کار می برد

کار جمهوری اسلامی به جایی رسیده است که مستقیمن  نیروهای سرکوب و کنترل بحران را به سوریه عازم کرده است و بسیاری از این پرسنل اعزامی در سوریه دستگیر و به وابستگیهای خود به نیروهای امنیتی رژیم اقرار کرده اند
مبارزان سوری دیگر تریدی ندارند که در سوریه همزمان با پاسداران جمهوری اسلامی و نیروهای سرکوب اسد می جنگند

تمام این سیاستهای ضد ملی و ایران ستیز را شخص خامنه ای به عهده دارد و باعث شده است که نام نیک ایران به انسانستیزی آلوده گردد. علاوه بر این  ، جمهوری اسلامی در سوریه خود را وارد باتلاقی کرده است که راه نجاتی از آن ندارد
جمهوری اسلامی به همان سرنوشتی دچار شده است که روسها در سال 1978 در افغانستان و آمریکاییها در ویتنام با آن روبرو بودند .آخوندهای حاکم به رهبری خامنه ای در ایران دانسته یا فریب خورده خود را با جنایات ضد بشری اسد هم شریک کرده اند .شما با رژیمی روبرو هستید که با میگهای روسی ملت بی دفاعش را بمباران می کند .کار اسد آنقدر وقیح و ضد بشریست که آنرا حتا با جنایات روسها در افغانستان هم نمی شود مقایسه کرد چرا که روسها با ملتی دیگر می جگیدند و بمب بر سر روسها نمی ریختند (در اصل فرقی نمی کند)ولی اسد ملت خودش را هر روز سلاخی می کند البته در ضد بشری بودن جنایات روسها و جمهوری اسلامی و بشار اسد تردیدی نیست همه این حکومتها دارند از قتل عام ملتی دفاع می کنند .جمهوری اسلامی ولی بیشتر از روسها در این منجلاب خود را فرو می برد چرا که مستقیمن با پرسنل نظامی وارد این جنگ شده است

بسیاری از خود می پرسند که چرا جمهوری اسلامی با این شدن و حدت از بشار اسد دفاع می کند و آیا واقعن برای جمهوری اسلامی می صرفد خود را اینگونه وارد درگیری و ماجراجویی کند که آخرش باخت صد در صد است
بشار اسد که حتا یک کشور عربی هم حاضر نیست به دفاع از او برخیزد و اخیرن در عربستان اورا از جمع کشورهای اسلامی هم اخراج کردند ، چه نفعی برای حمهوری آخوندی دارد که آنها حتا سرنوشت خود را با آن گره زده اند ؟

آیا خامنه ای و رهبری جمهوری اسلامی واقعن آنطور که می گویند با پشتیبانی همه جانبه از اسد در فکر دفاع از اسلام هستند  و آیا این روغ که گویی سوریه در  خط دفاعی علیه اسراییل است می تواند لحظه ای رژیمش را  نحات دهد ، همه می دانند که استانهای سوریی هم مرز با اسراییل دارای حداگثر امنیت  هستند  و در آن مناطق هیچگونه درگیری وجود ندارد .این ادعاهای آخوندی هم به مانند هزاران حرف و ادعای اپیشین دروغ است و دروغ است و دروغ .

حال که این ادعاها دروغ است پس رژیم چه هدفی از درگیر شدن در این جنگ داخلی با ملت اسیر و مظلوم  سوریه دارد ؟ آیا این حیات نظام جمهوری اسلامی نیست که در فرایند این جنگ مشخص می گردد و به این دلیل است که خامنه ای را اینچنین به تکاپو انداخته است ؟
بشار اسد (سوریه) در خاورد میانه دارای آنچنان موقیتی بود که جمهوری اسلامی از طریق خانواده اسد می توانست  تمام اهداف پلیدش را در دنیا به پیش ببر د وعملی کند
 به 3 نمونه اشاره خواهم کرد
رفیق حریری را در لبنان ترور کردند ولی هنوز نتوانستند در دادگاه بین الملی که برای همین منظور دایر گردیده است مسببین و آمرین آنرا شناسایی کنندد.همه می دانند که کار چه نیروههایی در منطقه بوده است ولی برای دادگاههای حقوقی باید تمام این احکام مستند و مدلل اثبات گردد تا حکم دستگیری ارسال گردد
انفجار سفارت اسراییل در آرژانتین اگر چه دلایل متقن در محکومیت سران جمهوری اسلامی موجود است ولی این پرونده هم هنوز باز است
ترورهای خارج از کشور رژیم که مهمترین آن ترور میکونوس در برلین ،قتل بختیار ،فرخزاد  و 100 ها تروری که به دستور رژیم در اقصا نقاط جهان در این 33 سال انجام گرفته است .در تمام این ترورها نیروهای  منطقه ای رژیم چه لبنانی و سوری و چه فلسطتینی و عراقی شرکت داشتند .دستور تمام این ترورها از بیت خمینی و خامنه ای یا دورانی هم از بیت رفسنجانی (اصلاحطلبان ؟) صادر می شد و برای عملییاتی کردن تمام این جنایات  از نیروهای سپاه قدس و با همکاری تروریستهای سوریه ای ،فلسطینی، لبنانی و عراقی استفاده  شده است و می شود

اگر بشار اسد نباشد حزبالله و جهاد اسلامی هم نخواهد بود.   نبود بازوی عملیاتی جمهوری اسلامی برابر است با از دست دادن ابزار عملی کردن سیاستهای فرست طلبانه  و انتقام گیرنده خامنه ای و ایل و تبارش (رفسنجانی ،احمدینژاد و در دوره خمینی تمام اصلاحطلبان حکومت) .این دو ابزار تنها ابزاری هستند که رژیم را سر پا نگاه داشته است است .همانطور که خامنه ای در ایران  به نیروهای سرکوبش تکیه زده و بدون آنها سریع فرو می ریزد ، در عرصه جهانی هم در کنار دادن ملیارها رشوه در این 33 سه سال برای خریدن سیاستمداران  ،از ترور و ایجاد جو وحشت در آمریگا و اروپا حداکثر استفاده را برده است
با نابودی اسد تمام مدارک و پرونده های تروریسم دولتی جمهوری اسلامی افشا می شود ،حتا دخالت نیروهای سرکوب لبنانی و فلسطینی در ایران و در جریان جنبش سبز رو خواهد شد ، فرض بگیرید (فرض محال ، محال نیست)، پرونده ترور ملک عبدالله در مصر به دستور خامنه ای و احمدیژاد به سوریها داده شده و مسول سوری این عمل خود دست به افشاگری زند آنوقت دیگر حتا احمدینژاد هم روی بوسیدن سلطان عربستان را نخواهد داشت  و یا اینکه  اصولن در ایران چه کسانی دستوردهنده این قتلها هستند و در این 33 سال چه افرادی ،  کدامین سیاستمداران جهانی و ایرانی را ترور کردند ؟ آنهم دقیقن قبل از روی کار آمدن جمهوریخواهان در آمریکا که منتظر این اسناد و پرونده ها هستند

بشار اسد در منطقه نباشد خامنه ای لخت و عور خواهد ماند و همه خواهند فهمید که اینها تا به کحاها دستشان در خون ایرانی و غیر ایرانی آلوده شده است در یک جمله بشار اسد و خامنه ای یک سر دارند بر روی دو تن ، هر یک از این دو تن نابود گردد قسمت دیگری هم از بین خواهد رفت

آقای رضا پهلوی مدتهاست که کمپین محاکمه خامنه ای برای جنایت بر علیه بشریت را راه انداخته است سایر هموطنان آسیب دیده ایرانی نیز در این 33 سال بارها دست به اقداماتی این چنین زده اند که آخرین مورد آن تریبون قتلهای  سال 67 در لندن بوده است امیدوارم که این عزیزان هم به این کمپین بپیوندند چرا که همه ما از یک سیستم در رنجیم
با پیگیریهایی که آقای رضا پهلوی انجام داده اند ،مسولین دادگاههای حقوق بشری همه یک صدا بر این راه کار مهر تایید زده اند که باید خامنه ای را از طریق شورای امنیت سازمان ملل به محاکمه کشاند (وکیل فرانسوی آقای رضا پهلوی در همین راستا مشغول فعالیت هستند) و از آنجایی که تمام قتل عامهای سوریه با موافقت و آگاهی شخص خامنه ای صورت می گیرد
باید به کمک مبارزین  حقوق بشری و فعالین سوری این پرونده جنایات خامنه ای را قطورتر کرد

در این مسیر بسیاری از مبارزان سوری شروع به اقداماتی کرده اند و می خواهند در کمپین محاکمه خامنه ای فعالانه شرکت کنند ما از تمام مبارزین چه سوری و چه ایرانی می خواهیم که به این کمپین بپیوندند چرا که سر چشمه فساد و جنایت در بیت رهبر جمهوری اسلامی ایران است همه ما باید به کمک همدیگر این سرچشمه را بخشکاننیم
ملت ایران و سوریه متحد در مقابل دو جنایت کار و دشمن بشریت ایستاده اند ایران و سوریه یک دشمن مشترک دارد باید متحدن دستهای این دشمن واحد را از جان و مال و ناموس ایران و سوریه قطع کرد

در همین رابطه شما را دعوت می کنم به دیدن فایلی که این مبارزان با زحمت بسیار و در زیر تیغ حاکمان خونریز آماده کرده اند


فرید

تلاش ۸ ماهه رضا پهلوی برای محاکمه علی خامنه ای

  

۱۳۹۱ مرداد ۲۷, جمعه

زلزله در بیت رهبری: ملیجکان"آقا" ناامید ودست از پا درازتر، از پابوسی شیوخ عرب برگشتند / فرید


حضرت "آقا" ، ملیجک بیت ش را برای پابوسی شیوخ عرب ، راهی عربستان کرد ، تا شاید از آنها دلجویی به عمل آورد و دست از سر مزدور اجاره ایش بشار اسد بردارند و به "رهبر مسلمانان جهان "آقا امام" خامنه ای و بشار اسد رحم کنند چرا که سرنوشت این دو به هم گره خورده است ورفتن یکی برابر است با رفتن دیگری
هدف دومشان از این سفر ضد ملی به عربستان این بود که با کوچک کردن خود و خواهش و تمنا از سلطان عربستان بخواهند تا او ضامنشان شود و ار دنیا بخواهد تا خامنه ای و حکومتش را که در منجلاب خیانت و جنایت فرو رفته است و در سراشیب سرنگونی قرار گرفته است را ، نجات دهند.آیا خامنه ای نمی داند که همان شیخ عربستانی ،دشمن درجه اول اوست .و این او بود که از اسراییل و آمریکا چند بار خواست ، تا سر مار را در تهران به زمین کوبند

خامنه ای ملیجکانش را به پابوسی کسانی فرستاد ، که از سویی ، همین شش ماه پیش در دیار غرب  توطئه  ترور نمایده اش را می داد و می خواست  سفیر عربستان در آمریکا را ترور کند ، و از سویی دیگر اینگونه خاک بر سر کنند و از همین شیخ عرب کمک و استغاثه بطلبد.و تازه چنین تودهنی محکمی هم پاسخ گیرند ،

کجا و در کدام عصر شما چنین موجوداتی را سراغ دارید ؟ آنهم در شرایطی که خانه را زلزله ویران کرده و مرسوم است که روسای جمهور هر کشوری سریع خود را به محل فاجعه می رسانند تا اقلن دلجویی از خانواده های زلزله زدگان کرده باشند. ولی این بیوطنان و ایرانستیزان نه تنها این کار را نکردند که کاروانی را  راهی عربستان کردند ، و خواهش و تمنا ، که سلطان این کشور باید بر گونه احمدی نژاد نیز بوسه مهر زند و اورا هم به مانند سایرین در بغل گیرد و کنارش نشاند

انسان واقعن یاد ملیجکان دربار قاجار می افتد. و یا صالحی این مردک بی هویت و بی ریشه که اصلن معلوم نیست در این دولت و حکومت چه کاره است ؟ نه اختیاری دارد و نه جربزه ای ، طنابی بر گردن دارد و هر کس بخواهد او را اینجا یا آنجا می کشانندش .همین آقای وزیر امور خارجه که امروز بر جای خلعتبریهای کاردان و سیاستمدار نشسته است ، کار را تا آنجا به افتضاء کشاند که خود را در حد واکس زن ،  نعلینهای سلطان عربستان پایین آورد
صالحی گفت :  عربستان خانه اوست و ادامه داد که همینجا او احساس آرامش می کند. آش آنقدر شور بود که نماینده اسدآباد در مجلس آخوندی هم به ایشان ایراد گرفت و پرسید  صالحی چرا وزیر امو خارجه ایران شده است .
 شما در کدام کشور اینهمه بی شرفی و بی پرنسیبی سراغ دارید ؟ من فکر نکنم ، کسی اینهمه  بی چارگی ، بدبختی ، زلالت  و بی شرفی را  در هیچ سیاستمدار جهانی هرگز تجربه کرده باشد؟
کار آینها را در این سفر فقط می شود به شکست خوردگان جنگی تشبیه کرد. زمانی که آلمان در جنگ اول و دوم شکست خورد و ناچار به تغظیم و تکریم پیروزمندان در جنگ شد.

.من فکر نمی کردم اینها چنین ورشکسته شده باشند. خمینی با تمام قسی القلب بودنش ، مقداری شجاعت و پرنسیب (اسلامی آخوندی) داشت . حال جای بحثش اینجا نیست که این خصوصیات شخصی او در جهت نابودی هزاران ایرانی به کار برده شد وباعث جنایت علیه بشریت در ایران گردید.  ولی در مقابل همین شیوخ عرب می گفت اینها وهابیند و دشمن اسلام .او از عربستان همیشه با نام حجاز یاد می کرد ،  خامنه ای ولی  با فرستادن زبونانه ، ملیجکانش به عربستان دقیقن خود را در زیر پای شیوخ عرب انداخت او این زبونی را برای حفظ فدرت شیطانیش به کار برد.غافل از آن که کارش با همین دریوزگی ساخته شد و دنیا فهمید آخوند ایرانی فقط شعار می دهد و شعار ،

 ما ایرانیان اینها را سالهاست شناخته ایم دنیا هم ولی این بار متوجه شد که زبان اینها زور است و وقتی بزنن تو سر این جماعت آنها کوتاه می آیند و همین کار را کردند . خامنه ای از این سفر آن نتیجه را که دنبال می کرد نگرفت که هیچ ، این سفر باعث آبروریزی جمهوری اسلامی در انظار همان کشورهای مسلمان هم شد.و تمام دنیا را حیرت زده کرد و همه متوجه شدند ، که جمهوری اسلامی دیگر به مرحله ای رسیده است که ، دندانها و ناخونهایش  نمی برد در اصل کار اینها این بار به معنای تسلیم بود خامنه ای در عربستان دستها را بالا برد و به ببری بی دندان تبدیل شد. باقی می ماند به همت و رحم و مروت طرف متخاصم ، که تعیین می کند با چنین دشمن زبون و شکست خورده ای چه کند ؟ 

همینها  6 ماه پیش برای جهان و  کشورهای عربی شاخ و شونه می کشیدند و امروز به دریوزگی همانها می شتابند.آنهم به آستانبوسی کسی که  1 ماه پیش 18 مسلمان ایرانی را در زندانهای عربستان قربانی کرد و سر برید انگاری آنها را پای سفر نمایندگان خامنه ای قربانی کردند . در همین عربستانی که وزیر امورخارجه کشور جمهوری اسلامی در آنجا احساس آرامش دارد و ایران خانه او نیست بلکه این عربستان است که او آنرا خانه خود می داند . اینها نه ایرانی هستند و نه حتا یک انسان نرمال با پرنسیبهای معین و مشخص مخصوص به خود

یک ایرانی غرور دارد و تاریخش را خوب به یاد می آورد ،یک ایرانی فراموش نمی کند که همین شیوخ عرب چه پشتیبانی از صدام حسین می کردند تا بیشتر ایرانی بکشد و خسارات هولناکتری در جنگ به ایران وارد سازد حال از تاریخ حملات اعراب مسلمان به کشورمان می گذریم چرا که جای بحثش در این مطلب کوتاه نیست 

من به عنوان یک ایرانی  اینجا بر خلاف حاکمان فاسد حاکم بر ایران ، باید به یاد وخاطره  مردان نیک تاریخ  وطنم که عاشق ایران و ایرانی بودند درود بفرستم. یکی از این مردان پاکدل و ایران پرست محمد رضا شاه پهلوی بود : وقتی یک ایران در کعبه استفراغ کرد و عربستان او را بابت کثیف شدن کعبه ، اعدام کرد ، محمد رضا شاه پهلوی چنان بر آشفت که 4 سال قطع رابطه کرد و تا زمانی که همین شیوخ عربستان شخصن و رسمن معذرت خواهی نکردند ، روابط عادی نشد.
ایرانی دلش به درد می آید که امروز می بیند  کشورش در دست این کوتوله های سیاسی  اسیر شده است
 آنروزها روزهای جلال و جبروت ایران و ایرانی بود،  نه این روزها که این نعلین پوشان دین فروش ، کشور را  برای چند صباحی قدرت و حکومت برای پشیزی به حراج گذارده اند

فرید

.

۱۳۹۱ مرداد ۲۳, دوشنبه

چرا آمار واقعی کشته شدگان زلزله را نمی گویند وچرا به موقع خبررسانی نکردند؟(فرید)


امسال ، شب احیای شیعان  مصادف شد با زلزله ای در آذربایجان که باعث درد و رنجی مضاعف برای مردم مظلوم و نجیب این خطه از میهنمان گردید زلزله ای که گفتند 6،2 ریشتر بود ولی همین مقدار که در اکثر کشورهای  جهان کشته ای به بار نمی آورد در ایران جان صدها انسات را گرفت 6،2 ریشتر در ایران به خاطر ساختمان سازی غیر استاندارد و فقر ساختمانی می شود 8،2 ریشتر ، چه فرزندانی که در زیر دهها تن خاک و آوار ناشی از این زلزله دفن نگردیدند،ضجه این مادران را چگونه باید تحمل کرد ؟ باید ز که نالید ؟ به کجا رفت ؟ دوری از وطن و بی عملی خود را چگونه باید توجیه کرد ؟ این دردها و زخمهای روحی و جسمی  را باید چگونه التیام داد ؟مگر داشتن حکومت  گرگان وحشی حاکم بر ایران کم بدبختیست که این زلزله هم باید بر آن افزوده گردد ،آیا جمهوری اسلامی خود به تنهایی برای این ملت هزاران زلزله نبوده است و نیست ؟  آیا کدامین بلای طبیعی وحشتناکتر از داشتن چنین حکومتیست ؟مگر اینها کم می کشتند که زلزله هم باید به کمکشان می آمد؟ این خدای مظلومان کجاست ،دهها هزار بی خانه و کاشانه شدند ،چه کسی باید به داد اینها برسد ؟جمهوری اسلامی حتا خبر رسانی به موقع نکرد ،خود فقط نظاره گر بود و در فکر خشم مردم بود ، که مبادا با مطرح شدن این فاجعه در رسانه های عمومی باعث گردند تا از تمام ایران مردم  به سوی آذربایجان برای کمک به هموطنانشان سرازیر شوند و همین امر باعث تجمع آنها گردد دقیقن همانی که آخوندها از آن وحشت دارند
  تعدادی از کشته ها را  دیروزشمردند و 300 نفر یوده است آیا آنهایی که هنوز زیر آوراها مدفون شده اند را کسی شمرده است و چرا ناگهان  بعد از 24 ساعت بر خلاف تمام کشورهای زلزله زده که یک هفته پس از وقوع زلزله هنوز جستجو می کنند که شاید زنده ای را بیرون آورند ، پایان عملیات را اعلان می کنند ؟
خبر را ساعتها مسکوت گذاردند ، طوری که سایت حکومتی عصر ایران نوشت اگر سریع اطلاع رسانی می شد جان بسیاری از هموطنانمان نجات داده می شد این سایت سخنان نماینده اهر را نقل کرده که او تایید کرده است ، بسیار دیر اطلاع رسانی کردند 
نماینده سابق اهر در مجلس شورای اسلامی گفت : متاسفانه صدا و سیما در امر اطلاع رسانی خوب عمل نکرد و حتی شبکه استانی هم ضعیف عمل کرد و شبکه‌های خارجی خیلی بهتر از صدا و سیما عمل کردند
.  این آقای نماینده مجلس نه صهیونیست است و نه ضد انقلاب ، ایشون مورد اعتماد خامنه ای و شورای نگهبانش است آیا دروغ می گوید یا خیر ؟  اگر دروغ نیست چرا به موقع خبررسانی نشد و چرا تمام آن شب رسانه ها خفه شده بودند؟چرا روزه خوانیها به مناسبت ضربت خوردن علی بن ابی طالب را قطع نکردند تا اقلن از مردم کمک بخواهند ؟با تمام احترام ، آیا سوگواری برای یک عرب که 1300 سال پیش کشته شده است ارزشش بیشتر از هزاران زنن و بچه  ایرانیست که در زیر آوار منتظر نجات بودند وبسیاری از بین رفتند چون به موقع کسی به دادشان نرسید ؟ایرانی به که بگوید اینهمه نامردمیها را ؟ کشورهای دیگر هم اگر می خواستند کمک رسانی کند اینها اجازه ندادند به هیچ کشوری اجازه کمک رسانی ندادند کاخ سقید آمریکا رسمن پیشنهاد کمک داد ولی بی جواب ماند .خود کاری نمی کنند ذیگران را هم اجازه نمی دهند ، نه تنها خبر رسانی به موقع نکردند بلکه در آمار کشته ها و زخمیها هم دروغ گفتند و می گویند  ،طبق اطلاعاتی که روزنامه نگار  مجله شرق از این مناطق مخابره کرده است : تعداد کشته ها و زخمیها بسیار بالاتر از آن تعدادیست که رژیم اعلان کرده است به صدای این بانوی خبر نگار از آذربایجان گوش کنید :  روزنامه نگار«شرق» در محل زلزله: آمارهای دولتی از مرگ در زلزله دروغ است من دو روستا را دیدم که ناپدید شدند 
  آذربایجان زمستانهای بسیار سختی دارد دهها هزار نفر بی خانمان شدند اینها در زمستان سردی که به زودی  فرا می رسد چه باید بکنند ؟ قبل از زلزله تگرگ ،  بسیاری از محصولات کشاورزی این منطقه را نابود کرده بود و گویا زلزله می بایست جنایت را تکمیل می کرد
 ایرانیان اسیر حکومتی خونریز و وحشی شده اند نه خدایی و نه فریادرسی واقعن چه باید کرد ؟آیا این خطه دلیر پرور آذربایجان می داند که چه قهرمانانی شیر مادران این سرزمین اهورایی را نوشیده اند ؟آیا آنها می دانند که بابکها و ستارخانها از این خطه به دادخواهی بر خواستند و چه حماسه ها آفریدند ؟ آیا خون این گردان دلیر در رگها هنوز جاریست ؟ آیا باید فقط در سوگ نشست و منتظر هیچ شد ؟ یا نه باید دست بر زانو زد و ایستاد ،مقاومت کرد و برای رهایی به هم نزدیک شد ،متحد شد هماهنگی ایجاد کرد ، مشتها را گره کرد و فریاد کشید ، حمله کرد  وروح ستارخان و باقرخان را در ایران دوباره زنده ساخت ایرانیان باید بدانند که جز خود کسی را ندارند باید فکری اساسی کرد باید درکنار هم ایستاد باید بر تفرقه ها چیره گشت باید شورایی ملی ایجاد کرد باید متحد شد ما محکومیم به اتحاد

فرید 
  

۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

خامنه ای در خفا جرعه ای از جام زهر را سر کشید و نقش مسافر لندنی در این ماجرا !


در حالی که رهبر عظما هر روز از روز قبل تنهاتر می شود و حتا بهترین مزدورش در لبنان هم دیگر از او حرف شنوی ندارد و با وجودی که هزینه دولت حزبالله را از جیب ملت ایران  می پردازد لبنانیها به جلیلی رییس شورای امنیت رژیم  گفتن آقا ما نیستیم و به کنفرانستان در تهران هم برای دفاع از سوریه نمی آییم
علاوه بر این سوریه هر آن امکان فروپاشییش ممکن می گردد و با پناهنده شدن نخستوزیر این کشور به اردن ،به نظر می آید که بشار اسد و خامنه ای هر دو با هم  به آخر خط خواهند رسید .از این روست که خامنه ای هر روز به جام زهر نزدیکتر می شود 
شاید از بین رفتن متحدین نزدیک خامنه ای در لبنان و سوریه او را به ترس انداخته است یا اینکه قد قد مرغان تهرانی او را پاک گیج و منگ کرده است و شاید هردو
 به هر روی  خامنه ای دیروز در جمع تعدادی بسیجی که بر خود نام دانشجو نهاده اند ، حمله آنها به سفارت کشور "دوست وبرادر بریتانیا" را تقبیح کرد و گفت احساسات خوب بود  حمله به سفارت و اشغال آن بد! همین واژه "بد" یعنی یک تا دو جرعه از آن جام بلورین سیانورحل شده درآب را  ، نوشیدن.  چرا که به همینجا ختم نحواهد شد  حتا اگر ماهها از آن تاریخ گذشته باشد  
 اینجا برای امت حزبالله و سربازان گمنام  ، سوالی پیش می آید که حضرت نایب امام زمان و نماینده برحق ولی عصر مسلمین جهان ، موضوع از چه قراریست ؟ آیا حمله دانشجویان به سفارت آمریکا هم بد بود یا نه ؟   فقط مهربانی با انگیس مکروه است ؟ آیا حالا که یواشکی به غلط کردن افتادید و به رسانه هایتان هم دستور دادید تا این واقعه بسیار مهم را  نشنیده بگیرند و از کنارش بدون سرو صدا بگذرند تا کش نیاد ، آیا مخارج این حمله را هم متقبل خواهید شد یا نه ؟ آیا هزاران انسانی که از این بابت متضرر شده اند ، زیان آنها را پرداخت خواهید کرد یا نه؟ آیا آن رهبر عظیم الشان رسمن از "استعمار پیر بریتانیای کبیر" دلجویی خواهید کرد و نامه عذر خواهی خدمت ملکه الیزابت خواهید نوشت یا نه ؟ آیا مقصرین و لاتها و چاقو کشانی که به سفارت دوست و برادر شما بی احترامی کردند  را محاکمه و مجازات خواهید کرد یا نه ؟ آیا از این بابت ملیون ها لیر استرلینک ، را از یکی از بانکهای خود در لندن برداشت می کنید و به حساب وزارت خارجه مکرمه واریز می کنید یا نه ؟ آیا با موافقت شما بوده که دادگاهی در آمریکا هم  000 000 000  5  دلار از حسابهای بلوکه شده باقی مانده از دوران طلایی محمد رضا شاه پهلوی را به نام خانواده های کشته شدگان 11 سپتامبر بالا کشیدند یا خیر؟ آیا این هم جزو توافقات جلیلی در استانبول و مسکو بوده یا نه ؟ و دها پرسش دیگر
 حضرت آیت الله العظما ، ای رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، آیا می دانید این کرنش دیرهنگام شما ئر مقابل انگستان "عزیزت" من را یاد چه داستانی می اندازد ؟  یاد گذر روباه و شتری که از رودخانه ای عمیق در حال عبور بودند ،  در وسط این رودخانه ، شتر که روباه را بر پشت حمل می کرد به او می گوید  ، آقای روباه ای دوست خوبم  نمی دونم چرا رقصم گرفته و روباه با فریادی از ترس  به عجر و ناله می افتد و از شتر خواهش و تمنا می کند که  بگزارد  از موجهای سهمگین  آن رودخانه عبور کنند وادامه می دهد که  آنموقع من هم با تومی رقصم شترجواب داد  نه من همین الان رقصم گرفته  درست مثل تو روباه عزیزم که در آن باغی که مشغول چریدن بودم  و شما ناگهان خواندنت گرفته بود و من ازت خواهش می کردم  که نخوان تا باغبان با چوب سر وقت ما نیاد و من رو کنک بزنه چون تو که فرار می کنی و تو گفتی نه من الان خواندنم گرفته است و باید بخوانم و خواندی و باغبان هم سر رسید و من را حسابی کتک زد ولی تو پریدی اونور باغ و دور شدی ، حالا هم دوست عزیزم ای روباه ، من همینجا می خوام برقصم ، و رقصید و روباه در آب افتاد و غرق شد و امروزاین  روباه شمایید  بر کوهان ناهموار آن شتری که نامش را  استعمار پیرگذاشتید. حتمن می دانید که فائضه خانم رقسنجانی هم با اجازه شخص شما چند روزیست که به دیار فرنگ تشریف آوردند و اتفاقن به لندن هم رفتند و حتمن این اولین جرعه جام زهر هم  نتیجه توافقات محسن خان رفسنجانی و فائزه" جان" رفسنجانی با طرف انگلیسی بوده است ؟
 در گیر و دار شلوغی المپیک و فروریزی سوریه بهترین وقت برای اعمال توافقات استانبول است،  یا نه ؟
 این جرعه ها را باید تا آخر بنوشید و با هر جرعه ای خورشید شما به غروبش نزدیک و نزدیکتر می شود ، کار به جایی خواهد رسید که دیگر عزیزترینهایت هم پای شما نخواهند ایستاد به اسد نگاه کن سرنوشت شما "غم انگیزتر" است این جبر تاریخ است غروب شما و جمهوری اسلامیت ، این جنایتکارترین، خونریزترین و مستبد ترین حکومت قرن21 و20 آغاز شده است .
شما دستور دادید هزاران انسان را زندانی و شکنجه و اعدام کنند  2 سال پیش یه دستور شما حضور ملیوتها ایرانی نجی وآرام  در تهران و سرتاسر ایران را به کمک اصلاحطلبان  سرکوب کردید  در کهریزک و دهها زندان دیگر به پیر و جوان این ملت مظلوم که حتا یک تیر در نکرد ، تجاوز کردید، تا تخم یاس و ترس را بپراکنید ،شاید موقتن موفق هم شدید ولی فکر این روزها را نمی کردید شما با آن مغز کوچکتان با بی رحمی تمام ،  جوانان ایرانی را سرکوب و شکنجه می کردید و می کنید  تا  درسی برای بقیه شود و دیگران وارد کارزار مقابله با شما نشوند.امروز دیگر پایان آن رفتار سبعانه شما فرارسیده است نه از این بابت که شماها دیگر خونی به زمین نمی ریزید ، نه،  دیگر  آن دکترین شکنجه و ترس یا همان سیاست" الرعب و بالنصر" شما  بی اثر شده است ،دیگر کسی نه از شما و نه از دژخیمان شما می ترسد و حال که به روزهای نزارتان وارد شده اید و در گرداب خود ساخته فروپاشی  جمهوری اسلامی  فرو افتادید و ناگهان و بعد از هزاران قتل و جنایت ، از مردم می خواهید با این عوامفریبی ها ، با شما مدارا کنند فائزه رفسنجانی را راهی انگلیس می کنید تا شاید شفاعت شما را نزد ارباب برد ولی گذشت روزگار خوش شما ، چرا که.جهان هم دیگر تحمل شما و این حکومت ارتجاعی و عقب مانده را ندارد یا اینکه دیگر منافعشان در تقابل با شما تامین می شود ونه در گفتگوی سازنده با شما  

.اگرچه شما را به زانو انداخته اند و هر چه بخواهند حاضرید در اختیار همین "کفار" غربی بگذارید ولی تاریخ گواه است و جبرهمین تاریخ  و طبیعت به ما می آموزد که هر کوهی در کنارش دره ایست و هر غرشی در پسش سکوتی  حکمفرما  خواهد بود، شما .آقای خامنه ای غریدید و امروز روز سکوت شما فرا رسیده است این سکوت ، شما را در هم خواهد نوردید و تا آخر کار به دنبال شما خواهد بود ، تا این رژیم سفاک را از پای نیندازد ولکن نخواهد بود این یک روند منطقی در تمام کشورها و دورانها بوده و خواهد بود آری روز افول بخت شما فرا رسیده است
.
 آقای خامنه ای فکر می کند مثل سابق می تواند رشوه ای به سیاستمداری (مشاور قبلی اوباما) بپردازد و دروغی اینجا یا آنجا بگوید و10 نفری را بر دار آویزان کند و در خیابانها به نمایش گذارد، می شود برای چندمین بار ، از این مهلکه  جان سالم به در برد . او نمی داند که این سیاست مدت زمانی می توانست برا  باشد. ولی نه برای همیشه .امروز پایان موثر بودن سیستم ترس و وحشت  فرا رسیده است اگراز دکترین ترس و وحشت عقب ننشینند مرگشان حتمیست .در هردو حالت بازنده هستند چه برای اصلاحطلبان محیطی باز کنند و شعبده بازی انتخابات دیگری را راه اندازند که در این صورت باید اجازه اعتراضات و فعالیت "انتخاباتی" به آنها هم بدهند در این صورت مردم از حداقل روزنه باز سیاسی استفاده خواهند کرد و دوباره ملیونی به خیابانها سرازیر خواهند شد و این بار دیگر می دانند چگونه سیستم کهریزک و سنگسار را به زباله دانی تاریخ بریزند این بار دبگر اصلاحطلب بی آبرو هم نمی تواند آنها را به سکوت وادارد و روانه خانه کند  ، مورد دوم را فرض گیریم که همین سیاست را ادامه دهند ،که خوب آخرش به بشار اسد و صدام و قذافی خواهند رسید در این تردیدی نیست  . باید گفت که اینها زمان را سالهای سال است که از دست داده اند و تنها یک راه دارند آنهم کناره گیری از قدرت وبرگزاری  رفراندم شکل نظام و انتخابات آزاد و واگذار کردن خود به دادگاههای صالحه . باید به این ابلهان قرون وسطایی گفت که  فرستادن خانم فائزه رفسنجانی به انگلستان هم دیگر دردی را دوا نمی کند
حال که کارتان اینچنین زار شده است یهو سیاستمدار می شوید و ادای دیپلماتها را در می آورید و متمدن می شوید

  در جمهوری اسلامی نباید از یاد برد که در، درعمل برهمان پاشنه همیشگی می چرخد زندانها بر قرار ، وبلاگ نوبیسان (آزاد آزاده) تحت آزار، شکنجه در زندانها همچنان پایدار وسرایرانیان همیشه پای دار.
 باید این را ما ایرانیان همیشه آویزه گوش کنیم " تا روزی که جمهوری اسلامی و آخوند در ایران حاکم است وضع همین است .

درج این اظهار نظربسیار حیاتی برای سرنوشت رژیم فقط در صفحه تویتر خامنه ای



حال به گزارش زیر توجه کنید و ببینید که خامنه ای(در کنار سکوت مطلق رسانه ای حکومتی) دیروز چگونه سیاسی کار شده بود

جمله‌ای که صفحه توییتر دفتر نشر آثار آیت الله خامنه‌ای در انتقاد از حمله به سفارت بریتانیا از او نقل کرده است در متن خبرهای منتشر شده و متن بیانات رهبر ایران در سایت این دفتر دیده نمی‌شود
آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در حدود ۹ ماه پس از حمله به سفارت بریتانیا در تهران، از این اقدام انتقاد کرده است.
به گزارش صفحه توییتر دفتر رهبر ایران، وی دوشنبه شب، شانزدهم مرداد در دیدار با جمعی از دانشجویان گفته است: "در قضیه اخیر اشغال آن سفارت خبیث [بریتانیا]، احساسات جوانان درست بود ولی رفتنشان [به داخل سفارتخانه] درست نبود."
آقای خامنه ای تأکید کرده است که "من اجتماعات دانشجویی را تائید می کنم، اما با تندروی در این اجتماعات مخالفم".
این نخستین اظهار نظر علنی رهبر ایران در ارتباط با حمله به سفارت بریتانیا در تهران است که اوایل آذرماه سال گذشته خورشیدی توسط گروهی که خود را "دانشجوی بسیجی" می خوانند، انجام شد.
پیش از این علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران به طور تلویحی از این اقدام حمایت کرد، اما محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در برابر آن سکوت کرده بود.
پس از حمله "دانشجویان بسیجی" به سفارت بریتانیا و اقامتگاه کارکنان آن، موسوم به باغ سفارت در منطقه قلهک تهران، شورای امنیت سازمان ملل این اقدام را محکوم کرد و کابینه بریتانیا با تشکیل جلسه اضطراری، تصمیم به تعطیلی سفارت خود در تهران و اخراج دیپلمات های ایرانی از لندن گرفت.
از آن زمان تاکنون سفارت دو کشور در پایتخت های یکدیگر تعطیل شده و علیرغم اظهار تاسف وزارت امور خارجه ایران از این واقعه و ابراز علاقه برای بازگشایی سفارت بریتانیا در تهران، بریتانیا تاکنون از این اقدام خودداری کرده است

فریذ 

رضا پهلوی : قاسم رضایی، بهداد سلیمی، سجاد انوشیروانی، احسان حدادی، به شما هم میهنان عزیزم تبريك ميگويم براى پیروزی شما در المپیک لندن