۱۳۹۱ تیر ۲۹, پنجشنبه

ازایجا دشورای ملی ایرانیان تا موازی سازیهای اصلاحطلبان دوباره اجیر شده واستعفای مجتبا واحدی



اصلاحطلب در کشور بلازده ما موجودی دوپا را گویند که با دست راست شلاق می زند وبا دست چپ پانسمان می کند

چرا جمهوری اسلامی 33 سال است که با وجود ضعفها وخطاهای بیشمار واساسی همچنان در قدرت باقی مانده است
در کنار دهها دلیل ریز ودرشت می توانیم از دو دلیل کلی ومحوری نام بریم
الف : عدم اپوروسیونی متحد ،منسجم و توانمند
ب:   ملیارها دلار پولی که از فروش نفت نصیب حکومت شده است وآنها می توانند تمام جاه طلبیهای ایدئولوژیک وسیاسی خود را عملی کنند
با قبول دو شرط بالا برای بقای حکومت سنگسار وکهریزک می توانیم به این استنتاج نیز برسیم که اگر شریان حیات حکومت یعنی فروش نفت قطع شود ،جمهوری اسلامی ، یکی از ستونهای بقای خود را از دست داده است .با عملی شدن تحریم واقعی اقتصادی ونقتی بسیاری معتقدند که رژیم به زانو خواهد افتاد/مراجعه شود به مقالاتی که در همین رابطه به رشته تحریر درآورده ام 
به اعتقاد من نبود اپوزوسیون متحد وقوی ، مهمترین شرط برای بقای حکومت است در واقع جمهوری اسلامی قوی نیست این نیروهای مخالف هستند که ضعیفند.
 اگر ایرانیان می توانستند تا کنون خود را متحد سازند جمهوری آخوندی سالها پیش به درک واصل شده بود واتفاقن حکومت بیشترین ترسش هم از همین گفتمان است . آنها ملیونی هزینه می کنند تا از متحد شدن ایرانیان  جلوگیری کنند.و در این راستا وقتی، ضعف نیروهای سکولار دموکرات از مقوله اتحاد وعدم رعایت همزیستی ومدارا با یکدیگر،  با کارشکنی وتخریبهای ماموران گمنام وآشکار رژیم  در می آمیزد ،آنوقت متوجه خواهیم شد که ، بیشترین کمکها را در حقظ وبقای جمهوری اسلامی انجام می دهند. اصلاحطلبان دینی و غیر دینی ابزاری هستند که در تنگناها همیشه به داد رژیم رسیده اند
در همین راستا از مدتها پیش دهها کنقرانس ونشست از طرف نحله های گوناگون سیاسی در اقصا نقاط جهان برگزار شده است ولی متاسفانه هیچیک از آنها به دلیل همان معضلات بالا با موفقیت قرین نبوده است

حدودن یک سال پیش آقای رضا پهلوی در ادامه کوششهای همیشگی خود برای اتحاد فرامسلکی ،فرا ایدولوژیک وفرا سازمانی  ایرانیان سعی کرده ومی کنند تا با گقتمانی کاملن جدید ونو به پراکندگیها و عدم انسجام وطنپرستان سکولار دموکرات ایرانی نقطه پایانی گذاشته و در جهت نزدیکی وهمبستگی نیروها  کمک کنند. این ایده بر خلاف همایشها ونشستهای گذشته ، از کسی وجریانی نمی خواهد که بیایند و همه حول خواسته های شخص ایشان گرد آیند ،بلکه هدف ایشان از این طرح این بود و هست که کانونهای ایرانیان چه حول شخصیتها وچه حول سازمانها به عنوان اعضای نا همگون یک کنسرت آهنگین بنوازند ،همه تباید ویولون  یا پیانو بنوازند تا یک اثر خارق العاده خلق کنند یک کنسرت موفق می تواند با سازهای گوناگون  اثری را ابداع کنند که یک ویولن زن به تنهایی از ایجاد آن قاصر است. ایده شورای ملی از کسی نمی خواهد خود وسازمانش را منحل کند تا به دیگران ودر دیگران مستحیل شود  بلکه هدف همبسته بودن و در کنار هم قرار گرفتن ارگانهای فعال اپوزوسیون هست که بر چند محور با یکدیگر به توافق رسیده اند شورای ملی ایرانیان پدیده ایست که در روند مبارزات گردانهای گوناگون سکولار دموکرات و  در کوران نقد و پشتیبانی از یکدیگر  آبدیده شود و اعضای آن به یکدیگر نزدیکتر می گردند .در این مسیر ممکن است بسیاری رفیقان نیمه راه یاشند ، یا مامورانی باشند که برای تخریب و ایجاد درگیری در بین نیروهای اپوزوسیون مشغول نعل وارونه زدن هستند.بسیاری دیگر ممکن است به شورا بپیوندند وما را ئر این مسبر یار و یاور باشند. در کل منظور این است که توافقی جمعی بین تمام ایرانیان برانداز و سکولار دموکرات شکل گیرید.  در اینجا نیز مهم ظاهر و نام وشکل آن نیست بلکه محتواست که تعیین کننده است آغاز این مسیر سعب العبور شروع شده وپایاتش با پایان جمهوری اسلامی گره خواهد خورد .
در این تجمع ملی همه جای می گیرند وهیچ نیرویی حذف نمی گردد خواه چپ ملی باشد یا راست لیبرال و طرفدار پادشاهی ،خواه برانداز دینی وسکولار باشد یا ملی گرای براندازوسکولار
این شورا دارای چند محور است که مورد توافق همه قرار گرفته است.انتخابات آزاد،سکولاریسم،تمامیت ارضی برای رسیدن به دموکراسی وحقوق بشر در ایران آزاد فردا.
باید اینجا متذکر شد که ایده اتحاد نیروها جدید نیست  ودر این رابطه قبلن دهها بار همایش وکنفرانسهایی تشکیل داده شده است که متاسفانه بدون موفقیت به فراموشی سپرده شده اند. شورای ملی در اصل شورای اتحاد کانونها وسازمانهای متحد شده اند
.مهمترین اصل اساسی و  پیشبرنده این شورا ،همانا تعیین شخصیتی مشهور وخوشنام برای سخنگویی این مجمع یزرگ در ایران وجهان است ، تا بتواند در تمام مجامع ومحافل بین المللی معرف این شورا باشد وبه عنوان سخنگوی این شورا با سازمانها و کشورهای دیگر برای دفاع از حقوق زندانیان سیاسی وتنظیم راههای پیشبرد طرح وبرنامه شورا وارد تعامل گردد   
خوشبختانه از نظر سیاسی ونظری مدتهاست که تمام جریانات موجود در اپوزوسیون به یک خرد جمعی نزدیک شده اند در بین ایرانیان غیر حکومتی ،  کمتر کسی امروز پیدا می شود که مخالف آزادی ودموکراسی با سکولاریسم باشد از جمهوری خواه و مشروطه خواه گرفته تا چپ وراست همه در ظاهر طرفدار دموکراسی می باشند ولی وقتی پای عمل فرا می رسد آنموقع است که پی خواهیم برد کدامین جریانات سیاسی واقعن راست می گویند
 آنقدرها مشگل نیست تا در یابیم که کدامین شخصیتها وجریانات سیاسی ریگی در کفش دارند وکدامین نیروها واقعن وصادقانه خواهان بر چیدن استبداد مذهبی هستند ، اعتقاد به دموکراسی وسکولاریسم دارند ، از تقدس(تنها تقدس ) تمامیت ارضی ایران دفاع می کنند  وبرای رسیدن به حقوق بشر در ایران فردا شبانه روز فعالیت می کنند

بعد از گفتگوها برای گفتمان اتحاد وتعامل برای تشکیل  شورا،کنگره یا جبهه ای از برانداران سکولار ودموکرات جمهوری اسلامی شروع به اقدامات تخریبی و موازی سازیهایی مسخره زد.در این یا آن شهر کتفرانسهای گوناگونی مثل قارچ از زمین بیرون زد . که در آینده به تک تک اینها خواهم پرداخت تا تر وخشک را باهم نسوزانم.از همه مهمتر تمهیدات سران بالای رژیم بخوصوص بعد از شکست مذاکرات هسته ای می باشد البته ماهها پیش اصلاحطلبان را وارد موازی سازیها کرده بودند که در پایین به آنها خواهم پرداخت. همانطور که به آن اشاره شد خامنه ای ورفسنجانی برای نجات خود ورژیمشان دست به هر جنایت ورزالتی می زنند بزرگترین دشمن جمهوری اسلامی ولی مردم ایران وآلترناتیویست که در شرف تکوین است
 اخیرن و پس از برملا شدن ملاقاتهای چند باره رفسنجانی و خامنه ای که یکی دو بار هم خاتمی در آنها شرکت داده شده است عده ای از همین قشر اصلاحطلب که از درگاه خامنه ای به بیرون پرتاب شدند(برخی در داخل وعده ای هم راهی خارج از کشور شدند) فکر می کنند که دوباره بوی کباب بلند شده است و با سرعت سر سام آوری ،  تمام آن نظرات و اعتقاداتی را که در این 3 ساله بنا به اقتضای زمانه مطرح کرده بودند ، دارند یکی پس از دیگری پس می گیرند و قبل از رهبر شیعان جهان این  آنها هستند که برای دریوزگی در آستان خامنه ای ، هر روز سطل سطل  زهر سر می کشند جام زهر برای این همه دروغ وتزویر و ریا کافی نیست سطل زهر مناسبتر است تا جام زهر
ابتدا از سر دسته کل فریبکاران شروع کنیم تا متوجه هراس اینها از تشکیل بدیلی دموکراتیک وسکولار به نام شورای ملی ایرانیان،بشویم
می دانیم که بعد از سرکوب وحشیانه اعتراضات مردم ،خاتمی هم به راست یا دروغ  برای شرکت در هر نوع انتخاباتی شروطی تعیین کرده بود
جرس: سیدمحمد خاتمی گفته است: « مگر می توانیم از حقوق مردم بگذریم؟ ... اگر شرایط فراهم نشود، حتما در انتخابات شرکت نمی کنیم.»
آقای خاتمی آن شرایط فراهم نشد که هیچ وضعیت معیشتی مردم بدتر شد ،بگیر و ببندها بیشتر شد،زندانیان سیاسی آزاد نشدند آنتخابات آزادی هم در کار نیست چه شد که شما طبق گفته خود تان از حقوق مردم گذشتید و خون نداها وسهرابها را پایمال کردید شما رفتید در شهرک دماوند رای دادید وحتا شورای نگهبان همان رای شما را مستمسک قرار داد وکل رایهای داده شده در آن حوزه را ابطال کرد یعنی شما را سکه یک پول کرد.اکثر اصلاحطلبان آنروز به خاتمی اعتراض داشتند،یکی از منتقدین به شرکت خاتمی در انتصابات مجلس،  آخوند عبدالله نوری بود 
جرس : عبد الله نوری در دیدار جمعی از فعالان و چهره های سیاسی و دانشگاهی اصفهان : برداشت من هم در مذاکره با آقای خاتمی این بود که ایشان بدون محقق شدن شرایطی که اعلام کرده بود در انتخابات شرکت نخواهد کرد.
وحالا دوباره می خواهید با اعوان وانصارتان برای آینده طرح بریزید وبا عبدالله نوری که در نماز جمعه کتک مقصلی ازفرستادگان "رهبر" نوش جان کرد طوری که عمامه ایشان 100 متر جلوتر از خودشان می دوید، برای همان رهبر تنور انتصاباتش را گرم کنید
همین آقای نوری را  ببینید امروز چه می گوید؟درست چند ماه بعد از انتقادات آنروز ایشان به خاتمی
عبد الله نوری :  اصلاح طلبان و سبزها خواستار اجراي قانون اساسي و حفظ نظام بوده اند و برخلاف تبليغات مغرضانه برخي، سقوط نظام خواست جريان اصلاحات نيست ودر جایی دیگر می گوید وادامه می دهد : شكافتن معناي اجراي بدون تنازل قانون اساسي مي تواند يكي از مهم ترين ابعاد برنامه اصلاحات در شرايط فعلي باشد
آقای نوری کل جنبش سبز را طرفدار نظام جا زدند ویک لیوان آب هم روش نوشیدند،ایشان هم مثل کدیور به نام جنبش سبز دروغی را به ناف جنبش بستند ویادشان رفته است که جنبش سبز با مرگ بر دیکتاتور شروع کرد واعتراضات خیابانی رابا مرگ بر خامنه ای و مرگ بر اصل ولایت فقیه ادامه دادند.علاوه بر این
آیا قانون اساسی حمهوری اسلامی ، همان ولایت فقیه خامنه ای ، شورای نگهبان ، جنتی ومصباح یزدی نیست آیا در این قانون شرعی که همه بندها وتبصره هایش را بر مبنای تشیع وقران بنا کرده است مگر دراین 33 سال چیری جزء کهریزک،سنگسار ،حجلب اجباری،اعدامهای خیاباتی ویک دستگاه قضایی دینی به جامعه تحویل داده است ؟
 به اعتقاد من خامنه ای از تمام اختیاراتی که همین قانون شرعی در اختیارش گزارده است استفاده نمی کند یا بهتره گفته شود که با جامعه  مدرنی که از 57 سال مدرنیسم پهلویها در ایران به ارث مانده است ، نمی تواند طالبانیسم را پیاده کند والی این قانون و آن ولی فقیه از کشور یک نظام طالبانی یا ارتجاعیتر درست می کرد
 شما به این قانون دینی که در هیچ کشور جهان ،  امروز مرسوم نیست می بالید؟  البته برای بنیادگریان اسلامی مثل اصلاحطلبان همین قوانین شرعی مناسب است ونه قوانین مدرن وسکولار
یکی دیگر از منتقدان آن روز خاتمی برادرش محمد رضا خاتمی بود که او هم این روزها به جنب وجوش افتاده است ومی گوید
محمدرضا خاتمي : دوم اينکه بله، ما قبول داريم عده اي هستند که براندازند. يک عده اي هستند که ميخواهند نظام جمهوري اسلامي را سرنگون کنند. ما با آن ها کاري نداريم).
س: پس آقاي دکتر آن طور که من متوجه مي شوم، شما معتقديد اکثريت اصلاح طلبان هم چنان خود را طرفدار جمهوري اسلامي مي دانند. درست است؟
محمدرضا خاتمي : درست است
با در نظر گرفتن وابستگی وسرسپردگی سران اصلاحطلب در داخل ایران به خامنه ای ،ولایت فقیه وقانون اساسی  ارتجاعی جمهوری اسلامی ،حال نگاهی به تعدادی از وابستگانشان در خارج ازکشور بیندازیم .در تاریخ 22 تیر 1391  در استکهلم جلسه ای با شرکت فرخ نگهدار مهدی فتاپور از رهبران اتخاد جمهوری خواهان وسازمان اکثریت  ،  مزروعی عضو سازمان اصلاجطلب مشارکت  وموسوی خوئینیها تشکیل شد من نتیچه این نشست را که از زبان خویینیها ومزروعی , بیان شد ، عینن نقل می کنم تا وابستگی این کنفرانسچیهارا به عبدالله نوری ،رفسنجانی وخامنه ای را مشخص شود

علی مزروعی نماینده پیشین مجلس به بیان نظرات خود در زمینه انتخابات ریاست جمهوری آتی پرداخت.روشنفکر می خواهد صرفا نقد کند و نمی خواهد وارد قدرت بشود ولی سیاست ورزی درست ناظر به کسب قدرت است و باید نگاه دولتمردی داشت
------------
در ادامه این نشست  علی اکبر موسوی خوئینی نیز به بیان نظرات خود درباره انتخابات آتی ریاست جمهوری پرداخت.
وی با اشاره به انتخابات مجلس نهم حفظ اجماع میان اکثریت قاطع حامیان جنبش سبز و حتی اصلاح طلبان را دستاورد مهمی دانست که بایستی در انتخابات ریاست جمهوری بعدی نیز آن را حفظ نمود. وی ضمن استقبال از طرح عبدالله نوری ..... گفت نباید حرف آخر را اول زد

می بینید که همه اینها از همان نشست خامنه ای ورفسنجانی اجیر شدند وبا نامهای دهان پرکن شروع به برگزاری     جلسات" صلح وانتخابات آزاد" کرده اند ومی خواهند در این آخرین لحظات به کمک خامنه ای بشتابند ولی اینها  نه تنها نمی توانند به جمهوری اسلامی کمکی رسانند ،  که همان آبروی باقیمانده خود را نیز در پای جلادان حکومتی ریختند. اینها از انتخابات آزاد دم می زنند ولی می خواهند در انتصابات یک سال دیگر خامنه ای شرکت کنند.گویی خامنه ای به خاطر نام گذاری اینها انتخاباتش را واقعن آزاد برگزار می کند.کسی نیست به اینها بگوید که تمام این فریبکاریها واجیرشدنهای شما فقط به این دلیل است که انتخابات آزاد نباشد والی چه لزومی به صرف این همه هزینه وشارلاطان بازی امثال شماها بود  

آقای اصلاح طلب اگر که در فساد ودزدی حکومت شریک نیستید اگر که دستت به خون انسانی آلوده نیست هوشیار باش که فریب شیادانی مثل رفسنجانی  این قاتل هزاران انسان بی گناه در داخل وخارج ایران را نخورید.او شریک جرم می جوید ! رفسنجانی ، خاتمی ،عبدالله نوری ،خامنه ای وسایر مسئولین جمهوری اسلامی درسه دهه گذشته ،علاوه بر قتل دهها هزار ایرانی در داخل کشور دستور ترور صدها ایرانی را در خارج از کشور هم صادر کرده اند از قاسملو و بختیار گرفته تا شهریار شقیق ، ازکاظم رجوی و فرخزاد گرفته تا رهبران حزب دموکرات ...و.،
افرادی مثل رفسنجانی وخاتمی می خواهند شما را هم آلوده کنند اگر که آلوده نشدید.
 بر این زخم کهنه نمک  نپاشید،کار شما کمکی به هیچکس نمی کند شما اگر می گویید دینت را به لجن کشیدند راهش همکاری با لجن مالان دین نیست هر چه عمر این قاتلان بیشتر شود ،مردم بیشتر از آن دین متنفر می شوند.بزرگنرین دین ستیزان حاکمان دینی هستند .حتا اگر کل حکومت را هم در اختیار شما قرار دهند ، نمی توانید تعیین کننده باشید چرا که نه مردم را با خود دارید ونه نیروی نظامی سپاه یا بسیج را، بدون توجه به توازن قوا ،شما اگر هم بخواهی کاری بکنی بازنده این بازی هستی.2 خرداد دیگر تکرار نخواهد شد چرا که تمام مولفه های 2 خرداد تغییر کرده اند

 تازه نتیجه 2 خرداد هم که مارمولکی مثل احمدی نژاد شد یعنی شکست مختوم . شماها زمان را باخته اید همان زمانی که 8 سالش را به بطالت گذراندید.شما در بهترین حالت یک راه پیش رو دارید، می توانید با نیروهای مردمی همصدا شوید وگذشته همکاریهای خود با جمهوری اسلامی را به مردم ایران وجهان بگویید،(جدایی آقای واحدی از کروبی وقبول سکولاریسم از جانب ایشان آغاز این راه است) اگر مطلعید بگویید که چه جنایاتی دراین کشور اتفاق افتاده است نام ببرید که چه کسانی بانی و باعث این جنایات بوده اند به مردم بگویید که نقش شما چه بوده است ، در غیر اینصورت سکوت کنید. تا آن نیرویی که کشور را به این مرحله رسانده احساس ضعف کند ودر بیچارگی خود شاید عقب نشینی کند وخود را به دادگاه مردمی بسپارد و بسپارید.چه شما را در گوشه ای از این سفره خونین بنشانند وچه خود خون این مردم را بدون شماها همچنان بنوشند رفتنی هستند.جمهوری اسلامی سیستمی نیست که به این عصر وابسته باشد دیر یا زود این سیستم قرون وسطایی از بین خواهد رفت  حتی خود شما هم در این حقیقت مسلم تردید ندارید  سنگسار ، کهریزک، اعدامهای خیابانی، حجاب وحشیانه اجباری ، دانشگاههایی که به حوزه تبدیلش کردید وحوزه ها را دانشگاه ، اقنصاد ویران ، گرانی وحشتناک ، پر شدن زندانها(امام جمعه قم :زندانها پر شده ودیگر جا ندارند)،ملیونها بیکار و معتاد ،وقتی به اینهمه معضل  بحران هسته ای واولتیماتومهای اسرائیل(ودر صورت پیروزی جمهوری خواهان آمریکا که خواهان سرنگونی هستند) محاصره اقتصادی و دشمنانی که کشور را  محاصره کردند را هم ،بیافزاییم ؛  با این وجود آیا واقعن هنوز امیدی به بقای نظام دینی وتوتالیترتان دارید ؟ شماها هیچ راهی ندارید مگر اینکه جمهوری اسلامی را اسقاط شده اعلان کنید همه کنار روید واز جهانیان بخواهید تا شرایط یک انتخابات واقعن آزاد را فراهم کنند تا مردم خود زمام امور کشورشان را بدست گیرند.
.شما فکر می کنید می توانید آهسته آهسته کشور را متعارف کنید.چنین چیزی دیگر ممکن نیست شما 20 سال عقبید  شماها زمان را از دست داده اید.این شرکت ورشکسته است وادامه کار این شرکت با آن قوانین سابق وآن هییت مدیره سابق ضرر را افزونتر می کند.باید این شرکت را ببندید ومسئولینش را به دادگاه عدالت بسپارید.با این قانون اساسی وبا این رهبری ،شما هیچ تغییری را نمی توانید انجام دهید.اگر 20 سال وقت داشتید شاید امیدی بود ولی شماها 6 ماه تا یک سال وقت دارید نفتی به فروش نمی رسد گرانی تمام رکوردها را شکسته است اقتصاد کاملن فروپاشیده هیچ دوست واقعی در جهان ندارید اگر به چین و روسیه باجهای ملیاردی نرسانید آنها یک روز از شماها پشتیبانی به عمل نمی آوردند ،برای هر داد وستدی باید ده برابر دیگران هزینه کنید .شما کارتان تمام است تا دیر نشده  خود را اصلاح کنید این حکومت اصلاحپذیر نیست

آقای اصلاحطلب انتخابات آزاد یا ولایت فقیه کهریزکی؟
  بعد از سرکوبهای 1388 تعدادی ازرهبران سیاسی گروههایی مثل اکثریت وحزب توده ،  با تمام نیرو از همین افرادی که بر خود نام اصلاحطلب گزارده اند و مورد بی مهری رهبرشان قرار گرفته بودند، پشتیبانی کردند با این امید که آنها را جذب کنند ولی خود به آنها آویزان شدند. و به قولی شدند چمدان کش اصلاحطلبان خارج از کشور.
 آنهایی هم که در زندان بودند ، شبها و روزها به درستی برایشان در مجامع حقوق بشری سخن گفتیم وخواهان آزادیشان شدیم وهستیم.
بسیاری از همین اصلاحطلبان  که راهی دیار غرب شده بودند، برایشان در کشورهای غربی جا و مکان تهیه کردند وهمه جانبه به دادشان رسیدند ،وبدون هیچگونه گروهگرایی و تفکر خودی وغیر خودی از آنها  حمایت کردند ولی به محض اینکه رهبر در گل مانده شان گوشه چشمی برای آنها نازک کرد ،می بینیم که همینها دوباره پشت پا به تمام آن کمکها می زنند و می خواهند دوباره به کمک جلاد بشتابند و بدون هیچگونه حجب و حیایی از قبول اصل ولایت فقیه و شرکت در انتخابات خامنه ای دم می زنند وآنهایی که در این سالها برایشان چمدان کشی کرده بودند ،دوباره جا گذاشته شدند ، چرا که قانون اساسی حکومتشان برای دگراندیشان جایی ندارد.وافرادی مثل نگهدار، بهنود ومحمد امینی دست از پا درازتر ودر حسرت شرکت در حکومت باید همچنان جمهوری خواهی راه بندازند و به آقای رضا پهلوی بپردازند.اگر چه همینها بارها حمایت خود را از قانون اساسی جمهوری اسلامی اعلان کرده اند وبه دیگرانی که خواهان بر چیده شدن بساط سنگسار وکهریزک هستند تهمت می زنند که "آقا شما تندروی می کنید و وقتی نمی توانید رژیم را سرنگون کنید پس به پابوسیش رهسپار شوید تا مثل ما رستگار شوید"
 همه می دانیم که در انتخابات خامنه ای جایی برای اینها در نظر گرفته نشده است..بگذریم که خاور میانه وبخصوص ایران ،آبستن حوادثی بس نامترقبه است وکس نمی داند که سال دیگر آیا جمهوری اسلامی در جهان باقی خواهد ماند یا نه !!تا آن زمان کلی وقایع در خاور میانه اتفاق افتاده است و معلوم نیست بعد از سوریه بشاراسد  که در شرف سرنگونیست ،جمهوری اسلامی از این مهلکه ای که بعد از تونس در خاور میانه شروع شده   جان سالم به در برد
 .
در اثر همین آشوب آغاز شده در خاورمیانه و نمایان شدن طلیعه های رهایی ایران وسایر ملل در افق ، که با بن بست سیاسی اقتصادی ،  ناشی از رهبریت  قرون وسطایی جمهوری اسلامی همزمان شده است ، اینها دیگر، کارشان از جام زهر  گذشته است سطل سطل زهرمی نوشند، و برای چاپلوسی در بارگاه خلافت یزید که خود آنرا اینگونه نامیده بودند ، دارند گوی سبقت از یکدیگرمی ربایند.تا به رهبر کهریزکی خود خلوص نیت شان را به اثبات رسانند.
حال آیا واقعن این بویی که در فضا پیچیده است، بوی خوش کبابه ، یا بوی داغ کردن الاغ بی نواست ؟ اینکه چرا تمام این دگردیسی های بسیار شتابزده ونسنجیده اصلاحطلبان  بیهوده است واینکه تمام این تلاشهای مضحک وخائنانه  به شکست مفتضحانه ای دیگری واین بار برای همیشه ، می انجامد ،موضوع بررسی این نوشته است.(آشنایی با روش حرکت این جانور سیاسی دوزیستی)
 باید هوشیار بود وبه همه یادآور شد که بدون دگردیسیهای مکرر این خائنان، سرنوشت مردم وحکومت قرون وسطائی حاکم بر ایران ، دو دهه پیش تعیین شده بود.اینها عمر جنایات وظلم وخونریزی این حکومت دزد و فاسد را دراز کرده و می کنند
 در سپهر سیاسی ایران ما با سه گفتمان یا سه آلترناتیو ممکن وواقعی روبرو هستیم.
آلترناتیوهایی که بالفعل وبالقوه در مقابل یکدیگر قد علم کرده وخواهند کرد ودر نهایت سرنوشت ایران در فرایند چالشها
ومبارزات این سه نیرو رقم خواهد خورد

 الف- خامنه ای و باند تبهکار وفاسدش که حتا دیگر در بین خوذیهایش پشتیبانی قسمت اعظم نیروهای نظامی وانتظامیش راهم از دست داده است(برادر احمدینژاد به محمود احمدینژاد ایراد گرفته است که باعث گرانی کالاها خود ریس جمهور محبوبشان است و می خواهد از این طریق آبروی رهبر  را ببرد ) اوتنهای تنها مانده است وبه همین خاطر به کمک آخوند دزد وفاسد دیگری به نام رفسنجانی(تمام اصلاحطلبان) محتاج شده است رفسنجانی ولی شرط همکاریش را با خوراندن جام زهری مشروط کرده است که رهبر مستضعقین جهان باید نوش جان کند در پایین به این موضوع مهم مبسوط  خواهم پرداخت

 ب- تمام نیروهای برانداز وسکولاردموکراتی  که حول شورای ملی ایرانیان جمع شده ویا می شوند . در این مجموعه تمام آن نیروها ، سازمانها ،شخصیتها واقشاری گرد هم آمده اند  که به تمامیت ارضی ایران اعتقاد دارند و برای سیستمی مبارزه می کنند ، که در آن انتخابات آزاد و رفراندم با هدف ایجاد دموکراسی ، سکولاریسم و حقوق بشر نهادینه شده باشد 

 پ- نیروی سومی که در بین این دو در نوسان است و گاهی با براندازان وگاهی با اصلاح طلبان می چرخد و حتا راضی به انتخاباتی در چهارچوب همین نظام کهریزکی و قرون وسطایی ، که به دروغ آنرا انتخابات آزاد  نامیده اند ،می شود. اینها گاهن در خود،  هم سکولارها را جای می دهند وهم اصلاحطلبان را. این شعبده بازی را هم دموکراسی نامیده اند.غافل از این که دموکراسی را حکومتها باید به اجرا گذارند نه افرادی که منفرد اینجا و آنجا هر از مدتی سمیناری و کنفراسی برگزار می کنند.اینها نمی دانند که دموکراسی  سیستمیست حکومتی در مقابل دیکتاتوری  وبدون قدرت قانونی نمی توان پایه های چنین سیستمی را بنا نهاد.  دموکراسی در خود هم پوزوسیون دارد هم اپوزوسیون،هم رسانه های آزاد دارد وهم سندیکاها و اتحادیه های کارگران وکاردهان. متاسفانه اینها برای قرار دادن همین موجودات دوزیستی اصلاحطلب از نام  دموکراسی سوءاستفاده کرده چرا که  فرق آزادیخواهی  و دموکراسی را نمی دانند

تذکره : در بررسی گفتمان بالا ، به هیچوجه ارزشی برخورد نشده است. اینکه کدام نیرو مورد توافق من هست یا نیست مد نظر نبوده.بلکه فقط امکان واقعی وحقیقی موجودیت وتوانایی آنها مد نظر می باشد.به عنوان مثال در بین نیروهای برانداز شاید بسیاری از مجاهدین دل خوشی نداشته باشند  , و دوست  داشته باشند که در بررسی برآورد وتوازن قوای نیروها ، مجاهدین را به حساب نیاورند ولی واقعیات زندگی همیشه به دلخواه ما رقم نمی خورد.یک پدیده شناس واقعبین سعی می کند که احساسات وامیال خود را در قضاوت دخالت ندهد .هدف بیشتر این است تا واقعبینی را از حقانیت وحقیقت جدا کرد(ممکن است گاهن حقیقت بر واقعیت منطبق باشد).اینکه اگر روند سیاسی در ایران هر چه سریعتر به یک انتخابات واقعن آزاد زیر نظر جامعه بین المللی بیانجامد ، چرا شورای ملی ایرانیان  با سخنگویی فردی مشهور ومحبوب جوانان  مثل شاهزاده رضا پهلوی بیشترین درصد آراء را کسب خواهد کرد آنهم بدون خونریزی وانتقام گیری کور وبا کمترین هزینه ممکن . ویا اگر حماقت ودنائت بنیادگرایان مذهبی حاکم در ایران کار را به آنجا بکشاند که به دخالت کشورهای خارجی بیانجامد و احتیاجی به یک نیروی مسلح مثل سوریه ولیبی برای مقابله با جمهوری اسلامی ،  ضروری شود ، و چرا آنگاه سازمانهای مسلحی مثل مجاهدین یا گروههای  قومی می توانند موثر واقع شوند ، ربطی به خواسته ها وامیال سیاسی من وشما ندارد ، بلکه واقعیاتیست که خارج از محدوده تواناییهای من وشما انجام می گیرد(امروزه روز فرآیند این نوع احنمالات هم انتخابات آزاد است ولی با هزینه بسیار زیاد)
.وهمینجاست که بار دیگر باید فریاد زد  که ایرانیان وطن پرست شماها منتظر چه هستید ؟ چرا نباید بدون در نظر گرفتن اولویتهای سازمانی ،ایذئولوژی، قومی ، قبیله ای، دینی، نژادی، گروهی، دسته ای و جنسیتی   به یک وفاق ملی واتحاد همگانی  رسید و در شورایی ملی(نام مهم نیست) متحد شد ؟ در واقع باید به آن نقطعه ای برسیم که تمام آحاد این کشور در مقابل استبداد جبار وخونریز حکومتی بایستد و هر کسی موقعیتش را تشخیص داده باشد یا با خامنه ای وولایت فقیهش یا با ملت ایران


ادامه دارد

فرید 

۱۳۹۱ تیر ۲۳, جمعه

رضا پهلوی : اگر یک عده ای دارند جوسازی می کنند واین تهمتها را می زنند بدونید که فقط براساس غرض است ونه واقعیات

 فرازهایی از مصاحبه آقای رضا پهلوی در تلویزون کانال یک با آقای شهرام همایون
همانطور که در زیر مشاهده می کنید ،سعی کردم  چند پرسش مهم این مصاحبه را از فایل صوتی به نوشتار تبدیل کنم وعین همان پرسش وپاسخها را از فایل پیاده کنم ودر متن انعکاس دهم .قبل از آن ولی به عنوان پیشگفتاری کوناه بر این مصاحبه بسیار مهم ، خواستم به موضوعی اشاره داشته باشم که در محتوای پاسخهای شاهزاده ،  شما به آن برخواهید خورد
همانطور که می دانید در کنار تهمتهای ناجوانمردانه غرضورزان در روزهای اخیر، یکی از اهداف آنها ها هم این بود که نعل وارونه بزنند
 همه ما به خوبی آگاهیم که آقای رضا پهلوی بر مبنای منش وبینش دموکراتیک خود همیشه سعی کردند ، بحث شکل نظام را عمده نکنند.وحتی برای روشنتر کردن اهداف خود ،اخیرن مطرح کردند که "من یک جمهوریت خواه هستم" طوری که حتا عده قلیلی ، مفهوم این گفتمان را درک نکردند ، و به این امر واقف نبودند که جمهوریت خواهی همان جمهوری خواهی نیست.
با توجه به این موضوع ،متاسفانه می بینیم که عده ای از همین سخاوت طبع ایشان هم سوءاستفاده می کنند
 ،مغرضان و وابستگان آشکار ونهان رژیم ، سعی کردند با فشارهای روانی و سیاسی بر شاهزاده ، چنین القاء کنند ؛ که گویا با شانتاژ ومغلطه و یا با چسباندن مهر سلطنت خواهی ، می توانند ، ایشان را به عقب نشینی موضعی وادارند و امید واهی داشتند که  ایشان را به انکار عقاید ونظرات خود تشویق کنند، آقای رضا پهلوی در جواب به این ها مطرح کردند که  "
اگر اکثریت ملت ایران به سیستم پادشاهی پارلمانی رای آری بدهند این برای من یک افتخار است که بتوانم در این مقام به مردم کشورم خدمت کنم " "
شاهزاده امروز خیلی صریح و شفاف به این فریبکاری آنها ، پاسخ قاطعی دادند ومهر باطلی بر تفرقه افکنی و دودوزه بازی جمهوری خواهان قلابی، زدند.

 دراینجا نظر شما را به مطالعه  چند پرسش وپاسخ جلب می کنم ، همان سوالاتی که در مجله فوکوس با تغییر در محتوا یک بار چاپ شده بود وپهلویستیزان همه چیز را به فراموشی سپردند تا در این شرایط خطیر از آن بلوایی رساته ای بسازند.اگر چه بسیاری ، پس از پی بردن به حقایق و واقعیات این جنجال، خود را عقب کشیدند و سکوت پیشه کردند  ولی برای آن عده ای که هنور این افتراها را قبول دارند وسعی در پاشیدن خاک به چشمان ندارند و صادقانه می خواهند پی به کنه قضایا ببرند،  برای بار چندم آنها را به مطالعه پاسخهای آقای رضا پهلوی جلب  می کنم

رضا پهلوی  
قبل از طرح سوالات می خواهم به این موضوع اشاره کنم که بعد از این اتفاق ؛ اولین درخواست ما ازطریق فردی انجام گرفت ، که هماهنگ کننده این مصاحبه بود ، و در خواست گرفتن نوار مصاحبه را کرده بود ،ولی جوابی گرفته نشد وترتیب اثری داده نشد
من اخیرن از طریق قانونی این مسئله را توسط  وکیل آلمانی تعقیب کردم و دوباره درخواست رسمی دادم که ؛ نه تنها متن تغییر داده شده وچاپ شده سخنانم را ،بلکه کپی نوار واقعی این گفتگو را هم بگیرم ، تا برای رقع سوءتفاهم  در اختیار هموطنانم قرار دهم ، مسیر قانونی و طبیعی خودش را دارد طی می کند ودر انتظار پاسخ این اقدام حقوقی توسط وکلا واین موسسه هستم
  
س: آیا آرزو دارید تاج پادشاهی ایران را سر بگذارید ؟
پاسخ همراه با تبسم شاهزاده
اصلن به یاد ندارم که چنین سوالی بوده ؛با این حال اگر هم سوال این بوده پاسخ همیشگی من در این 30 سال این بوده است که برای من  آزادی ایران مهم است ، من بارها گفتم ،که  تنها رسالت برای خودم امروز فعالیت در جهت آزادی کشورم  می باشد وتصمیم نهایی شکل نظام را به عهده هم میهناتم می گذارم تا آنها تعیین کنند.برای من مقام وپوزسیون مهم نیست ،برای من نجات کشورم در وحله اول اهمیت قرار دارد
س: آیا امروز شما خودتان را شاه ایران می دانید ؟
شاهزاده : فکر کنم منظور بیشتر این بود که : که آیا من خود را وارث تاج ونخت پادشاهی می دانم یا خیر ؟ خوب اینکه یک واقعیت تاریخی است ،ولی اگر هدف از این سوال این است که آیا هدفم پادشاهی است و تاج و تخت ؟خیر، من همیشه گفتم ،اولویت من نجات کشور است.اما اگر مردم ایران در اکثریت ، نظام پادشاهی پارلمانی را انتخاب کردند ،خوب این برای من یک افتخار است که بتوانم در این مقام به مردم کشورم خدمت کنم ،اما هدف من امروز هیچ چیزی جزء آزادی ایران وحق انتخابات آزاد برای هم میهنانم نیست.

س: آیا امروز سلطنت را نظام مناسب حکومتی برای وطنتان می دانید ؟
ج: البته این درست است که در کشورمان به هزار و یک دلیل که می توان آورد ،تمایلم به یک نظام پادشاهی پارلمانی است و شخصن آنرا مناسب برای کشورم می دانم ولی نمی خواهم الان به این بحث دامن بزنم و دوباره وارد بحث  پادشاهی وجمهوری بشوم
اما قبل از اینکه پادشاهی خواه یا جمهوری خواه باشم من یک جمهوریت خواه هستم یعنی به حکومت مردم بر مردم اعتقاد دارم ،حاکمیتی که از آن مردم است واز خود مردم بر آمده است ،قوانینش وقانون اساسیش بر خواست واراده مردم متکی است وبر مبنای یک نظام دموکرات وسکولار بنا شده است و شکل نهایی آن به انتخاب مردم تعیین شده است ولی خوب طبیعی است که تمایلم به آن شکل است .البته نه هر نوع پادشاهی ،نظام پادشاهی پارلمانی منظورم هست ،که اگر آن پادشاهی، غیر از آن باشد من در صف جمهوریخواهان خواهم بود

س: جایی مطرح کرده بودید که هر نوع جنبشی بدون حمایت غرب محکوم به شکست است ، نظرتان جیست ؟
ج: اگر از جنبه تاریخی به این موضوع نگاه کنیم ،متوجه می شویم که بسیاری از کشورها بدون حمایت غرب آزاد نمی شدند ،در دوران جنگ سرد اکثر کشورهای پشت دیوار آهنین یا آفریقای جنوبی ،بدون حمایت غرب موفق نشدند.البته باید دید که چه نوع حمایتی در اینحا منظور است ؟حمایتی که مد نظر من است ، در دو مسئله کلی خلاصه می شود. مسئله اول این است که غرب از حق مردم ایران برای داشتن یک انتخابات آزاد در کشورشان حمایت کند.و دوم اگر هم از یک نهضتی پشتیبانی به عمل می آورند باید نهصتی باشد که خواست مردم در آن مستتر باشد.این خواست ،دفاع ازیک حرکت مدنی و بدون خشونت است وبه هیچ عنوان وهرگز مداخله ای به غیر از یک حمایت معنوی از خواست به حق وقانونی مردم ایران نیست واگر رژیم کنونی بخواهد برخورد غیر قانونی داشته باشد که دارد باید طبق موازین بین المللی واز طریق شورای امنیت سازمان ملل اقدامات لازم را انجام دهند.غیر از این من شخصن ، موافق اشکال دیگر مداخله ،منجمله مداخله نظامی نیستم.چرا که نه تنها به نفع کشور نخواهد بود ،بلکه مضر هم هست ومن آنرا برای استقلال ومنافع کشورم صحیح نمی شمارم ونمیدانم

س: پس چرا مخالفین شما چنین تعبیر غلطی را از این سخنان واضح شما کرده اند که گویا شما طرفدار مداخله خارجی هستید؟
ج:این مخالفت من دلایلی دارد که می گویم
اولین دلیل این است که برای رسیدن به یک حکومت سکولار ودموکرات فقط این خواسته کافی نیست که ما طرفدارتعویض نظام دینی با یک نظام سکولار هستیم ، بلکه باید دید که چگونه می خواهیم به چنین سیستم سکولاری برسیم ؟
مسئله عفو عمومی وآشتی ملی یکی از پایه های کلیدی چنین تغییریست .اگر بتوان کسانی را که هنوز در بدنه این نظام گیر کرده اند وراه فرار می خواهند(بخصوص نیروهای نظامی وانتظامی مورد نظرم هست) فرض بفرمایید مثل نیروهای سپاه وبسیج ،که باید به آینده خودشان امیدوار باشند وخود را در تهدید وخطر از جانب مردم نبینند.اگر اینها در فردای این نظام جایی در کشور نداشته باشند ،خوب مقاومت بیشتری خواهند کرد،چون احساس خواهند کرد که چاره ای جزء باقی ماندن در رژیم ندارند. وطبعن مقاومتشان بیشتر از حد معمول خواهد شد وهزینه مبارزه را بالا خواهند برد.نمونه اش را امروز در سوریه می بینیم.این نوضیح نگاهی بود از دید درونی.
از دید یبن المللی : اگر به هر بهانه  ودلیلی یک کشور خارجی بخواهد به کشورمان حمله نظامی کند ،نه تنها اینها را ما به عنوان همپیمانان جهانی از دست می دهیم ،بلکه وادار خواهیم شد از موضع دفاعی خیلی از ماها هم به آنها ملحق شویم.چرا که به کشورمان الان حمله شده است ودیگر مسئله مخالفتمان با نظام نیست ،کما اینکه زمان جنگ ایران وعراق مسلمن اولویت من به عنوان یک ایرانی ،دفاع از خاک کشورم بود برای من حفظ تمامیت ارضی کشورم اولین اولویتم هست،خاک کشورم تقدس داشته ، دارد وخواهد داشت حال تحت هر شرایطی که باشد
بنابراین اگر یک عده ای دارند جوسازی می کنند واین تهمتها را می زنند بدونید که فقط براساس غرض است ونه وافعیات  پایان


فرید

مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با آقای شهرام همایون




۱۳۹۱ تیر ۱۸, یکشنبه

دایره افترازنان، به رضا پهلوی با ورود کیهان شریعتمداری به جمع "فوکوسیها" تکمیل شد



وقتی کیهان حسین شریعتمداری دلش برای "اپوزوسیون" می سوزد واز "جفای" رضا پهلوی در "حق" اپوزسیون" می نالد


برتولت برشت زمانی ، خود را نفرین کرد ، وقتی که متوجه شد ، ارتجاعی ترین  نیروها ،تشویقش می کنند و برایش دست می زنند ؛ برشت  بسیار ناراحت شد و به خود نهیب زد که" پیرخرفت دوباره چه کرده ای که دشمنان مردم برایت هورا می کشند"


در پایین متن جریده کیهان همراه  با این مقدمه  کوتاه و ironic درج گردیده است
خورشید آن پشت نمی ماند
شاید که تفزقه افکنان و پهلوی ستیزان، همسویی  امیال سیاسی جنایتکارتریتها ی حکومت اسلامی را ، با هوا و هوسهای خود ، مقایسه کنند و از خود سوال کنند ؛ که چگونه است بازجوها و شکنجه گران اوین برایشان دست می زنند.؟
اگر به متن دروغ نامه کیهان بنگرید می بینید که؛ برادر حسین ناراحتن ، که رضا پهلوی دو چهره اند و بویی از راستگویی و صداقت نبرده است. این برادر که شغل شریقشون در اوین ، بازجوییست و شکنجه کردن ،  گاهگاهی هم دست به قلم می برند و مثلن اندر باب عدم صداقت افراد قلم می زنند.
شما می دانید که ما در کشورمان هر چه دولتمرد و مسئول داریم جزء به راستی سخن نمی گویند همین ریس جمهور محبوب کجا دروع گفتند ؟ اصلن او از هاله نور در سازمان ملل صحبتی کرد؟ نه ، یا رهبر عظما وقتی می گویند ما بهترین دموکراسی جهان را در ایران داریم خوب دروغ که نمی گن راست می گن دیگه ، یا  زندانی سیاسی نداریم آیا دروغه ؟ آیا تاجزاده سیاسیه ؟ آیا بروحردی را زندانی عقیدتی می گویند ؟ معلومه نه ،  تازه اون دهها هزار اعدامی اونها چی اونها سیاسی بودنذ ؟ نه ، همه جاسوس صهیونیزم بودند وهستند ، جاسوس که سیاسی نمی شه آقا ؟ آقا هر چه می نویسند همش تهمته به ولاهه .
این رضا پهلوی می ره با این کافرا به انگلیسی صحبت می کنه و چون ایرانیا انگلیسی  نمی فهمند .این آقا هرچه دلش می خواد می گه  مثل دولتمردان اسلامی ما نیست  که وقتی  با آمریکاییها صجبت می کنیم همه می فهمند چون به زبان خودمان هر چه بخوایم می گیم تازه در اون رسوایی مک فارلین هم این ممد منتظری بود که دروغ گفت  خوب به سزای اعمالش هم رسید.اصلن نه قرانی به ما دادند ونه کیکی ،هر چی هم در رابطه با نیکاراگوئه و دادن اسلحه آمریکایی بود همش دروغ بود.

این رضا پهلوی فکر می کرد این دفعه هم می تونه خارجی گپ بزنه و اپوزوسیون نفهمه ، این بار ولی اپوزسیون هشیار بود همین برادر ممد لنین که اسم مستعارش امینی هست ، این بار هوشیاری زیادی به خرج داد . آقا او این بار و بر خلاف گذشته که اپوزوسیون خواب بود ، به تنهایی تونست ، این توطئه را  کشف کنه و درآره  ،  که این رضا پهلوی رفته اونجا چی گفته و با اون روزنامه فوکوس بعد از کلی صغرا  کبرا چیدن ،در گوش اون روسپی که می گن خبر نگاره چی رد وبدل کردن ؟ خبرنگار نیستن اینها که .اینا باید بیان اوین کمی در موسسه کیهانی اوین زیر دست برادر حسین درس خبرنگاری وتوابی یاد بگیرن ، تا گول این طاغوتیها را نخورن ، اصلن می خوام بگم ، مگر زن می تونه خبر نگار بشه ؟  امام (گ) (ه) یک باربه پدر همین رضا پهلوی ،  فرمودند ؛ که زن بیاد تو هر اداره ای اونجا را به فساد می کشونه ، این خبرنگاره ، مصداق همان فرموده حضرت امام (گ) (ه) است .خلاصه عرضم حضورمبارکتون اینه که ، این پسر شاه  در گوش آون خانوم یواشکی گفته ، من می خوام شاه  بشم . قبل از اینکه اینو بگه به چپ وراستش هم  نگاه کرده تا کسی اون طرفها نباشه ، وبشنوه ، اینها می خواستن همه چیزو از مردم مخفی کنند  آخه  می دونی من میخوام شاه بشم یعتی چه ؟ نمی دونید دیگه ،اگر ذره ای از هوش و ذکاوت این سید مجتبی ما برخوردار بودید ، پی می بردید که با  اون حرفش می خواد چه بلایی سر ما بیاره ، سید مجتبی خامنه ای را نمی گم بابا ، شما دیگه کی هستین ، سید مجتبی واحدی را می گم . رضا پهلوی با همین جمله ای که ، گقته می خواد (شاه بشه) یعنی ایران را بدبخت کرده.این می خواد نظام اسلامی ما را اول سرنگون کنه بعد می خواد سراغ روسها بره و در روسیه از بین دهها ژنرال روسی یکی را که لیاخوف نام داره انتخاب کنه بعد قشون رزمی و موشک انداز اتمی را به سوی ایران راه بندازه وبیان تا قزوین اونجا مستقر بشن.این آقا بعد می خواد انتخابات راه بندازه ودر تهران نماینده های ملت را راهی اون مجلس کذا کنه بعد.مجلس رو که نشکیل دادند ونماینده ها را جمع کردند ،  می خواد مدتی ساکت بشه  و در این بین سری هم به واحد توپخانه اتمی روسها در قزوین بزنه  تا ببینه همه چیز آماده هست یا نه ؟ ، بعد آبها که از آسیاب افتاد یهو درعصر یک روز زمستانی مجلس را به توپهای اتمی ببنده. تازه در مجلسی که ممد لنین  رییس هست و سید مجتبا هم معاونشه ، تمام این پیشبینی ها را ممد  لنین نوشته  و به سید مجتبا هم داده  او هم یک کپی ازش گرفته و به اسم خودش پخش کرده ، این سید ما همیشه نقش معاونی ومشاوری را دوست داره مهم براش معاونیست اگر اون نبود یکی دیگه پیدا می کنه. فعلن پاانداز مملیه ،  خوب حالا شما فکر کنید این روسهای بی ناموس که فعلن مقام عضما ناموسشونه با اون توپهای اتمی از قزوین ، مجلس را بزنن ، دیگه چی می مونه از این ممد ما ، اصلن از تهران چی می مونه  ؟ به امام هیچی نمی مونه ، حالا فهمیدی چرا گفتم این رضا پهلوی نقشه داره وخدا به همه ما رحم کرد که این ممد ما تونست ایران رو نجات بده خداوندا ،بارلاها این اپوزسیون امام ساخته ما را از گزند دشمنانی مثل رضا پهلوی حفظ بفرما ، ای پروردگار ،ممد ما مجتبای ما را در پناه خودت حفظ کن تا بتوانند این اپوزوسیون ما را حفظ کنند.

 متن خبر کیهان :
ا ف رضا پهلوی و افشاگری­های جدید اپوزیسیون علیه وی 
رضا پهلوی آدم دو چهره ای است که وقتی با رسانه های فارسی زبان مصاحبه می کند ژست تواضع می گیرد اما آن روی واقعی خود را در مصاحبه با نشریه فوکوس نشان داد.
پایگاه اینترنتی موسوم به آزادگی که به عنوان یکی از ترمینال های اپوزیسیون در خارج از کشور فعالیت می کند، ضمن انتشار تحلیل فوق تصریح کرد: شاید او فکر نمی کرد گفته هایش در مصاحبه با یک نشریه آلمانی زبان در میان فارسی زبانان منتشر شود. او در مصاحبه با رسانه های فارسی زبان اپوزیسیون، خود را یک ایرانی ساده جمهوری خواه و مخالف حمله نظامی به ایران نشان می دهد و هرگز آرزوی تاج گذاری نمی کند اما حالا معلوم شده که در مصاحبه با فوکوس خود را شاه ایران و در عین حال حامی حمله خارجی به ایران می داند. او تاج گذاری را نهایت آرزوی خود عنوان می کند و در حالی که در محافل ایرانی اپوزیسیون خود را بسیار فروتن نشان می دهد و می داد، ناگهان وقتی خود را با رسانه خارجی تنها می بیند، فروتنی را به کناری می نهد و با نهایت غرور و خود شیفتگی، خود را شاه و تنها سیاستمدار توانا می خواند.............
....از سوی دیگر پایگاه اینترنتی ایران گلوبال (وابسته به طیف دیگری از عناصر ضد انقلاب فراری) با اشاره به آبروریزی رضا پهلوی نوشت: احتمالا وی تصور نمی کرده که این مصاحبه بازتابی در فضای رسانه ای فارسی زبان داشته باشد و بنابراین هر چه دل تنگش خواسته بر زبان آورده آن چنان که صراحتی که در این مصاحبه به چشم می خورد در کمتر مصاحبه ای از رضا پهلوی می توان سراغ گرفت. اما از بد حادثه یک وبسایت فارسی زبان این مصاحبه را ترجمه کرده است. او در این مصاحبه خود را پادشاه قانونی ایران می داند و از حمله به ایران دفاع می کند.
ایران گلوبال تصریح می کند: شایسته است آقای رضا پهلوی و مشاورانش به جای این که منتقدان خویش را آماج آتشبار و ناسزاگویی سازمان یافته سازند، به خود بیاندیشند و بگویند که ایشان، سخنان نادرستی را به زبان رانده و شاید در تب و تاب سیاست و بلغمی شدن سودای فرمانروایی، حرف هایی زده که اینک از گفتن آن ها پشیمان است. بگذریم که ایشان حرف دلشان را زده و به آن چه گفته اند، باور دارند.
 .فرید.










 http://www.khabaronline.ir/detail/224843/politics/parties

۱۳۹۱ تیر ۱۵, پنجشنبه

هک شدن سایت «شبکه خبر»، صدا و سیما ، یا اولین رفراندم آزاد در 33 سال گذشته با 89% رای نه ، به جمهوری اسلامی

نظرسنجی سایت «شبکه خبر»،  صدا و سیمای جمهوری اسلامی

ماموران گمنام امام نقی کار بسیار شایسته ای کردند ،چرا  که مهمترین دکترین نظامی،امنیتی (هسته ای)  برای حیات یا مرگ جمهوری اسلامی را به آرای مردم گزاردند،
 اینکه این رای گیری عامدانه  بود یا سهل انگارانه  موضوع این نوشته کوناه نیست هر چه بود ، سیلی محکمی بود بر گوش آن کسانی که می گفتند ؛ملیونها ایرانی شعار می دهند " تسلیحات(تحقیقات) هسته ای حق مسلم ماست" . من از مسئولین شبکه خبر که چنین رفراندمی را یرای اولین بار بدون سر وصدای زیاد به سرانجام رساندند جدن "سپاسگزارم " این رای گیری "ماموران امام زمان" خامنه ای را  وادار به هجو گویی مضحکی کرد؛ که گویا 28 ساعت مهمترین  سایت خبر گزاری یک حکومت حک شده است و اونها بی خبر بودند.

جالب اینجاست که بیشتر از یک شبانه روز این رای گیری که من بر آن نام رفراندم آری یا نه به جمهوری اسلامی گزارده ام ، در جریان بوده ، دهها هزار نفر در این رابطه چه در گروههای اجتماعی سیبری و چه در دنیای واقعی به بحث و فحص مشغول بودند وبه این گزینه ها رای می دادند ، وناگهان بعد از نشخیص نتایج این سرشماری که حسابی به ضرر مقام عضما وخلافت اسلامیش نمام شد یهو دستور آمد که این کار را هم طبق معمول به عهده استکبار جهانی وانگلیس گذارند

در اینجا باید دقت کرد که این  نظرسنجی سایت «شبکه خبر»، شبکه شش صدا و سیمای جمهوری اسلامی، سامانه رسمی ، هارترین جناح حکومتی است. یعنی کسانی که از چنین سایتهایی دیدن می کنند معمولن در چهارچوب جمهوری اسلامی قرار دارند یا دارای نظر خنثی هستند وکسی  نمی تواند ادعا کند ،  که آقا اینها طاغوتی شاهی  و  ضد انقلاب بودند.این سرشماری در چنین محیطی و در بین چنین  افرادی صورت گرفته است.پس نتیجه می گیریم که اگر خارج از سایتهای حکومتی انجام می پذیرفت قطعن نتیجه ای دیگری خاصل می شد. این قبیل سر شماریها مدتیشت که در سایتهای حکومتی انجام می گیرد و این اولین سر شماری نبوده است.که بگوییم سایت را حک کردند . منتها بر خلاف گذشته ،سوالات این بار، سیاسی واساسی بوده است.تنها فرقش  این بار در نوع سوالها بود
سولات این رفراندم واقغی چه بود
 سایت «شبکه خبر»، شبکه شش صدا و سیمای جمهوری اسلامی ابندا این پرسش را به رای می گزارد
که ؛  آیا با غنی سازی موافقند یا نه ؟  63% پاسخشان نه بود
بعد از این گل به خود سوال دومی را طرخ کردند واولی را برداشتند
که ؛ آیا با بستن تنگه هرمز موافقند یا خیر ؟ این بار جواب کوبنده تر بود  80%  پاسخ منفی بود

همانطور که مطلع هستید مهمترین و اصلیترین موضوعات حیات جمهوری اسلامی را به رای گیری گذاشتنذ
در این رقراندم  مردم به واقع به آن نیروهای سیاسی در اپوزوسون لبیک گفتند که سالهاست معتقدند جمهوری اسلامی نه برای منافع ملی ما ایرانیان بلکه برای حقظ واستمرار خلافت جابرانه وظالمانه خود ، در صدد ساختن سلاح اتمیست
مخالفت  89% مردم با تنها دکترین امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی برابر است با عدم موافت آنها بر استمرار این حکومت جابر
به عبارت دیگر حتا بسیاری از خودیها هم دیگر خسته شدند و خواهان ادامه این روندها و ادامه حکومت جمهوری اسلامی نیستند.این حقیقت را ما از مدتها پیش می دانستیم ولی اینکه خود جمهوری اسلامی مقدمات واقغی این حقیت را مستند ومسلم کرد برای تمام آزادیخواهان ایرانی یک نقطه عفو و بسیار خوشایند بود
این واقعه به رهبران جمهوری اسلامی هم که مثل کبک سرشان را زیر برف کرده اند ، نشان داد که برای مردم مهم نیست که به خاطر سیاستهای ابلهانه همین سردمداران حکومتی ،کشور به بن بست رسیده است ومی خواهند از طریق دسترسی به سلاخ هسته ای و در فرآیند آن معامله با غرب وروسیه وچین ،حاکمیت ظالمانه خود را چند صباخی دیگر طولانی کنند
به اعتقاد من؛ این دو سوال (  غتی سازی و بستن تنگه هرمز) از آن دست سوالهایی بود که  رژیم امیدوار بود، شاید از این طرح آنها بتواند جان سالم بدر برد ولی اگر سوالهایی پرسیده می شد ،که به اقتصاد ویران کشور،  گرانیها،  بیکاری ملیونها جوان ارتباط می داشت ویا پرسیده می شد که چرا زندانهای کشور پر شده است (  امام جمعه قم  : زندانهای کشور پر شده است و دیگر جایی ندارد) و.......و  در یک جمله اگر از مردم پرسیده شود که جمهوری اسلامی آری یا نه جواب چه خواهد بود آیا پاسخ    نه 89% به جمهوری اسلامی ،در واقع ارفاقی بیش نخواهد بود به 33 سال تبهکاریهای جمهوری اسلامی ایران

.فرید.  

۱۳۹۱ تیر ۱۳, سه‌شنبه

از مخالفت محمد امینی؛ با براندازی ولایت فقیه و محاکمه خامنه ای، تا مشیری و اخیرن هم واحدی! بخش دوم

در بخش اول این مقاله یاد آور شدم که مشکل آقای امینی فقط با آقای رضا پهلوی نیست ایشان مشکلشون با براندازی جمهری اسلامیست و از این جایگاه ایشان  بر خلاف گفتمان سکولار دموکراسی که برای معرقی خود انتخاب کرده اند با سکولار دموکراتهایی مثل آقای رضا پهلوی دشمنی می ورزند
 ایشان در سایت گویا نیوز می نویسند
شاهزاده ای ديگر، پس از چندسالی .... شرم و آزرم را يکسر به کنار نهاده است و نه تنها خويشتن را «پادشاه قانونی ايران» خوانده، که در سودای براندازی جمهوری اسلامی .... زبان گشوده وچشم .......دوخته است
بگذریم که این شاهزاده صدها بار گفتند و گفتند و در چندین کتابی که نوشته اند ،  بارها یاد آور شدند که ایشان تا رهایی ایران و ایجاد شرایطی که در آن رفراندم وانتخابات آزاد ممکن گردد ، در کنار مبازران آین مرزو بوم برای دموکراسی وآزادی ایران مبارزه می کنند ،وسپس این ملت ایران هست که تعیین می کند در ایران چه سیستمی بر قرار شود

رضا پهلوی
نوع حکومت آینده را ملت ایران تعیین میکند و هر چه باشد من پذیرا خواهم بود


در روزهاي اخير متا سقانه آقاي واحدي هم با نوشتن مقاله اي بي مورد وبدون جهت که به هيچ وجه ضرورتش را من احساس نمي کنم به اين کنسرت ناهمگون شايعه سازان ؛ اتهام زنندگان و پهلوي ستيزان پيوست (آقاي مجتبي واحدي را من فرد مسئول وموقعيت شناسي مي دانستم).بعد از حملات اين چند نفر آنهم از جهات مختلف،(اسلام ستيز در کناراسلام گرا،مائويست ديروز در کنارملي گراي" امرو)    پرسشي من را به خود مشغول کرده است ، که آقاي رضا پهلوي شايد در تمام عمرش نه بر عليه کسي مقاله اي نوشته نه کسي را حتا به نام ، نقد کرده اند و هميشه هم خواهان بخشيدن انقلابيون 57( که ملتي را خوار و ذليل کردند)  بوده اند.
 آقای رضا پهلوی در 33 سال گذشته خواهان همبستگي وانحاد تمام دگر انديشان بوده و مي باشند و اين جمله  "امروزفقط اتحاد" را از زبان نينداخته اند. با اين حال چگونه است که هر کسي از خميني وخامنه اي قهر مي کند يا او را از بارگاه امام دجال با اردنگي به بيرون پرتابشان مي کنند(در ظاهر يا باطن معلوم نيست) ، اولين موضع گيريشان بي احترامي وانگ وتهمت به رضا پهلويست؟  با وجودی که ايشان حنا يک بار هم به اينها پاسخي جزء يه نيکي نداده است ؟ با وجود احترامی که به آقاي واحدي دارم ولی واقعن معنی ، پیوستن ایشان به کنسرت گوشخراش مشیری امینی چه بوده است ؟ و هدف شما از کپي وانتشار دوباره لاطئالات محمد اميني چیست ؟.آيا از اين طريق مي خواستيد به ايشان دست مریزاد بگوييد  که خواهان براندازي جمهوري سفاک اسلاميتان نيست  ؟ يا نه اهداف مهمتر ديگري داشتيد.که اميدوارم پاسخ دهيد.
 آدمي متاسف مي شود وقتي مي بيند که اين آقايان دردشان نه اتحاد براي براندازي حکومت سنگسار ، کهريزک واعدام است ، بلکه دغدغه اصلي اينها در اين شرايط بسيارخطرناک ونعيين کننده مقابله با کوششها وفعاليتهاي متحد کننده ، مبارزان وفعالان سياسيست که درد وطن دارند وبراشون مهم نيست که امروز در کنار آقاي رضا پهلوي قرار گيرند يا در کنار چپها و راستها بايستند ؛ در کنار جمهوريخواهان براندار وسکولار براي آنتخابات آزاد مبارزه کنند و يا همراه با مشروطه خواهان دموکرات در آزادسازي زندانيان سياسي بکوشند.

يکي از اين مبارزان وطنپرست که در طيف چپ قرار دارد و اهم وظايف خود را امروز در جهت اتحاد ملي تمام نيروهاي سکولار دموکرات قرار داده است آفاي هشمت ريسي مي باشند ، او که از رهبران طراز اول جنبش چپ و کارگري ميهنمان واز کارگران سابق شرکت ملي نفت ايران مي باشد بي مهابا به انقلاب اسلامي وفجايعي که از سال 1357 بر اين ملت وکشور مي رود؛ انتقاد مي کند و بر سرکساني که به نام جمهوريخواهي؛چپ،ملي گرايي و اصلاحطلبي  سعي مي کنند سدي در مقابل نيروهاي متحد کننده اين کشور ايجاد کنند. نهيب مي زند ؛ واز آنها مي پرسد آقايان آخر وجدانتان کجاست.از آنجايي که تک تک اين جملات مي تواند جان کلام مليونها جوان ايراني نيز باشد.سعي کرده ام تمام اين گقتار شقاهي را در زير بدون کم وکاست به رشته تحرير در آورم تا شايد آقاي اميني ومشيري هم ياد بگيرند که امروز ملت ايران نه به تفرقه اقکنان حرفه اي وفصلي ، بلکه به پيام آوران
رهايي و همبستگي نياز دارند

آقاي حشمت رییسی می گویند ؛
کشور در حال تباهي ست واينها ، از اينکه دست به هم دهند و متحد شوند خودداري مي کنند.در کجاي جهان اين اتفاق افتاده است. مگر اينها کار ديگري ندارند جز فحاشي به پسر شاه ، انگار تمام کارهاي ملي ميهني خود را انجام داده اند.اين ديوانگان، کيا هستند آخر ؟ کشور در حال متلاشي شدن است. نفت را 30% زير قيمت استاندارد مي فروشند ، چوب حراج را زدند، کشور قطر نفت ما را غارت مي کند.هزار مصيبت در اين کشور هست،کشتار در اين مملکت بوجود آمده واينها ول کردن.تمام اين مصيبتها ، کشتارها ، وشکنجه ها را ، جوان بدبخت نمي تواند لباس بپوشد ، نمي تواند بخندد ، يا گريه کند ، نمي تواند شاد باشد ، خوش باشد. اينها چرا نمي دونند ابعاد فاجعه را.! آقا تمام دغدغه اش اينه که پسر شاه(شاهزاده) را افشا کند..آقا برو جنايتکار را افشا کن ، برو کسي که ايران را به اين روز انداخنه افشا کن. آقا شما
جرات نداري هنوز بري يک مقاله عليه خميني بنويسي ، مي ترسي ، بز دل.. اداي روشنفکر رو در مياري.اينه وضعيت کشور ما ، اينه وضعيت ما، با اين وضعيت ما چه بکنيم؟ به نظر من هر کس در اين شرايط از اتحاد خود داري کند خائن به کشور است خائن به وطن است. اينهايي که در مقابل نيروهاي سکولار دموکرات مي ايستند و مانع اتحاد مي شوند ، اين چپهايي که از اتحاد بين نيروها دفاع نمي کنند ، خائن به وطن هستند  آقا تا کي ، اول دنبال خميني افتادند ، بعد دنبال رقسنجاني افتادند ، بعد دنبال خاتمي افتادند بعد دتبال موسوي افتادند ، آخر تا کي مي خواي دنباله روي وکيف کشي کني ، بي هويتي تا کي خود فروشي تا کي ، آقا خودت باش تو سکولار هستي تا کی می خوای دنبال ولی فقیه باشید من ماندم از دست این نیروهایی که خودشان را سکولار می دانند وطرفدار حقوق بشر ، دیگه چگونه باید خقوق زنان پایمال بشه ،  ورژیم این حقوق را له کنه ، تا تو وجدانت به درد بیاد اصلن ایتها وجدان  ندارند دیگه  چپ ایرانی اگر یک روز فقیری ، گدایی را  در خیابان می دید ، عاصی می شد  ولی امروز صدها هزار کودک کارتن خواب در این مملکت هست.
زمان شاه کجا کارتن خواب در ایران بود ؟ آنهایی که یتیم بودند می بردند داوودیه ،من بودم آنجا چون من آنجا کمک می کردم  دیدم آنجا بسیار خوب بود. خالا اینهمه  در خیابان افتادند واین بی شرفها دارند از خمینی حمایت می کنند ، شما شرف ندارید دیگه وجذان نذارید ،چرا اسم چپ را خراب  می کنید ؟اولین مشخصه چپ شرف و وجدان است و حس انسان دوستیست آخر تمام رفقای خودت را گله ای اعدام کزدند ، از یک مادر 6 فرزندش را اعدام کردند. چرا اینها را فراموش می کنید  چرا ؟... ایشان در جایی دیگر ادامه می دهند
من ماندم که با اینها چگونه صحبت باید کرد ؟ اینها فقط  یک وظیفه دارند که از هر اتحادی بر علیه ولایت فقیه وجمهوری اسلامی جلوگیری کنند.من وقتی در این صحنه سیاست نگاه می کنم چیزی حزء این نمی بینم ....آقای حشمت ریسی در پایان ،  از همه می خواهند : که باید از منافغ شخصی وگروهی بگذرند و باید به منافع ملی وانسانی قکر کنند و ادامه می دهند ؛ امیدوارم به اینها تفهیم بشه ؛ تاریخی که دارند می نویسند چیزی جزء حماقت ، پلیدی ،استغاثه ودریوزگی به استان  قدرت منحط مذهبی حاکم نیست . بازی اصلاح طلبی را کنار بگذارند چون امکان ندارد امکان ندارد چرا که حداقل بخش صادق این اصلاح طلبها در زندان به این نتیجه رسیدند که در مقابل این کشنارها ،چرا سکوت کردند ،در مقابل سرکوب منتظریها و شریغتمداریها چرا سکوت کردند پایان
نقل قول

خوب با این توضیح بسیار دردناک آقای رییسی از اوضاع واحوال نیروها ، باید پرسید که چرا اینها مشگلشون شاهزاده رضا پهلویست ونه حاکمیت جمهوری اسلامی که باعث تمام این فلاکتها وبدبختیهاست.
آقای مشیری به این دغدغه ها و اعتراضات  به حق ما ،  که از  آقایون ، می خواهیم ، دست بردارید ازاین خاک در چشمها پاشیدن وتفرقه افکندن ، بسیار ناراحت می شوند ونالان ما را فاشیست خطاب می کند ! من از ایشان می پرسم  آقای مشیری مگر
نمي گوييد دموکرات هستيد آيا هر کس که با شما مخالف بود وصحبتي کرد ومقاله اي نوشت فاشيست است ؟ شما.همه را بي سواد مي دانيد ولي خود هنوز نمي دانيد که فاشيزم چيست وچه فرقي با فاشيست دارد.شما به منتقد خود فاشيست می گویید.درک شما از آزادي بيان اينجا روشن مي شود.

محمد اميني ولی  نه تنها در سياست  ، خود را به جمهوري اسلامي نزديک کرده است ،بلکه در زمينه اخلاقي ورعايت موازين ژورناليستي و صداقت در گفتار ونوشتار هم  ،خود را  در حد  بي فرهنگي کيهان، حسين شريتمداري تنزل داده است. شما اگر نوشته اخير ايشان بر عليه آقاي رضا پهلوي را که با همکاري آقاي مشيري در تلويزيون پارس،  برد تبليغاتي وسيعي داده شد، را بررسي کنيد پي خواهيد برد ؛ که هردوي اين عاليجنابان  عضو،  درجبهه ملي آمريکا،  به واقع دست گوبلز
آلماني  و احمدينژاد اسلامي را در دروغ گويي ،شانتاژ؛سفسطه ومغلطه از پشت بسته اند.هدفم در اين نوشتار نه دفاع از آقاي سازگارا بود ونه آقاي رضا پهلوي احتياجي به اينگونه پاسخها دارد. مشيري این دوست آقای امینی که بر خود نام استاد هم گزارده است ولي دريغ از متانت ومهرباني يک استاد . .در وجود ايشان فقط تنفر و تنفر وباز هم تنفر انباشته  شده است.برخورد ايشان.به ديگران جدن خالي از هر گونه ادب وفرهنگيست . نقد مشيري به واقع سرکوب  است وترور شخصيت  اين شيوه هيچ ربطي به فرهنگ اديبانه ومتمدنانه ندارد. ايشان در اصل با دفاع از آزادي بيان به آن از پشت خنجرمي زنند.آيا هرکسي که فرياد آزاديخواهی  سر داد لزومن آزادي خواه مي باشد يا نه  آزادي خواهي منش مي طلبد  وفرهنگ لازم دارد. جمهوري اسلامي هم شب و روز داعيه   آزادترين کشور جهان را دارد ، با اين حساب  آيا ازادي خواه  مي شود.  شما مي توانيد به نام آزادي به سرکوب آن هم برويد. شيوه آقاي مشيري ديکتاتوري محض است. اين چه نوع بررسي و برخورد منتقدانه ايست که شما 3 ساله در هز برنامه تلويزيوني خود به جاي کوبيدن استبداد بالفعل و بالقوه ,حکومت ديني حاکم در ايران ، مکرر به 50 و100 سال پيش مي رويد وشروع مي کنيد به کوبيدن رضا شاه بزرگ ومحمد رضا شاه فقيد، "استاد مشیری" .مگر يک پديده را چند هزار بار بايد به نقد کشيد آقاي مشيري به صاحب انديشه کار دارند ونه به خود انديشه  . اين دقیقن  همان روش جمهوري اسلاميست,اين همان ترور فکريست.و بی پروا  بگويم،  اين همان ديکتاتوريست که  او سعي مي کند خود را از آن بري بداند.

 من به رواتشتاسی تخقیر وتخریب آقاي مشيري ومتدولوژيش در برخورد با ديگران وترمونولوژي مورد استفاده وي در آينده به تفصيل سخن حواهم گفت و سعي خواهم کرد به اين موضوع بپردازم که آقاي مشيري چگونه به جاي نقد انديشه ،  به ترور شخصيتها مي پردازد.  نقد يک علم است بايد آن را آموخت تا بتوان دگرانديشان را نقد کرد.آقاي مشيري از نبودن امکان آزادي انديشه در حکومت پادشاهان پهلوي  هراران بار گفته ومي گويد ولي فراموش مي کند که  آزاديخواهي ودموکراسي از نوع برخورد انسانها با يکديگر وبه يکديگر آغاز مي شود.ويا آن ديگري آقاي اميني به عنوان نزديکترين دوست وتکستر  برنامه هاي ايشون،  ببينيد چه دسته گلي تازه اي ،  به آب داده است در بالا به يکي دو مورد از اعتقادات آقاي اميني اشاره کردم که چگونه خواهان حفظ جنايتکارترين نظام سياسي موجود  در قرن 21 يعني جمهوري اسلاميست   و چگونه ايشان مخالفت صريح خود را از برکناري اين حکومت عنوان کردند. دليل مقاله اخير ايشان بر عليه شاهزاده رضا پهلوي هم   دقيقن از همين نگراني ايشان نسبت به سرنگوني رژيم نشئات مي  گيرد.   آيا واقعن بعد از 33 سال بر طبل تفرقه کوبيدن ودر صفوف ملت ايران تشتت وپراکندگي ايجاد کردند کافي نبوده که اين آقايان در اين شرايط هم ول کن نيستند

 راستي چرا اين دو نفر اينهمه بر طبل تفرقه در اين شرايط خطير مي کوبند.آقاي اميني چرا دوان دوان خود را در سطخ ادبيات آقاي مشيري تنزل داده است ،اگر از مواضع رژيم پسند ايشان که بگذريم، مقالات ومباحث تاريخي ايشان به خصوص بر عليه تجزيه طلبان از وزن وفرهنگ بالايي برخوردار بود . چگونه است که ايشان به  فردي پيوستند که در بي ادبي ربان زد عام وخاص است..آيا اينها شرايط لحظه را درک نمي  کنند.؟ آيا درد اميني هم  به مانند تعدادي اصلاحطلب ديگر همان شکايت از جنايت کار بزرگ خامنه ايست؟

.همانطور که همه ما به خوبي از آن آگاهي داريم ، آقاي رضا پهلوي وصدهها هموطن آسيب ديده از شقاوتها ورذالتهاي جمهوري اسلامي، شکواييه اي را جهت محاکمه علي خامنه اي به جرم جنايت عليه بشريت , به دادستان دادگاه لاهه تقديم کردند ودر جهت کشاندن اين شکواييه به شوراي امنيت سازمان ملل تمهيداتي را  فراهم ديده اند.علاوه بر اين بسياري از ايرانيان ،  تريبون محاکمات عاملين وقاتلين ،قتل عام سال 67 را در لتدن  تشکيل داده اند، و در آنجا هم به جمع آوري اسناد
وپرونده هاي اين جنايايت مبادرت  مي ورزند.هزاران  هموطن ، که خود يا خوانوادهايشان در اين  سی سه سال، به ناحق ، شکنجه ،زنداني ويا به قتل رسيده اند، مشغول جمع آوري شهود واسنادي مي باشند ،که براي ارئه به شوراي امنيت سازمان ملل وصدور جکم دستگيري و دادگاهي کردن خامنه اي ومسببين اين قتلها ضروريست
،
علاوه بر اين،  به خاطر ديپلماسي ضد ملي وخيانتکارانه خامنه اي و باندهاي مافيايي حاکم بر ايران وبه ويژه بعد از شکست مذاکرات هسته اي در مسکو  که به قول خانم کلينتون وزير امور خارجه آمريکا بسته شدن آخرين  درهاي مذاکره بر روي جمهوري اسلامي را به همراه داشته ،. کشور ما به مرحله بسيار حساسي وارد شده است.اسراييل به خاطر تهديدهاي  مکرر سران جمهوري اسلامي ،از خميني وخامنه اي گرفته تا رفسنجاني واحمدينژاد ؛ که  اسراييل را نابود خواهيم کرد.خود را آماده خمله به ايران مي کند وبه قول نتانياهو رييس جمهور اسراييل، اين حملات بايد قبل از دسترسي رژيم ايران به فن آوري ساخت سلاح هسته اي باشد،آنها اين زمان را حداکثر يک سال و حداقل 6 ماه تعيين کرده اند در چنين شرايطي اولويت آقايان مشيري واميني  پرداختن وحمله کردن به شخصيتيست که در کنار بسياري از مردان وزنان وطنپرست ديگر،وبا ايجاد شوراي ملي ايرانيان، تنها اميد ملتي بي کس وتنهاست.

جالب اينجاست که آقاي اميني  خود را   سکولار دموکرات هم مي داند.وآنوقت چنين فرومايه  به نبرد سکولار دموکرات ديگر مي رود  وميخواهد بر مبناي اتهامات بي اساس ،انتقاداتي بي اساستر را در کنار هم رديف کند..ايا ايشان دوباره در سر سودايي ديگر دارند؟.همان سودايي که خاتمي  وآخوند نوري ورفسنجاني در ايران شروع به تبليغ آن را مي کنند و براي به بازي گرفتنش، خاتمي اين آخوند بي ريشه و بي بته مي بايست مي  رفت و در دماوند به نظامش راي مي داد.همان خاتمي که 4 ماه پيش گفته بود تا ما به "حداقل خواسته هايمان رسيدگي نشود در هيچ انتخاباتي شرکت نمي کنيم". ويکي از آن خواسته ها آزادي رفقاي ديروزشان از زندان خامنه اي بود.خاتمي چشمانش را بست و به ياران ديروزش لبخندي از بي غيرتي زد وو سالوسوار سر به زير انداخت و رفت راي آري را در صندوق خامنه ای انداخت.

 وقتي به شخصيت وبي پرنسيبگي خاتمي مي نگري که حاضر است  دوباره  براي لقمه اي نان ، به دريوزگي ولايت فقيه ي بدود ، که روزي به گفته خودش جزءتدارکاتچيش بيش نبود، وقتي آين آخوند را با اين اصلاحطلبان در  خارج  نشسته مقايسه مي کنيد مي بينيم همه از يک ريشه واز يک جنسند .منتها  براي فزيب مردم وبراي پاشيدن خاک در چشم آن معدود هوادارانشان يکي خود را "سوسيال دموکرات" مي نامد مثل فرخ نگهدار وآن ديگري بر خود نام  سکولار دموکرات" گزارده است ، مثل محمد اميني،يکي فرياد  مي زند که آقا ما  "ملي" و مذهبي ويا"روشنفکر" ديني هستيم ، مثل کديور. حتا،وقتي به بيوگرافي تمام اينها مي نگريد مي بينيد همه پهلوي ستييزند،همه به خميني وجمهوري اسلاميش در مقابل بختيار لبيک گفتند، همه اصلاح طلبند ودر نهايت همه امروز براي حفظ جمهوري اسلامي قلم مي زنند  و با دشمنان جمهوري اسلامي دشمني مي کنند.فرق نمي کند که مذهبي بوده باشند يا مائويست ومارکسيست

آقايان شما متهميد شما متهم به دفاع از حکومتي هستيد  که رهبران آن همه، غاصب،جاني دزد وقاتلند،حکومتي که از روز نخست به قدرت رسيدنش صدها هزار انسان بي گناه را به نام طاغوتي،مرتد،منافق،جاسوس و معاند اعدام ، شنکجه وسنگسار کرده است.شماها متهميد که اولن ، عقب مانده ترين قشر اجتماعي ايران ، يعني آ خوندها را به قدرت رسانديد، قشري که ايران را دههه ها به عقب برد. ومعلوم نيست فرايندش به کجا ختم خواهد شد.

بايد اميدوار بود که وطنپرستان ايراني قبل از اينکه دير شده باشد بتوانند خلاء قدرت ناشي از فروپاشي  جمهوري اسلامي را با اتحاد وانسجام خود پر کنند.و دومن پس از قدرت گيري آين موجودات کريه المنظر(آخوند) برايشان به عنوان نيروهاي فکلي ديني(جبه ملي) يا ديني فکلي(ملي مذهبي) دولت تشکيل داديد و فردي مثل سنجابي (رهبر جبهه ملي) که به زنده ياد بختيار خيانت کرده بود تا بتواند سهمي از دولت آن "فکلي ديني" ديگر،آقاي بازرگان(رهبر ملي مذهبيها) را به خود اختصاص دهد. خميني اين مرد بي سواد وقصي القلب و بي رخم پس از سوءاستفاده از.همقطاريهاي شما ،آنها را به  بيرون پرتاب کرد ، تا نوبت به آن انديشمند قرن" رسيد که با کشف جديدش (مضرات ، تشعشعات ليزري ناشي از موي زنان بي حجاب و  با شعار خميني را از پدرم بيشتر دوست دارم وارد معرکه گرداندند و 33 سال خواستيد اين موجودات عجيبالخلقه را به انسان تغيير دهيد ولی می بینید که شما ، خود عجيبالخلقه شديد نه آنها.شماها می خواستید جمهوری اسلامی را اصلاح کنید ولی غافل از اینکه او شما را اصلاح کرد. 

آقاي اميني شما ها متهميد که هنور هم ول کن اين قاتلان نيستيد وبراي نحات اين حکومت از فروپاشي ، به ساير نيروهاي وطنپرست وسکولار دموکرات واقعي پرخاش مي کنيد وتهمت می زنید.  آقاي اميني , در همان آمريکايي که شماها زندگي مي کنيد با قاتلان وجانيان چه مي کنند ؟ آيا افرادي که به اين جنايت کاران کمک بکنند تا آنها به کار خود ادامه دهند وبيشتر قتل وجنايت ودردي کنند ؛با آنها چه مي کنند ؟ آيا اگر آقاي اوباما دستور قتل مردم  را صادر کند وموجب نابودي هزاران انسان بي گناه شود شما بگوييد با اوباما جه مي کنند ؟ به او مي گويند مهم نيست همان بالا بمان ما تورا اصلاح مي کنيم ؟ يا نه ، سريع مي ريزند و اورا با پابند ودستبند روانه زندان يا تيمارستان مي کنند.

 .بلي آقايان شماها متهميد ،چرا که هنوز راضي به پايان کار  سيستم " مرگ ،نيستي،سنگسار کهريزک واعتياد مليوني نيستيد ما تنها کشوري در جهان هستيم که  7000.000  آواره دارد. تمام زندانهايش پر شده وديگر جايي براي زندانيان جديد نيست اين آماریست که هفته پیش  امام جمعه قم  آنرا افشا کرد واز ديگران خواست که حقايق را به مردم بگويند.شماها متهم به دفاع از جنايتکاراني هستيد که اقتصاد کشور را نابود کرده اند وهم اکنون 12 مليون بيکار رو دست جامعه گذاشتند تمام اينها آمار حکومتيست،. حکومتي که به قول وزير بهداشتش 10 مليون معتاد دارد آقاي اميني مي دانيد 10مليون معتاد در يک کشور 70 مليوني يعني چه ؟ يعني تقريبن هر خانواده اي يک معتاد رو دستش گذاشتند. شما مي دانيد که در کشورهاي غربي خانواده هايي که معتادي را در خود داشته باشند اعضاي  آن خانواده را براي معالجه روح وروان افسرده وپريشان به دکتر روانکاو  مراجعه مي دهند نتيجه اي که از اينجا مي شود گرفت اين است
 آقايان شما داريد از حکومتي دفاع مي کنيد وخواهان دوام آن در قدرت هستيد و با سرنگونيش مخالفيد که ملتي را از نظر روحي و رواني بيمار کرده است هر يک از اين تبهکاريهاي جمهوري اسلامي ، درهر يک ازکشورهاي متعارف ديگر اتفاق افتاده باشد برابر است با جنايت عليه بسريت اگر در همان آمریکا ، دولت در ميدان مرکزي شهر يک نفر را شلاق زند آن روز آن شهر به آتش کشيده مي شود .مگر نیست اینها خقایق مسلم ؟اکر نیست بروید در مقابل کاخ سفید سیاه پوستی را شلاق بزنید ، یا  در همانحا ودر ملاء عام او را به دار کشید ! نه روزی 10 نفر فقط یک نقر کافیست ببینید بعد مردم همه جا را به آتش خواهند کشاند یا خیر ؟جمهوری اسلامی روح وروان ایرانیان  را تباه کرده است  وشما ول کن آن نيستيد چرا ؟

دوباره اين گفته آقاي اميني را بخوانيد
سايت چالشگري: / محمد اميني
جنبش کنوني ايران، جنبش براندازي جمهوري اسلامي نيست و نبايد چنين توهمي را در ميان مردم
ايجاد کرد. نسخه پيچي هاي راهکاري برپايه چنين توهمي، به پيروزي مبارزه اي که براي دستيابي
به رفرم هاي اساسي و ماندگار در نظام انتخاباتي در جريان است، به شدت زيان خواهد رساند

آقاي اميني شما وشرکايتان مي خواهيد ،عمر چنين حکومتي را دراز کنيد . درد شما آزادي نيست دست برداريد از خاک پاشيدن در چشم  ملت نجيب ومطلوم ايران.  بس کنيد وبيش از اين تخم نفاق ، تشتت و پراکندگي را در بين نيروهاي سکولار دموکراسي  نپراکنيد
جمهوري اسلامي دير يا زود رفتنيست چرا که 4 دشمن وحشتناک وکشنده دارد و در مقابلشان به زانو افتاده است ،  يا بزودي خواهد شد
 الف ؛اقتصاد بحراني ( تورم، گراني روزافزون کالاها,   بي ارزش شدن واحد پول  ملي،تحريم نفتي)
ب  ؛ رسانه ها(اينترنت ،دسترسي به رسانه هاي جهاني در دورترين دهات کشور از طريق ساتليت،آيفون)و
پ  ؛ ملت عاصي شده وخشمگين که با پيدايش اولين امکان وروزنه اي ، مليونيها به خيابانهاي سراسر کشور سرازيز خواهند شد وتا رسيدن به خواسته هايشان که همانا رفراندم,انتخابات آزاد،حکومتي سکولار ودر نهايت تحقق حقوق  ملي وشهرونديست، اين بار نه سکوت خواهند کرد ونه منتظر مي شوند تا کسي برايشان هفته ها به دنبال مجوز بگردد وپس از اينکه وزارت کشور اين
مجوز را صادر نکرد، آنها براي برگشت به "دوران طلايي خميني" دست به تظاهرات سکوت بزنند . واین بار اصلاحطلبان آبرو باخته هم نمی توانند به داد سید علی برسند!!! چرا که با آمذن آنها وباز شدن اندکی فضای باز در ایران همان   و ملیونها جوان به خیابانهای کلانشهرهای کشور  سرازیر شدن ونابود کرده هر چه استبداد مذهبیست ! همان  .
 ت  ؛گلوبالسيم و فرایند آن در خاورميانه ، این منطقه را هم به زودی عاري از ديکتاتورها خواهد کرد. که به اغتقاد من با بي عرضگي اسلام سياسي در مديريت اقتصاد وکشور ، جوامع  به سمت سکولار دموکراسي تکامل مي يابند

من واقعن در مقاله" آرزوهاي محمدعلي شاهي"آقاي اميني ،موردي را نديدم که بخواهم آنرا مورد نقد،  قرار دهم . همانطور که بارها مطرح کردم آقاي رضا پهلوي آنقدر شفاف وصادقانه خود را  بارها وبارها بيان کرده اند که احتياجي به دفاع شخصي مثل من ندارند.،بر خلاف بسياري از روشنفکران" همسنخ آقاي مشيري واميني که ترس از روبرو شدن با مردم را دارند ومحدوديتها
وممانعتهايي براي پرسش کنندگان به وجود مي آوردند (در بالا به آن آشاره کردم) ، آقاي پهلوي داراي بيشترين ارتباط و تعامل ، با تمام اقشار جامعه مي باشند.اين رايزنيها وتعاملات چه  با جوانان داخل کشور باشد و چه شرکت در پرسش پاسخي ، که با حضورچند هزار نفر و به دعوت آقاي ريسي و روم انجمن سخن شکل گرفت،باشد و يا در ساير مجامعي که ايرانيان حضور دارند.
 آقای امینی هيچيک از شما به آزاد منشي  رضا پهلوي نخواهيد رسيد..آقاي رضا پهلوي وطيف معتقد به راه  و روش وانديشه هاي ايشان ، تنها نيرويي هستنتد که از روز اول به قدرت رسيدن آخونديسم وتوتاليتاريسم ديني در ايران ،با آن مخالف بوده وهستند.آنهايي ترس از جوانان ايرانزمين  دارند که هنور آرزوها وآمال  خود را در همين رژيم قرون وسطايي ومذهبي مي جويند. وبه مانند اقليتي از"روشنفکران"  نسل 1357 که هنوز هم چشم بر دهان ودست آخوند دوخته اند  ودر جهت استمالت از "خط امام" به دنبال دم ودمبالچه هاي آنها مي دوند.
 يک اصلاح طلب نمي تواند  پاسخي براي آن جوان داشته باشد که بعد از 57 به دنيا آمده است ودر جستجوي عاملين اين تباهي مي باشند.سوال زن وجوان امروز ايران اين است که چرا آنها را به چنين روز فلاکت باري دچار کردند وخود در رفتند .فاجعه آنجاست که همينها مي خواهند از تکزاس وواشينگتن ولندن ، جمهوري اسلامي را در قم وتهران ومشهد اصلاح کنند.در مقاله آقاي اميني اگر از مغالطه هايش بگذريم  به واقع چيزي آن ته باقي نمي ماند تا پاسخ گفته شود .به مواردي در روزنامه فوکوس اشاره کردند که دفتر آقاي رضا پهلوي بلافاصله پس از اطلاع از ترجمه اشتباه مصاحبه ايشان ، بيانيه اي صادر کردند واين خطاي روزنامه فوکوس را به آنها تذکر دادند و از آنها خواستند تا هر چه سريعتر ترتیب  اثر دهند . ويا مورد ديگري که گويا ايشان خواهان جنگ هستند ومي خواهند از اين طريق در ايران سلطنت کنند خوب اين دروغ محض است ،قابل بررسي نيست من در مقاله اي که در رابطه با ، انتقادات آقاي کشتگر نوشتم (نظرات وعقايد آقاي کشتگر بر خلاف تهمتهاي آقاي اميني قابل بررسي بود)،به ايشان توصيه کردم تا آقاي رضا پهلوي راابتدا بشناسند وبهترين وسيله براي شناخت ايشان کتابها ومصاحبه هاي ايشان است.همين توصيه را به آقاي اميني وسايربن هم مي کنم که به جاي پيشداوريهاي کاملن مغرضانه ، مرسوم وسطحي برخي از" روشنفکران" چپ  و ديني , سعي کنيد ايشان را با مطالعه ، افکارشان بشناسيد.مطمئنم اگر غرض ورزي در کار نباشد پس از خواندن اولين کتاب يا شنيدن حتي يک مصاحبه نيم ساعته از آقاي پهلوي اين پيشداوريها از بين خواهد رفت

فريد.



  

۱۳۹۱ تیر ۹, جمعه

از مخالفت محمد امینی؛ با براندازی ولایت فقیه و محاکمه خامنه ای، تا پختن توهمی به نام آرزوهای محمدعلی شاهی ! بخش اول

.
.ابتدا، به نگرانی آقای محمد امینی از  به زیر کشیده شدن  ولایت فقیه (خامنه ای) بپردازیم  وبینیم واقعن عصبیت و دلگیری ایشان  از آقای سازگارا چه بوده است ؟ وچرا اصولن آقای محمد امینی با براندازی خامنه ای وولایت فقیه مخالفند ؟  وسپس نگاهی گذرا به مقاله اخیر ایشان ، که آروزهای" محمد علی شاهی " نامیده است  بیافکنیم و به بررسی دلایل وانگیزه های انتخاب ترمونولوژیی  چنین سخیف ، برای نقد  شخصیت ، مرام ومنش آقای رضا پهلوی بپردازم. تا در یابیم که پهلوی ستیزی ایشان از کجا نشات می گیرد؟
 در فحوای این بررسی ها به ماجرای اولین آشنایی سیبری خود با آقای محمد امینی ، نیزاشاره ای گذرا خواهم کرد . جالب اینجاست همین نوشته سراپا تهمت ،دروغ وافترای آقای امینی ، می شود محور اصلی هتاکی های  تلویزیون  پارس به آقای رضا پهلوی .
این تی وی که وابسته به فروش تبلیغات مشتریان خود ازداخل وخارج ایران می باشد  ، رو خوانی این مقاله را به  فردی واگذار کرده  که در همان تی وی مشغول به کار است وبرنامه  ساز  تی وی  پارس می باشند.طبق اظهارات همکاران وی، ایشان فردیست ، تندخو وپرخاشگر با نام فامیلی مشیری که بهترین دوست وهممفکر آقای امینی  هستند .آقای مشیری شاغل در تی وی پارس هیچ ارتباطی با شاعر گرانمایه وفرهیخته کشورمان ،زنده یاید فریدون مشیری  ندارد.،همانطور که اغلب نوشته های آقای امینی که ؛  با  لحن بسیار غیر ادیبانه وبازاری به وسیله  آقای مشیری  ،خوانده می شود، این نوشته ایشون هم به همان ترتیب در تلویزون پارس ،چند بار به وسیله ایشون  ،رو خوانی شد ،
متاسفنه دو دهه است که ،جمهوری اسلامی توانسته است اسکلت لرزان خود را به خاطر رواج همین شیوه های ناپسند و مرسوم در اپوزوسیون ،حفظ کند ، بی خود نیست که پس از این  سیاه بازیها به کارگردانی  تلویزیون پارس وبا همکاری مجریان آن آقای محمد امینی ومشیری ، باعث شد تا سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، شادمان از این نوع فرهنگ لجن پراکنی در صفوف مخالفان خود ، مطرح کند ، که ؛اپوزوسیون پنج دقیقه هم نمی تواند اتحاد کند
در چنین شرایطی وقتی  مدیران تلویریون پارس مورد مواخذه گیرند ، که آقا از این طریق پول کلان به جبیب می زنید،نوش جان. ولی چرا ابزاری شده اید در دست مشتریان خود،و اصولن شما به عنوان ایرانی آیا نقشی در رهایی ایران نباید به عهده بگیرید ؟ سریع جوابشان آماده است و ما را محول می کنند  به آزادی بیان.و  اینگونه از زیر بار شانه خاله می کنند و مسولیت و نقش  خود را  به عنوان رسانه پارسی زبان به فراموشی می سپارند
.دقت باید کرد که به هیچ وجه کسی با آزادی بیان وعقیده مخالف نیست ولی نقشی که افرادی مثل همین آقای مشیری ویا در گذشته فرد دیگری به نام سکویی به عهده گرفته اند ربطی به بیان وآزادی آن ندارد.ما در بین صدها رسانه آزاد در این کشورها شاید کمتر از تعداد انگشتان یک دست ، افرادی داشته باشیم با ترمونولوژی مشیری وسکویی.اینها تک هستند وغالب افراد از اینها شاکیند.
 در اینجاست که باید به ابزارها پرداخت وآنها ،در اینجا آقایان مشیری وامینی هستند .سوال من از این دو نفر اینست که در این شرایط خطیر وخطرناک ،چیست کار آقایان مشیری وامینی ؟ آیا باید به این مطالب و با این لحن آب به آسیاب  خامنه ای ریخت.من متاسفم ,که اینهمه گرفتاری ، قتل وعارت  کشور را فرا گرفته   واین آقایان در این شرایط حساس  منطقه وایران ، مشگلشان شده سیستم پهلوی و آقای رضا پهلوی. تا جایی که هر هفته ، چند ساعت برنامه تلویزوین پارس را به آن اختصاص می دهند ،مطمئنم که اگر این گفته ها به عرضشان برسد،سریع توپخانه هردو با شلیک گلوله هایی که به اتهام "سلطنت طلب افراطی" و "دشمنان همیشگی آزادی بیان "ویا" چاپلوسان دفتر رضا پهلوی" و"هواخواه دیکتاتوری پادشاهان پهلوی" آغشته است ،سعی در تخطئه این تمهیدات خواهند کرد .
آقایان ما مردم عادی هستیم، که دل در گرو ایران داریم.ما خواهان همبستگی تمام جریانات سیاسی وتمام ایرانیان هستیم.چرا که بدون این اتحاد ،  نه رژیم به زیر کشیده می شود واگر هم با جنگی خارجی نابود شود.زیر ساختهای کشورمان هم ،از بین می رود.پس برای اینکه بدون حمله خارجی وهر چه سریعتر وبا کمترین هزینه بتوانیم جمهوری اسلامی را تغییر دهیم ،باید بتوانیم همبستگی فراگیر مسلکی وسازمانی را به وجود آوریم
 .در این بین من معتقدم با وجود شخصیتی به مانند  آقای رضا پهاوی در کنار سایر وطنپرستان, که شما آگاهانه در جهت تخریبشان حرکت می کنید ما می توانیم زودتر به آن وفاق ملی دست یابیم.واز این جایگاه است که این ترور شخصیتی را شدیدن محکوم می کنم .
من تا چندی پیش ، که این نوشته های آقای امینی به دستم نرسیده بود ، واقعن فکر می کردم ایشان ار ژیم اسلامی گذشته اند.!! ولی با بررسی مقالات ونوشته های آقای امینی به عنوان ،بهترین دوست آقای مشیری ، پی بردم که من در اشتباه مخض قرار داشتم.برای اینکه غلوی نکرده باشم در پایین گوسه هایی  از نوشته های ایشان را که از منابع موثق استخراج کرده ام درج می کنم
، تا با هم مطالعه  کرده و .در در پایان ، قضاوت را به عهده شما می گذارم

.اندرزهای خطرناک آقای سازگارا » چالشگری / محمد امینی,
آقای سازگارا انگیزه بنیادین نوشته خودرا چنین بیان کرده اند: «هدف: پایین آوردن کودتاچیان از قدرت و محاکمه آن ها». نه شکست کودتا، نه ابطال انتخابات، نه برگزاری انتخابات آزاد؛ بلکه پایین آوردن کودتاچیان از قدرت! برای آگاهی از برداشت ایشان از کودتاچیان هم نیازی به خواندن نوشته های پیشین و یا سخنان ایشان در صدای آمریکا نیست. در همین نوشتار روشن کرده اند که به درستی آقای خامنه ای را رهبر کودتا و کودتاچیان می دانند. پس مراد ایشان از «پایین آوردن کودتاچیان از قدرت و محاکمه آن ها» نیز به این معنی است که ایشان هدف جنبش کنونی مردم را پایین آورن و یا براندازی ولایت فقیه و محاکمه سران کودتا و از جمله آقای خامنه ای می دانند و یا امیدوراند که مردم را به سوی چنین هدفی بکشانند!
آقای سازگارا که تا پیش از شکست سیاسی نیوکان ها، سرنوشت سیاسی خویش را با ایشان رقم زده بودند و درآن هنگام از پروژه دولت بوش در «تحول» سیاسی - نظامی ایران و دولت سازی در تبعید پشتیبانی می کردند، اینک به سان سازمان مجاهدین، سلطنت طلبان افراطی و رادیکال ترین گروه های چپ آسیایی، همان سیاست براندازی را از راه جهت دادن به جنبشی که با شعار ابطال انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد به خیابان آمده و رهبران آن، دونامزد ریاست جمهوری و پیرامونیان ایشان هستند، پیشنهاد می کند!

آقای امینی دارند رک وپوست کنده به آقای سازگارا ایراد می گیرند که چرا خواهان براندازی ولایت فقیه هستند ، توجه کنید سخن از سرنگونی جمهوری اسلامی نیست ، بلکه ایشان حتی راضی به کنار زدن خامنه ای وولایت فقیه هم نیستند و از آن وحشتناکتر ایشان با محاکمه خامنه ای هم مشگل دارند, وتمام اینها را آقای محمد امینی ، زیر نام سکولار دموکراسی به پیش می برند .تـفــو ای چرخ گردون تـفـــو !.
 راستش را بخواهید بعد از مطالعه این اندرز " امینانه" آقای امینی به آقای سازگارا , که گویا  ایشان اندرزهای خطرناک داده اند خندم گرفت.تا جایی که به یاد دارم آقای سازگارا همیشه اعتقاد به آقای موسوی داشتند واز آن طریق تایید قانون اساسی جمهوری اسلامی.ولی دنیای ما امروزه روز دنیای عجیبی شده است که آقای سازگارا می شود رادیکال وافراطی سلطنت طلب,آنهم چون خواسته است که خامنه ای این جنایت کار اصلی در ایران، گورش را گم کند .ومثلن جایش را به یکی دیگر بدهد.و همه چیز سر جایش بماند.آقای امینی  حتا ، با همین تغییر کوچک  هم راضی نیستند وآنرا خطرناک می دانند. ،من فکر نمی کردم آقای دکتر امینی به این حد از "فرهیختگی" سیاسی برسند.
.
 کمی به گذشته برگردیم ، آمده بود تا در شاهراه اطلاعاتی  پالتالک،  سخنرانی کند و در کنار بسیاری دیگر به بحث وتبادل نظر بپردازد..
هنوز در ایران جنبش اعتراضی ومطالباتی شروع نشده بود.در همان روزهایی بود که شورای نگهبان از بین 800 کاندید ریاست جمهوری فقط  به 4 خدمتگذار صدیق جمهوری اسلامی اجازه ایفای نقشی را داده  بود
 دز اطاق انجمن سخن،محل سخنرانی، همه ما با صبر وحوصله بعد از سخنان دیگران به نطق ایشان هم گوش فرا می دادیم چند دقیقه ای از سخنرانی ایشان نگذشته بود که پیامی به ایشان در تکست رساندم ویادآور شدم که با زاویه دید ایشان موافق نیستم ، بسیاری به جای استفاده از میکرفن از تکست برای بیان نظزاتشان استفاده می کنند ،ابزاریست کاملن موٍثر ومجاز .انتقاد بسیار محدود ومختصر من به  آقای امینی خوش نیامد.ایشان ناگهان چنان از کوره در آمد  وبر من غریدند که کم مانده بود جان به جان آفرین تسلیم کنم.این اولین برخورد من با آقای امینی بود.موضوع این برخورد آقای رفسنجانی بود .که ایشان در لفافه وبسیار زیرکانه از رفسنجانی دفاع می کردند ،راستش این دفاع ایشان از رفسنجانی که گویا مردی نیک می باشند  واین مردم نااهل قدر ایشان را نمی دانند(نقل به مضمون)،برمن و تعدادی دیگر گران آمد.وایشان را  مورد نقد قرار دادیم.برای تایید این گفته نقل قولی از آقای امینی مندرج در سایت چالشگر را در زیر می آورم.

.محمد امینی اندرزهای خطرناک آقای سازگارا » چالشگری
...نوشته آقای سازگارا درخود، همسویی با رفتار سازمان مجاهدین است....و یا آن دسته از سلطنت طلبان افراطی که در تظاهرات پشتیبانی در خارج کشور علیه موسوی اعلامیه پخش می کنند، پیشینه اورا به یاد مردم می آورند، به فساد هاشمی رفسنجانی می پردازند و از «توهم» مردم در شرکت در انتخابات سخن می گویند

 ازاین تاریخ به بعد خواستم در جلسات آینده هم ، ایشان را بشنوم تا ببینم اگر واقعن اظهار نظرم بی مورد بوده ومن بر ایشان بی جهت خورده گرفته ام، از ایشان پوزش بخواهم
روزها می گذشت واین سخنرانیها هم ادامه داشت.تا اینکه زمان ، به دوران شعبده بازی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی رسید. روزی متوجه شدیم که ایشان دیگر در اطاق انجمن سخن هم نمی خواهند صحبت کنند,ورفتند با کمک دوستانشان اطاقی جداگانه باز کردند و در آنجا شد  متکلم وحده.بعدها متوجه شدم که بر خلاف دیگران ،ایشان ناراحت سوالاتی بودند که  از وی پرسیده می شد . آقای امینی بیشتر طالب بالای منبر رفتن ونطق کردن بودند تا در بحث وگفتگو و پرسش وپاسخ شرکت کردن
آری آقای امینی در دنیای مجازی ودر قلب دموکراسی جهان منبری ساختند وبر بالای آن قرار گرفتند ودیگر به ما هم اجازه طرح سوالاتمان را ندادند
این روند تا روزهای بیرون آمدن اسامی  آقایان کروبی وموسوی از جعبه انتصاب شورای نگهبان خامنه ای ،ادامه داشت.روزی ار روزها که دیگر نمی دانم در کجا و پای منبر چه کسی بودیم ، ناگهان,بندگان درگاه آقای مشیری وامینی اینجا وآنجا تبلیغ می کردند . واز همه می خواستند که بشتابید،بشتابید وبه همه بگویید که ؛آقای امینی ومشیری قرار است سخنرانی کنند و حتی راه حلهای دست اولی برای نجات ایران آماده و در جیب دارند
بی صبرانه انتظار رسیدن آن روز موعود را می کشیدیم.شبها را به این امید سر بر بالین می گذاشتیم که یک روز دیگر به موعد سخنرانی ایشان نزدیکتر شده ایم آن روز داشت فرا می رسید,بندگان درگاه بر شدت تبلیغاتشان افزوده بودند.نیروی تازه نفس هم به تازگی فرا رسیده بود.واینجا وآنجا مرتب تبلیغ وتبلیغ می کردند وزمان ومکان این سخنرانی را یادآور می شدند.ما دوباره دل تودلمان آرام وقرار نداشت ونگاهی به ساعت وتاریخ افکندیم وآنرا در 2 جا یادداشت نمودیم.
با خود کلنجار می رفتیم ؛ که آیا ما را هم در این سخنرانی شریک خواهند کرد آیا مسولین انتظامات عذر ما را زوذتر نخواهند خواست ؟و.....؛ آیا به ما هم اجازه طرح یک سوال خواهند داد ؟(در رابطه با دموکرات بودن رفسنجانی)  ،غرق در همین افکار واوهام بودم ، که دوباره نیروی  ،تاره نفس با قدرت هرچه تمامتر وبا غرور یک یوزر پالتالکی تبلیغ این سخنرانی را دوباره زد وصحنه میدان روم  را ترک گفت .
به هر روی؛آن روز کذا فرا رسید.اندیشمندان وبزرگواران پالتالک با تبختر هر چه تمام  یک به یک در جایگاههای خود قرار می گرفتند .سلامها ودوردهای آتشین نثار یکدیگر می کردند .خوشبختانه ما را هم تا کنون تحمل کرده بودند وما هم در آن پشتها جایی برای خود پیدا کزده وآرام گرفتیم مدتی نگذشته بود که ناگهان خبر ورود ایشان در شاهراه اینترنتی در فضا طنین افکن شد ؛او آنلاین شده بود بر تپش قلبها افروده گردید ورنگ از رخسارها پرید. گوینده جای خود را به گوینده دیگر داد وورود ایشان به محوطه روم را به اطلاع همگان رساند .بلی آقای امینی ورود نموده بودند ،ای دی(شناسه) سبز رنگ در مقابل شناسه مشگی رنگ من ودیگران به مانند خورشیدی تابان در آن بالا می درخشید وهمه را محسور خود گردانیده بود ، سکوتی عظیم در همه جا حکمفرما شد ، نفس در سینه ها حبس گردید وهمه چشمها  بر شانسه(آی دی) سبزرنگ ایشان دوخته شد.ودوباره گوینده سومی میکرفن را بدست گرفتند واز خصائل نیک ایشان داستانها تعریف نمودند شعری از حافظ دکلمه کردند وسپس جای خود را به گوینده چهارمی ،داد تا ایشان از  جناب امینی  برای ایراد سخن دعوت به عمل آورند. وای چه غوغایی در دلها به پا شد. اطاق  پر شد  ار شور وشوق چه  گلهای سیبری که  به ایشان تقدیم نشد .ایشان در جایگاه همیشگی خود ،بالای منبر آن بالا قرار گرفتند.وپس از مکث طولانی شروع به گفتگو کردند ولی گویی ایشان دل نگران بودند واز موضوعی در رنج !  با رد وبدل شدن چند پیام خصوصی موضوع آشکار گردیده بود ؛ تعداد پامنبرنشینان کم بودند، برای 43 یوزر که ایشان سخنرانی نمی کنند..مریدان درگاه چاره را اندیشیده بودند.ایشان می بایست مشگل فنی پیدا می کردند وبرای مدتی از انظار غیب می شدند تا شاید تعداد شرکت کنندگان کمی بالا رود.به هر روی ایشان مشگل کامپوتری پیدا کردند وبیرون رفتند.اعتراض شروع شد که آقا این چه وضعشه چرا از قبل مشگل فنی را بر طرف نکرده بودید، همینطوری می خواهید ایران را آزاد کنیدو..... البته معترضین  بیشتر از  یکی دو نفر نبودند باقی می دانستند موضوع چیست .  نیم ساعت  دیگر سپری شد وتعدادی به اطاق اظافه شدند وتعدادی هم ترک کردند ودر کمییت روم تغییز چندانی به وجود نیامد بسیاری هم به اعتراض روم را ترگ گفتند.چاره ای نبود وایشان را برگرداندند واز او خواستند سخن گوید وایشان شروع به سخن کردند
از بالا وپایین،از دوران مشروطه وقاجار گفتند وگفتند تا به اصل مطلب برسند؛البته اصلاح طلب دیگری هم قبل از ایشان زمینه سازیها را کرده بودند اقای امینی بعد از آن مقدمه ها گفتند آنچه را که میخواستند،راه حل ایشان همه را مات ومبهوت کرد.به ناگهان سکوتی آزاردهنده مجلس را فرا گرفت ،همه میخکوب شده بودند،دیگر نه از شوخیهای تکستی خبری بود ونه از سلامها ودرودهای همیشگی؛ گویی زمان متوقف شده بود.
همه مانده بودند که چگونه این پیشنهاد به فکر آقایان رسیده است.تو گویی ،این پیشنهاد که برای همان بندگان  درگاه ، کمی نگران کننده بود،وآنها را در خلسه ای آرامبخش فرو برده بود  با سکوتی که همچنان حاکم بود.به مذاق هموطنی خوش نیامد ومخالفت خود  را با لوگویی "متعجب" همراه کرد و در روم زد ، که با عکس العمل سریع،همان بندگان مواجه شد و به جای زبان سرخ که سر سبز دهد به باد،  آن لوگوی "تعجب" زرد رنگ او را قربانی کرد، به هر روی ایشان  بیرون انداخته شد، این عملیات بندگان درگاه با مهارت وشهامت  انقلابی انجام گرفت.بیرون انداختن آن قربانی به بندگان درگاه   ابهتی ویژه بخشیده و بسیار راضی از کاری که برای مخمد امینی انجام می دهند.
پیشنهاد چه بود ؟
پیشنهاد آقای امینی وآن "دانشمند" اصلاحطلب در رکاب ایشان ، این بود ؛ که از آنجایی که هر دوی این آقایان در زمینه های مدیریت اقتصادی ، تاریخی واجتماعی از تجارب فراوانی برخوردارند و دارای تخصصهای ویژه ای هستند وکلی تواناییهای دیگر نیز دارند،تیم آقای کروبی می توانند وظایفی را به آنها محول کنند. خلاصه ورک بخواهیم ترجمه کنیم آنها به آقای کروبی و موسوی !  پیشنهاد داده بودند ، تا در کابینه فرا رو  شغلی برایشان در نظر گیرند (آرشیوصدا) دقت کنید که تازه آغاز معرفی کروبی وموسوی به عنوان "کاندید" ریاست جمهوری اسلامی در ایران بود وبا روندی که این انتصابات در پیش گرفت ، دیدیم که چه سرانجامی داشت.این دو ولی زودتر به فکر افتاده بودند. وطوری عاجزانه از کاندید شورای نگهبان جنتی ، تمنای شغل می کردند که فکر کنم اگر آقای موسوی به این دو،  مسئولیت دربانی باغ  منزل ،  را هم پیشنهاد می داد بی تردید آنها آنرا با احترامات فائقه  می پذیرفتند.اینها  در این مجلس  ، آنچنان از سفرهای طولانی خود به کنفرانسهای گوناگون دولتی دراقصا نقاط عالم سخن می گفتند که گویی  وزارت اقتصاد آمریکا را سالها اداره می کردند،  وتمام این مباحٍ   به این دلیل بود که برای آقای کروبی از طریق پال تجارب خود را مستند کنند ، تا مبادا آقای کروبی قبل از تشکیل کابینه خود که نه به بار بود ونه به دار ؛ وزرای دولتی خود را تعیین کند و اینها را از قلم بیندازد، عجیبند انسانها

آری این  قبیل "روشنفکران" فقط به خود می اندیشند، اینها درد آن جوان ایرانی که برای گذران رندگی باید کلیه اش را بفروشد ،ندارند.اینها تنها کالایشان که همان حرافی و زبان  بازیست فقط برای خود ودر دکان خود  به فروش می رسانند وبرایشان هم فرقی نمی کند که مردم در چه وضعیت فلاکت باری به سر می برند. مشگل اینها مشگل آن جوان وبلاگنویسی نیست که به خاطر دستگیری واسارتش ، پدر بی گناهش  را به گروگان می گیرند ، واز او می خواهند که اگر خواهان آزادی پدرش هست باید خودش را معرفی کند ،وچه بسا نه پدر آزاد شود و اورا هم زندانی کنند.
 من باور نمی کنم که درد امینیها، درد آن کارگر بیکاری باشد که فرزند خرد سالش مجبور است برای کمک به خوانواده اش  روزی 12 ساعت بادکنک وآدامس بفروشد. این قبیل "روشنفکران" که 33 سال پیش ، با بلاهت سیاسی وائدولوژیک خود ، کشور را به  ورطه فلاکت  و ورشستگی کشانده اند ، زمانی مائویست می شوند وبر خود نام ممد لنین می گذارند، و زمانی اصلاح طلب وجبهه ای ، و اگر زمان هم روزی روزگاری اقتضا کند ، در همین حکومت سنگسار وکهریزک هم به اجرای نقش بپردازند. اینها ،فقط به فکر دوختن کلاهی از آن نمد آغشته به خون جوانان این مرز وبوم هستند

در ایران این کشور خمینی زده وبخصوص بعد ار جنبش سبز بسیاری از این فرصت طلبان به خاطر عدم ثبات در جایگاه سیاسی خود ،  مرتب از این ور به آن ور پرت می شوند. یکی از بهترین نمونه های این پدیده منفی همین آقای محمد امینیست .ایشان نه تنها با پیشنهادات مشعشع خود کاملن صف خود را از مردم جدا کردند ودر جبهه جمهوری اسلامی قرا داشتند ویا قرار گرفتند بلکه با نوشتن مغالطه اخیرش به نام "آرزوهای محمد علی شاهی"از نظز ادبیات سیاسی هم خود را شهره عام وخاص کردند.در پایین نقل قولی دیگر از آقای محمد امینی را با هم مطالعه کنیم.

.محمد امینی اندرزهای خطرناک آقای سازگارا » چالشگری
جنبش کنونی ایران، جنبش براندازی جمهوری اسلامی نیست و نباید چنین توهمی را در میان مردم ایجاد کرد. نسخه پیچی های راهکاری برپایه چنین توهمی، به پیروزی مبارزه ای که برای دستیابی به رفرم های اساسی و ماندگار در نظام انتخاباتی در جریان است، به شدت زیان خواهد رساند
ویا آنجایی که به شاهراده رضا پهلوی ایراد می گیرند که چرا می خواهید جمهوری اسلامی را براندازید،
می نویسد.

.گویا نیوز
شاهزاده ای ديگر، پس از چندسالی .... شرم و آزرم را يکسر به کنار نهاده است و نه تنها خويشتن را «پادشاه قانونی ايران» خوانده، که در سودای براندازی جمهوری اسلامی .... زبان گشوده وچشم .......دوخته است.

ادامه دارد..

فرید.

آرزوهای محمدعلی شاهی
http://www.jomhourikhahi.com/2012/06/iran-kingship-dream.html